به ودیعه نهادن تفسير قرآن و سنّت ، نزد 12 وصیّ پیامبر (ص)

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

Re: به ودیعه نهادن تفسير قرآن و سنّت ، نزد 12 وصیّ پیامبر (ص)

پست توسط محدثه »

.



ب ) امام محمّد باقر (عليه‏السلام)


ــ در كافى ، اعلام الورى ، بصائر الدّرجات و بحار الأنوار از قول عيسى بن عبداللّه‏ (28) ، از پدرش ، از جدّش چنين آمده است :
  • در بستر مرگ ، امام سجّاد علىّ بن الحسين عليه‏السلام به فرزندانش كه پيرامون او گرد آمده بودند ، نظرى افكند .

    سپس چشم به فرزندش محمّد بن على (امام باقر عليه‏السلام) انداخت و فرمود : «محمّد! اين صندوق را بگير وبه خانه خود ببر» .

    سپس امام به سخن خود ادامه داد و فرمود :

    در اين صندوق به هيچ عنوان دينار و درهمى وجود ندارد ، بلكه آكنده از علوم است .
(29)







ــ همچنين در بصائر الدّرجات و بحار الأنوار ، از همين عيسى بن عبداللّه‏ روايت شده است كه امام صادق عليه‏السلام فرمود :
  • پيش از آنكه علىّ بن الحسين بدرود حيات گويد سبد يا صندوق را حاضر كرده به فرزندش فرمود :

    محمّد! اين صندوق را ببر . او نيز صندوق را توسّط چهار نفر حمل نمود و برد .

    چون امام سجّاد درگذشت ، عموهايم براى گرفتن سهم خود از محتويات آن صندوق به پدرم مراجعه كرده گفتند : بهره ما را از آن صندوق بپرداز .

    امام باقر در پاسخ آنها فرمود : به خدا قسم كه شما را نصيبى در آن نيست . اگر شما را بهره‏اى در آن مى‏بود ، آن را [پدرم] به من تحويل نمى‏داد .

    [سپس امام صادق عليه‏السلام اضافه كرده مى‏فرمايد :] در آن صندوق سلاح رسول خدا و كتاب‏هاى او قرار داشت . (30)









ج ) امام صادق (عليه‏السلام )



در بصائر الدّرجات از قول زراره (31) آمده است كه امام صادق عليه‏السلام فرمود :

« هنوز امام باقر (ع) حيات داشت كه آن مواريث و كتب به من منتقل شد . » (32)






_________________________

28 . عيسى بن عبداللّه‏ بن عمر بن علىّ بن ابى طالب كه به او هاشمى مى‏گفتند ، از اصحاب امام صادق عليه‏السلام بوده و احاديث بسيارى از آن حضرت روايت كرده است . قاموس الرّجال : ج 7 ص 275 ـ 276 .
29 . الكافى : ج 1 ص 305 ح 2 ؛ اعلام الورى : ص 260 ؛ بصائر الدّرجات : ص 44 ؛ بحارالأنوار : ج 46 ص 229 ؛ الوافى :
ج 2 ص 83 .
30 . الكافى : ج 1 ص 305 ح 1 ؛ الوافى : ج 2 ص 82 ، بصائر الدّرجات : ص 165 ؛ اعلام الورى : ص 260 ؛ بحارالأنوار :
ج 46 ص 229 .
31 . زراره ابوالحسن ونام او عبدربه ، فرزند اعين ، آزادكرده بنى شيبان كوفى بوده و از امام صادق عليه‏السلام حديث
روايت كرده است . وى در سال 150 ق وفات نموده است . قاموس الرّجال : ج 4 ص 154 .
32 . بصائر الدّرجات : ص 158 ، 180 ، 181 و 186 .
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

Re: به ودیعه نهادن تفسير قرآن و سنّت ، نزد 12 وصیّ پیامبر (ص)

پست توسط محدثه »

.



