M_N00, البته شما و بعضي ديگر از دوستان << علت >> اينکه چرا فتواها با هم متفاوتند را نوشتيد . و من هم نوشته هاي شما را تا يک جاهايي قبول دارم . ولي تا کجا ؟ تا آنجا را قبول دارم که گفتيد << علت >> اختلاف از فلان جا نشأت ميگيره ; تا اينجا جواب سوال تاپيک را داده ايد و من قبول دارم که مثلا علت اختلاف از اصول فقه . ولي آن قسمت از پستهاي شما و بعضي از دوستان که در صدد توجيه کاربران براي عمل به دستورات جورواجور علما برميايد را نه تنهاalihslc, بلکه من و شايد خيليهاي ديگر هم قبول نداريم . آنجا که مثلا شما ميفرماييد : ما بهتره به نظر اکثريت عمل کنيم , من اين حرف را قبول ندارم . من معتقدم بهتر است اختلاف بين علما برطرف بشه نه اينکه مردم دسته دسته هر کدام يک عالم را انتخاب کنند .
يادم مياد در صفحه قبل يک نفر گفته بود علما ( هر کجا گفتم علما منظورم همان مجتهدين است ) براي اينکه از خودشون و طبق ميل خودشون نظر نداده باشن در بعضي مسائل احتياط ميکنن تا خداي نکرده چيزي از خودشون وارد دين نکنند . و يکنفر هم مثال پر کردن چاه را زد . فتوايي مخالف با چندين فتواي ديگر قطعا از روي ميل نيست و حتما آن عالم هم براي خودش دليلي داشته و الکي آن فتوا را نداده << ولي بايد بررسي کرد کدام فتوا محکمتر , قابل اطمينان تر و .. است ؟ >> . آيا اين علماي ما نميتوانن بشينن و بررسي کنن و ببينن که آقا جون کدام فتوا بر تمام فتواها داراي ارجحيت است ؟ بيان و هر چي دارن بريزن وسط تا بررسي بشه . بالاخره اين روايت ها يا هر چيزي که احکام رو از روي اونها صادر ميکنن يک تعداد محدودي دارن . فرض کنيم در مورد مسئله تراشيدن ريش کلا 60 تا روايت و حکم و آيه و ... وجود داره . هر شصت تا را بيارن وسط و پله پله بررسي کنن کدام روايت معتبره , کدام نيست , چرا فلان روايت معتبر نيست ؟ چرا فلان روايت سندش ضعيفه ؟ چرا ........ ؟ نميشه که ده نفر بگن فلان روايت سندش محکمه و يکي بگه سندش ضعيفه . مثلا يک گروه از علما که ميگن سند روايت ضعيفه بايد بيان و ثابت کنن که سند ضعيفه . دسته ديگر هم همينطور , بايد ثابت کنن که مثلا اون سند محکمه .
و در نهايت اون رساله اي که از نظر سندي و توجيهي قوي تره , اون رو به چاپ برسانند .
چرا فتواها متفاوت است؟
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 73
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۹ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 7 بار
- سپاسهای دریافتی: 8 بار
- تماس:

-
- پست: 70
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۷:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 9 بار
- سپاسهای دریافتی: 27 بار
سلام علیکم
عمل به نظر اکثریت به عقل و احتیاط نزدیکتره تا نظر اقلیت، بنابه فرض اینکه صاحب نظران همه در یک فن و حرفه تخصص داشته باشند.
این اعتقاد تمام ماست.و کاملا صحیح.
دوست خوبم شما 2 مجتهد رو در نظر بگیرید که در فلان موضوع به دلیل قاطعی برای حکم به آن مسئله از ناحیه شارع(قرآن و حدیث و فعل)پیدا نمیکنند.
ولی به همون خاطری که انسانها در عقول متفاوتند در نظرات نیز متفاوتند.یکی از اینان احتیاط را در پیش میگیره،و دیگری رفع تکلیف میکنه و اصل برائت رو جاری میکنه و این اصول عملیه (احتیاط،برائت،تخییر و غیره)بعد از پیدا نکردن دلیل قاطع برای حکم به مسئله از ناحیه شارع صورت میگیره.
بنابراین تا اینجا «میل»ی که در عبارت آمده روشن شد.
اما سخن شما که فرمودید :
ما هم با چنین نظری اگر عملی بشه موافقیم،اما چنین سهل و آسان هم نیست که میفرمائید،چون معرفت انسانها و دروک و عقول مراتب روحانی آنان متفاوته برخی حکم را از ناحیه مقدس دریافت میکنند،برخی از راههای غیبی به حکم مسئله پی میبرند،برخی نور حدیث ائمه رو مشاهده میکنند در حالی که شاید چنین روایتی نزد برخی ضعیف شمرده بشه و الی آخر و هیچکدام دلیل حکم خود را بیان نمیکنند(مگر در برخی مواقع به شاگردان خاصشان).
ولی امید داریم چنین اتفاقی صورت بگیره.
در ضمت اختلاف فتوا دلیل بر عدم پیروی نمیشه و نمیشه گفت چون اینان در فتوا مختلفند این دین حقیقی نیست یا مانند این سخنان زد.
شما و من یکی رو انتخاب کنیم(به حسب حال افراد :یکی اهل آسون گرفتنه،دیگری اهل احتیاطه و غیره)و به حکم و فتوای ایشون عمل کنیم و وظیفه نداریم که یقین به مطابقت فتوای مرجع تقلید با فرمان شارع پیدا کنیم.
امیدوارم این مسئله برای همه عزیران روشن شده باشه،دلیل این مسئله برای افراد حوزوی بیشتر قابل درکه،اگه میل دارید که بیشتر اطلاعات پیدا کنید یکم باید پشتوانه حدیثی داشته باشید و سپس به خواندن کتابهای اصولی همت کنید.
والسلام علی من اتبع الهدی.
ما بهتره به نظر اکثريت عمل کنيم , من اين حرف را قبول ندارم .
عمل به نظر اکثریت به عقل و احتیاط نزدیکتره تا نظر اقلیت، بنابه فرض اینکه صاحب نظران همه در یک فن و حرفه تخصص داشته باشند.
من معتقدم بهتر است اختلاف بين علما برطرف بشه نه اينکه مردم دسته دسته هر کدام يک عالم را انتخاب کنند .
این اعتقاد تمام ماست.و کاملا صحیح.
