.::. وظايف منتظران در عصر غيبت .::.
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
12- مجالس حضرت
حضور يافتن و نشستن در مجالس كه فضايل و مناقب حضرت مهدى (ع) و آن چه مربوط به او است در آن ها ياد مى شود، از تكاليف بندگان در عصر غيبت است.
پيامبر(ص) فرمود: در باغ هاى بهشت بگرديد. عرضه داشتند: اى رسول خدا باغ هاى بهشت چيست؟ فرمود: مجالس ذكر... (1).
از امام رضا(ع) نيز روايت شده كه هركس در مجلسى بنشيندكه امر ما در آن زنده مى گردد، دلش نخواهد مرد، روزى كه دل ها مى ميرند (2).
نيز برپا نمودن مجالسى كه مولايمان صاحب الزمان (ع) در آن ها ياد شود و فضائل آن حضرت در آن ها ترويج و منتشرگردد و در آن مجالس براى آن جناب دعا شود، از تكاليف عصر غيبت است كه اين كار، در حقيقت ترويج دين خدا و نصرت ولى الله است (3).
13- پرهيز از مجالسى كه نام آن حضرت در آنها مورد تمسخر باشد
پرهيز كردن و دورى جستن از مجالس بيكارگان و گمراهان، آنها كه ياد امامعليه السلام را به مسخره مىگيرند يا آن حضرت را به بدى ياد مىكنند، يا بر آن بزرگوار خرده مىگيرند، يا وجود شريفش را انكار مىنمايند، يا اينكه از يادكردن حضرتش روى گردانند، يا مؤمنان منتظر آن جناب را به تمسخر مىگيرند.
خداى - عزّوجلّ - فرمايد: وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَيُسْتَهْزَئُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ المُنافِقِينَ وَالكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً؛(4)
و همانا خداوند در كتاب بر شما نازل فرمود كه هرگاه شنيديد به آيات خداوند كفر ورزيده مىشود و استهزا مىگردد پس با آنان كافران و استهزا كنندگان ننشينيد تا در سخنى ديگر داخل شوند كه اگر با آنها همنشين شويد شما هم به حقيقت مانند آنان خواهيد بود، همانا خداوند همگى منافقان و كافران را در جهنّم خواهد كرد.
و در تفسير على بن ابراهيم قمىرحمه الله آمده كه گويد: آيات خداوند: امامانعليهم السلام هسنتد. (5)
و در اصول كافى به سند صحيحى از شعيب عقرقوفى آمده كه گفت: از حضرت ابوعبد اللَّه امام صادقعليه السلام درباره فرموده خداى تعالى:
وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَيُسْتَهْزَئُ بِها...
پرسيدم، فرمود: منظور آن است كه چنانچه شنيدى كسى حق را انكار مىداردو آن را دروغ مىشمارد، و نسبت به امامانعليه السلام ناروا مىگويد، از كنارش برخيز و با او همنشينى مكن هر كس كه باشد. (6)
و در همان كتاب در خبر صحيح از آن حضرتعليه السلام آمده كه فرمود:
هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان دارد در جايى ننشيند كه امامى در آن مذمت شود يا مؤمنى اهانت گردد.(7)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مكیال ا لمكارم ج2 ص 238.
2- بحار الانوار ج 44، ص 278.
3- مکیال المکارم ج2 ص 241 ترجمه سید مهدی حائری قزوینی.
4- سوره نساء، آيه 140.
5- تفسير قمى، 156/1
6- اصول كافى، 377/2.
7- اصول كافى، 377/2.
حضور يافتن و نشستن در مجالس كه فضايل و مناقب حضرت مهدى (ع) و آن چه مربوط به او است در آن ها ياد مى شود، از تكاليف بندگان در عصر غيبت است.
پيامبر(ص) فرمود: در باغ هاى بهشت بگرديد. عرضه داشتند: اى رسول خدا باغ هاى بهشت چيست؟ فرمود: مجالس ذكر... (1).
از امام رضا(ع) نيز روايت شده كه هركس در مجلسى بنشيندكه امر ما در آن زنده مى گردد، دلش نخواهد مرد، روزى كه دل ها مى ميرند (2).
نيز برپا نمودن مجالسى كه مولايمان صاحب الزمان (ع) در آن ها ياد شود و فضائل آن حضرت در آن ها ترويج و منتشرگردد و در آن مجالس براى آن جناب دعا شود، از تكاليف عصر غيبت است كه اين كار، در حقيقت ترويج دين خدا و نصرت ولى الله است (3).
13- پرهيز از مجالسى كه نام آن حضرت در آنها مورد تمسخر باشد
پرهيز كردن و دورى جستن از مجالس بيكارگان و گمراهان، آنها كه ياد امامعليه السلام را به مسخره مىگيرند يا آن حضرت را به بدى ياد مىكنند، يا بر آن بزرگوار خرده مىگيرند، يا وجود شريفش را انكار مىنمايند، يا اينكه از يادكردن حضرتش روى گردانند، يا مؤمنان منتظر آن جناب را به تمسخر مىگيرند.
خداى - عزّوجلّ - فرمايد: وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَيُسْتَهْزَئُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ المُنافِقِينَ وَالكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً؛(4)
و همانا خداوند در كتاب بر شما نازل فرمود كه هرگاه شنيديد به آيات خداوند كفر ورزيده مىشود و استهزا مىگردد پس با آنان كافران و استهزا كنندگان ننشينيد تا در سخنى ديگر داخل شوند كه اگر با آنها همنشين شويد شما هم به حقيقت مانند آنان خواهيد بود، همانا خداوند همگى منافقان و كافران را در جهنّم خواهد كرد.
و در تفسير على بن ابراهيم قمىرحمه الله آمده كه گويد: آيات خداوند: امامانعليهم السلام هسنتد. (5)
و در اصول كافى به سند صحيحى از شعيب عقرقوفى آمده كه گفت: از حضرت ابوعبد اللَّه امام صادقعليه السلام درباره فرموده خداى تعالى:
وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَيُسْتَهْزَئُ بِها...
پرسيدم، فرمود: منظور آن است كه چنانچه شنيدى كسى حق را انكار مىداردو آن را دروغ مىشمارد، و نسبت به امامانعليه السلام ناروا مىگويد، از كنارش برخيز و با او همنشينى مكن هر كس كه باشد. (6)
و در همان كتاب در خبر صحيح از آن حضرتعليه السلام آمده كه فرمود:
هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان دارد در جايى ننشيند كه امامى در آن مذمت شود يا مؤمنى اهانت گردد.(7)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مكیال ا لمكارم ج2 ص 238.
2- بحار الانوار ج 44، ص 278.
3- مکیال المکارم ج2 ص 241 ترجمه سید مهدی حائری قزوینی.
4- سوره نساء، آيه 140.
5- تفسير قمى، 156/1
6- اصول كافى، 377/2.
7- اصول كافى، 377/2.

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
14- تجديد بيعت با آن حضرت بعد از فرايض همه روزه و هر جمعه
بيعت به اين معنى در دعاى عهدى كه براى هر روز روايت شده، و دعاى عهدى كه تا چهل بامداد روايت گرديده (1) ياد شده است.
و رسول خداصلى الله عليه وآله همه امّت را امر فرمود كه به اين گونه بيعت با امامانعليهم السلام بيعت نمايند، چه كسانى كه حاضر بودند و چه غايب، در خطبه غدير كه در كتاب احتجاج (2) روايت گرديده، و بدون شك بيعت كردن به اين معنى از لوازم و علايم ايمان است، بلكه ايمان جز به آن تحقق نمىيابد، پس مبايع در اينجا مؤمن است و مشترى خداوند - عزّوجلّ - از همين روى فرموده است:
صلى الله عليه وسلمإِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ المُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ؛ (3)
خداوند از مؤمنين جانها و اموالشان را خريدارى فرمود به اينكه بهشت را براى ايشان قرار دهد... .
