
چگونگي اثبات امام حاضري که غايب است؟
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
- محل اقامت: کره زمین
- سپاسهای ارسالی: 194 بار
- سپاسهای دریافتی: 797 بار
- تماس:

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
به نام خدا
سلام و عرض خوش آمد
ابتدا درخواستم از شما اينه که به سوالات زیر دقيق جواب بديد .
1- براي شما چه فرقي مي کنه که امام حاضر(لفظ صحيح = ظاهر) باشه يا غايب ؟
2- اصلا احساس بودن يا نبودنش چه تفاوتي براي شما داره ؟
لطفا کامل فکر کنيد و پاسخ بديد
ممنون
سلام و عرض خوش آمد
ابتدا درخواستم از شما اينه که به سوالات زیر دقيق جواب بديد .
1- براي شما چه فرقي مي کنه که امام حاضر(لفظ صحيح = ظاهر) باشه يا غايب ؟
2- اصلا احساس بودن يا نبودنش چه تفاوتي براي شما داره ؟
لطفا کامل فکر کنيد و پاسخ بديد
ممنون

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
- محل اقامت: کره زمین
- سپاسهای ارسالی: 194 بار
- سپاسهای دریافتی: 797 بار
- تماس:
سلام
با تشکر از توجه و عنايت شما
به نظر من که لفظ ظاهر براي کسي که به اعتقاد همگان در غيبت کبري به سر مي بره زياد درست نيست مگر اينکه ما ظهور صغري را بتوانيم اثبات کنيم که اين جز به دست خود اما عصرمان ممکن نمي باشد اما در مورد سوالتون براي من خيلي فرق مي کنه و براي همه منتظران که مولا یا سرورشان حاضر باشه (یا به قول شما ظاهر )یا غایب که اگر اینطور نبود اینهمه برای آ»دن یا دیدنش دعا نمی کردیم.درسته؟
البتهاز طرفی اين صحبت شماهم درسته چون کسي که ولايت رو قبول کنه چه در حضور و چه در غيبت بايد پذيراي امر امامش باشه اما حال من احساس ميکنم مثل حال حضرت ابراهيمه که به خدا فرمود ليطمئن القلبي يعني براي اطمينان خودت رو به من نشان بده منم منظورم همينه که ميخوام يکي صريحا وجود امام عصرم رو و اينکه توي خيابوناي شهر ما راه ميره يا در کناره ما زندگي مي کند رو برام اثبات کنه
شايد جواب سوال اول شما رو کامل نداده باشم ولي سوالم رو کامل تر کردم
در مورد سوال دوم با اين احساس من با اميد بيشتري به آينده زندگي خواهم کرد مثل آدمي که توي يه قفس افتاده و هميشه با آرزوي يک پنجره باز و اميد رهايي از اين قفس خودش رو گول مي زنه اما اين اميد هميشه منو راضي نخواهد کرد زيرا من اطمينان کامل به بودن اين پنجره يا اينکه بالاخره يک روزي بازميشه ندارم(يعني از يه طرف يه حسي توي دلم ميگه ميدونم يکي مياد و از طرف ديگه به اومدنش يا حتي بودنش اطمينان ندارم) .
بازم از اينکه پاسخ داديد ممنونم
با تشکر از توجه و عنايت شما
به نظر من که لفظ ظاهر براي کسي که به اعتقاد همگان در غيبت کبري به سر مي بره زياد درست نيست مگر اينکه ما ظهور صغري را بتوانيم اثبات کنيم که اين جز به دست خود اما عصرمان ممکن نمي باشد اما در مورد سوالتون براي من خيلي فرق مي کنه و براي همه منتظران که مولا یا سرورشان حاضر باشه (یا به قول شما ظاهر )یا غایب که اگر اینطور نبود اینهمه برای آ»دن یا دیدنش دعا نمی کردیم.درسته؟
البتهاز طرفی اين صحبت شماهم درسته چون کسي که ولايت رو قبول کنه چه در حضور و چه در غيبت بايد پذيراي امر امامش باشه اما حال من احساس ميکنم مثل حال حضرت ابراهيمه که به خدا فرمود ليطمئن القلبي يعني براي اطمينان خودت رو به من نشان بده منم منظورم همينه که ميخوام يکي صريحا وجود امام عصرم رو و اينکه توي خيابوناي شهر ما راه ميره يا در کناره ما زندگي مي کند رو برام اثبات کنه
شايد جواب سوال اول شما رو کامل نداده باشم ولي سوالم رو کامل تر کردم
در مورد سوال دوم با اين احساس من با اميد بيشتري به آينده زندگي خواهم کرد مثل آدمي که توي يه قفس افتاده و هميشه با آرزوي يک پنجره باز و اميد رهايي از اين قفس خودش رو گول مي زنه اما اين اميد هميشه منو راضي نخواهد کرد زيرا من اطمينان کامل به بودن اين پنجره يا اينکه بالاخره يک روزي بازميشه ندارم(يعني از يه طرف يه حسي توي دلم ميگه ميدونم يکي مياد و از طرف ديگه به اومدنش يا حتي بودنش اطمينان ندارم) .
