براي اثبات قتل دو شاهد كفايت مي كند اما براي اثبات زنا 4 شاهد نيز است .
به ذهنم رسيد كه زنا بايد از قتل گناه بزرگتري باشد كه اثبات آن مشكل تر است اما با بررسي روايت ديدم كه قتل گناه بسيار عظيم تري است. اما چرا اثبات قتل از اثبات زنا ساده تر است ؟
قتل يا زنا كدام يك گناه بزرگتري است؟
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 16
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۷, ۶:۲۴ ب.ظ
- محل اقامت: masoudkhj@yahoo.com
- سپاسهای دریافتی: 16 بار

-
- پست: 1668
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3099 بار
- سپاسهای دریافتی: 5474 بار
سلام
یه دفعه از استادم شنیدم دلیل اینکه برای اثبات زنا 4 شاهد لازم هست اینه که خدا نمیخواد حتی آبروی کسی مثل زنا کننده هم ریخته بشه (و فقط خودش توبه کنه)خوب پیدا کردن 4 تا شاهد بر این امر کار دشواره
هممین طور با عدم اثبات عمل زنا در جامعه قبح و دلهره اون کار در جامعه ریخته نمیشه و به تدریج به امر عادی ای تبدیل نمیشه
باز هم مطمئن نیستم.خوشحال میشم جواب کامل را ببینم
یه دفعه از استادم شنیدم دلیل اینکه برای اثبات زنا 4 شاهد لازم هست اینه که خدا نمیخواد حتی آبروی کسی مثل زنا کننده هم ریخته بشه (و فقط خودش توبه کنه)خوب پیدا کردن 4 تا شاهد بر این امر کار دشواره
هممین طور با عدم اثبات عمل زنا در جامعه قبح و دلهره اون کار در جامعه ریخته نمیشه و به تدریج به امر عادی ای تبدیل نمیشه
باز هم مطمئن نیستم.خوشحال میشم جواب کامل را ببینم
زندگی بافتن یک قالی است
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند

-
- پست: 2503
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7581 بار
- سپاسهای دریافتی: 6236 بار
- تماس:
به نام خدا
ضمن سلام و عرض ادب خدمت کاربر گرامی مسعود 247 و خوش آمد گویی به شما
و سلام خدمت دوست گرامی Labbaik
در پاسخ به سوال آقا مسعود247 باید گفت که :
حكمت مسائل شرعي را خدا ميداند و البته بعضي از آنها را در قران و روايات ذكر كرده اند ما در اين مورد كه فرموديد،
علت اين است كه در زنا آبروي انسانها در خطر است از طرفي نوعي اشاعه فحشا است و نبايد هر كسي ادعاي زنا به ديگران بزند.
براي همين در روايات داريم كه اگر كسي مي آمد و ميگفت زنا كرده ام امامان به اين راحتی قبول نميكردند.
در این زمینه تحقیق هایی انشالله انجام میدم اگر پاسخ دقیق تری یافتم حتما به اطلاع دوستان می رسانم.
[align=left]موفق و پیروز باشید.
در امان امام عصر (عج)
ضمن سلام و عرض ادب خدمت کاربر گرامی مسعود 247 و خوش آمد گویی به شما
و سلام خدمت دوست گرامی Labbaik
در پاسخ به سوال آقا مسعود247 باید گفت که :
حكمت مسائل شرعي را خدا ميداند و البته بعضي از آنها را در قران و روايات ذكر كرده اند ما در اين مورد كه فرموديد،
علت اين است كه در زنا آبروي انسانها در خطر است از طرفي نوعي اشاعه فحشا است و نبايد هر كسي ادعاي زنا به ديگران بزند.
براي همين در روايات داريم كه اگر كسي مي آمد و ميگفت زنا كرده ام امامان به اين راحتی قبول نميكردند.
در این زمینه تحقیق هایی انشالله انجام میدم اگر پاسخ دقیق تری یافتم حتما به اطلاع دوستان می رسانم.
[align=left]موفق و پیروز باشید.
در امان امام عصر (عج)