و خداى تعالى پيغمبران و رسولان را براى تجديد و تأكيد اين بيعت برانگيخت كه هر كس با آنان بيعت كرد با خداوند بيعت نموده، و هر كس از ايشان روى گرداند از خدا روى گردانيده است، از همين روى خداوند - جلّ شأنه - فرموده:
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهُ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً؛ (4)
به درستى، كسانى كه با تو بيعت مىكنند در حقيقت با خداوند بيعت مىكنند، دست خدا بر روى دست آنان است، پس از آن هر كس بيعت را نقض نمايد در حقيقت بر زيان و هلاك خويش إقدام كرده و هر آنكه با خداوند عهد بسته وفادار بماند خداوند او را پاداش بزرگى خواهد داد.
در اين آيه شريفه نيز دلالت بر اين است كه منظور از بيعت و مبايعه همان عهد مؤكّد و پيمان شديد با خدا و رسول او است، و به وفا كنندگان آن عهد و پيمان وعده فرموده كه پاداش بزرگى به آنان خواهد داد.
15- تداوم درخواست معرفت آن حضرت
مداومت كردن بر دعايى كه ثقة الاسلام كلينى (5) و شيخ نعمانى (6) و شيخ طوسى به سندهاى خود، از زراره روايت كردهاند كه گفت: شنيدم حضرت ابوعبد اللَّه امام صادقعليه السلام مىفرمود: براى آن جوان پيش از قيامش غيبتى خواهد بود.
گفتم: چرا؟ فرمود: مىترسد - و به شكمش اشاره كرد - سپس فرمود: اى زراره! و او است منتظَر و او است كه در ولادتش شك مىكنند، پس بعضى مىگويند:
پدرش بدون بازمانده از دنيا رفت و بعضى از آنها مىگويند: در حالى كه در شكم مادر بود، پدرش فوت كرد و بعضى مىگويند: دو سال پيش از فوت پدرش متولد شد و اوست منتظر، مگر اينكه خداوند - عزّوجلّ - دوست دارد كه شيعه را امتحان كند، پس در آن هنگام است كه تشكيك و توهم اهلِ باطل آغاز مىشود.
اى زراره! اگر آن زمان را درك كردى، اين دعا را بخوان:
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي؛(7)
بار خدايا! تو مرا به خود شناسا كن، كه اگر خودت را به من نشناسانى، پيغمبرت را نخواهم شناخت، بار خدايا! تو رسولت را به من بشناسان، كه اگر رسول خود را به من نشناسانى، حجّتت را نخواهم شناخت. پروردگارا! حجّت خودت را به من بشناسان، كه اگر حجّتت را به من نشناسانى، از دين خود گمراه خواهم شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- بحار الانوار، 111/102.
2- احتجاج، 66/1.
3- سوره توبه، آيه 111.
4- سوره فتح، آيه 10.
5- اصول كافى، 337/1.
6- غيبت نعمانى، 86، ان فى قائم سنة من الانبياء.
7-مفاتيح الجنان، دعا در غيبت امام عصر عليه السلام
بيعت به اين معنى در دعاى عهدى كه براى هر روز روايت شده، و دعاى عهدى كه تا چهل بامداد روايت گرديده (1) ياد شده است.
و رسول خداصلى الله عليه وآله همه امّت را امر فرمود كه به اين گونه بيعت با امامانعليهم السلام بيعت نمايند، چه كسانى كه حاضر بودند و چه غايب، در خطبه غدير كه در كتاب احتجاج (2) روايت گرديده، و بدون شك بيعت كردن به اين معنى از لوازم و علايم ايمان است، بلكه ايمان جز به آن تحقق نمىيابد، پس مبايع در اينجا مؤمن است و مشترى خداوند - عزّوجلّ - از همين روى فرموده است:
صلى الله عليه وسلمإِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ المُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ؛ (3)
خداوند از مؤمنين جانها و اموالشان را خريدارى فرمود به اينكه بهشت را براى ايشان قرار دهد... .
و خداى تعالى پيغمبران و رسولان را براى تجديد و تأكيد اين بيعت برانگيخت كه هر كس با آنان بيعت كرد با خداوند بيعت نموده، و هر كس از ايشان روى گرداند از خدا روى گردانيده است، از همين روى خداوند - جلّ شأنه - فرموده:
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهُ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً؛ (4)
به درستى، كسانى كه با تو بيعت مىكنند در حقيقت با خداوند بيعت مىكنند، دست خدا بر روى دست آنان است، پس از آن هر كس بيعت را نقض نمايد در حقيقت بر زيان و هلاك خويش إقدام كرده و هر آنكه با خداوند عهد بسته وفادار بماند خداوند او را پاداش بزرگى خواهد داد.
در اين آيه شريفه نيز دلالت بر اين است كه منظور از بيعت و مبايعه همان عهد مؤكّد و پيمان شديد با خدا و رسول او است، و به وفا كنندگان آن عهد و پيمان وعده فرموده كه پاداش بزرگى به آنان خواهد داد.
15- تداوم درخواست معرفت آن حضرت
مداومت كردن بر دعايى كه ثقة الاسلام كلينى (5) و شيخ نعمانى (6) و شيخ طوسى به سندهاى خود، از زراره روايت كردهاند كه گفت: شنيدم حضرت ابوعبد اللَّه امام صادقعليه السلام مىفرمود: براى آن جوان پيش از قيامش غيبتى خواهد بود.
گفتم: چرا؟ فرمود: مىترسد - و به شكمش اشاره كرد - سپس فرمود: اى زراره! و او است منتظَر و او است كه در ولادتش شك مىكنند، پس بعضى مىگويند:
پدرش بدون بازمانده از دنيا رفت و بعضى از آنها مىگويند: در حالى كه در شكم مادر بود، پدرش فوت كرد و بعضى مىگويند: دو سال پيش از فوت پدرش متولد شد و اوست منتظر، مگر اينكه خداوند - عزّوجلّ - دوست دارد كه شيعه را امتحان كند، پس در آن هنگام است كه تشكيك و توهم اهلِ باطل آغاز مىشود.
اى زراره! اگر آن زمان را درك كردى، اين دعا را بخوان:
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي؛(7)
بار خدايا! تو مرا به خود شناسا كن، كه اگر خودت را به من نشناسانى، پيغمبرت را نخواهم شناخت، بار خدايا! تو رسولت را به من بشناسان، كه اگر رسول خود را به من نشناسانى، حجّتت را نخواهم شناخت. پروردگارا! حجّت خودت را به من بشناسان، كه اگر حجّتت را به من نشناسانى، از دين خود گمراه خواهم شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- بحار الانوار، 111/102.
2- احتجاج، 66/1.
3- سوره توبه، آيه 111.
4- سوره فتح، آيه 10.
5- اصول كافى، 337/1.
6- غيبت نعمانى، 86، ان فى قائم سنة من الانبياء.
7-مفاتيح الجنان، دعا در غيبت امام عصر عليه السلام

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
18-تسليم بودن و عجله نكردن
- در كافى به سند خود، از عبد الرحمن بن كثير آورده كه گفت: در محضر امام صادقعليه السلام بودم كه مهزم بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدايت شوم! خبر ده مرا از اين امرى كه منتظرش هستيم، چه وقت خواهد بود؟ حضرت صادقعليه السلام فرمود:
اى مهزم! وقتگذاران دروغ گويند و عجله كنندگان هلاك گردند و تسليم شدگان نجات يابند. (1)
- و از ابراهيم بن مهزم، از پدرش آمده، كه گفت: در محضر امام ابوعبد اللَّهعليه السلام از پادشاهان آل فلان سخن به ميان آورديم، آن حضرت فرمود:
همانا مردم به خاطر عجله كردنشان براى اين امر هلاك گشتند، خداوند به جهت عجله بندگان، عجله نمىكند، به درستى كه براى آن، امر آخرى هست كه به آن خواهد رسيد، پس هرگاه به آن رسيدند، نه ساعتى پيش و نه پس مىافتند. (2)
و به سند خود، از ابراهيم بن هليل آورده، كه گفت: به حضرت ابوالحسن امام رضاعليه السلام عرضه داشتم: فدايت گردم! پدر من در انتظار اين امر جان سپرد، من نيز به سنّى رسيدهام كه مىبينى، آيا بميرم در حالى كه در اين باره به من اطلاع ندهى؟ فرمود: اى ابواسحاق! تو عجله مىكنى؟ عرض كردم: آرى.