امام موسى بن جعفر (عليه السلام)

در كتاب غيبت نعمانى و بحار الأنوار از قول حماد صائغ آمده است كه گفت :



در آن مجلسى كه مفضّل بن عمر مسائلى را از ابو عبداللّه‏ ، امام صادق (عليه‏السلام) مى‏پرسيد ، حاضر بودم ...

در اين هنگام امام كاظم عليه‏السلام وارد شد . امام صادق عليه‏السلام رو به مفضّل كرده پرسيد :

« دوستى دارى كه مالك كتاب على [بعد از من] را ببينى؟ »

مفضّل پاسخ داد : چه از اين بالاتر و بهتر!

امام به امام كاظم اشاره كرده فرمود : « اين وارث و مالك كتاب على است » . (33)









امام رضا (عليه‏السلام)


در كافى ، ارشاد مفيد ، غيبت شيخ طوسى و بحار الأنوار از امام كاظم عليه‏السلام روايت مى‏كنند كه فرمود :


فرزندم على بزرگ‏ترين فرزند من ، و نيك‏ترين آنان در نظر من ، و محبوب‏ترين ايشان براى من مى‏باشد .

او در كنار من به كتاب جفر نگاه مى‏كند كه هيچ كس جز پيامبر يا وصىّ پيامبر بدان نظر نكرده است . (34)








___________________________

33 . الغيبة ، نعمانى : ص 177 ، بحارالأنوار : ج 48 ص 22 ح 34 .
34 . الكافى : ج 1 ص 311 ؛ الارشاد ، مفيد : ص 285 ؛ الغيبت ، طوسى : ص 28 ؛ الوافى : ج 2 ص 83 . و نيز رجوع كنيد
به : بصائر الدّرجات : ص 164 ح 7 تا 9 .
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

Re: به ودیعه نهادن تفسير قرآن و سنّت ، نزد 12 وصیّ پیامبر (ص)

پست توسط محدثه »

.

مراجعه امامان مكتب اهل بيت (عليهم‏السلام ) به « جامعه »




نخستين امامى كه به كتاب اميرالمؤمنين (عليه‏السلام) اشاره كرده و از آن سخن گفته است ، امام علىّ بن الحسين زين العابدين عليه‏السلام مى‏باشد .

اين مطلب در كتب كافى ، من لا يحضره الفقيه ، تهذيب ، معانى الاخبار و وسائل آمده است . ما آن را از كتاب كافى نقل مى‏كنيم .




ــ از ابان بن تغلب (35) روايت شده كه گفت :

از علىّ بن الحسين عليه السلام در مورد كسى سؤال شد كه درباره مقدارى از مال خود وصيّت كرده بود .

(يعنى به طور مبهم وصيّت كرده بود كه قدرى از مال مرا به فلان مصرف برسانيد ، ولى مقدار آن را مشخص نكرده و عبارتى مانند « شى‏ءٌ مِن مالى » به كار برده بود) .

آن حضرت در پاسخ فرمود :

«شى‏ء» در كتاب امام على يك ششم محسوب مى‏شود . (36)







ــ و نيز در كتاب‏هاى خصال ، عقاب الأعمال و وسائل الشّيعه ، از امام باقر عليه‏السلام روايت شده است كه فرمود :


در كتاب على آمده است : سه خصلت است كه دارنده آن نمى‏ميرد مگر اينكه وبال و زيان آنها را در ايّام حيات خود ببيند . آنها عبارتند از :

سركشى ، بريدن از بستگان و خويشاوندان و سوگند دروغ » . (37)





ــ امام صادق عليه‏السلام نيز در مورد اثبات اوّل ماه با رؤيت هلال به كتاب اميرالمؤمنين اشاره فرموده است . (38)

به جز مواردى كه ذكر شد ، ما سى و نه مورد ديگر از روايت‏هايى كه در آنها دو امام بزرگوار ، امام باقر و امام صادق عليهماالسلام ،

از كتاب اميرالمؤمنين على عليه‏السلام سخن گفته‏اند ، به دست آورده‏ايم . (39)