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
به نام خدا
با سلام خدمت همه دوستان
پاسخ هايي كه داده شده بسيار خوب و مفيد مي باشند و عرايض حقير فقط در جهت تكميل فرمايش عزيزان است .
همانطور كه در تاپيك ديگري نيز تاكيد فراوان شد ، معصومين (ع) به شدت ما را از قياس در احكام منع فرموده اند .
در مناظره اي كه امام صادق (ع) با ابوحنيفه (سردمدار مسلك راي و قياس) داشتند او را به شدت از قياس در احكام منع فرمودند
و در ادامه به او فرمودند : (در امور خدا و احكام) قياس مكن ، زيرا اولين كسي كه قياس كرد ابليس بود ...
همچنين با مثال بسيار ظريفي او را به اشتباه بودن روشش معترف ساخت . امام (ع) به او فرمودند : نماز برتر است يا روزه ؟
ابوحنيفه گفت : نماز .
امام(ع) فرمودند : پس چرا زن ها در ايام خاصي از ماه كه نماز نمي خوانند ، بعد از پاك شدن نبايد نمازشان را قضا كنند
اما اگر در آن ايام روزه اي از ايشان فوت شده باشد ، بايد قضاي روزه را بجا بياورند ؟! (حال انكه اگر نماز مهمتر است به تصور تو بايد برعكس مي بود)!
(فبُهت الذي كفر) ... ابوحنيفه مات و حيران در پاسخ امام(ع) ماند .
پس بسيار بايد دقت كرد كه نمي توان با مقايسه شرايط و احكام و يا حدود اعمال ، به درجه اهميت و يا تفاوت اهميت انها پي برد .
با تشكر از دقت و توجه شما
با سلام خدمت همه دوستان
پاسخ هايي كه داده شده بسيار خوب و مفيد مي باشند و عرايض حقير فقط در جهت تكميل فرمايش عزيزان است .
همانطور كه در تاپيك ديگري نيز تاكيد فراوان شد ، معصومين (ع) به شدت ما را از قياس در احكام منع فرموده اند .
در مناظره اي كه امام صادق (ع) با ابوحنيفه (سردمدار مسلك راي و قياس) داشتند او را به شدت از قياس در احكام منع فرمودند
و در ادامه به او فرمودند : (در امور خدا و احكام) قياس مكن ، زيرا اولين كسي كه قياس كرد ابليس بود ...
همچنين با مثال بسيار ظريفي او را به اشتباه بودن روشش معترف ساخت . امام (ع) به او فرمودند : نماز برتر است يا روزه ؟
ابوحنيفه گفت : نماز .
امام(ع) فرمودند : پس چرا زن ها در ايام خاصي از ماه كه نماز نمي خوانند ، بعد از پاك شدن نبايد نمازشان را قضا كنند
اما اگر در آن ايام روزه اي از ايشان فوت شده باشد ، بايد قضاي روزه را بجا بياورند ؟! (حال انكه اگر نماز مهمتر است به تصور تو بايد برعكس مي بود)!
(فبُهت الذي كفر) ... ابوحنيفه مات و حيران در پاسخ امام(ع) ماند .
پس بسيار بايد دقت كرد كه نمي توان با مقايسه شرايط و احكام و يا حدود اعمال ، به درجه اهميت و يا تفاوت اهميت انها پي برد .
با تشكر از دقت و توجه شما