به خدا سوگند! عجله مىكنم و چرا شتاب نداشته باشم، در صورتى كه به اين سِن كه مىبينى، رسيدهام. فرمود: همانا به خدا سوگند! اى ابواسحاق! اين كار انجام نمىيابد تا آنكه خوب يا بد جدا شود و آزمايش گرديد و تا آنجا كه جز اندكى از شما بر جاى نماند. سپس كف دست خود را برگرداند. (3)
17- تصميم قلبى بر يارى كردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او
بر اين مطلب دلالت مىكند - اضافه بر اينكه اين امر از لوازم ايمان و نشانههاى يقين است - آنچه روايت شده در فضيلت نيّت خير و تصميم داشتن بر انجام كار نيك، و اينكه براى هر كسى همان است كه نيّت كرده و روايات ديگرى كه بر محبّ رهرو پوشيده نيست.
و نيز بر آن دلالت دارد فرمايش مولاى متَّقيان اميرالمؤمنين علىعليه السلام كه در نهج البلاغه روايت آمده كه:
در جاى خود قرار گيريد، و بر بلا و سختى صبر كنيد، و دستها و شمشيرهاى خود را در پى هوسهايى كه بر زبان مىرانيد به حركت نياوريد، و در آنچه خداوند آن را زود برايتان نياورده شتابزدگى مكنيد، كه هر يك از شما هرگاه حق پروردگار و حق رسول خداصلى الله عليه وآله و خاندان او را شناخته باشد چنانچه بر رختخواب خود بميرد، شهيد مرده است، و پاداش او با خدا است، و شايستگى ثواب عمل صالحى را كه در نيتش بوده خواهد يافت، و اين نيت به جاى شمشير كشيدن او خواهد بود، و به درستى كه هر چيزى را مدت و زمان معيّنى هست. (4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- اصول كافى، 368/1 و 369
. 2- اصول كافى، 368/1 و 369
3- الغيبة، 111؛ فى صفة القائمعليه السلام
4- نهج البلاغه، صبحى، خطبه 232 ص 282
- در كافى به سند خود، از عبد الرحمن بن كثير آورده كه گفت: در محضر امام صادقعليه السلام بودم كه مهزم بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدايت شوم! خبر ده مرا از اين امرى كه منتظرش هستيم، چه وقت خواهد بود؟ حضرت صادقعليه السلام فرمود:
اى مهزم! وقتگذاران دروغ گويند و عجله كنندگان هلاك گردند و تسليم شدگان نجات يابند. (1)
- و از ابراهيم بن مهزم، از پدرش آمده، كه گفت: در محضر امام ابوعبد اللَّهعليه السلام از پادشاهان آل فلان سخن به ميان آورديم، آن حضرت فرمود:
همانا مردم به خاطر عجله كردنشان براى اين امر هلاك گشتند، خداوند به جهت عجله بندگان، عجله نمىكند، به درستى كه براى آن، امر آخرى هست كه به آن خواهد رسيد، پس هرگاه به آن رسيدند، نه ساعتى پيش و نه پس مىافتند. (2)
و به سند خود، از ابراهيم بن هليل آورده، كه گفت: به حضرت ابوالحسن امام رضاعليه السلام عرضه داشتم: فدايت گردم! پدر من در انتظار اين امر جان سپرد، من نيز به سنّى رسيدهام كه مىبينى، آيا بميرم در حالى كه در اين باره به من اطلاع ندهى؟ فرمود: اى ابواسحاق! تو عجله مىكنى؟ عرض كردم: آرى.
به خدا سوگند! عجله مىكنم و چرا شتاب نداشته باشم، در صورتى كه به اين سِن كه مىبينى، رسيدهام. فرمود: همانا به خدا سوگند! اى ابواسحاق! اين كار انجام نمىيابد تا آنكه خوب يا بد جدا شود و آزمايش گرديد و تا آنجا كه جز اندكى از شما بر جاى نماند. سپس كف دست خود را برگرداند. (3)
17- تصميم قلبى بر يارى كردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او
بر اين مطلب دلالت مىكند - اضافه بر اينكه اين امر از لوازم ايمان و نشانههاى يقين است - آنچه روايت شده در فضيلت نيّت خير و تصميم داشتن بر انجام كار نيك، و اينكه براى هر كسى همان است كه نيّت كرده و روايات ديگرى كه بر محبّ رهرو پوشيده نيست.
و نيز بر آن دلالت دارد فرمايش مولاى متَّقيان اميرالمؤمنين علىعليه السلام كه در نهج البلاغه روايت آمده كه:
در جاى خود قرار گيريد، و بر بلا و سختى صبر كنيد، و دستها و شمشيرهاى خود را در پى هوسهايى كه بر زبان مىرانيد به حركت نياوريد، و در آنچه خداوند آن را زود برايتان نياورده شتابزدگى مكنيد، كه هر يك از شما هرگاه حق پروردگار و حق رسول خداصلى الله عليه وآله و خاندان او را شناخته باشد چنانچه بر رختخواب خود بميرد، شهيد مرده است، و پاداش او با خدا است، و شايستگى ثواب عمل صالحى را كه در نيتش بوده خواهد يافت، و اين نيت به جاى شمشير كشيدن او خواهد بود، و به درستى كه هر چيزى را مدت و زمان معيّنى هست. (4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- اصول كافى، 368/1 و 369
. 2- اصول كافى، 368/1 و 369
3- الغيبة، 111؛ فى صفة القائمعليه السلام
4- نهج البلاغه، صبحى، خطبه 232 ص 282

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
19- تظاهر با ستمگران و اهل باطل
در بحار به نقل از كشف الغمّه از طريق عامه روايت آورده از حذيفه كه فرمودند:
شنيدم رسول خداصلى الله عليه وآله مىفرمود: واى بر اين امّت از پادشاهان ستمگر كه چگونه مىكشند و فرمانبرداران را مىترسانند مگر كسى كه اطاعت از آنها را اظهار كند، پس مؤمن متّقى با زبان با آنها تَصَنُّع و تظاهر مىكند، و با دل از آنها فرار مىنمايد، پس هرگاه خداوند - عزّوجلّ - بخواهد اسلام را باعزّت بازگرداند هر گونه ستمگر لجوج را در هم مىشكند و او بر هر چه خواهد تواناست كه امتى را پس از فساد به صلاح آورد.
آنگاه آن حضرتصلى الله عليه وآله فرمود:
اى حذيفه اگر از دنيا به جز يك روز باقى نماند خداوند آن روز را طولانى خواهد كرد تا مردى از خاندان من حكومت يابد.
. و در تحف العقول در سفارشهاى امام صادقعليه السلام به مؤمن الطّاق آمده كه فرمود:
اى پسر نعمان هرگاه در دولت باطل بودى با هر كس تقيّه دارى با تحيّت برخورد كن، زيرا كه هر كس متعرض دولت شود خود را به كشتن داده و هلاك كرده است، خداوند فرمايد: وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلِكَةِ؛ (1) و خود را به مهلكه و خطر در نيفكنيد... (2)
20- تقيّه كردن از اشرار و مخفى داشتن راز از اغيار
در كافى به سند صحيحى از حضرت ابىعبداللَّه امام صادقعليه السلام آمده كه درباره فرموده خداى - عزّوجلّ - :
أُولئِكَ يُؤْتُوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا؛(3)
آنان به خاطر صبرى كه كردند پاداششان را دو برابر گيرند.
فرمود: به خاطر صبرى كه بر تقيّه كردند وَيَدْرَؤُونَ بِالحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ؛ و با حسنه بدى را دفع مىنمايند.