گذشته از اينها مواردى نيز بوده است كه همين دو امام بزرگوار عين كتاب اميرالمؤمنين را بيرون آورده متن آن را براى برخى از اصحاب خود

چون زراره ، محمّد بن مسلم (40)، عمر بن اذينه (41) ، ابو بصير ، ابن بكير (42) ، عبدالملك بن اعين (43) و معتب (4) خوانده‏اند .
(45)





گاهى نيز ديده شده است كه امام باقر و امام صادق عليهماالسلام كتاب اميرالمؤمنين را در برابر پيروان مكتب خلفا گشوده و مطالبى از آن را به ايشان نشان داده‏اند .


حديث زير مبيّن همين مطلب است . نجاشى روايت كرده است :

عذافر صيرفى (46) در معيّت حكم بن عتيبه (47) به خدمت امام باقر عليه‏السلام رسيدند . حكم آغاز سخن كرد و مسائلى را مطرح ساخت

و امام با اينكه ديدار حكم را خوش نداشت ، او را پاسخ مى‏داد تا اينكه در مسأله‏اى بينشان اختلاف نظر افتاد [و حكم پاسخ امام را نپذيرفت] .

در اين هنگام امام باقر رو به فرزند خود كرده فرمود : « پسرم برخيز و آن كتاب [على عليه‏السلام] را بياور » .

فرزند امام فرمان برد و كتابى بزرگ كه طوماروار روى هم پيچيده شده بود ، پيش روى آن حضرت نهاد .

امام آن را گشود و به جستجوى مسأله مورد بحث پرداخت تا آن را يافت .

سپس فرمود : « اين املاى رسول خدا و خطّ على است » .

سپس رو به حكم كرده فرمود :

اى ابو احمد! تو و سلمه (48) و ابوالمقدام (49) ، به هر طرف كه مى‏خواهيد ، به شرق و به غرب برويد ، كه به خدا سوگند علمى از اين مطمئن‏تر

كه نزد ما خانواده است و جبرئيل بر ما فرود آورده ، نزد هيچ كس ديگر نخواهيد يافت . (50)








دوازده امام اهل بيت عليهم‏السلام گاه مى‏شد كه حكم مسأله‏اى را از كتاب امام عليّ بن ابیطالب عليه‏السلام مى‏گفتند و به كتاب امام تصريح مى‏كردند

و گاه نيز همان حكم را بدون اينكه نامى از اين كتاب ببرند ، بيان مى‏داشتند كه علامه بزرگوار سید مرتضی عسکری (ره)

اين مطلب را در كتاب معالم المدرستين (51) شرح داده‏ايم .




[HIGHLIGHT=#ffff00]  همين روست كه تمامى احاديث ائمّه عليهم‏السلام را سندى واحد است ،

و احاديث آنها با هم از يك ريشه برخاسته ، و از يگانگى كامل با هم برخوردارند . 
 







هشام بن سالم (52) ، حماد بن عثمان (53) و ديگران روايت كرده‏اند كه ابوعبداللّه‏ امام صادق عليه‏السلام فرمود :


 [HIGHLIGHT=#ffff00]
حديث من ، حديث پدرم مى‏باشد ؛ و حديث پدرم ، حديث جدّم ؛ و حديث جدّم ، همان حديث حسين است .

و حديث حسين ، حديث حسن است ؛ و حديث حسن ، حديث اميرالمؤمنين ؛

و حديث اميرالمؤمنين ؛ حديث رسول خدا ؛

و حديث رسول خدا ، سخن خداى عز و جل مى‏باشد .
 (54) 







ــ به همين جهت بود كه امام باقر عليه‏السلام در پاسخ جابر بن عبداللّه‏ ـ كه به حضرتش گفته بود :

هر وقت برايم حديثى بيان مى‏فرماييد ، اسناد آن را هم برايم بگوييد ـ فرمود :

