»» مــــــرگ ««

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Administrator
Administrator
پست: 2244
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۵۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 10691 بار
سپاس‌های دریافتی: 5476 بار
تماس:

»» مــــــرگ ««

پست توسط Mohsen1001 »

در قرآن كريم درباره مرگ آيات متعددى وارد شده است كه به ويژگيهاى آن اشاره دارد كه از اينقرار است :

1ـ همه انسانها خواهند مُرد

قرآن مجيد, تاكيد مى فرمايد كه همه انسانها (بلكه همه جانداران) خواهند مرد و در اين عالم, هيچ كس جاودانه نخواهد زيست:

كل من عليها فان 1
هر كس روى زمين هست فانى مى شود.

كل نفس ذائقه الموت.2
هر كسى مرگ را خواهد چشيد.

و خطاب به پيامبر اكرم (ص) مى فرمايد:

انك ميت و انهم ميتون 3.
تحقيقاً تو خواهى مرد و ايشان (هم) خواهند مرد.

و ما جعلنا لبشر من قبلك الخلد افان مت فهم الخالدون.4
پيش از تو براى هيچ انسانى, جاودانگى قرار نداديم, پس آيا در صورتى كه تو مردى ايشان جاودان خواهند بود؟!

بنابراين مى توان مردن را يك قانون كلى و استثناناپذير براى همه جانداران اين جهان دانست.


2ـ گيرنده جانها

قرآن كريم از يك سو, گرفتن جان را به خداى متعال, نسبت مى دهد و آنجا كه مى فرمايد:

الله يتوفى الانفس حين موتها.5
خدا جانها را هنگام مرگشان مى گيرد.
و از سوى ديگر, ملك الموت را مامور قبض روح, معرفى مى كند.

قل يتوفا كم ملك الموت الذى و كل بكم .6
بگو شما را فرشته مرگ كه بر شما گمارده شده است مى گيرد.
و در جاى ديگر, گرفتن جان را به فرشتگان و فرستادگان خدا اسناد مى دهد.

حتى اذا جا احد كم الموت توفته رسلنا.7
تا هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد فرستادگان ما (جان) او را مى گيرند.

بديهى است هنگامى كه فاعلى كار خود را به وسيله فاعل ديگرى انجام دهد نسبت كار به هر دو, صحيح است و اگرفاعل دوم هم واسطه اى در انجام كار داشته باشد مى توان كار را به فاعل سوم هم نسبت داد. و چون خداى متعال, گرفتن جانها را به وسيله ملك الموت انجام مى دهد و او نيز به وسيله فرشتگانى كه تحت فرمانش هستند هر سه نسبت, صحيح است .


3ـ آسان يا سخت گرفتن جان

از قرآن مجيد, استفاده مى شود كه گماشتگان الهى, جان همه مردم را يكسان نمى گيرند بلكه بعضى را با راحتى و احترام, و بعضى ديگر را با خشونت و اهانت, قبض مى كنند. از جمله در مورد موئمنان مى فرمايد:

الذين تتوفا هم الملائكه طيبين يقولون سلام عليكم .7
كسانى كه فرشتگان جانشان را با خوشى مى گيرند و به ايشان سلام (و احترام) مى كنند.

و درباره كافران مى فرمايد:

و لوترى اذ يتوفى الذين كفروا الملائكه يضربون وجوههم و ادبارهم... .9
هنگامى كه فرشتگان, روح كافران را مى گيرند به روى و پشت آنها مى زنند... .

و شايد بتوان گفت كه ميان افراد موئمن و افراد كافر هم به حسب درجات ايمان و كفرشان تفاوتهايى در آسان يا سخت جان كندن, وجود دارد.


4ـ عدم قبول ايمان و توجه در حال مرگ

هنگامى كه مرگ كافران و گنهكاران فرا مى رسد و ديگر از زندگى در دنيا نوميد مى شوند از گذشته خودشان پشيمان مى گردند و اظهار ايمان و توبه از گناهانشان مى كنند ولى هرگز چنين ايمان و توبه اى پذيرفته نخواهد شد. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:

يوم ياتى بعض آيات ربك لا ينفع نفساً ايمانها لم تكن آمنت من قبل او كسبت فى ايمانها خيراً .10
روزى كه بعضى از آيات پروردگار ظاهر شود ايمان كسى كه قبلاً ايمان نياورده يا در حال ايمانش كار خيرى انجام نداده است سودى براى او نخواهد بخشيد.