فرمود: حسنه، تقيّه است و بدى فاش ساختن. (4) و در همان كتاب در خبر صحيحى از آن حضرتعليه السلام آمده كه فرمود:
تقيّه سپر مؤمن و تقيّه پناهگاه مؤمن است و هركس را كه تقيّه نيست ايمان ندارد، همانا حديثى از احاديث ما به بندهاى مىرسد پس خداى عز و جل را بين خود و خدا با آن حديث ديندارى مىنمايد، و مايه عزّت او در دنيا و نور او در آخرت مىگردد. و بنده ديگر حديثى از احاديث ما به او مىرسد، پس او آن حديث را فاش مىسازد، و مايه خوارى او در دنيا مىشود، و خداى عز و جل آن نور را از او مىگيرد. (5)
و نيز در خبر صحيحى از هشام كندى (6) آمده كه گفت:
شنيدم حضرت ابوعبداللَّه امام صادقعليه السلام مىفرمود: مبادا كارى كنيد كه ما را بدان سرزنش نمايند، زيرا كه به خاطر كردار فرزند بد، پدرش سرزنش مىگردد، شما براى كسى كه به او دل سپردهايد امام بر حق زينت باشيد و بر او مايه ننگ و عيب مباشيد.
در جماعتهاى آنان عامّه نماز بخوانيد و بيمارانشان را عيادت كنيد و در مراسم امواتشان حضور يابيد و در هيچ كار خيرى بر شما پيشى نگيرند، كه شما به آن خير از آنان سزاوارتريد. به خدا سوگند! كه خداوند به چيزى كه محبوبتر از خباء باشد عبادت نشده. عرض كردم: خباء چيست؟ فرمود: تقيّه.(7)
و در همان كتاب در حديث ديگرى از آن حضرتعليه السلام است كه فرمود:
نفس كشيدن كسى كه به خاطر ما اندوهگين و براى ظلمى كه بر ما رفته غمگين است، تسبيح مىباشد، و اهتمام او به جهت امر ما عبادت و مخفى داشتنش راز ما را، جهاد در راه خدا است.(8)
محمد بن سعيد - يكى از روايان اين حديث - گويد: اين حديث را با آب طلا بنويس كه من چيزى بهتر از اين ننوشتهام.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره بقره، آيه 195.
2- تحف العقول، 228
3-- سوره قصص، آيه 54.
4- اصول كافى، 217/2.
5-اصول كافى، 221/2.
6- مىگويم: ظاهر او هشام بن الحكم است كه ثقه مىباشد چنانكه در كتب رجال آمده. (مؤلف).
7- اصول كافى، 219/2.
8- اصول كافى، 226/2.
در بحار به نقل از كشف الغمّه از طريق عامه روايت آورده از حذيفه كه فرمودند:
شنيدم رسول خداصلى الله عليه وآله مىفرمود: واى بر اين امّت از پادشاهان ستمگر كه چگونه مىكشند و فرمانبرداران را مىترسانند مگر كسى كه اطاعت از آنها را اظهار كند، پس مؤمن متّقى با زبان با آنها تَصَنُّع و تظاهر مىكند، و با دل از آنها فرار مىنمايد، پس هرگاه خداوند - عزّوجلّ - بخواهد اسلام را باعزّت بازگرداند هر گونه ستمگر لجوج را در هم مىشكند و او بر هر چه خواهد تواناست كه امتى را پس از فساد به صلاح آورد.
آنگاه آن حضرتصلى الله عليه وآله فرمود:
اى حذيفه اگر از دنيا به جز يك روز باقى نماند خداوند آن روز را طولانى خواهد كرد تا مردى از خاندان من حكومت يابد.
. و در تحف العقول در سفارشهاى امام صادقعليه السلام به مؤمن الطّاق آمده كه فرمود:
اى پسر نعمان هرگاه در دولت باطل بودى با هر كس تقيّه دارى با تحيّت برخورد كن، زيرا كه هر كس متعرض دولت شود خود را به كشتن داده و هلاك كرده است، خداوند فرمايد: وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلِكَةِ؛ (1) و خود را به مهلكه و خطر در نيفكنيد... (2)
20- تقيّه كردن از اشرار و مخفى داشتن راز از اغيار
در كافى به سند صحيحى از حضرت ابىعبداللَّه امام صادقعليه السلام آمده كه درباره فرموده خداى - عزّوجلّ - :
أُولئِكَ يُؤْتُوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا؛(3)
آنان به خاطر صبرى كه كردند پاداششان را دو برابر گيرند.
فرمود: به خاطر صبرى كه بر تقيّه كردند وَيَدْرَؤُونَ بِالحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ؛ و با حسنه بدى را دفع مىنمايند.
فرمود: حسنه، تقيّه است و بدى فاش ساختن. (4) و در همان كتاب در خبر صحيحى از آن حضرتعليه السلام آمده كه فرمود:
تقيّه سپر مؤمن و تقيّه پناهگاه مؤمن است و هركس را كه تقيّه نيست ايمان ندارد، همانا حديثى از احاديث ما به بندهاى مىرسد پس خداى عز و جل را بين خود و خدا با آن حديث ديندارى مىنمايد، و مايه عزّت او در دنيا و نور او در آخرت مىگردد. و بنده ديگر حديثى از احاديث ما به او مىرسد، پس او آن حديث را فاش مىسازد، و مايه خوارى او در دنيا مىشود، و خداى عز و جل آن نور را از او مىگيرد. (5)
و نيز در خبر صحيحى از هشام كندى (6) آمده كه گفت:
شنيدم حضرت ابوعبداللَّه امام صادقعليه السلام مىفرمود: مبادا كارى كنيد كه ما را بدان سرزنش نمايند، زيرا كه به خاطر كردار فرزند بد، پدرش سرزنش مىگردد، شما براى كسى كه به او دل سپردهايد امام بر حق زينت باشيد و بر او مايه ننگ و عيب مباشيد.
در جماعتهاى آنان عامّه نماز بخوانيد و بيمارانشان را عيادت كنيد و در مراسم امواتشان حضور يابيد و در هيچ كار خيرى بر شما پيشى نگيرند، كه شما به آن خير از آنان سزاوارتريد. به خدا سوگند! كه خداوند به چيزى كه محبوبتر از خباء باشد عبادت نشده. عرض كردم: خباء چيست؟ فرمود: تقيّه.(7)
و در همان كتاب در حديث ديگرى از آن حضرتعليه السلام است كه فرمود:
نفس كشيدن كسى كه به خاطر ما اندوهگين و براى ظلمى كه بر ما رفته غمگين است، تسبيح مىباشد، و اهتمام او به جهت امر ما عبادت و مخفى داشتنش راز ما را، جهاد در راه خدا است.(8)
محمد بن سعيد - يكى از روايان اين حديث - گويد: اين حديث را با آب طلا بنويس كه من چيزى بهتر از اين ننوشتهام.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره بقره، آيه 195.
2- تحف العقول، 228
3-- سوره قصص، آيه 54.
4- اصول كافى، 217/2.
5-اصول كافى، 221/2.
6- مىگويم: ظاهر او هشام بن الحكم است كه ثقه مىباشد چنانكه در كتب رجال آمده. (مؤلف).
7- اصول كافى، 219/2.
8- اصول كافى، 226/2.

