دلتنگیهای من ...

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

دلتنگیهای من ...

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ المهدی [SIZE=85]عج  




 زمستان خسته شد از بي بهاري 
   
 
جهان مي لرزد از اين بي قراري 
   
 
گمانم جمعه اي باقي نمانده 
   
 
خدايا تا به كي چشم انتظاري  
   
   
 تصویر تصویر تصویر 
   
   
   
 فقط دليل جدايي ز تو  گناه من   
   
 
ثمر از اين همه غفلت  دل سياه من   
   
 
هميشه ذكر تو را من  به روي لب   
   
 
كه نام تو گل زهرا دليل  راه من   
   
   
   
 تصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویر 
   
   
   
   
   
   
تصویر
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم ربّ المهدی[SUP] (عج)[/SUP]  


چه روزها که يک به يک غروب شد نيامدي 
   
 چه اشکها که در گلو رسوب شد  
   
   
 غروب آتشين سخن تبر به دوش بت شکن 
   
 خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي 
   
   
 براي ما که خسته ايم و دل شکسته ايم نه 
   
 ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي 
   
   
 تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام 
   
 دوباره صبح، ظهر، عصر، نه غروب شد نيامدي 
   
   
   
   
 تصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویرتصویر  
 
تصویر
Commander
Commander
پست: 2503
تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7581 بار
سپاس‌های دریافتی: 6236 بار
تماس:

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط مائده آسمانی »

 بسم الله الرحمن الرحیم    

 تصویر

 
    گفتم :شبي به مهدي ، بردي دلم ز دستم       من منتظر به راهت، شب تا سحر نشستم    
تصویرتصویرتصویر 

    گفتا :چکار بهتر از انتظار جانان   
    من راه وصل خود را بر روي تو نبستم     
تصویرتصویرتصویر 

    گفتم:دلم ندارد بي تو قرار و ارام   
    من عُقده دلم را امشب دگر گسستم    
 تصویرتصویرتصویر  
    گفتا:حجاب وصلم باشد هواي نفست       گر نفس را شکستي،دستت رسد به دستم   
 تصویرتصویرتصویر 
   گفتم :ببخش جُرمم اي رحمت الهي      شرمنده تو بودم ،شرمنده تو هستم   
 تصویرتصویرتصویر 
    گفتا :هزار نوبت از جُرم تو گذشتم       پرونده تو ديدم ،چشمان خود ببستم   
 تصویرتصویرتصویر 
   گفتم:که عاشقان را جز تو کسي نباشد      چون تير از کمان هر آشنا بجستم   
 تصویرتصویرتصویر 
    گفتا:مباش نوميد از خانه اُميدم       من کي دل ِمحبّ شرمنده را شکستم؟          تصویر       
تصویر
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

 یا صاحب الزمان  
   
   
 برای دیدنت جز نیمه جانی  
   
 که بر لب امده چیزی ندارم 
   
 از این دنیا فراقت کرده پیرم  
   
 از ان ترسم به هجرانت بمیرم  
   
 اگر خواهی نباشی همدم من  
   
 به دام خود چرا کردی اسیرم ؟ 
   
 گدایان بر سر راهت نشستند  
   
 همه بر لطف تو محتاج هستند  
   
 تو هم یک گوشه چشمی کن به انان  
   
 به تو پیوسته و از غیرت گسستند  
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

دیشب دوباره خواب دیدم

دنیا چنان یک بوستان شد

بر قلب پر اندوه مردم

شادی دوباره مهمان شد

دیشب دوباره خواب دیدم

پروانه ها را پونه ها را

در خواب دیدم می دوم من

بو می کشم بابونه ها را

دیشب دوباره خواب می دیدم

آقایمان مهدی رسیده

دیدم که ایران لاله زار است

رنگ از رخ دشمن پریده

وقتی برای مادر امروز

تعریف کردم خواب خود را

آرام مادر گریه می کرد

می گفت العجل یابن الزهرا
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

باز امشب هوس گریه پنهان دارم میل شبگردی در کوچه باران دارم

حال من حال نماز است و دو دستم خالی راه من دراز است و دو دستم خالی

شب و باران و نماز است و صفا پیدا نیست کدخدایان همه هستند و خدا اینجا نیست

امشب از خود به در آییم و صفایی بکنیم دست اخلاص بر اریم و دعایی بکنیم

آی خورشید! برادر نفسی با من باش ظلمات است برآ در نفسم روشن باش

از سر مهر بر آ و نظری در من کن حال و روز من و این طایفه را روشن کن

بگذارید که فتوی بدهم تضمینی کفر محض است اگر از قصر براید دینی
Senior Member
Senior Member
پست: 168
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۴:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 333 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط پارسا »

  گرچه پنهان زنظر چهره ی زیبای تو نیست 


چه کنم؟دیده ی من لایق دیدار تو نیست
مهدیا، کعبه شد از تاب تو بی تاب،بتاب
.....................................................

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند هر یوسفی یوسف زهرا نمی شود
سلامتی امام زمان صلوات
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

 جمعه ها را می شمارم تا بیایی 
   
 روز و شب در انتظارم تا بیایی 
   
 از غم این روزگار سرد و خاموش 
   
 یک دل رنجیده دارم تا تو بیایی 
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »

کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم

گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم

می نویسم روی هر گل نام زیبای تو را

تا که شاید این جمعه ملاقاتت کنم

هر سحر بایاد تو در گریه ام می خوانمت

تا به کی از سوز دل ناله ز هجرانت کنم

هر دم از نو می شمارم عقده های خویش را

تا به کی از پشت در اهسته نجوایت کنم

بی قرارم مهدیا از بهر دیدار رخت

تا به کی از مادرت زهرا تمنایت کنم
Bronze
Bronze
پست: 315
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ دی ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1643 بار
سپاس‌های دریافتی: 1131 بار

Re: دلتنگیهای من ...

پست توسط mahdieh »


  و بر دل ما کن نگاه مهدی جان

بیا که خسته شدم از گناه مهدی جان


دلم ز عشقت ببین چه می سوزد

بود شراره اشکم گواه مهدی جان

 

ارسال پست

بازگشت به “شعر”