پدرم ، از جدّم ، از رسول خدا ، از جبرئيل ، از جانب خداى عز و جل برايم چنين حديث كرد . و هر حديثى كه من براى تو مى‏گويم ، داراى همين اسناد است . (55)




ــ از همين روى بود كه ابو عبداللّه‏ امام صادق عليه‏السلام به «حفص بن بخترى» (56) فرمود :

آنچه از من شنيده‏اى مى‏توانى آن را از جانب پدرم روايت كنى . و آنچه را كه از من شنيده‏اى مُجازى از جانب رسول خدا روايت كنى . (57)




شاعر در همين زمينه چه نيكو سروده است :


 فوال أناسا قولهم وحديثهم .................. روى جدّنا عن جبرئيل عن البارى  
 پس دوستى و پيروى كسانى را پيشه كن كه گفتار و حديث آنان چنين است : جدّ ما ، از جبرئيل ، از خداوند متعال روايت كرده است . 


 تا اينجا مشخّص ساختيم كه ائمّه اهل بيت عليهم‏السلام عملاً چگونه امّت اسلامى را آگاه مى‏ساختند

كه ايشان وارثان پيامبر در علوم و معارف اسلامى هستند ،

و اين علوم را حضرت على عليه‏السلام به خطّ خود و املاى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در كتابى ويژه مدوّن ساخته است.
 