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
21- تكذيب كردن مدعيان نيابت خاصه از آن حضرت در زمان غيبت كبرى
بدان كه شيعه اماميّه متفقند كه با فوت شيخ جليل على بن محمد سمرىرضى الله عنه وكالت منقطع شده و نيابت خاصّه ختم گرديده است، شيخ سمرى چهارمين تن از نُوّاب چهارگانه است كه در زمان غيبت صغرى مرجع شيعيان بودهاند، و پس از در گذشت سمرى تا زمان ظهور حضرت حجّت عجل اللَّه تعالى فرجه نايب خاصى از آن حضرت در ميان شيعيانش نخواهد بود، و مرجع شيعيان در زمان غيبت كبراى آن جناب علماى عامل هستند كه حافظ احكام الهى مىباشند، و هر كس نيابت خاصه را ادعا كند دروغگو و مردود است، بلكه اين مطلب از ضروريات مذهب اماميّه است كه به آن شناخته مىشوند، و هيچ يك از علماى ما در اين باره مخالفت ننموده است،
و همين بس كه دليل و برهان باشد، و نيز بر اين مقصود دلالت دارد آنچه شيخ جليل رئيس المحدّثين معروف به صدوق - كه سيّد و مولايمان حضرت حجّت عجل اللَّه فرجه الشريف به ولادت او مژده دادند - در كتاب كمالالدين روايت آورده، گويد: حديث گفت ما را ابومحمد حسن بن احمد مكتّبرحمه الله گفت:
در سالى كه شيخ على بن محمد سمرىرحمه الله وفات يافت من در مدينه السلام بغداد بودم، چند روز پيش از فوت او نزدش حضور يافتم، پس او براى مردم توقيعى بيرون آورد كه صورت آن چنين بود:
بِسْمِ اللَّه الرَّحمنِ الرَّحيم،
اى على بن محمد سمرى، خداوند پاداش برادرانت را در فقدان تو بزرگ فرمايد، كه تو از اين تاريخ تا شش روز ديگر خواهى مُرد، پس امر خود را فراهم ساز، و به كسى وصيت مكن كه پس از فوت تو جانشينت شود كه همانا غيبت دوم واقع شد، و ظهورى نخواهد بود مگر به اذن خداوند عزوجل، و آن بعد از طولانى شدن مدت و قساوت دلها و پر شدن زمين از جور و ستم خواهد بود، و در شيعيان من كسى يا كسانى خواهد آمد كه مدعتى شود مرا مشاهده مىكند، آگاه باشيد كه هر كس پيش از خروج سفيانى و صيحه آسمانى ادعاى مشاهده كرد دروغگوى تهمت زننده است، و لا حول و لا قوة الَّا بِاللَّه العَلّىِ العظيم .
. مكتّب گويد: پس ما از روى اين توقيع نسخه برداشتيم و از نزد او بيرون رفتيم، و چون روز ششم بار ديگر بر او وارد شديم در حال احتضار بود، به او گفته شد: وصّى تو بعد از تو كيست؟ فرمود: خداوند را امرى است كه خود آن را به آخر خواهد رساند، و پس از گفتن اين جملات درگذشت، كه اين آخرين سخنى بود كه از وى شنيده شد، رحمت و رضوان الهى بر او باد. (1)
22- تكريم اماكن منسوب به حضرت
در روايات، بزرگداشت و تكريم اماكنى كه به قدوم آن حضرت زينت يافته اند، از تكاليف عصر غیبت ياد شده است. مانند: مسجد سهله، مسجد اعظم كوفه، سرداب، مسجد جمكران.
و نيز مواضعى كه بعضى از صلحا، حضرت را در آن مكان ها ديده اند، يا در روایات آمده كه آن جناب در آن جا توقف دارند مانند: مسجد الحرام. (2)
23- تكريم نام حضرت
از وظايف مردم در قبال حضرت مهدى (ع)، رعايت ادب نسبت به آن بزرگوار هنگام ذكر وياد ايشان است.
مؤمن بايد هنگام خواندن، نوشتن وشنيدن اسامى والقاب آن حضرت، احترام وتكريم را مراعات كند.
قبل از نام ايشان از عباراتى هم چون حضرت و مولا وپس از نام ايشان از دعاهايى هم چون عليه السلام، سلام الله عليه، ارواحنا له الفداء وعجل الله فرجه الشريف استفاده كند.
رسول خدا(ص) فرموده است:
هركس دركتابى بر من درود بفرستد، مادامى كه اسم من در آن كتاب است، ملائكه پيوسته براى او طلب مغفرت مى كنند.(3)
تكريم نام حضرت هنگام شنيدن، از جاى خود برخاستن وايستادن است، به ويژه هنگام شنيدن نام مبارك قائم .
نامگذارى فرزندان خود به مهدى نوعى تكريم و اشاعه نام حضرت است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- كمالالدين، 516/2، باب 45، ذيل ح 44
2- مکیال المکارم ج 2 ص 454(ترجمه سید مهدی حائری قزوینی)
3_- بحارالانوارج 94ص 1 7.
بدان كه شيعه اماميّه متفقند كه با فوت شيخ جليل على بن محمد سمرىرضى الله عنه وكالت منقطع شده و نيابت خاصّه ختم گرديده است، شيخ سمرى چهارمين تن از نُوّاب چهارگانه است كه در زمان غيبت صغرى مرجع شيعيان بودهاند، و پس از در گذشت سمرى تا زمان ظهور حضرت حجّت عجل اللَّه تعالى فرجه نايب خاصى از آن حضرت در ميان شيعيانش نخواهد بود، و مرجع شيعيان در زمان غيبت كبراى آن جناب علماى عامل هستند كه حافظ احكام الهى مىباشند، و هر كس نيابت خاصه را ادعا كند دروغگو و مردود است، بلكه اين مطلب از ضروريات مذهب اماميّه است كه به آن شناخته مىشوند، و هيچ يك از علماى ما در اين باره مخالفت ننموده است،
و همين بس كه دليل و برهان باشد، و نيز بر اين مقصود دلالت دارد آنچه شيخ جليل رئيس المحدّثين معروف به صدوق - كه سيّد و مولايمان حضرت حجّت عجل اللَّه فرجه الشريف به ولادت او مژده دادند - در كتاب كمالالدين روايت آورده، گويد: حديث گفت ما را ابومحمد حسن بن احمد مكتّبرحمه الله گفت:
در سالى كه شيخ على بن محمد سمرىرحمه الله وفات يافت من در مدينه السلام بغداد بودم، چند روز پيش از فوت او نزدش حضور يافتم، پس او براى مردم توقيعى بيرون آورد كه صورت آن چنين بود:
بِسْمِ اللَّه الرَّحمنِ الرَّحيم،
اى على بن محمد سمرى، خداوند پاداش برادرانت را در فقدان تو بزرگ فرمايد، كه تو از اين تاريخ تا شش روز ديگر خواهى مُرد، پس امر خود را فراهم ساز، و به كسى وصيت مكن كه پس از فوت تو جانشينت شود كه همانا غيبت دوم واقع شد، و ظهورى نخواهد بود مگر به اذن خداوند عزوجل، و آن بعد از طولانى شدن مدت و قساوت دلها و پر شدن زمين از جور و ستم خواهد بود، و در شيعيان من كسى يا كسانى خواهد آمد كه مدعتى شود مرا مشاهده مىكند، آگاه باشيد كه هر كس پيش از خروج سفيانى و صيحه آسمانى ادعاى مشاهده كرد دروغگوى تهمت زننده است، و لا حول و لا قوة الَّا بِاللَّه العَلّىِ العظيم .
. مكتّب گويد: پس ما از روى اين توقيع نسخه برداشتيم و از نزد او بيرون رفتيم، و چون روز ششم بار ديگر بر او وارد شديم در حال احتضار بود، به او گفته شد: وصّى تو بعد از تو كيست؟ فرمود: خداوند را امرى است كه خود آن را به آخر خواهد رساند، و پس از گفتن اين جملات درگذشت، كه اين آخرين سخنى بود كه از وى شنيده شد، رحمت و رضوان الهى بر او باد. (1)
22- تكريم اماكن منسوب به حضرت
در روايات، بزرگداشت و تكريم اماكنى كه به قدوم آن حضرت زينت يافته اند، از تكاليف عصر غیبت ياد شده است. مانند: مسجد سهله، مسجد اعظم كوفه، سرداب، مسجد جمكران.
و نيز مواضعى كه بعضى از صلحا، حضرت را در آن مكان ها ديده اند، يا در روایات آمده كه آن جناب در آن جا توقف دارند مانند: مسجد الحرام. (2)
23- تكريم نام حضرت
از وظايف مردم در قبال حضرت مهدى (ع)، رعايت ادب نسبت به آن بزرگوار هنگام ذكر وياد ايشان است.
مؤمن بايد هنگام خواندن، نوشتن وشنيدن اسامى والقاب آن حضرت، احترام وتكريم را مراعات كند.