بازم از اينکه پاسخ داديد ممنونم


-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
به نام خدا
باسلام مجدد و سپاس از پاسخ شما
یه نکته رو اول توضیح بدم بعد بریم سراغ سوالا . ببینید حاضر بودن امام هیچ وقت مقابلش غیبت نیست . نکته ای که بنده عرض کردم
به این معنی است که لغت مقابل غیبت ، ظهور هست ، نه حضور . یعنی نمی گوییم حاضر بودن و غایب بودن . بلکه باید بگوییم ظاهر بودن و غایب بودن .
چون حاضر بودن که امری مسلم است و همان چیزی است که سوال شماست . یعنی اثبات اصل وجود و حضور امام .
برای همین بنده سوال کردم که 1) بودن یا نبودن امام و یا (در صورت پذیرش بودنشان) 2) ظاهر وغایب بودن ایشان ، چه فرقی برای شما دارد ؟
تبیین سوال اول :
شما دستورات دینتان در قرآن و حدیث پیامبر (ص) و آن یازده امامی که وجودشان برای شما ثابت شده است آمده ، آیا جز عمل کردن به دستورات دینی
وظیفه دیگری دارید ؟
بر فرض امام دوازدهمی نبود ، شما چه خواهید کرد ؟ آیا دست روی دست خواهید گذاشت ؟
(امیدوارم ذهنتان از سوالات بنده به جای دیگری منحرف نشود ، چون هدفی دارم ... لذا به دقت پاسخ بدهید)
واقعا فرض کنید امامی نیست ، وظیفه شما چیست ؟
سوال دوم :
فرض می کنیم امامی هست . دیدن یا ندیدن او چه تفاوتی برای شما دارد ؟
آیا او هم جز عمل کردن به فرامین خالق ، چیز دیگری از شما می خواهد ؟
اطمینان قلب شما هیچگاه با دیدن او حاصل نخواهد شد .
چرا که هزاران نفر ، یازده امام دیگر ما را دیدند و خون ایشان را هم ریختند . معاصرین ائمه (ع) اتفاقا جزای سنگین تری خواهند پرداخت چون دیدند و ارام نشدند
لذا با اینکه دیدن ایشان افتخاری برای ماست و ارزوی همه ما ، اما هدف اصلی و امر مورد انتظار ایشان نیست .
پس باید راز دیگری باید در میان باشد برای حصول اطمینان قلب !
(آن موضوع حضرت ابراهیم.ع هم بحث مفصلی را می طلبد که آن گفتگو و سوال خداوند از او ، نوعی گفتگوی غیر مستقیم بود برای رفع ابهام مردم مخاطب
آن حضرت در آن زمان ، وگرنه اطمینان قلبی حضرت ابراهیم .ع امر مسلمی بوده که سال ها پیش از آن در برخورد او با نمرود و انداختن آن حضرت در آتش
و رد کردن کمک حضرت جبرئیل به ایشان و توکل کامل او به خداوند ، با آن اطمینان خاصی که حضرت داشتند ، پیش از این اثبات شده بوده است
و امر تازه ای نبود که بعدا نیاز به تجدید داشته باشد ؛ فعلا بگذریم چون بحث دیگری را می طلبد . )
خلاصه اطمینان قلب چیزی است که حد اعلای آن به این راحتی به دست نخواهد آمد و نود درصد مردم با ایمان نیز تا اخر عمر هم حتی به این یقین نخواهند رسید
به همین دلیل است که یکی از نامهای مرگ ، یقین است . یعنی لحظه ای که تازه بسیاری از افراد ، بسیاری از حقایق برایشان آشکار می شود .
ضمنا مطئمن باشید ، اگر قلب شما اطمینان نداشت ، هرگز برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت (عج) در تاپیک نذر صلوات شرکت نمی کردید
پس باید سعی کنیم برخی القائات و وساوس غیر الهی را از دل بیرون کنیم تا شک و تردید ها ما را از اصل مطلب دور نکند .