_____________________________

35. ابان بن تغلب بن رياح ، ابو سعيد بكرى از موالى بنى جرير است كه از امامانى چون حضرت سجّاد و
حضرت باقر و حضرت صادق عليهماالسلام روايت كرده است . او به كسانى كه در مورد روايت احاديث امام صادق عليه‏السلام ، وى را سرزنش مى‏كردند گفته است : چه طور به خود اجازه مى‏دهيد مرا از روايت احاديث مردى سرزنش كنيد كه از او سؤالى نكردم مگر اينكه در پاسخ فرمود :رسول خدا فرمود ... .
36. الكافى : ج 7 ص 40 ح 1 ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 4 ص 151 ؛ معانى الأخبار : ص 217 ؛ تهذيب الأحكام : ج 9 ص 211 ح 835 ؛ وسائل الشّيعة : ج 13 ص 450 ح 1 .
37. الخصال : ص 124 ؛ عقاب الأعمال : ص 261 ؛ وسائل الشّيعة : ج 16 ص 119 .
38. الاستبصار : ج 3 ص 64 ؛ وسائل الشّيعة : ج 7 ص 184 .
39. رجوع كنيد به : معالم المدرستين : ج 2 ص 336 ـ 339 .
40. ابوجعفر اوقص ، محمّد بن مسلم بن رياح طحان ، از امام باقر عليه‏السلام روايت كرده و مؤلّف كتاب «اربع مائة مسألة فى ابواب الحلال والحرام» بوده است . وفاتش در سال 150 هجرى است . قاموس الرّجال : ج 8 ص 378
41. مى‏گويند نامش محمّد بن عمر بن اذينه بوده كه نام پدرش بر نام خودش پيشى گرفته است . وى از اصحاب امام صادق عليه‏السلامبوده است . معجم رجال الحديث : ج 13 ص 21
42 . ابن بكير ، ابوعلى عبداللّه‏ بن بكير بن اعين شيبانى است . از ثقات مى‏باشد و از امام صادق عليه‏السلام روايت كرده است . قاموس الرّجال : ج 6 ص 181 .
43 . عبدالملك بن اعين ، ابوفراس شيبانى است كه از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام روايت كرده و در زمان امام صادق از دنيا رفته است قاموس الرّجال : ج 6 ص 181 .
44 . معتب آزاد كرده امام صادق عليه‏السلام است . منصور دوانيقى ، خليفه عبّاسى فرمان داد تا او را هزار تازيانه بزنند كه بر اثر آن درگذشت . قاموس الرّجال : ج 9 ص 47
45 . براى ملاحظه روايات مربوطه رجوع كنيد به : معالم المدرستين : ج 2 ص 339 ـ 343 .
46 . عذافر بن عيسى خزاعى صيرفى است كه از امام جعفر صادق عليه‏السلام روايت كرده است . قاموس الرّجال : ج 6 ص 295
47 . حكم بن عتيبه كوفى است كه از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام روايت نقل كرده است . حكم به سال 113 يا 114 يا 115ه .ق در سنّ شصت و چند سالگى درگذشت . اصحاب صحاح در مكتب خلفا احاديث او را آورده‏اند . قاموس الرّجال : ج 3 ص 375 ، تهذيب الأحكام : ج 1 ص 292 .
48 . سلمة بن كهيل ، ابويحيى حضرمى كوفى است . امام باقر و امام صادق عليهماالسلام را درك كرده است . قاموس الرّجال : ج 4 ص 439 .
49 . ابوالمقدام ، ثابت بن هرمز آهنگر پارسى است . امام باقر و امام صادق عليهماالسلام را درك كرده است . او و سلمه از «بتريه» بودند كه مردم را به ولايت على عليه‏السلام دعوت مى‏كردند ، در حالى كه امامت ابوبكر و عمر را نيز قبول داشتند و عثمان و طلحه و زبير و عايشه را دشمن مى‏داشتند . اينها معتقد به خروج با اولاد علىّ بن ابى طالب عليه‏السلام بودند و در اين راه امر به معروف و نهى از منكر هم مى‏كردند ، و هر كدام از اولاد على عليه‏السلام را كه بر حاكم زمان مى‏شوريد و خروج مى‏كرد ، امام مى‏دانستند . قاموس الرّجال : ج 2 ص 287 ح 289 .
50 . رجال النجاشى : ص 279 .
51. معالم المدرستين : ج 2 ص 344 .
52 . هشام بن سالم ، ابومحمّد جواليقى كوفى است . از امام صادق عليه‏السلام روايت كرده و كتابى نيز تأليف نموده است . قاموس الرّجال : ج 9 ص 357 .
53 . حماد بن عثمان فزارى از امام صادق و امام كاظم و امام رضا عليهم‏السلام روايت كرده است . قاموس الرّجال : ج 3 ص 397 .
54 . الكافى : ج 1 ص 53 ؛ ارشاد ، مفيد : ص 257 .
55 . امالى المفيد : ص 26 .
56 . حفص بن بخترى بغدادى ، در اصل كوفى ، از جمله اشخاصى است كه از امام جعفر صادق عليه‏السلام روايت كرده است و داراى كتابى نيز مى‏باشد . قاموس الرّجال : ج 3 ص 355
57 . وسائل الشّيعة : ج 3 ص 380 ح 86 .
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

Re: به ودیعه نهادن تفسير قرآن و سنّت ، نزد 12 وصیّ پیامبر (ص)

پست توسط محدثه »

.

 « سرگذشت حديث در مكتب خلفا » 


در برابر اين همه محكم‏كارى‏ها در مكتب اهل بيت عليهم‏السلام ، مسأله مدارك حديث پيامبر در مكتب خلفا به قرار ذيل است :


در مكتب خلفا نوشتن حديث پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تا زمان « عمر بن عبدالعزيز » ممنوع بود ،

امّا به دستور اين خليفه اين امرِ حرام ، حلال شد .

بنا بر اين ، در ابتداى قرن دوم هجرى پيروان مكتب خلفا تدوين حديث را شروع كردند .

پس آنچه به نام حديث پيامبر در آغاز قرن دوم هجرى نزد پيروان مكتب خلفا وجود داشت ، احاديثى بود كه با چند واسطه از پيامبر به ايشان رسيده بود .


بنابر نظر محدّثان ، حديث در مدّت يك قرن توسّط چهار طبقه از روات روايت مى‏شود .