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 16
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۷, ۶:۲۴ ب.ظ
- محل اقامت: masoudkhj@yahoo.com
- سپاسهای دریافتی: 16 بار
با سلام و تشکر از همگي
منظور من از بيان اين سوال قياس در احکام نبود
بلکه به نظر من در تدبر در احکام الهي مي توان به درک مسايلي يافت که بسيار مفيد و راهگشا مي باشد
شايد هرگز نتوان به معنا و فلسفه دقيق احکام دست يافت اما راه تامل و تفکر را نيز نبايد بست
آب دريا گر نتوان نوشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد
در مورد اين سوال هم به نظر اسلام مي خواهد تاکيد کند که ارزش آبروي يک انسان از جان بيشتر است و شهادت دو نفر
مي تواند موجب اثبات قاتل بودن فردي گردد ولي اتهام زنا که به آبروي فرد بر ميگردد به 4 شاهد نياز دارد
جالب آنکه در قتل اگر تنها يک شاهد وجود داشته باشد شاهد را مجازات نمي کنند ولي اگر 3 نفر به زناي فردي شهادت
دهند و شاهئ چهارم وجود نداشته باشد آن سه نفر را حد مي زنند و آن سه نفر از ويژگي عدالت خارج مي شوند
يعني شهادت آنها ديگر در هيچ محکمه اسلامي اعتبار ندارد و نمي توان در نماز به آنها اقتدا کرد
آري اين است تاکيد اسلام به حفظ آبروي افراد که ما برخي مواقع چه بي مهابا آن را به باد مي دهيم
موفق باشيد
منظور من از بيان اين سوال قياس در احکام نبود
بلکه به نظر من در تدبر در احکام الهي مي توان به درک مسايلي يافت که بسيار مفيد و راهگشا مي باشد
شايد هرگز نتوان به معنا و فلسفه دقيق احکام دست يافت اما راه تامل و تفکر را نيز نبايد بست
آب دريا گر نتوان نوشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد
در مورد اين سوال هم به نظر اسلام مي خواهد تاکيد کند که ارزش آبروي يک انسان از جان بيشتر است و شهادت دو نفر
مي تواند موجب اثبات قاتل بودن فردي گردد ولي اتهام زنا که به آبروي فرد بر ميگردد به 4 شاهد نياز دارد
جالب آنکه در قتل اگر تنها يک شاهد وجود داشته باشد شاهد را مجازات نمي کنند ولي اگر 3 نفر به زناي فردي شهادت
دهند و شاهئ چهارم وجود نداشته باشد آن سه نفر را حد مي زنند و آن سه نفر از ويژگي عدالت خارج مي شوند
يعني شهادت آنها ديگر در هيچ محکمه اسلامي اعتبار ندارد و نمي توان در نماز به آنها اقتدا کرد
آري اين است تاکيد اسلام به حفظ آبروي افراد که ما برخي مواقع چه بي مهابا آن را به باد مي دهيم
موفق باشيد

-
- پست: 2503
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 7581 بار
- سپاسهای دریافتی: 6236 بار
- تماس:
[align=center]به نام
سلام علیکم
امور روحاني ما با ارزش و اهميتش بيشتر از امور جسماني ما هست. مرگ جسماني فقط موجب انتقال منزل از دنيا به عالم ديگه هست.
اما مرگ روح يعني هلاکت و شقاوت . زنا موجب از بين رفتن عفت و حيا و انسانيت می باشد. اما قتل فقط جسم از بین می رود.
مساله دیگه قبح گناه هست که نباید از بین برود و با عث گسترش گناه شود.
احکام فقط از جهت کمي باهم مقايسه نميشوند بلکه تفاوت کیفی هم دارند .
بحث بد و بدتري فقط نيست بحث کمیت و کیفیت گناه هست.
در انجام عمل قبیح زنا باعث از بین رفتن فطرت پاک دو انسان میشود که کم کم این عمل به دیگر افراد جامعه هم سرایت میکند چرا که
قباحتی دیگر در جامعه نیست ولی در قتل یکی از طرفین کشته میشود و کمتر کسی بر خلاف زنا راضی به این میشود که کشته شود .
انشالله که در بیان شهادتهای خود دقت کنیم تا آبروی انسانی را بر باد ندهیم .
به قول قدیمیها : آبرو مثل آبی میماند که اگر بر روی زمین ریخته شود دیگر نمیشود آنرا جمع کرد.
سلام علیکم
امور روحاني ما با ارزش و اهميتش بيشتر از امور جسماني ما هست. مرگ جسماني فقط موجب انتقال منزل از دنيا به عالم ديگه هست.
اما مرگ روح يعني هلاکت و شقاوت . زنا موجب از بين رفتن عفت و حيا و انسانيت می باشد. اما قتل فقط جسم از بین می رود.
مساله دیگه قبح گناه هست که نباید از بین برود و با عث گسترش گناه شود.
احکام فقط از جهت کمي باهم مقايسه نميشوند بلکه تفاوت کیفی هم دارند .
بحث بد و بدتري فقط نيست بحث کمیت و کیفیت گناه هست.
در انجام عمل قبیح زنا باعث از بین رفتن فطرت پاک دو انسان میشود که کم کم این عمل به دیگر افراد جامعه هم سرایت میکند چرا که
قباحتی دیگر در جامعه نیست ولی در قتل یکی از طرفین کشته میشود و کمتر کسی بر خلاف زنا راضی به این میشود که کشته شود .
انشالله که در بیان شهادتهای خود دقت کنیم تا آبروی انسانی را بر باد ندهیم .
به قول قدیمیها : آبرو مثل آبی میماند که اگر بر روی زمین ریخته شود دیگر نمیشود آنرا جمع کرد.