از بحث دور نشیم .
منتظر پاسخ شما به دو سوال بالا هستم
باسلام مجدد و سپاس از پاسخ شما
یه نکته رو اول توضیح بدم بعد بریم سراغ سوالا . ببینید حاضر بودن امام هیچ وقت مقابلش غیبت نیست . نکته ای که بنده عرض کردم
به این معنی است که لغت مقابل غیبت ، ظهور هست ، نه حضور . یعنی نمی گوییم حاضر بودن و غایب بودن . بلکه باید بگوییم ظاهر بودن و غایب بودن .
چون حاضر بودن که امری مسلم است و همان چیزی است که سوال شماست . یعنی اثبات اصل وجود و حضور امام .
برای همین بنده سوال کردم که 1) بودن یا نبودن امام و یا (در صورت پذیرش بودنشان) 2) ظاهر وغایب بودن ایشان ، چه فرقی برای شما دارد ؟
تبیین سوال اول :
شما دستورات دینتان در قرآن و حدیث پیامبر (ص) و آن یازده امامی که وجودشان برای شما ثابت شده است آمده ، آیا جز عمل کردن به دستورات دینی
وظیفه دیگری دارید ؟
بر فرض امام دوازدهمی نبود ، شما چه خواهید کرد ؟ آیا دست روی دست خواهید گذاشت ؟
(امیدوارم ذهنتان از سوالات بنده به جای دیگری منحرف نشود ، چون هدفی دارم ... لذا به دقت پاسخ بدهید)
واقعا فرض کنید امامی نیست ، وظیفه شما چیست ؟
سوال دوم :
فرض می کنیم امامی هست . دیدن یا ندیدن او چه تفاوتی برای شما دارد ؟
آیا او هم جز عمل کردن به فرامین خالق ، چیز دیگری از شما می خواهد ؟
اطمینان قلب شما هیچگاه با دیدن او حاصل نخواهد شد .
چرا که هزاران نفر ، یازده امام دیگر ما را دیدند و خون ایشان را هم ریختند . معاصرین ائمه (ع) اتفاقا جزای سنگین تری خواهند پرداخت چون دیدند و ارام نشدند
لذا با اینکه دیدن ایشان افتخاری برای ماست و ارزوی همه ما ، اما هدف اصلی و امر مورد انتظار ایشان نیست .
پس باید راز دیگری باید در میان باشد برای حصول اطمینان قلب !
(آن موضوع حضرت ابراهیم.ع هم بحث مفصلی را می طلبد که آن گفتگو و سوال خداوند از او ، نوعی گفتگوی غیر مستقیم بود برای رفع ابهام مردم مخاطب
آن حضرت در آن زمان ، وگرنه اطمینان قلبی حضرت ابراهیم .ع امر مسلمی بوده که سال ها پیش از آن در برخورد او با نمرود و انداختن آن حضرت در آتش
و رد کردن کمک حضرت جبرئیل به ایشان و توکل کامل او به خداوند ، با آن اطمینان خاصی که حضرت داشتند ، پیش از این اثبات شده بوده است
و امر تازه ای نبود که بعدا نیاز به تجدید داشته باشد ؛ فعلا بگذریم چون بحث دیگری را می طلبد . )
خلاصه اطمینان قلب چیزی است که حد اعلای آن به این راحتی به دست نخواهد آمد و نود درصد مردم با ایمان نیز تا اخر عمر هم حتی به این یقین نخواهند رسید
به همین دلیل است که یکی از نامهای مرگ ، یقین است . یعنی لحظه ای که تازه بسیاری از افراد ، بسیاری از حقایق برایشان آشکار می شود .
ضمنا مطئمن باشید ، اگر قلب شما اطمینان نداشت ، هرگز برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت (عج) در تاپیک نذر صلوات شرکت نمی کردید
پس باید سعی کنیم برخی القائات و وساوس غیر الهی را از دل بیرون کنیم تا شک و تردید ها ما را از اصل مطلب دور نکند .
از بحث دور نشیم .