قبل از نام ايشان از عباراتى هم چون حضرت و مولا وپس از نام ايشان از دعاهايى هم چون عليه السلام، سلام الله عليه، ارواحنا له الفداء وعجل الله فرجه الشريف استفاده كند.
رسول خدا(ص) فرموده است:
هركس دركتابى بر من درود بفرستد، مادامى كه اسم من در آن كتاب است، ملائكه پيوسته براى او طلب مغفرت مى كنند.(3)
تكريم نام حضرت هنگام شنيدن، از جاى خود برخاستن وايستادن است، به ويژه هنگام شنيدن نام مبارك قائم .
نامگذارى فرزندان خود به مهدى نوعى تكريم و اشاعه نام حضرت است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- كمالالدين، 516/2، باب 45، ذيل ح 44
2- مکیال المکارم ج 2 ص 454(ترجمه سید مهدی حائری قزوینی)
3_- بحارالانوارج 94ص 1 7.

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
24- تهذيب نفس
و پاكسازى درون از صفات پليد، و زيور دادن آن به وسيله اخلاق پسنديده، و اين امر در هر زمان واجب است، ولى ياد كردن آن به طور خصوص در وظايف زمان غيبت حضرت ولى عصر - عجّل اللَّه فرجه الشريف - از اين جهت است كه درك فضيلت صحبت او و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن جناب بستگى به آن دارد.
به دليل روايتى كه نعمانىرحمه الله به سند خود از امام صادقعليه السلام آورده كه فرمود:
هر كس دوست مىدارد از اصحاب حضرت قائمعليه السلام باشد بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حالى كه منتظر باشد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائمعليه السلام بپاخيزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت خداوند. (1)
مىگويم: در اين حديث دلالت بر اين هست كه دست يافتن به ثواب انتظار با رعايت كامل و ملازمت پرهيزكارى و اخلاق نيك و مشروط مىباشد.
25- توجّه و بيدارباش
مىتوان گفت كه برپا ساختن اين مجالس در بعضى از اوقات واجب است، مثل اينكه مردم در معرض انحراف و گمراهى باشند و برپايى اين مجالس، سبب جلوگيرى از هلاكت دينى آنان و مايه ارشاد و راهنمايى ايشان به راه هدايت گردد، از جهت دلايل امر به معروف و نهى از منكر و راهنمايى اشخاص گمراه و عقب زدن اهل بدعت و گمراهى.
و خداوند تعالى در همه احوال نگهدار حقجويان است .
26- توسل به حضرت
براى توسل به حضرت مهدى (ع) روايات بسيارى آمده است.
در روايتى آمده است: هرگاه شمشير به محل ذبح تو رسيد، چنين استغاثه كن كه او فريادرس است و تو را درمى يابد: يا مولاى يا صاحب الزمان انا مستغیث بك.
و به روايت ديگرى آمده است كه بگو:
يا صاحب الزمان غثنى يا صاحب الزمان ادركنى.
در روايتى، دعاى توسل به امام زمان (ع) چنين آمده است:
اللهم انى اسئلك بحق ولیک و حجتك صاحب الزمان الا اعتنى به على جمیع امورى وکفینى به موءنة كل موذ و طاغ و باغ و اعتتنی به فقد بلغ مجهودى وکفیتنى كل عدو و هم و غم و دين وولدى و جمیع اهلى و اخوانى ومن يعنینى امره و خلاصتى امین رب العالمین . (2)
امام صادق (ع) در توسل به امام زمان (ع) فرمود: هرگاه در راه گم شدى، چنين ندا كن:
يا ابا صالح ارشدنا الى الطريق رحمكم الله .(3)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- غيبت نعمانى، 106
2- بحارالانوارج 94، ص 35.
3- بحا ر الانوا ر ج 52، ص 176.
و پاكسازى درون از صفات پليد، و زيور دادن آن به وسيله اخلاق پسنديده، و اين امر در هر زمان واجب است، ولى ياد كردن آن به طور خصوص در وظايف زمان غيبت حضرت ولى عصر - عجّل اللَّه فرجه الشريف - از اين جهت است كه درك فضيلت صحبت او و قرار گرفتن در عداد اصحاب آن جناب بستگى به آن دارد.
به دليل روايتى كه نعمانىرحمه الله به سند خود از امام صادقعليه السلام آورده كه فرمود:
هر كس دوست مىدارد از اصحاب حضرت قائمعليه السلام باشد بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حالى كه منتظر باشد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائمعليه السلام بپاخيزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت خداوند. (1)
مىگويم: در اين حديث دلالت بر اين هست كه دست يافتن به ثواب انتظار با رعايت كامل و ملازمت پرهيزكارى و اخلاق نيك و مشروط مىباشد.
25- توجّه و بيدارباش
مىتوان گفت كه برپا ساختن اين مجالس در بعضى از اوقات واجب است، مثل اينكه مردم در معرض انحراف و گمراهى باشند و برپايى اين مجالس، سبب جلوگيرى از هلاكت دينى آنان و مايه ارشاد و راهنمايى ايشان به راه هدايت گردد، از جهت دلايل امر به معروف و نهى از منكر و راهنمايى اشخاص گمراه و عقب زدن اهل بدعت و گمراهى.
و خداوند تعالى در همه احوال نگهدار حقجويان است .
26- توسل به حضرت
براى توسل به حضرت مهدى (ع) روايات بسيارى آمده است.
در روايتى آمده است: هرگاه شمشير به محل ذبح تو رسيد، چنين استغاثه كن كه او فريادرس است و تو را درمى يابد: يا مولاى يا صاحب الزمان انا مستغیث بك.
و به روايت ديگرى آمده است كه بگو:
يا صاحب الزمان غثنى يا صاحب الزمان ادركنى.
در روايتى، دعاى توسل به امام زمان (ع) چنين آمده است:
اللهم انى اسئلك بحق ولیک و حجتك صاحب الزمان الا اعتنى به على جمیع امورى وکفینى به موءنة كل موذ و طاغ و باغ و اعتتنی به فقد بلغ مجهودى وکفیتنى كل عدو و هم و غم و دين وولدى و جمیع اهلى و اخوانى ومن يعنینى امره و خلاصتى امین رب العالمین . (2)
امام صادق (ع) در توسل به امام زمان (ع) فرمود: هرگاه در راه گم شدى، چنين ندا كن:
يا ابا صالح ارشدنا الى الطريق رحمكم الله .(3)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- غيبت نعمانى، 106
2- بحارالانوارج 94، ص 35.
3- بحا ر الانوا ر ج 52، ص 176.

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
27- توسل و طلب شفاعت از خداوند به وسيله آن حضرت
زيرا كه آن جناب باب اللَّه است كه از آن درآيند، و راه به سوى رضوان خداوند است، و اوست شفيع به سوى خداى تعالى، و اوست اسم خداوند كه بندگانش را امر فرموده به آن توسُّل كنند، چنانكه در روايات از امامانعليهم السلام آمده كه: درباره فرموده خداى تعالى:
صلى الله عليه وسلموَللَّهِِ الأَسْمآءُ الحُسْنى فَادْعُوهُ بِها؛ (1)
و براى خداوند نيكترين نامها است، او را با آنها بخوانيد. فرمودند: به خدا قسم ماييم آن اسماء حسنى نيكترين نامها كه خداوند بندگانش را امر فرموده به وسيله آنها او را بخوانند و دعا كنند. (2)
و شواهد اين مطلب بسيار است و براى اهل بينش روشن، كه به جهت رعايت اختصار به اين موارد اكتفا مىكنيم :
. در بحار از مولايمان حضرت رضاعليه السلام آمده كه فرمود:
هرگاه سختى و گرفتارى بر شما وارد شود به وسيله ما از خداى - عزّوجلّ - كمك بخواهيد، و اين است معنى فرموده خداى - عزّوجلّ - : وَللَّهِِ الأَسْمآءُ الحُسْنى فَادْعُوهُ بِها (3)
و در همان كتاب به نقل از قبس المصباح در ذكر دعاهاى توسُّل به خداى تعالى به وسيله امامانعليهم السلام چنين آمده: توسّل به مولايمان صاحب الزمانعليه السلام:
[align=center]اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ وَلِيِّكَ وَحُجَّتِكَ صاحِبِ الزَّمانِ إِلّا أَعَنْتَنِي بِهِ عَلى جَمِيعِ أُمُورِي وَكَفَيْتَنِي بِهِ مَؤُونَةَ كُلِّ مُوذٍ وَطاغٍ وَباغٍ وَأَعَنْتَنِي بِهِ فَقَدْ بَلَغَ مَجْهُودِي وَكَفَيْتَنِي كُلَّ عَدُوٍّ وَهَمٍّ وَغَمٍّ وَدَينٍ وَوُلْدِي وَجَمِيعَ أَهْلِي وَإِخْوانِي وَمَنْ يَعْنِينِي أَمْرُهُ وَخآصَّتِي آمِينَ رَبَّ العالَمِينَ؛
بار خدايا! من از تو مىخواهم به حقّ ولىّ و حجّتت صاحب الزمانعليه السلام كه مرا بر تمام امور يارىام كنى و به خاطر او شرّ هرگونه موذى و سركش و ستمگرى را از من دور گردانى و به آن حضرت مرا يارى دهى كه تلاشم به آخر رسيده و هرگونه دشمن و همّ و غمّ و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر كس كه كارش به من مربوط مىشود، و بستگان نزديكم، كفايت كنى اجابت فرماى اى پروردگار عالميان. (4)
28- حج كردن به نيابت حضرت
يكى از اعمال شايسته، حج كردن و حجه دادن به نيابت امام عصر(ع) است كه اين كار در ميان شيعيان قديم مرسوم بوده.