مثلاً چنانچه در آن زمان كه « عمر بن عبدالعزيز » ـ كه در سال 101 هجرى وفات كرده ـ حديثى را از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت كند ،

در اين مورد ، سلسله سند حديث مى‏توانست چنين باشد :


1 . عمر مى‏توانست آن حديث را از پدرش عبدالعزيز بن مروان روايت كند .

2 . عبدالعزيز بن مروان مى‏توانست حديث را از پدرش مروان بن حكم روايت كند .

3 . مروان بن حكم كه در زمان پيامبر طفلى شيرخوار بوده ، مى‏توانست آن حديث را از پدرش حكم بن ابى العاص روايت كند .

4 . حكم بن ابى العاص كه حضور پيامبر را در بزرگسالى درك كرده بود مى‏توانست حديث را از پيامبر روايت نمايد .


بنابراين، در مثال مذكور، آن حديث با چهار واسطه از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت شده است.

در اين صورت ، حديثى كه در طول صد سال با چهار واسطه از زبانى به گوشى برسد ، تا چه اندازه‏اى قابل اعتماد است!؟




اينك دليلى روشن از مكتب خلفا برگفته خود مى‏آوريم :

ذهبى و ابن كثير از « بشير بن سعد » روايت مى‏كنند كه مى‏گفت :

« از خدا بترسيد و خوددار باشيد در روايت كردن حديث!

به خدا قسم ، من خود كسانى را ديدم كه با هم در مجلس ابوهريره مى‏نشستيم و

ابوهريره از پيامبر و همچنين كعب‏الاحبار حديث روايت مى‏كرد ، سپس بر مى‏خاست .

من خود مى‏شنيدم از بعضى كسانى كه با ما در مجلس ابوهريره بودند ، روايت‏هايى را كه ابوهريره از پيامبر روايت كرده بود ،

به كعب نسبت داده آن روايت را از كعب روايت مى‏كردند ،

و رواياتى را كه ابوهريره از كعب روايت كرده بود ، به پيامبر نسبت داده از او روايت مى‏كردند . »
(58)






ناگفته نمانَد آنچه تا بدين جا بيان شد ، درباره احاديثى مى‏باشد كه در زمان معاويه جعل نشده ، و يا آنكه به سود خلفا دست‏كارى نگشته است ؛

چنان كه در كتاب «نقش عايشه در تاريخ اسلام» به خصوص فصل « با معاويه» و نيز در دروس دیگر کتاب « نقش ائمه در احیاء دین »

تألیف علامه سید مرتضی عسکری (ره) به آن اشاره شده است .



_________________________

58 . سير اعلام النبلاء : ج 2 ص 436 ؛ الكامل فى التاريخ ، ابن كثير : ج 8 ص 109 ، شرح حال ابوهريره . الفاظ اين حديث مطابق نقل ابن كثير مى‏باشد . رجوع كنيد به : تفسير ابن كثير : ج 3 ص 104 ـ 105 .
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

Re: به ودیعه نهادن تفسير قرآن و سنّت ، نزد 12 وصیّ پیامبر (ص)

پست توسط محدثه »

.
 « سخن آخر » 



اگر هيچ دليلى جز آنچه در اين بحث بيان شد ـ كه پيامبر همه علوم و معارف اسلامى را به دوازده وصىّ خود كتبا تسليم نموده است ـ در دست نداشته باشيم ،

باز هم مسلمانان و به طور كلّى همه كسانى كه بخواهند تفسير قرآن و سنّت ، يعنى عقايد و احكام اسلام را از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بياموزند ،

چاره‏اى ندارند جز آنكه به دوازده وصىّ آن حضرت مراجعه كنند و عقايد و احكام اسلامى را در مكتب آنان فرا گيرند .


 ولى با وجود اين پيامبر اكرم (ص) به فرمان خداوند عزّوجلّ به مسلمانان به صراحت اعلام فرموده كه

پس از وى امام و رهبر انسان‏ها دوازده وصىّ او مى‏باشند .
 



   



.
 
تصویر 
ارسال پست

بازگشت به “قرآن مجید”