منتظر پاسخ شما به دو سوال بالا هستم

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
- محل اقامت: کره زمین
- سپاسهای ارسالی: 194 بار
- سپاسهای دریافتی: 797 بار
- تماس:
سلام
نمي دونم چه جوري از شما تشکر کنم بابت توضيحي که درباره يقين داديد اين توضيح شما باعث شد که مشکل من در يقين در وجود خدا هم حل شود فقط می تونم بگم خیلی خیلی ممنونم
اما در مورد سوالها
در مورد سوال اول اميدوارم پاسخ من شما رو به هدفي که مي خواهيد برسونه به نظر من اگر نه خدايي بود نه پيغمبري و نه امامي ونه عقاب و ثوابي هر انساني بايد مي دانست که مثلا کشتن انسان ديگر چه قدر ناجونمردانه و عمل نادرستي است همان طور که در دنيا انسانهايي هستند که به قول امام حسين دين ندارند ام آزاد مرد هستند يعني را ه درست را تشخيص ميدهند اينجا اين سوال پيش مياد که اگر قرار بود با نبود ايشان ما راه درست را انتخاب کنيم اصلا چه نيازي به حضور يا ظهور امام هست؟(بدون در نظر گرفتن اينکه وجود ايشان کل خيرات عالم است)
با فرض اينکه امامي نيست خوب مسلما از يازده امام ديگرم پيروي مي کردم چون فعلا صراطي مستقيم تر و روشن تر از راهي که ايشان براي ما قرار داده اند نمي شناسم البته اين را تاريخ نيز تاييد کرده است.
در مورد سوال دوم اگر ممکنه اول شما پاسخ منو بديد اينکه چرا امام زمان اينقدر سختشه که خودش رو به طالب هاي ديدنش نشون بده تا با يک نگاه ولايي اش زندگي ما رو دگرگون کنه بعضي ها مي گن گناه بين ما و ايشان فاصله انداخته ولي من اين رو بول ندارم چون اماماي ديگر ما با کساني خيلي گناهکارتر ملاقات مي کردند و حتي براي هدايت آنها تلاش مي کردند و هيچوقت از کنهکاران روي نمي پوشاندند مثل ظهير عثماني مذهب که با يک نگاه ولايي امام حسين از مقامي به اون پستي به مامي به او والايي رسيد.
ا
نمي دونم چه جوري از شما تشکر کنم بابت توضيحي که درباره يقين داديد اين توضيح شما باعث شد که مشکل من در يقين در وجود خدا هم حل شود فقط می تونم بگم خیلی خیلی ممنونم
اما در مورد سوالها
در مورد سوال اول اميدوارم پاسخ من شما رو به هدفي که مي خواهيد برسونه به نظر من اگر نه خدايي بود نه پيغمبري و نه امامي ونه عقاب و ثوابي هر انساني بايد مي دانست که مثلا کشتن انسان ديگر چه قدر ناجونمردانه و عمل نادرستي است همان طور که در دنيا انسانهايي هستند که به قول امام حسين دين ندارند ام آزاد مرد هستند يعني را ه درست را تشخيص ميدهند اينجا اين سوال پيش مياد که اگر قرار بود با نبود ايشان ما راه درست را انتخاب کنيم اصلا چه نيازي به حضور يا ظهور امام هست؟(بدون در نظر گرفتن اينکه وجود ايشان کل خيرات عالم است)
با فرض اينکه امامي نيست خوب مسلما از يازده امام ديگرم پيروي مي کردم چون فعلا صراطي مستقيم تر و روشن تر از راهي که ايشان براي ما قرار داده اند نمي شناسم البته اين را تاريخ نيز تاييد کرده است.
در مورد سوال دوم اگر ممکنه اول شما پاسخ منو بديد اينکه چرا امام زمان اينقدر سختشه که خودش رو به طالب هاي ديدنش نشون بده تا با يک نگاه ولايي اش زندگي ما رو دگرگون کنه بعضي ها مي گن گناه بين ما و ايشان فاصله انداخته ولي من اين رو بول ندارم چون اماماي ديگر ما با کساني خيلي گناهکارتر ملاقات مي کردند و حتي براي هدايت آنها تلاش مي کردند و هيچوقت از کنهکاران روي نمي پوشاندند مثل ظهير عثماني مذهب که با يک نگاه ولايي امام حسين از مقامي به اون پستي به مامي به او والايي رسيد.
ا

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
به نام خدا
با سلام و تشکر مجدد از حسن توجه شما .
البته منظور بنده فقط امام عصر(عج) بود نه اينکه خدا و پيغمبر هم نباشن .
و البته زياد با اين مطلب موافق نيستم که انسان ها بدون راهنما هم قدرت تشخيص همه چيز را داشتند .
چون عقل انسان توان درک وحي و خوبی وبدی را دارد ، ولي توان کشف خوبي و بدي را ندارد .