قطب راوندى دركتاب خرا يج روايت كرده، ابو محمد دعلجى، دو پسر داشت كه يكى از آنان اهل فسق بود . فردى به ابو محمد، مالى داد تا به نيابت حضرت مهدى (ع) حج كند.
وى مقدارى از آن مال را به پسر فاسقش بخشيد و او را با خود برد تا براى حضرت حج نمايد. وقتى از حج برگشت نقل كردكه: در عرفات، جوان گندم گون و نيكو سيرتى را ديدم كه مشغول تضرع و دعا بود .
وقتى به او نزديك شدم به من فرمود: ای شيخ آيا حيا نمى كنى گفتم اى سید من از چه چيز؟ فرمود: به تو حجه مى دهند و تو آن را به فاسقى مى دهى كه خمر مى آشامد . به زودى اين چشم توكور مى شود.
پس از بازگشتن، چهل روز نگذشت كه از همان چشم كه به او اشاره شده بود، جراحتى بيرون آمد وكور شد .(5)
البته طواف بيت الله الحرام به نيابت از امام (ع) و فرستادن نايب تا از طرف آن حضرت طواف نمايد نيز مستحب است.
همچنين زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومين (ع) به نيابت از حضرت صاحب الزمان (ع) وارد شده است . (6)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره اعراف، آيه 180.
2- اصول كافى، 618/2.
3- بحارالانوار، 22/94.
4- بحارالانوار، 35/94
5- نجم الثاقب باب دهم.
6- مكيال المكارم، ج 2ص 303 ترجمه سيد مهدى حائرى قزوينى.
زيرا كه آن جناب باب اللَّه است كه از آن درآيند، و راه به سوى رضوان خداوند است، و اوست شفيع به سوى خداى تعالى، و اوست اسم خداوند كه بندگانش را امر فرموده به آن توسُّل كنند، چنانكه در روايات از امامانعليهم السلام آمده كه: درباره فرموده خداى تعالى:
صلى الله عليه وسلموَللَّهِِ الأَسْمآءُ الحُسْنى فَادْعُوهُ بِها؛ (1)
و براى خداوند نيكترين نامها است، او را با آنها بخوانيد. فرمودند: به خدا قسم ماييم آن اسماء حسنى نيكترين نامها كه خداوند بندگانش را امر فرموده به وسيله آنها او را بخوانند و دعا كنند. (2)
و شواهد اين مطلب بسيار است و براى اهل بينش روشن، كه به جهت رعايت اختصار به اين موارد اكتفا مىكنيم :
. در بحار از مولايمان حضرت رضاعليه السلام آمده كه فرمود:
هرگاه سختى و گرفتارى بر شما وارد شود به وسيله ما از خداى - عزّوجلّ - كمك بخواهيد، و اين است معنى فرموده خداى - عزّوجلّ - : وَللَّهِِ الأَسْمآءُ الحُسْنى فَادْعُوهُ بِها (3)
و در همان كتاب به نقل از قبس المصباح در ذكر دعاهاى توسُّل به خداى تعالى به وسيله امامانعليهم السلام چنين آمده: توسّل به مولايمان صاحب الزمانعليه السلام:
[align=center]اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ وَلِيِّكَ وَحُجَّتِكَ صاحِبِ الزَّمانِ إِلّا أَعَنْتَنِي بِهِ عَلى جَمِيعِ أُمُورِي وَكَفَيْتَنِي بِهِ مَؤُونَةَ كُلِّ مُوذٍ وَطاغٍ وَباغٍ وَأَعَنْتَنِي بِهِ فَقَدْ بَلَغَ مَجْهُودِي وَكَفَيْتَنِي كُلَّ عَدُوٍّ وَهَمٍّ وَغَمٍّ وَدَينٍ وَوُلْدِي وَجَمِيعَ أَهْلِي وَإِخْوانِي وَمَنْ يَعْنِينِي أَمْرُهُ وَخآصَّتِي آمِينَ رَبَّ العالَمِينَ؛
بار خدايا! من از تو مىخواهم به حقّ ولىّ و حجّتت صاحب الزمانعليه السلام كه مرا بر تمام امور يارىام كنى و به خاطر او شرّ هرگونه موذى و سركش و ستمگرى را از من دور گردانى و به آن حضرت مرا يارى دهى كه تلاشم به آخر رسيده و هرگونه دشمن و همّ و غمّ و اندوه و قرض را از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر كس كه كارش به من مربوط مىشود، و بستگان نزديكم، كفايت كنى اجابت فرماى اى پروردگار عالميان. (4)
28- حج كردن به نيابت حضرت
يكى از اعمال شايسته، حج كردن و حجه دادن به نيابت امام عصر(ع) است كه اين كار در ميان شيعيان قديم مرسوم بوده.
قطب راوندى دركتاب خرا يج روايت كرده، ابو محمد دعلجى، دو پسر داشت كه يكى از آنان اهل فسق بود . فردى به ابو محمد، مالى داد تا به نيابت حضرت مهدى (ع) حج كند.
وى مقدارى از آن مال را به پسر فاسقش بخشيد و او را با خود برد تا براى حضرت حج نمايد. وقتى از حج برگشت نقل كردكه: در عرفات، جوان گندم گون و نيكو سيرتى را ديدم كه مشغول تضرع و دعا بود .
وقتى به او نزديك شدم به من فرمود: ای شيخ آيا حيا نمى كنى گفتم اى سید من از چه چيز؟ فرمود: به تو حجه مى دهند و تو آن را به فاسقى مى دهى كه خمر مى آشامد . به زودى اين چشم توكور مى شود.
پس از بازگشتن، چهل روز نگذشت كه از همان چشم كه به او اشاره شده بود، جراحتى بيرون آمد وكور شد .(5)
البته طواف بيت الله الحرام به نيابت از امام (ع) و فرستادن نايب تا از طرف آن حضرت طواف نمايد نيز مستحب است.
همچنين زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومين (ع) به نيابت از حضرت صاحب الزمان (ع) وارد شده است . (6)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره اعراف، آيه 180.
2- اصول كافى، 618/2.
3- بحارالانوار، 22/94.
4- بحارالانوار، 35/94
5- نجم الثاقب باب دهم.
6- مكيال المكارم، ج 2ص 303 ترجمه سيد مهدى حائرى قزوينى.