و ليست التوبه للذين يعملون السيئات حتى اذا حضر احدهم الموت قال انى تبت الان... .11
و توبه براى كسانى نيست كه كارهاى بد را انجام مى دهند تا هنگامى كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد گويد: اكنون توبه كردم! و از قول فرعون, نقل مى كند كه هنگامى كه مشرف به غرق شد گفت:
آمنت انه لا اله الا الذى آمنت به بنو اسرائيل و انا من المسلمين .12
ايمان آوردم به اينكه خدايى نيست به جز همان خدايى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده اند و من از اهل اسلامم.

و در پاسخ وى مى فرمايد:

الان و قد عصيت قبل و كنت من المفسدين. 13
آيا اكنون, در حالى كه قبلاً عصيان كرده و از مفسدان بوده اى؟!


5ـ آرزوى بازگشت به دنيا

هم چنين قرآن كريم از كافران و تبهكاران, نقل مى كند كه هنگامى كه مرگشان فرا مى رسد يا عذاب هلاك كننده اى برايشان نازل مى شود, آرزو مى كنند كه اى كاش به دنيا بر مى گشتيم و از اهل ايمان و كارهاى شايسته مى شديم, يا از خداى متعال درخواست مى كنند كه ما را به دنيا برگردان تا گذشته هايمان را جبران كنيم. ولى چنين آرزوها و درخواستهايى عملى نمى شود.14

و در بعضى از آيات, اضافه مى كند كه اگر برگردانده مى شدند به همان شيوه گذشته, ادامه مى دادند.15 و نيز در روز قيامت هم چنين آرزوها و درخواستهايى خواهند داشت كه به طريق اولى, جواب منفى خواهند شنيد:

حتى اذا جا احدهم الموت قال رب ارجعون لعلى اعمل صالحاً فى ما تركت كلا انهاكلمه هو قائلها... 16.
تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد گويد: پروردگارا, مرا برگردان شايد كار شايسته اى در موردى كه ترك كرده ام انجام دهم. هرگز! اين سخنى است كه او مى گويد (و آرزويى است كه هرگز عملى نمى شود).

او تقول حين ترى العذاب لوان لى كره فاكون من المحسنين .17
يا هنگامى كه عذاب را مى بيند گويد: اى كاش بازگشتى مى داشتم تا از نيكوكاران شوم .

... اذ وقفوا على النار فقالوا يا ليتنا نرد ولا نكذب بآيات ربنا و نكون من الموئمنين .18
هنگامى كه بر آتش دوزخ, عرضه مى شوند گويند: اى كاش باز گردانده مى شديم و (ديگر) آيات پروردگارمان را تكذيب نمى كرديم و از موئمنان مى بوديم.

... اذا المجرمون ناكسوا رووسهم عند ربهم ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعلنا نعمل صالحاً انا موقنون. 19
هنگامى كه بزهكاران سرهاى خويش را نزد پروردگارشان فرو افكنده اند (و مى گويند): پروردگارا (اكنون) ديديم و شنيديم, پس ما را برگردان تا كار شايسته اى انجام دهيم, اينك ما اهل يقين هستيم.

از اين آيات, به خوبى استفاده مى شود كه عالم آخرت, جاى انتخاب راه و عمل به تكاليف نيست و حتى يقينى كه هنگام مرگ يا در عالم آخرت, حاصل مى شود تاثيرى در تكامل انسان ندارد و استحقاق پاداشى نمىآورد, از اين رو, كافران و گنهكاران, آرزو مى كنند كه به دنيا برگردند تا اختياراً ايمان بياورند و كارهاى شايسته انجام دهند.

پی نوشتها :
========
1ـ الرحمن 26/.
2ـ آل عمران 185/, انبيا 35/.
3ـ زمر 30/.
4ـ انبيا 34/.
5ـ زمر 42/.
6ـ سجده 11/.
7ـ انعام 61/.
8ـ نحل 32/, و نيز رجوع كنيد به: انعام 9/.
9ـ انفال 50/, و نيز رجوع كنيد به: محمد (ص) 27/.
10ـ انعام 158/, و نيز رجوع كنيد به: سبا 51/ ـ 53, غافر 85/, سجده 29/.
11ـ نسا 18/.
12و13ـ يونس 90/ـ91.
14ـ بايد دانست كه قرآن كريم, بازگشت كسانى را نفى مى كند كه عمرى را با كفر و عصيان گذرانده اند و در حال مرگ, آرزوى بازگشت به دنيا و جبران گناهانشان رادارندونيز بازگشت از عالم قيامت به دنيا را مطلقاً نفى مى كنند و اين, به معناى نفى هرگونه بازگشت به دنيا نيست زيرا چنان كه قبلاً كفته شد كسانى بوده اند كه بعد از مرگ, دوباره در همين دنيا زنده شده اند و طبق عقيده شيعيان,بعدازظهور حضرت ولى عصر (عج) نيز كسانى به دنيا رجعت خواهند كرد.
15ـ انعام 27/ـ28.
16ـ موئمنون 99/.
17ـ زمر 58/, و نيز رجوع كنيد به: شعرا 102/.
18ـ انعام 27/ـ28, و نيز رجوع كنيد به: اعراف 83/.
19ـ سجده, و نيز رجوع كنيد به: فاطر 37/.
20ـ موئمنون 100/.
Bronze
Bronze
پست: 270
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
محل اقامت: کره زمین
سپاس‌های ارسالی: 194 بار
سپاس‌های دریافتی: 797 بار
تماس:

پست توسط پرستوی-مهاجر »

سلام
:razz:

مي خواستم بدونم چرا بايد اينقدر از مرگ ترسيد يعني ميخوام بدونم واقعا مرگ اينقدر ترسناکه ؟

مگر نه اينکه انسان وقتي ميميره به محبوب ازلي اش پروردگار متعال مي رسه و بعد از اين همه مدت دوري مگه مي شه

که خداوند مثلا در شب اول قبر اينجوري از بنده اش منظورم عذابهاي شب اول قبر پذيرايي کند.

به قول عبارت دعاي کميل که مي فرمايد "ما هکذا ظن بک"

به نظر من خدا هيچوقت بنده اش را تنها نمي گذارد در هيچ جا چه برسد به عالم قبر در سختي جان دادن.
یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتیم

خانه مادری ما همه بیت الزهراست

یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد

مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

 بسم الله الرحمن الرحيم  

با سلام

سوال بسيار خوبي است اما اين ترس نياز به تبيين بيشتري دارد و نيز طبقه بندي.

دو نوع ترس وجود دارد . يکي ترس ممدوح و خوب ، ديگري ترس مذموم و بد .

1- اولي به اين معنا است که شما با ياد مرگ و شناخت سکراتي که براي آن در احاديث ذکر شده

به اعمال دنيوي خود سامان بدهيد تا دچار آن سختي ها نشويد چرا که این سختی ها همگي حق هستند و در روايات

بسياري به ان اشاره شده است . که در تاپيک زير بصورت مفصل ذکر شده :

viewtopic.php?t=797

حقايق وحشت قبر :

viewtopic.php?t=941

ضمنا اين ترس به اين معنا نيست که شما مستقلا از خود مرگ بترسيد چرا که خودش به تنهايي ترسي ندارد

بلکه منظور اين است که از اعمال بد خود بترسيد چرا که همين اعمال ممکن است قبر شما را غرفه اي بهشتي کند

و يا حفره اي از جهنم .


و دستگيري خداوند از مهمان خودش ، زماني است که عمري به ياد او بوده و بندگي او را کرده باشد تا بتواند

به وصال حقيقي او برسد ، وگرنه اگر در دنيا از او غافل باشد خدا نيز او را در قبر از ياد خواهد برد .

و من اعرض عن ذکري فان له معيشة ضنکا ( انکس که از ياد من رويگرداند پس براي او زندگي سختي خواهد بود)

چه رسد به قبر و قيامت !!

پس ياد مرگ لازم است ، به اين دليل که انسان را متذکر رفتن مي کند و تهيه توشه سفر آخرت ؛ و نيز به او گوشزد مي کند

که در اين دنيا جاودانه نيستي . اين مورد (ياد مرگ) نيز در دعاهاي معصومين (ع) بسيار به ما تاکيد شده است :

viewtopic.php?t=1497



2- دومين مورد ترس مذموم است . يعني انسان بخاطر جهلي که نسبت به حقيقت مرگ دارد و نيز علاقه اي که

به ماندن در دنيا دارد ، نمي خواهد از آن جدا شود و لذا از مردن هراس دارد ، اين ترس فايده اي که ندارد هيچ

باعث غفلت مدام و بي تفاوتي مي شود ، و البته علت اين ترس و راه از بين بردن آن در کلام معصومين(ع)

اشاره شده است :

viewtopic.php?t=2950


اميدوارم با ياد مرگ و شناخت حقيقت آن بتوانيم توشه اي مناسب سفر آخرت تهيه نماييم .

موفق باشيد
 
تصویر 
ارسال پست

بازگشت به “معاد”