و اگر لازم به ارسال رسل نبود ، اصلا خالق متعال چنين عملي را انجام نمي داد چون او منزه است از فعل قبيح .
اما در مورد سوال دوم ؛ کمي زوايه ديد را عوض کنيم :
امامي که هر شب و روز براي شيعيانش دعا مي کند و از خدا مي خواهد که ظهور نزديک شود ، آيا صحيح است بگوييم
سختشه ؟
گريه او و اولويت دعا کردن براي ظهور منحصر در اوست و نشانه محبت بیشتر او . مطمئن باشيد او مشتاق تر از ماست به هدايت همه انسان ها .
اما ... اما ... اما همه معادلات عالم خلقت هماني نيست که ما مي پنداريم . اولا خود امام نيز امتحان مي شود .
فرمان خدا بر اين است که صبر کند و منتظر امر الهي باشد .
ثانيا از کجا می دانيد که آن يک نگاه ولايي اش تا بحال نصيب شما نشده است ؟!!!
آيا اگر او نگاهي کرد و فلان توفيق به ما داده شد ، حتما بايد توسط ما محسوس باشد؟
ما قدرت حس خيلي از مسائل ساده تر را هم نداريم .
یعنی اگر پدر و مادر هم براي من دعايي کنند و موفقيتي دست يابد ، بازهم شايد متوجه نشوم و آن موفقيت را از خودم بدانم !
نگاه او هميشگي است . جلوي چشم او که پرده نيست . جلوي چشمان ما پرده است . پس می بیند
حتي خداوند هم اين توفيق را به همه داده که امام را ببينند (و همه هنگام ظهور اعتراف مي کنند که ما اورا بارها ديده ايم)
پس ديدن هم ممکن است ، اما تنها چيزي که به همه داده نمي شود شناختن امام در هنگام ديدار است !
پس هم ما را مي بيند و هم نگاه ولايي دارد و هم هرچه داريم از اوست اما ما حس نمي کنيم . آن هم بخاطر غفلت يا جهل
اگر کمي در روايات بنگريم و فيوضاتي که در عالم پخش مي شود را معترف شويم که از امام است آنگاه نگاهمان عوض مي شود .
مي دانيم از اوست و خدا را بخاطر وجود او شاکريم . اما اگر او را ببينيم و باز هم جهل به مقام او داشته باشيم هيچ سودي
براي ما ندارد . اينگونه است که متوجه مي شويم چرا در روايات تاکيد بر معرفت امام شده است !!!
اين است که نجات بخش است .
مسئله سوم هم حکمت الهي است که فلسفه اصلي غيبت ، جداي از امتحان مردم و در خطر بودن جان امام تا وقت ظهور
و عدم زمينه هاي پذيرش اجتماعي و.... ، فقط در همان وقت ظهور آشکار مي شود و فعلا برما پوشيده است اين حکمت .
سوال ديگري که فرموديد اصلا چه نيازي به ظهور يا حضور امام است ؟
اين هم مرتبط با فسلفه غيبت است . البته دلیل حضور امام آن چيزهاي محدودي نيست که ما فکر مي کنيم .
حجت خدا بر زمين باعث عدم متلاشي شدن عالم است . او واسطه همه چيز در دنياست و خدا او را براي چنين چيزي افريده
و در کنار آن بزرگترين خير که هدايت بشريت است در حال انجام است . مهمترين نکته اين است که الان هم هدايت برقرار است
اگر يک وهابي در قلب عربستان شيعه شد ، فقط به هدايت امام بوده است و اگر در گوشه اي از دنيا کسي با دين حقيقي
اسلام آشنا شد بازهم به هدايت امام است .
اما وقت ظهور ، ظلم هاست که از بين مي رود و ظالمان . اين است که بايد زمينه آماده شود براي از بين رفتن ظلم .
وگرنه هدايت برقرار است و در ظهور فقط اين هدايت کامل تر و جهاني مي شود اما از بين رفتن ظلم وقت خاصي مي طلبد .
امیدوارم پاسخ نسبتا کاملی در حد توان به تمام سوالات شما داده باشم
باز هم با اشتیاق تمام منتظر نظر و یا سوال شما هستم
با سلام و تشکر مجدد از حسن توجه شما .
البته منظور بنده فقط امام عصر(عج) بود نه اينکه خدا و پيغمبر هم نباشن .
و البته زياد با اين مطلب موافق نيستم که انسان ها بدون راهنما هم قدرت تشخيص همه چيز را داشتند .