-
- پست: 6
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۸۷, ۱۲:۵۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 10 بار
- سپاسهای دریافتی: 2 بار
ارشاد فرمائيد
دوست من،محب فاطمه(س) سلام
درمورد مطلب 21 سوال دارم . ديدن و گفتن کذب است آيا مي شود ديد و نگفت؟ آيا مصداق آنکه را اسرار حق آموختند - مهر زدند بر دهانش دوختند اينجا صدق مي کند ؟ آيا با حق و حقيقت ميتوان ارتباط برقرار کرد حتي ....؟ اگر مثبت است فقط يک بله کافيست و اگر خير خواهشمندم در صورت امکان توضيح دهيد. جهت جسارتي که کردم پوزشم را پذيرا باشيد.
درمورد مطلب 21 سوال دارم . ديدن و گفتن کذب است آيا مي شود ديد و نگفت؟ آيا مصداق آنکه را اسرار حق آموختند - مهر زدند بر دهانش دوختند اينجا صدق مي کند ؟ آيا با حق و حقيقت ميتوان ارتباط برقرار کرد حتي ....؟ اگر مثبت است فقط يک بله کافيست و اگر خير خواهشمندم در صورت امکان توضيح دهيد. جهت جسارتي که کردم پوزشم را پذيرا باشيد.

-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
دوست من،محب فاطمه(س) سلام
درمورد مطلب 21 سوال دارم . ديدن و گفتن کذب است آيا مي شود ديد و نگفت؟ آيا مصداق آنکه را اسرار حق آموختند - مهر زدند بر دهانش دوختند اينجا صدق مي کند ؟ آيا با حق و حقيقت ميتوان ارتباط برقرار کرد حتي ....؟ اگر مثبت است فقط يک بله کافيست و اگر خير خواهشمندم در صورت امکان توضيح دهيد. جهت جسارتي که کردم پوزشم را پذيرا باشيد.
به نام خدا
عرض سلام و ادب و تشكر از توجه شما ؛
درمورد سؤالي كه فرموديد اولا اگر واضح تر سؤال را بيان ميفرموديد و درمورد ارتباط آن به مطلب 21 بيشتر توضيح ميداديد جواب را سريعتر و مفصلتر عرض ميكردم.
ثانيا اين مطلب درمورد نايبان خاص حضرت بود كه هيچ كس در ايام غيبت نبايد مدعي نيابت خاصه حضرت باشد و طبق فرمايش حضرت اين ادعا كذب محض است.
اما اگر كسي ادعا كرد كه امام زمان را ديده (تازه اگر مطمئن شده باشد) به معني اين نيست كه با اختيار خودش ديده و اين لطف حضرت بوده كه شامل
حال بنده گنه كار شده وگرنه هيچ لياقتي از سوي فرد وجود ندارد، اينجا تأكيد حضرت به اختياري بودن ملاقات ايشان است كه در نايبان خاص كه واسطه
مردم با امام بودند وجود داشته است و آنان با اختيار خودشان حضرت را ملاقات ميكردند و به امور مردم رسيدگي ميكردند. كه اين اختيار در غيبت كبري
سلب شده است.
پس اين ملاقات اختياري افراد در زمان غيبت امكان ندارد و اگر كسي چنين ادعايي كند دروغ گفته است.
ثالثا لطفا براي ادامه بحث تاپيك جدا باز بفرماييد.
از همكاري و حضور شما متشكرم.
موفق باشيد.


-
- پست: 802
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۴:۱۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1712 بار
- سپاسهای دریافتی: 2245 بار
- تماس:
29- محبوب نمودن او در ميان مردم
از حضرت ابي عبدالله صادق عليه السلام آورده كه فرمود:
خداوند رحمت كند بنده اي كه ما را نزد مردم محبوب نمايد و ما را در معرض دشمني و كينه توزي آنان قرار ندهد. همانا به خدا سوگند! اگر سخنان زيباي مارا براي مردم روايت مي كردند به سبب آن عزيزتر مي شدند و هيچ كس نميتوانست بر آنان وصله اي بچسباند ولي يكي از آنان كلمه اي را مي شنود، پس ده كلمه از پيش خود بر آن مي افزايد. (1)
30 - تسليم بودن و عجله نكردن
در كافي به سند خود، از عبدالرحمن بن كثير آورده كه گفت: در محضر امام صادق عليه السلام بودم كه مهزم بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدايت شوم! خبر ده مرا از اين امري كه منتظرش هستيم، چه وقت خواهد بود؟
حضرت صادق عليه السلام فرمود: اي مهزم ! وقت گذاران دروغ گويند و عجله كنندگان هلاك گردند و تسليم شدگان نجات يابند. (2)
و از ابراهيم بن مهزم، از پدرش آ»ده كه گفت: در محضر امام ابوعبدالله عليه السلام از پادشاهان آل فلان سخن به ميان آورديم، آن حضرت فرمود:
همانا مردم به خاطر عجله نكردنشان براي اين امر هلاك گشتند، خداوند به جهت عجله بندگان ، عجله نميكند ، به درستي كه براي آن ، امر آخري هست كه به آن خواهد رسيد، پس هر گاه به آن رسيدند، نه ساعتي پيش و نه پس مي افتند. (3)
31- صدقه دادن به قصد سلامتي آن حضرت عليه السلام
از اهتمام ورزيدن به صدقه به نيابت يا به قصد سلامت آن حضرت عليه السلام روايتي است كه شيخ صدوق در مجالس به سند خود از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و اله آورده كه فرمود:
هيچ بنده اي ايمان نياورد تا اين كه من نزد او از خودش محبوب تر باشم، و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوبتر باشند، و عترت من نزد او از عترت خودش محبوب تر باشند، و ذات من از ذات خودش نزد او محبوب تر باشد. (4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) روضة الكافي، 229،ح293
(2) اصول كافي، 1/ 368 و 369
(3) اصول كافي، 1/ 368 و 369
(4) أمالي، 201
از حضرت ابي عبدالله صادق عليه السلام آورده كه فرمود:
خداوند رحمت كند بنده اي كه ما را نزد مردم محبوب نمايد و ما را در معرض دشمني و كينه توزي آنان قرار ندهد. همانا به خدا سوگند! اگر سخنان زيباي مارا براي مردم روايت مي كردند به سبب آن عزيزتر مي شدند و هيچ كس نميتوانست بر آنان وصله اي بچسباند ولي يكي از آنان كلمه اي را مي شنود، پس ده كلمه از پيش خود بر آن مي افزايد. (1)
30 - تسليم بودن و عجله نكردن
در كافي به سند خود، از عبدالرحمن بن كثير آورده كه گفت: در محضر امام صادق عليه السلام بودم كه مهزم بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدايت شوم! خبر ده مرا از اين امري كه منتظرش هستيم، چه وقت خواهد بود؟
حضرت صادق عليه السلام فرمود: اي مهزم ! وقت گذاران دروغ گويند و عجله كنندگان هلاك گردند و تسليم شدگان نجات يابند. (2)
و از ابراهيم بن مهزم، از پدرش آ»ده كه گفت: در محضر امام ابوعبدالله عليه السلام از پادشاهان آل فلان سخن به ميان آورديم، آن حضرت فرمود:
همانا مردم به خاطر عجله نكردنشان براي اين امر هلاك گشتند، خداوند به جهت عجله بندگان ، عجله نميكند ، به درستي كه براي آن ، امر آخري هست كه به آن خواهد رسيد، پس هر گاه به آن رسيدند، نه ساعتي پيش و نه پس مي افتند. (3)
31- صدقه دادن به قصد سلامتي آن حضرت عليه السلام
از اهتمام ورزيدن به صدقه به نيابت يا به قصد سلامت آن حضرت عليه السلام روايتي است كه شيخ صدوق در مجالس به سند خود از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و اله آورده كه فرمود:
هيچ بنده اي ايمان نياورد تا اين كه من نزد او از خودش محبوب تر باشم، و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوبتر باشند، و عترت من نزد او از عترت خودش محبوب تر باشند، و ذات من از ذات خودش نزد او محبوب تر باشد. (4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) روضة الكافي، 229،ح293
(2) اصول كافي، 1/ 368 و 369
(3) اصول كافي، 1/ 368 و 369
(4) أمالي، 201