دلتنگیهای من ...

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

  عزیزم از تو چه پنهان بهار در راه است   
     
  بهار با نفس مشکبار در راه است   
     
  خبر دهید به دل خستگان تشنه مهر  
     
  شراب عاطفه ای خوشگوار در راه است  
     
  قسم نمی خورم اما به جان منتظران   
     
  چراغ روشن آن انتظار در راه است   
     
  اگر نه جمعه حاضر که جمعه ای دیگر  
     
   امید زمزمه دار سوار در راه است   
Senior Member
Senior Member
پست: 168
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۴:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 333 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط پارسا »

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویت

زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک
مهدیا، کعبه شد از تاب تو بی تاب،بتاب
.....................................................

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند هر یوسفی یوسف زهرا نمی شود
سلامتی امام زمان صلوات
Senior Member
Senior Member
پست: 168
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۴:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 333 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط پارسا »

هر کس به تماشایی رفته است به صحرایی


ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
مهدیا، کعبه شد از تاب تو بی تاب،بتاب
.....................................................

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند هر یوسفی یوسف زهرا نمی شود
سلامتی امام زمان صلوات
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

 تصویر 






 باز هم جمعه شد و غصه ی من تکرار شد  

  درد این بی خبری بی حد و اندازه شد  

 باز هم جمعه شد و چشم به ره ماندم  

  باز از دوری تو خسته و درمانده شدم  

 باز هم جمعه شد و از تو خبری نشنیدم 

  باز از این بی خبری های دلم نالیدم  

 باز هم درد فراقت کمرم را خم کرد  

  باز دوری تو چشمان مرا پر نم کرد  

 باز هم جمعه شد و چشم به در منتظرم 

  شاید آورد صبا از مه رویت خبرم 



 تصویر 
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

گفتند ستاره را نمی توان چید

و آنانکه باور کردند برای چیدن ستاره دستی دراز نکردند

اما باور کن

من به سوی زیباترین و دورترین ستاره دست دراز کردم .......

هرچند دستانم تهی ماند

اما چشمانم لبریز ستاره شد !
Senior Member
Senior Member
پست: 168
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۴:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 333 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط پارسا »

بر اسب سحر سوار خواهد آمد

[COLOR=#953734] از پشت مه و غبار خواهد آمد 

[COLOR=#366092] وقتی برسد به خانه ای در دل من 

  آمدنش بهار خواهد آمد 
مهدیا، کعبه شد از تاب تو بی تاب،بتاب
.....................................................

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند هر یوسفی یوسف زهرا نمی شود
سلامتی امام زمان صلوات
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »


  یا صاحب الزمان  


خوشا آنانکه رخسار تو بینند

سخن با تو کنند با تو نشینند

کنار بوستان وصلت آیند

زگلزار جمالت گل بچینند
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

 یا صاحب الزمان  
   



ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد

ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت

ویرانه دل ماست که هر جمعه به شوقت

صدد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

اسیر نفسم و نفسم مرا امان نمی دهد

برای توبه نمودن به من زمان ندهد

خدا کند که خدا نامه ی بد مرا

ببخشد و به امام زمان نشان ندهد
New Member
New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: جمعه ۲ اسفند ۱۳۸۷, ۸:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط مشکات »

آقا نکند آمدنت بسته به این رفتن ماست.
ارسال پست

بازگشت به “شعر”