چون عقل انسان توان درک وحي و خوبی وبدی را دارد ، ولي توان کشف خوبي و بدي را ندارد .
و اگر لازم به ارسال رسل نبود ، اصلا خالق متعال چنين عملي را انجام نمي داد چون او منزه است از فعل قبيح .
اما در مورد سوال دوم ؛ کمي زوايه ديد را عوض کنيم :
امامي که هر شب و روز براي شيعيانش دعا مي کند و از خدا مي خواهد که ظهور نزديک شود ، آيا صحيح است بگوييم
سختشه ؟
گريه او و اولويت دعا کردن براي ظهور منحصر در اوست و نشانه محبت بیشتر او . مطمئن باشيد او مشتاق تر از ماست به هدايت همه انسان ها .
اما ... اما ... اما همه معادلات عالم خلقت هماني نيست که ما مي پنداريم . اولا خود امام نيز امتحان مي شود .
فرمان خدا بر اين است که صبر کند و منتظر امر الهي باشد .
ثانيا از کجا می دانيد که آن يک نگاه ولايي اش تا بحال نصيب شما نشده است ؟!!!
آيا اگر او نگاهي کرد و فلان توفيق به ما داده شد ، حتما بايد توسط ما محسوس باشد؟
ما قدرت حس خيلي از مسائل ساده تر را هم نداريم .
یعنی اگر پدر و مادر هم براي من دعايي کنند و موفقيتي دست يابد ، بازهم شايد متوجه نشوم و آن موفقيت را از خودم بدانم !
نگاه او هميشگي است . جلوي چشم او که پرده نيست . جلوي چشمان ما پرده است . پس می بیند
حتي خداوند هم اين توفيق را به همه داده که امام را ببينند (و همه هنگام ظهور اعتراف مي کنند که ما اورا بارها ديده ايم)
پس ديدن هم ممکن است ، اما تنها چيزي که به همه داده نمي شود شناختن امام در هنگام ديدار است !
پس هم ما را مي بيند و هم نگاه ولايي دارد و هم هرچه داريم از اوست اما ما حس نمي کنيم . آن هم بخاطر غفلت يا جهل
اگر کمي در روايات بنگريم و فيوضاتي که در عالم پخش مي شود را معترف شويم که از امام است آنگاه نگاهمان عوض مي شود .
مي دانيم از اوست و خدا را بخاطر وجود او شاکريم . اما اگر او را ببينيم و باز هم جهل به مقام او داشته باشيم هيچ سودي
براي ما ندارد . اينگونه است که متوجه مي شويم چرا در روايات تاکيد بر معرفت امام شده است !!!
اين است که نجات بخش است .
مسئله سوم هم حکمت الهي است که فلسفه اصلي غيبت ، جداي از امتحان مردم و در خطر بودن جان امام تا وقت ظهور
و عدم زمينه هاي پذيرش اجتماعي و.... ، فقط در همان وقت ظهور آشکار مي شود و فعلا برما پوشيده است اين حکمت .
سوال ديگري که فرموديد اصلا چه نيازي به ظهور يا حضور امام است ؟
اين هم مرتبط با فسلفه غيبت است . البته دلیل حضور امام آن چيزهاي محدودي نيست که ما فکر مي کنيم .
حجت خدا بر زمين باعث عدم متلاشي شدن عالم است . او واسطه همه چيز در دنياست و خدا او را براي چنين چيزي افريده
و در کنار آن بزرگترين خير که هدايت بشريت است در حال انجام است . مهمترين نکته اين است که الان هم هدايت برقرار است
اگر يک وهابي در قلب عربستان شيعه شد ، فقط به هدايت امام بوده است و اگر در گوشه اي از دنيا کسي با دين حقيقي
اسلام آشنا شد بازهم به هدايت امام است .
اما وقت ظهور ، ظلم هاست که از بين مي رود و ظالمان . اين است که بايد زمينه آماده شود براي از بين رفتن ظلم .
وگرنه هدايت برقرار است و در ظهور فقط اين هدايت کامل تر و جهاني مي شود اما از بين رفتن ظلم وقت خاصي مي طلبد .
امیدوارم پاسخ نسبتا کاملی در حد توان به تمام سوالات شما داده باشم
باز هم با اشتیاق تمام منتظر نظر و یا سوال شما هستم

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۲۲ ب.ظ
- محل اقامت: کره زمین
- سپاسهای ارسالی: 194 بار
- سپاسهای دریافتی: 797 بار
- تماس: