درست است ، هر کسي ميتواند عقيده خودش را داشته باشد . ولي آيا مجاز است تا عقيده ولو فاسد خويش را در بين جامعه هم رواج دهد ؟ در دنيا و در نزد افراد مختلف عقايد متفاوتي وجود دارد که هر کدام براي خود ادعاي حقيقت را دارد در عين اينکه همه عقايد ضد هم هستن . پس در اين ميان يک عقيده سالم است و حقيقت دارد و مابقي بدور از حقيقت ( در واقع فاسد ) هستند . البته من نميگويم که چون فاسد هستند پس نبايد مطرح شوند . عقايد بايد مطرح شوند تا در مورد اونها بحث و گفتگو بشه تا به اين طريق کساني که در گذشته گمراه بودن ولي خواستار حقيقت هستند راه خودشون رو پيدا کنن و به حقيقت برسند . ولي به شرطي که به همديگر توهين نکنند و منطق را کنار نگذارند . مسلم است عقيده اي که از ابتدا با بي منطقي و عقده همراه باشد اصلا نه تنها در هيچ دادگاهي راي نمياورد بلکه اصلا ارزش بررسي را هم نخواهد داشت . نمونش همين کتاب سلمان رشدي که در آن تا ميتونسته اسلام و به طور کلي دين رو به مسخره گرفته . چه کسي فکرش را ميکرد يک رمان نويس هندي و بزرگ شده در انگليس که هيچ چيزي از اسلام و دين نميداند در مورد دين که يک چيز حقيقي است و بدور از داستان و رمان و افسانه ميباشد بخواهد کتاب هم بنويسد . خوب مسلما از يک چنين نويسنده اي بيش از اين هم بر نميايد . ضمن اينکه اين اولين کتاب وي نيست که در آن شخص يا گروهي را مورد هجوم و توهين قرار ميدهد . سلمان رشدي عادت به اين کار دارد و معمولا در هر کتابي که مينوشته به عده اي که اغلب اشخاص مهم و سرشناسي بودند توهين ميکرده به صورتي که اون شخص مهم رو ميکرده سوجه و نقش اول داستان و در واقع اين ترفند اون براي فروش هر چه بيشتر کتابهايش بوده . درست مانند کسي که براي پول در آوردن و امرار معاش دست به هرکاري بزند ، حتي خود فروشي !
خلاصه کلام ، رمان " مذهبي - تخيلي " سلمان رشدي در واقع توهين به يک مذهب است آنهم بدون هيچ دليلي . متن و شيوه نگارش رمان به طور کلي به صورتي است که شخصيتهاي مهم دين را در غالب موجوداتي افسانه اي به بازيچه ميگيرد و در طي داستان چيزهاي ناروايي به اونها ميبنده و نسبت ميده .
به طور کلي سلمان رشدي در کتابش اصلا با منطق کاري ندارد و اساسا ستون داستانش را با توهين به اسلام و دين بنا کرده .
( متاسفانه زمان ويرايش تمام شده بود و مجبور شدم دو تا پست پشت سر هم بدم
)