طبق ميل خودشون نظر نداده باشن در بعضي مسائل احتياط ميکنن
فتوايي مخالف با چندين فتواي ديگر قطعا از روي ميل نيست
دوست خوبم شما 2 مجتهد رو در نظر بگیرید که در فلان موضوع به دلیل قاطعی برای حکم به آن مسئله از ناحیه شارع(قرآن و حدیث و فعل)پیدا نمیکنند.
ولی به همون خاطری که انسانها در عقول متفاوتند در نظرات نیز متفاوتند.یکی از اینان احتیاط را در پیش میگیره،و دیگری رفع تکلیف میکنه و اصل برائت رو جاری میکنه و این اصول عملیه (احتیاط،برائت،تخییر و غیره)بعد از پیدا نکردن دلیل قاطع برای حکم به مسئله از ناحیه شارع صورت میگیره.
بنابراین تا اینجا «میل»ی که در عبارت آمده روشن شد.
اما سخن شما که فرمودید :
ولي بايد بررسي کرد کدام فتوا محکمتر , قابل اطمينان تر و .. است ؟ >> . آيا اين علماي ما نميتوانن بشينن و بررسي کنن و ببينن که آقا جون کدام فتوا بر تمام فتواها داراي ارجحيت است ؟ بيان و هر چي دارن بريزن وسط تا بررسي بشه .
ما هم با چنین نظری اگر عملی بشه موافقیم،اما چنین سهل و آسان هم نیست که میفرمائید،چون معرفت انسانها و دروک و عقول مراتب روحانی آنان متفاوته برخی حکم را از ناحیه مقدس دریافت میکنند،برخی از راههای غیبی به حکم مسئله پی میبرند،برخی نور حدیث ائمه رو مشاهده میکنند در حالی که شاید چنین روایتی نزد برخی ضعیف شمرده بشه و الی آخر و هیچکدام دلیل حکم خود را بیان نمیکنند(مگر در برخی مواقع به شاگردان خاصشان).
ولی امید داریم چنین اتفاقی صورت بگیره.
در ضمت اختلاف فتوا دلیل بر عدم پیروی نمیشه و نمیشه گفت چون اینان در فتوا مختلفند این دین حقیقی نیست یا مانند این سخنان زد.
شما و من یکی رو انتخاب کنیم(به حسب حال افراد :یکی اهل آسون گرفتنه،دیگری اهل احتیاطه و غیره)و به حکم و فتوای ایشون عمل کنیم و وظیفه نداریم که یقین به مطابقت فتوای مرجع تقلید با فرمان شارع پیدا کنیم.
امیدوارم این مسئله برای همه عزیران روشن شده باشه،دلیل این مسئله برای افراد حوزوی بیشتر قابل درکه،اگه میل دارید که بیشتر اطلاعات پیدا کنید یکم باید پشتوانه حدیثی داشته باشید و سپس به خواندن کتابهای اصولی همت کنید.
والسلام علی من اتبع الهدی.
دوستان عزیز سلام علیکم
من این بحث رو خوندم و جوابهایی که آقا کاظم و محسن جان گفتند به نظر بنده کامل بود ولی حالا می بینم بحث رو
منحرف کرده بردین سمت ریش و سبیل انشاال.. که خودتون به نتیجه ای برسید.
:grin
اما اصل قضیه :
ما در احکام دینی دو اصل داریم احکام اولیه و احکام ثانویه
احکام اولیه : این احکام احکامی هستند کلی که قابل تغییر نیستند مانند نماز ، روزه و ............
احکام ثانویه : به دسته احکامی گفته میشوند که در قبلآ در دین تعریف نشده اند و بستگی یه زمان و مکان دارند .
این احکام توسط ولی فقیه یا مراجع بیان خواهند شد و مسلمانان موظفند طبق فتوای مراجع خود در مورد این احکام عمل کنند.
واضح است که بحث اصلی ما بر سر احکام ثانویه می باشد و نه اولیه.
مراجع وظیفه دارند آنچه که از آیات وروایات خودشون برداشت میکنند بیان کنند و کاری به نظر بقیه مراجع نداشته باشند .
اما قابل توجه دوستان عزیز :
1. همه ی مراجع از معیار های خاصی پیروی می کنند که در ظاهر همه یکیند مانند قرآن و احادیث
و اینجوری نیست که اگه مثلا یکی از مراجع فتوایی رو داد مرجع دیگه بیاد خلاف اون فتوا رو بده به عنوان مثال همه مراجع تیغ زدن کامل موی صورت رو حرام دانسته اند ولی هر کدام یک حدی قائل شده اند یکی گفته فقط زدن موی گونه اشکال نداره یکی گفته مثلا زدن مو تا چانه اشکال نداره ولی اینجوری نبوده که یکی پاشه بیاد بگه مثلا زدن موی صورت با تیغ مستحبه
2. یکی از دوستان پیشنهاد داده چرا مراجع با هم یکجا جمع نمی شن در مورد مسئله های دینی با هم به تفاهم برسند.
ببین دوست عزیز اولا اینجوری که شما گفتید نیست .
دوما از کجا میدونید که اینجوری نیست ما در مورد مسائل دینی هر وقت که مراجع در مورد مسئاله ای به یک رای خاص برسند
می گوئییم به اجماع رسیده اند و همیشه اینجوری نیست که در تمام مسائل نظرها فرق بکنند.
سوما : ببینید دوستان همیشه نمی شه بر سر هر مسئله ای که مراجه بنیشینند دور هم باهم بحث کنند که کدوم نظر درست تره
مثلا من یک سئوال ازشمادارم خودتون جواب بدید.
برای شما یک مسئله بسیار مهم و حیاتی به وجود می آید که نیاز به راهنمایی دارید و شما ناچار می شوید به مرجع خود رجوع کنید و جواب سئوال خود را بپرسید.
حال بر فرض مثال این مسئله اینقدر جدید است که در هیچ یک از فتواهای مراجع وجود ندارد و شما ناچار می شوید تلفنی با مرجع خود صحبت کنید . تا اینجای مسئله که مشکلی وجود ندارد .
حالا بر فرض مثال موفق به تماس تلفنی می شوید و مشکل خود را با مرجع خود در میان می گزارید ولی مرجع شما می گویید تا آخر این ماه صبر کنید تا من جلسه ای با دیگر مراجع ترتیب داده و مضوع را مطرح کرده و بعد تازه چند وقتی هم بنشینیم بر سر موضوع بحث کنیم وقتی به یک نتیجه واحد رسیدیم آن وقت شما بیایید و جواب سئوال خود را بگیریید .
آن وقت شما در جواب نخواهید گفت حاج آقا من الان به این پاسخ نیاز دارم ، یک ماه دیگه به چه دردم میخورد.
اینآ همین مشکل برای خودم پیش آمد دوستم می خواست یک فعلی را انجام دهد و من برای راهنمایی او نیاز داشتم به مرجع تقلیدم رجوع کنم اگر مر جع تقلیدم به من می گفت باید اینهمه صبر کنید که که دوستم اون فعل حرام را انجام داده بود
و از من کاری بر نمی امد.
چهارما : شما چند تیم فوتبال رو در نظر بگیرید که داری مربیان با تجربه و کارامدی هستند . حالا مسابقات لیگ شروع شده مثلمآ هر مربی برای بهتر بازی کردن تیمش و رسیدن یک تاکتیکی رو انتخاب می کنه حالا به نظر شما میشه گفت که همه ی مربیان باید بشینند و یک تاکتیک خاصی رو با هم دیگه انتخاب کنند واضح وروشنه که همچین حرفی اشتباهه.
حالا این قضیه هم همینجوریه هر کدام از مراجع جهت رستگار شدن مقلدان خویش سعی می کنند از حدو حدود خاصی پیروی کنند مثلا ممکنه یکی از مراجع در مورد حکمی شرایط سخت تری رو بگه تا خدای ناکرده مقلدانش به گناه کشیده نشن ولی یک مرجع دیگه یک شرایط آسونتری رو میگه تا خدای ناکرده مقلدانش از اسلام زده نشن
برفرض مثال در احکام ریش یکی از مراجع می گه مرد ریش رو نباید بتراشه و یا حجاب زن مختص چادره
ولی مرجع من میگه مرد می تونه ریشرو تا روی گونه بتراشه و یا حجاب مختص چادر نیست و هر چیزی که بدن رو بپوشونه چادر حساب می شه
و این طبیعت فتوا دادنه و اگه قرار باشه همه یک جور فتوا بدن که نمیشه
پنجما : دوستان عنایت داشته باشند که ولی فقیه و مراجع حجت خداوند بعد از امامان و پیامبران بر روی زمینند و هر حکمی که بدهند عینا حکم خداوند محسوب می شود .
نتیجه :
امیدوارم دوستان عزیز مرا بابت گزافه گویی هام ببخشند
و نسبت به حرف های گفته شده ابتدا کمی با خودشون فکر کنند و بعد شروع به عیب جویی کنند.
والسلام علیکم

من این بحث رو خوندم و جوابهایی که آقا کاظم و محسن جان گفتند به نظر بنده کامل بود ولی حالا می بینم بحث رو
منحرف کرده بردین سمت ریش و سبیل انشاال.. که خودتون به نتیجه ای برسید.
:grin
اما اصل قضیه :
ما در احکام دینی دو اصل داریم احکام اولیه و احکام ثانویه
احکام اولیه : این احکام احکامی هستند کلی که قابل تغییر نیستند مانند نماز ، روزه و ............
احکام ثانویه : به دسته احکامی گفته میشوند که در قبلآ در دین تعریف نشده اند و بستگی یه زمان و مکان دارند .
این احکام توسط ولی فقیه یا مراجع بیان خواهند شد و مسلمانان موظفند طبق فتوای مراجع خود در مورد این احکام عمل کنند.
واضح است که بحث اصلی ما بر سر احکام ثانویه می باشد و نه اولیه.
مراجع وظیفه دارند آنچه که از آیات وروایات خودشون برداشت میکنند بیان کنند و کاری به نظر بقیه مراجع نداشته باشند .
اما قابل توجه دوستان عزیز :
1. همه ی مراجع از معیار های خاصی پیروی می کنند که در ظاهر همه یکیند مانند قرآن و احادیث
و اینجوری نیست که اگه مثلا یکی از مراجع فتوایی رو داد مرجع دیگه بیاد خلاف اون فتوا رو بده به عنوان مثال همه مراجع تیغ زدن کامل موی صورت رو حرام دانسته اند ولی هر کدام یک حدی قائل شده اند یکی گفته فقط زدن موی گونه اشکال نداره یکی گفته مثلا زدن مو تا چانه اشکال نداره ولی اینجوری نبوده که یکی پاشه بیاد بگه مثلا زدن موی صورت با تیغ مستحبه
2. یکی از دوستان پیشنهاد داده چرا مراجع با هم یکجا جمع نمی شن در مورد مسئله های دینی با هم به تفاهم برسند.
ببین دوست عزیز اولا اینجوری که شما گفتید نیست .
دوما از کجا میدونید که اینجوری نیست ما در مورد مسائل دینی هر وقت که مراجع در مورد مسئاله ای به یک رای خاص برسند
می گوئییم به اجماع رسیده اند و همیشه اینجوری نیست که در تمام مسائل نظرها فرق بکنند.
سوما : ببینید دوستان همیشه نمی شه بر سر هر مسئله ای که مراجه بنیشینند دور هم باهم بحث کنند که کدوم نظر درست تره
مثلا من یک سئوال ازشمادارم خودتون جواب بدید.
برای شما یک مسئله بسیار مهم و حیاتی به وجود می آید که نیاز به راهنمایی دارید و شما ناچار می شوید به مرجع خود رجوع کنید و جواب سئوال خود را بپرسید.
حال بر فرض مثال این مسئله اینقدر جدید است که در هیچ یک از فتواهای مراجع وجود ندارد و شما ناچار می شوید تلفنی با مرجع خود صحبت کنید . تا اینجای مسئله که مشکلی وجود ندارد .
حالا بر فرض مثال موفق به تماس تلفنی می شوید و مشکل خود را با مرجع خود در میان می گزارید ولی مرجع شما می گویید تا آخر این ماه صبر کنید تا من جلسه ای با دیگر مراجع ترتیب داده و مضوع را مطرح کرده و بعد تازه چند وقتی هم بنشینیم بر سر موضوع بحث کنیم وقتی به یک نتیجه واحد رسیدیم آن وقت شما بیایید و جواب سئوال خود را بگیریید .
آن وقت شما در جواب نخواهید گفت حاج آقا من الان به این پاسخ نیاز دارم ، یک ماه دیگه به چه دردم میخورد.
اینآ همین مشکل برای خودم پیش آمد دوستم می خواست یک فعلی را انجام دهد و من برای راهنمایی او نیاز داشتم به مرجع تقلیدم رجوع کنم اگر مر جع تقلیدم به من می گفت باید اینهمه صبر کنید که که دوستم اون فعل حرام را انجام داده بود
و از من کاری بر نمی امد.
چهارما : شما چند تیم فوتبال رو در نظر بگیرید که داری مربیان با تجربه و کارامدی هستند . حالا مسابقات لیگ شروع شده مثلمآ هر مربی برای بهتر بازی کردن تیمش و رسیدن یک تاکتیکی رو انتخاب می کنه حالا به نظر شما میشه گفت که همه ی مربیان باید بشینند و یک تاکتیک خاصی رو با هم دیگه انتخاب کنند واضح وروشنه که همچین حرفی اشتباهه.
حالا این قضیه هم همینجوریه هر کدام از مراجع جهت رستگار شدن مقلدان خویش سعی می کنند از حدو حدود خاصی پیروی کنند مثلا ممکنه یکی از مراجع در مورد حکمی شرایط سخت تری رو بگه تا خدای ناکرده مقلدانش به گناه کشیده نشن ولی یک مرجع دیگه یک شرایط آسونتری رو میگه تا خدای ناکرده مقلدانش از اسلام زده نشن
برفرض مثال در احکام ریش یکی از مراجع می گه مرد ریش رو نباید بتراشه و یا حجاب زن مختص چادره
ولی مرجع من میگه مرد می تونه ریشرو تا روی گونه بتراشه و یا حجاب مختص چادر نیست و هر چیزی که بدن رو بپوشونه چادر حساب می شه
و این طبیعت فتوا دادنه و اگه قرار باشه همه یک جور فتوا بدن که نمیشه
پنجما : دوستان عنایت داشته باشند که ولی فقیه و مراجع حجت خداوند بعد از امامان و پیامبران بر روی زمینند و هر حکمی که بدهند عینا حکم خداوند محسوب می شود .
نتیجه :
امیدوارم دوستان عزیز مرا بابت گزافه گویی هام ببخشند
و نسبت به حرف های گفته شده ابتدا کمی با خودشون فکر کنند و بعد شروع به عیب جویی کنند.
والسلام علیکم

دانلود کتابهای مذهبی (کتابخانه اسلامی)
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 109
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
- محل اقامت: alihslc@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 19 بار
- تماس:
به نام خدا
جناب ناجی ، آنطور که بنده تصور می کنم شما بحث دو صفحه قبل را سرسری مطالعه فرمودید ، و بسیاری از فرمایشات شما تکرار مکررات بود که در همین دو صفحه مطرح شده بود و پاسخ داده شده بود.
فرمایش شما در مورد احکام اولیه و ثانویه درست ، اختلاف هم بین فقها پیدا بشه ، هیچ مشکلی نیست ف خیلی هم عالی است ، به قول یکی از دوستانم در جایی که بحث علمی مطرح می شود باید اختلاف نظر پیش بیاید ، ولی این اختلاف نظر نباید طوری باشد که هرکس ساز خودش را بزند ، مثل الان.
دوست عزیز ، ا اینکه مثال ( با اینکه خیلی مثال زدم این هم روش ).
رنگ این گل را در نظر بگیرید :
خواهشا خوب دقت کنید به مثال.
10 نفر نقلش چیره دست که دکترای گرافیک هم دارند رو دعوت می کنیم ، می خواهیم ببینیم رنگ دقیق این گل چه رنگی است.
یکی میگه قرمز ، یکی میگه ، صورتی پر رنگ ، یکی میگه سرخ آبی ، یکی کور رنگی داره میگه آبی ( البته علمش مشکلی نداره ، فقط چشمش اشکال داره).
خب... حالا ما بگیم ، آقایون شما هر کدوم به شاگرد هاتون موقع درس دادن وقتی میخواهید اسم این رنگ را بگویید ، انچیزی که فکر می کنید درسته را بگویید.
به نظر شما نتیجه چه می شود. ؟؟؟؟؟
خواهش می کنم دقت کنید روی سوال بالا !
جناب منجی شما فرمودید :
این فرمایش شما 100% با فتوا های آقای صانعی رد می شود.
همانطور که عرض کردم شما ظاهرا به صورت دقیق صفحات قبل را مطالعه نفرمودید.
من فقط 3-4 مورد از فتواهای 100 % مخالف آقای صانعی را عرض کردم...
ایشان تراشیدن ریش را به طور کامل حلال می داند.
ایشان می گویند اشکالی ندارد اگر ولی فقیه زن باشد.
ایشان می گویند دختر در سن 13 سالگی به بلوغ می رسد..
امیدوارم همین سه تا فتوا برای قلنع کردن شما کافی باشد.
شما فرمودید :
من خودم این پیشنهاد را دادم و هنوز هم سرسختانه پای حرفم هستم.
در ضمن
چرا اینجوری نیست ، من با دلیل و مثال و عقل بیان کردم که شور کردن نظر ها و عقاید بهتر از هرج و مرج و بی نظمی در فتوا هستش... و شما بدون دلیل به یک کلمه "اولا" استناد می کنید و مگویید اینطور نیست ، ثابت کنید چرا اینطور نیست . ( آقای m_noo این بود آنچیزی که به عنوان تعصب مطرح کردم و شما فرمودید من در حرف هیچکدام از دوستان تعصب ندیدم)
خب... می رسیم به مثال پر اغراق شما :
دوست عزیز به جای اینکه در قم دفتر 50 تا مرجع مختلف وجود داشته باشه ، در کل کشور نماینده همه ی مراجع و نه از طرف یک نماینده خاص وجود خواهد داشت ، در ضمن دوست عزیز ، آیا اگر برای شما مسئله ی جدیدی پیش بیاد ، شما مستقیما با خود مرجعتان می توانید در همان موقع ارتباط برقرار کنید ، ؟؟؟؟ یقینا اینطور نیست.. بلکه در تماس تلفنی و حتی مراجعه حضوری نماینده گان مراجع به شما پساخ خواهند داد. در مورد فوق هم همینطور ، نماینده کل مراجع با توجه به در نظر گرفتن نظر همه ی آنها به شما پاسخ خواهد داد..
اینکه شما فرمودید صبر کن تا یک ماه دیگه جز یک اغراق و خرده گیری بی جا چیز دیگری نبود ، بلکه جوابی بسیار روشن دارد که با اندکی تامل به پاسخ دقیقتر خواهد رسید ، من اندکی از آن را عرض کردم ، در ضمن اگر این تصمیم عملی شود ، یقینا خودشان برای اینگونه موارد طرح هایی خواهند داشت
در مورد مثال فوتبال که ذکر کردید :
این مثال شما تا حد زیادی ارتباطی به بحث ندارد .
چرا ؟ با مثال خودتان ثابت می کنم.
مربیان فوتبال هدفشان ناقض هدف دیگری است ، درست است که هدف هر دو بردن بازی فوتبال است ، ولی نمی شود که در یک بازی هر دو تیم برنده باشند ، پس نا گزیر باید با تاکتیک های دفاعی و تهاجمی سعی در بردن بازی داشته باشند ، اگر یک تیم برنده شد ، یقینا تیم مقابل بازنده است.
در پایان فرمایشات فرمودید :
من هم اضافه می کنم ، نسبت به انتقادات و پیشنهادات و عیب های وارد شده ابتدا خوب فکر کنیم ، بعد تصمیم به پاسخ گویی بگیریم .
والسلام و علیکم و رحمت الله
جناب ناجی ، آنطور که بنده تصور می کنم شما بحث دو صفحه قبل را سرسری مطالعه فرمودید ، و بسیاری از فرمایشات شما تکرار مکررات بود که در همین دو صفحه مطرح شده بود و پاسخ داده شده بود.
فرمایش شما در مورد احکام اولیه و ثانویه درست ، اختلاف هم بین فقها پیدا بشه ، هیچ مشکلی نیست ف خیلی هم عالی است ، به قول یکی از دوستانم در جایی که بحث علمی مطرح می شود باید اختلاف نظر پیش بیاید ، ولی این اختلاف نظر نباید طوری باشد که هرکس ساز خودش را بزند ، مثل الان.
دوست عزیز ، ا اینکه مثال ( با اینکه خیلی مثال زدم این هم روش ).
رنگ این گل را در نظر بگیرید :
خواهشا خوب دقت کنید به مثال.
10 نفر نقلش چیره دست که دکترای گرافیک هم دارند رو دعوت می کنیم ، می خواهیم ببینیم رنگ دقیق این گل چه رنگی است.
یکی میگه قرمز ، یکی میگه ، صورتی پر رنگ ، یکی میگه سرخ آبی ، یکی کور رنگی داره میگه آبی ( البته علمش مشکلی نداره ، فقط چشمش اشکال داره).
خب... حالا ما بگیم ، آقایون شما هر کدوم به شاگرد هاتون موقع درس دادن وقتی میخواهید اسم این رنگ را بگویید ، انچیزی که فکر می کنید درسته را بگویید.
به نظر شما نتیجه چه می شود. ؟؟؟؟؟
خواهش می کنم دقت کنید روی سوال بالا !
جناب منجی شما فرمودید :
اینجوری نیست که اگه مثلا یکی از مراجع فتوایی رو داد مرجع دیگه بیاد خلاف اون فتوا رو بده به عنوان مثال همه مراجع تیغ زدن کامل موی صورت رو حرام دانسته اند
این فرمایش شما 100% با فتوا های آقای صانعی رد می شود.
همانطور که عرض کردم شما ظاهرا به صورت دقیق صفحات قبل را مطالعه نفرمودید.
من فقط 3-4 مورد از فتواهای 100 % مخالف آقای صانعی را عرض کردم...
ایشان تراشیدن ریش را به طور کامل حلال می داند.
ایشان می گویند اشکالی ندارد اگر ولی فقیه زن باشد.
ایشان می گویند دختر در سن 13 سالگی به بلوغ می رسد..
امیدوارم همین سه تا فتوا برای قلنع کردن شما کافی باشد.
شما فرمودید :
یکی از دوستان پیشنهاد داده چرا مراجع با هم یکجا جمع نمی شن در مورد مسئله های دینی با هم به تفاهم برسند.
ببین دوست عزیز اولا اینجوری که شما گفتید نیست
من خودم این پیشنهاد را دادم و هنوز هم سرسختانه پای حرفم هستم.
در ضمن
ببین دوست عزیز اولا اینجوری که شما گفتید نیست
چرا اینجوری نیست ، من با دلیل و مثال و عقل بیان کردم که شور کردن نظر ها و عقاید بهتر از هرج و مرج و بی نظمی در فتوا هستش... و شما بدون دلیل به یک کلمه "اولا" استناد می کنید و مگویید اینطور نیست ، ثابت کنید چرا اینطور نیست . ( آقای m_noo این بود آنچیزی که به عنوان تعصب مطرح کردم و شما فرمودید من در حرف هیچکدام از دوستان تعصب ندیدم)
خب... می رسیم به مثال پر اغراق شما :
ببینید دوستان همیشه نمی شه بر سر هر مسئله ای که مراجه بنیشینند دور هم باهم بحث کنند که کدوم نظر درست تره
مثلا من یک سئوال ازشمادارم خودتون جواب بدید.
برای شما یک مسئله بسیار مهم و حیاتی به وجود می آید که نیاز به راهنمایی دارید و شما ناچار می شوید به مرجع خود رجوع کنید و جواب سئوال خود را بپرسید.
حال بر فرض مثال این مسئله اینقدر جدید است که در هیچ یک از فتواهای مراجع وجود ندارد و شما ناچار می شوید تلفنی با مرجع خود صحبت کنید . تا اینجای مسئله که مشکلی وجود ندارد .
حالا بر فرض مثال موفق به تماس تلفنی می شوید و مشکل خود را با مرجع خود در میان می گزارید ولی مرجع شما می گویید تا آخر این ماه صبر کنید تا من جلسه ای با دیگر مراجع ترتیب داده و مضوع را مطرح کرده و بعد تازه چند وقتی هم بنشینیم بر سر موضوع بحث کنیم وقتی به یک نتیجه واحد رسیدیم آن وقت شما بیایید و جواب سئوال خود را بگیریید .
آن وقت شما در جواب نخواهید گفت حاج آقا من الان به این پاسخ نیاز دارم ، یک ماه دیگه به چه دردم میخورد.
اینآ همین مشکل برای خودم پیش آمد دوستم می خواست یک فعلی را انجام دهد و من برای راهنمایی او نیاز داشتم به مرجع تقلیدم رجوع کنم اگر مر جع تقلیدم به من می گفت باید اینهمه صبر کنید که که دوستم اون فعل حرام را انجام داده بود
دوست عزیز به جای اینکه در قم دفتر 50 تا مرجع مختلف وجود داشته باشه ، در کل کشور نماینده همه ی مراجع و نه از طرف یک نماینده خاص وجود خواهد داشت ، در ضمن دوست عزیز ، آیا اگر برای شما مسئله ی جدیدی پیش بیاد ، شما مستقیما با خود مرجعتان می توانید در همان موقع ارتباط برقرار کنید ، ؟؟؟؟ یقینا اینطور نیست.. بلکه در تماس تلفنی و حتی مراجعه حضوری نماینده گان مراجع به شما پساخ خواهند داد. در مورد فوق هم همینطور ، نماینده کل مراجع با توجه به در نظر گرفتن نظر همه ی آنها به شما پاسخ خواهد داد..
اینکه شما فرمودید صبر کن تا یک ماه دیگه جز یک اغراق و خرده گیری بی جا چیز دیگری نبود ، بلکه جوابی بسیار روشن دارد که با اندکی تامل به پاسخ دقیقتر خواهد رسید ، من اندکی از آن را عرض کردم ، در ضمن اگر این تصمیم عملی شود ، یقینا خودشان برای اینگونه موارد طرح هایی خواهند داشت
در مورد مثال فوتبال که ذکر کردید :
شما چند تیم فوتبال رو در نظر بگیرید که داری مربیان با تجربه و کارامدی هستند . حالا مسابقات لیگ شروع شده مثلمآ هر مربی برای بهتر بازی کردن تیمش و رسیدن یک تاکتیکی رو انتخاب می کنه حالا به نظر شما میشه گفت که همه ی مربیان باید بشینند و یک تاکتیک خاصی رو با هم دیگه انتخاب کنند واضح وروشنه که همچین حرفی اشتباهه.
این مثال شما تا حد زیادی ارتباطی به بحث ندارد .
چرا ؟ با مثال خودتان ثابت می کنم.
مربیان فوتبال هدفشان ناقض هدف دیگری است ، درست است که هدف هر دو بردن بازی فوتبال است ، ولی نمی شود که در یک بازی هر دو تیم برنده باشند ، پس نا گزیر باید با تاکتیک های دفاعی و تهاجمی سعی در بردن بازی داشته باشند ، اگر یک تیم برنده شد ، یقینا تیم مقابل بازنده است.
در پایان فرمایشات فرمودید :
نسبت به حرف های گفته شده ابتدا کمی با خودشون فکر کنند و بعد شروع به عیب جویی کنند.
من هم اضافه می کنم ، نسبت به انتقادات و پیشنهادات و عیب های وارد شده ابتدا خوب فکر کنیم ، بعد تصمیم به پاسخ گویی بگیریم .
والسلام و علیکم و رحمت الله
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
{کانت}

-
- پست: 70
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۷:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 9 بار
- سپاسهای دریافتی: 27 بار
سلام به همه دوستان عزیز.
دوست خوبم به نظر میرسه منظور شما قلع کردن باشه یعنی پا بستن این تا اینجا.
به نظر بنده شما از کلمه خوب و زیبایی استفاده نکردید.بهتره در کیفیت متن ارسالیتون دقت بیشتری بکنید،به اعصابتونم مسلط باشید،و زود هم از کوره در نرید.
دوست خوبم سخن naji که فرمودند:
کاملا موافق سخن بنده است در پستهای قبلی و کاملا این سخن صحیحه.
و مثالهای ایشون برای تقریب به ذهن بود.(حال بماند که به راحتی میشه رد شما رو رد کرد.)
من فقط یه مطلب خدمت شما عرض کنم و تمام.
یا شما حوزوی هستید یا نیستید.
اگر باشید این سوال از سال 4 به بعد برای شما به راحتی حل میشه.
اگر نیستید که باید به شما بگم تا با اصول فقه حوزه آشنا نشید منظور من و دیگر دوستانو متوجه نمیشید، اگر خیلی علاقه به فهمیدن دارید یا علی شروع کنید به خوندن دروس حوزوی و بعد ببینید این کار عملی میشه یا نه.
اگر هم راه دوم رو نمیپسندید برای فرج که قطعا دعا میکردید حالا بیشتر دعا کنید و دیگر دوستان رو هم تشویق به دعا کردن کنید تا حضرت بقیةالله ظهور کنند و شما به آرزوی دیرینه خود برسید.
تعصبی که مورد مذمت هست تعصب بی دلیل و بی جاست،بازم خدمت شما عرض میکنم،این مسائل برای تفریح مطرح کردنش اشکالی نداره ولی ثمره ای به دنبال نداره،
به ما دستور دادند که اگر کسی با این شرائط بود شما به او اقتدا کنید و در مسائل دینی به ایشان رجوع کنید(که در پست بعدی روایت رو خدمت شما عرض میکنم)
یه مسئله ای رو هم خدمت شما عرض کنم:
فرمودند اگر تکبر را 10 قسم کنند 9 قسم آن از آن علماست.
عالم معینی رو متصور نیستم ولی بالاخره بین ایشان مفسد هم ممکنه باشه.ازینرو پیامبر اکرم(ص)فرمودند:
کار مهدی من از من دشوار تر است چرا که من با یک سری انسانهای جاهل سروکار داشتم ولی مهدی من با علماء بحث و مناظره میکند.
دقت کنید که فرمودند علماء.
در ضمن عاقل و محتاط به نظر اکثریت عمل میکنه،شما یک نفر رو پیدا کردید که با نظر دیگر علماء زاویه 180 درجه داره و بعد به دنبال چراها میگردی،اگر خیلی علاقه به حل شدن این چراها دارید به پیشنهاد داده شده عمل کنید تا متوجه چراهای خود بشید.یا علی.
ما هم دعا میکنیم که در این راه موفق بشین.والسلام علی من اتبع الهدی.
امیدوارم همین سه تا فتوا برای قلنع کردن شما کافی باشد.
دوست خوبم به نظر میرسه منظور شما قلع کردن باشه یعنی پا بستن این تا اینجا.
به نظر بنده شما از کلمه خوب و زیبایی استفاده نکردید.بهتره در کیفیت متن ارسالیتون دقت بیشتری بکنید،به اعصابتونم مسلط باشید،و زود هم از کوره در نرید.
دوست خوبم سخن naji که فرمودند:
ببینید دوستان همیشه نمی شه بر سر هر مسئله ای که مراجه بنیشینند دور هم باهم بحث کنند که کدوم نظر درست تره
کاملا موافق سخن بنده است در پستهای قبلی و کاملا این سخن صحیحه.
و مثالهای ایشون برای تقریب به ذهن بود.(حال بماند که به راحتی میشه رد شما رو رد کرد.)
من فقط یه مطلب خدمت شما عرض کنم و تمام.
یا شما حوزوی هستید یا نیستید.
اگر باشید این سوال از سال 4 به بعد برای شما به راحتی حل میشه.
اگر نیستید که باید به شما بگم تا با اصول فقه حوزه آشنا نشید منظور من و دیگر دوستانو متوجه نمیشید، اگر خیلی علاقه به فهمیدن دارید یا علی شروع کنید به خوندن دروس حوزوی و بعد ببینید این کار عملی میشه یا نه.
اگر هم راه دوم رو نمیپسندید برای فرج که قطعا دعا میکردید حالا بیشتر دعا کنید و دیگر دوستان رو هم تشویق به دعا کردن کنید تا حضرت بقیةالله ظهور کنند و شما به آرزوی دیرینه خود برسید.
آقای m_noo این بود آنچیزی که به عنوان تعصب مطرح کردم و شما فرمودید من در حرف هیچکدام از دوستان تعصب ندیدم
تعصبی که مورد مذمت هست تعصب بی دلیل و بی جاست،بازم خدمت شما عرض میکنم،این مسائل برای تفریح مطرح کردنش اشکالی نداره ولی ثمره ای به دنبال نداره،
به ما دستور دادند که اگر کسی با این شرائط بود شما به او اقتدا کنید و در مسائل دینی به ایشان رجوع کنید(که در پست بعدی روایت رو خدمت شما عرض میکنم)
یه مسئله ای رو هم خدمت شما عرض کنم:
فرمودند اگر تکبر را 10 قسم کنند 9 قسم آن از آن علماست.
عالم معینی رو متصور نیستم ولی بالاخره بین ایشان مفسد هم ممکنه باشه.ازینرو پیامبر اکرم(ص)فرمودند:
کار مهدی من از من دشوار تر است چرا که من با یک سری انسانهای جاهل سروکار داشتم ولی مهدی من با علماء بحث و مناظره میکند.
دقت کنید که فرمودند علماء.
در ضمن عاقل و محتاط به نظر اکثریت عمل میکنه،شما یک نفر رو پیدا کردید که با نظر دیگر علماء زاویه 180 درجه داره و بعد به دنبال چراها میگردی،اگر خیلی علاقه به حل شدن این چراها دارید به پیشنهاد داده شده عمل کنید تا متوجه چراهای خود بشید.یا علی.
ما هم دعا میکنیم که در این راه موفق بشین.والسلام علی من اتبع الهدی.

-
- پست: 109
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
- محل اقامت: alihslc@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 19 بار
- تماس:
دوست خوبم به نظر میرسه منظور شما قلع کردن باشه یعنی پا بستن این تا اینجا.
به نظر بنده شما از کلمه خوب و زیبایی استفاده نکردید.بهتره در کیفیت متن ارسالیتون دقت بیشتری بکنید،به اعصابتونم مسلط باشید،و زود هم از کوره در نرید.
جناب m_noo .
منظور بنده قانع کردن بود که اشتباها قلنع تایپ کردم.
در ضمن از اصطلاح قلع هم بی خبر بودم ، ولی الان یاد گرفتم.
خیر...تحصیلات حوزوی هم ندارم ؛ دوست داشتم که داشته باشم ، ولی دیگه روزگار طور دیگری رقم زد
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
{کانت}
سلام بر دوستان عزیز
مخصوصآ دوست عزیزم alihslc
امیدوارم دوست عزیز خدای ناکرده از حرفهای ما ناراحت نباشید.
اما جواب ایرادهای شما دوست گرامی :
ببین دوست عزیز در ابتدا من از شما سئوالی پرسیدم که شما به سئوال بنده جوابی ندادید .
بنده پرسیدم اگه برای من مشکلی پیش بیاید که تا حالا هیچ کدام از مراجع به خصوص مرجع خودم به این
سئوال جوابی نداده اند ( به نظر شما نمی شود گفت همچین سئوالی وجود دارد.)
حالا بنده برای رفع ابهام خود ناچارم با مرجع خود تماس بگیرم که شما عرض نمودید می توانیید به 500 تا دفتر مرجع در قم وجود دارد
که می توانید از آنها سئوال کنید یا از نمایندگان مراجع بپرسید ؟
به نظر شما نمایندگان مراجع صاحب فتوا هستند که همچین امری می کنید .
دوست عزیزم من گفتم تا حالا هیچ مرجعی جواب این سئوال را نداده چون بقدری این سئوال جدید بوده که تا حالا از هیچ مرجعی پرسیده نشده شما چطوری میگید برم از نمایندگان مراجع بپرسم در صورتی که هیچ مرجعی به این سئوال پاسخی نداده .
حالا تازه برمی گردیم به حرف بنده که ناچارآ باید از مرجع خودم تلفنی سئوال کنم و ادامه ماجرا که اصلآ هم مهم نیست.
اما مسالی که در باره گل زده بودید.
دوست عزیز این مسال شما که از مسال من هم بیربط تر بود.
آخه واسه تشخیص رنگ گل دوچشم بینا لازمه و بس
اما اگه مسائل دینی هم به این راحتی با دو چشم بینا حل می شد که دیگه نیازی به مرجع تقلید نبود.
Please Login or Register to see this code
دوست عزیز اولا تعصب چیزی بدی نیست وانهم نسبت به مسائل و وظایف دینی که البته اگه بیجا باشه اونموقع است که این
تعصبه باعث جلوگیری از پیشرفت انسان می شه.
دوست عزیزم اگه در کلام و گفتار بنده تعصب بیجایی دیدی بنده از صمیم قلب از شما و همه ی دوستان شرمنده ام وامیدوارم
مرا ببخشید .
Please Login or Register to see this code
دوست عزیزم
حقیقتآ بنده با دیدن این گونه فتواهای دور از ذهن برآن شدم تا تحقیقی در مورد
این مرجع تقلید گران قدر بعمل بیاورم بدین جهت با یکی از دوستانم که مدرس دروس حوزوی
در قم می باشند تماس گرفتم و از ایشان در باره ی آقای صانعی سئوال نمودم .
اما نکته قابل توجه جواب ایشان بود:
ایشان فرمودند که ما فردی را درقم داریم به نام آقای صانعی که خود را مرجع تقلید قلمداد می کند و
رساله ای نیز نوشتند ولی ایشان از طرف خیلی از مراجع عظام و علمای قم مورد تائید قرار نگرفته است
و به نظر مراجع قم ایشان دارای بار علمی کافی جهت مرجع تقلید شدن را دارا نمی باشند و آقای صانعی به عنوان
مرجع تقلید مورد تائیید همه ی علمای قم نیستند .
پس لطفآ دوست عزیز دیگر از گفته های ایشان به عنوان گفته های یکی از مراجع تقلید یاد ننمائید.
و خودتان می توانید به یکی یا دوتا از 50 دفتری که در قم سراغ دارید تماس گرفته و در باره ی آقای صانعی تحقیق کنید
ویا اگر خواستید بگویید تا شماره دوستم را برای شما pm کنم تا خودتان از ایشان سئوال کنید.
واما در آخر :
به نظر بنده حقیر دیگر سخن ناگفته ای باقی نمانده
و شما دوست عزیز alihslc مرا بخاطر گزافه گویی هایم ببخش
و امیدوارم در هر کجا که هستید موفق و سر بلند باشید .
و به قول دوست عزیزم آقا سعید
رخصت
.
.
.
یا علی
مخصوصآ دوست عزیزم alihslc
امیدوارم دوست عزیز خدای ناکرده از حرفهای ما ناراحت نباشید.
اما جواب ایرادهای شما دوست گرامی :
ببین دوست عزیز در ابتدا من از شما سئوالی پرسیدم که شما به سئوال بنده جوابی ندادید .
بنده پرسیدم اگه برای من مشکلی پیش بیاید که تا حالا هیچ کدام از مراجع به خصوص مرجع خودم به این
سئوال جوابی نداده اند ( به نظر شما نمی شود گفت همچین سئوالی وجود دارد.)
حالا بنده برای رفع ابهام خود ناچارم با مرجع خود تماس بگیرم که شما عرض نمودید می توانیید به 500 تا دفتر مرجع در قم وجود دارد
که می توانید از آنها سئوال کنید یا از نمایندگان مراجع بپرسید ؟
به نظر شما نمایندگان مراجع صاحب فتوا هستند که همچین امری می کنید .
دوست عزیزم من گفتم تا حالا هیچ مرجعی جواب این سئوال را نداده چون بقدری این سئوال جدید بوده که تا حالا از هیچ مرجعی پرسیده نشده شما چطوری میگید برم از نمایندگان مراجع بپرسم در صورتی که هیچ مرجعی به این سئوال پاسخی نداده .
حالا تازه برمی گردیم به حرف بنده که ناچارآ باید از مرجع خودم تلفنی سئوال کنم و ادامه ماجرا که اصلآ هم مهم نیست.
اما مسالی که در باره گل زده بودید.
دوست عزیز این مسال شما که از مسال من هم بیربط تر بود.
آخه واسه تشخیص رنگ گل دوچشم بینا لازمه و بس
اما اگه مسائل دینی هم به این راحتی با دو چشم بینا حل می شد که دیگه نیازی به مرجع تقلید نبود.
Please Login or Register to see this code
دوست عزیز اولا تعصب چیزی بدی نیست وانهم نسبت به مسائل و وظایف دینی که البته اگه بیجا باشه اونموقع است که این
تعصبه باعث جلوگیری از پیشرفت انسان می شه.
دوست عزیزم اگه در کلام و گفتار بنده تعصب بیجایی دیدی بنده از صمیم قلب از شما و همه ی دوستان شرمنده ام وامیدوارم
مرا ببخشید .
Please Login or Register to see this code
دوست عزیزم
حقیقتآ بنده با دیدن این گونه فتواهای دور از ذهن برآن شدم تا تحقیقی در مورد
این مرجع تقلید گران قدر بعمل بیاورم بدین جهت با یکی از دوستانم که مدرس دروس حوزوی
در قم می باشند تماس گرفتم و از ایشان در باره ی آقای صانعی سئوال نمودم .
اما نکته قابل توجه جواب ایشان بود:
ایشان فرمودند که ما فردی را درقم داریم به نام آقای صانعی که خود را مرجع تقلید قلمداد می کند و
رساله ای نیز نوشتند ولی ایشان از طرف خیلی از مراجع عظام و علمای قم مورد تائید قرار نگرفته است
و به نظر مراجع قم ایشان دارای بار علمی کافی جهت مرجع تقلید شدن را دارا نمی باشند و آقای صانعی به عنوان
مرجع تقلید مورد تائیید همه ی علمای قم نیستند .
پس لطفآ دوست عزیز دیگر از گفته های ایشان به عنوان گفته های یکی از مراجع تقلید یاد ننمائید.
و خودتان می توانید به یکی یا دوتا از 50 دفتری که در قم سراغ دارید تماس گرفته و در باره ی آقای صانعی تحقیق کنید
ویا اگر خواستید بگویید تا شماره دوستم را برای شما pm کنم تا خودتان از ایشان سئوال کنید.
واما در آخر :
به نظر بنده حقیر دیگر سخن ناگفته ای باقی نمانده
و شما دوست عزیز alihslc مرا بخاطر گزافه گویی هایم ببخش
و امیدوارم در هر کجا که هستید موفق و سر بلند باشید .
و به قول دوست عزیزم آقا سعید
رخصت
.
.
.
یا علی
دانلود کتابهای مذهبی (کتابخانه اسلامی)
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 109
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
- محل اقامت: alihslc@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 19 بار
- تماس:
به نام خدا
سلام ، ناجی عزیز ، متشکرم از وقتی که صرف نوشتن پاسخ کردید.
خب... در مورد سوال شما ، عزیز دل ، خب... اگر مسئله شما آنقدر جدید باشد و لازم باشد همین الان هم انجامش بدهید ، خب چکار می کنید ؟ در حال حاضر چکار می کنید ؟ آیا همین الان می توانید با مرجعتان صحبت کنید و همان آن ایشان به شما در مورد مسئله حادث شده فتوا بدهند ؟ اگر اینطور است ، بگویید کدام مرجع هستند که اینقدر به راحتی در دسترس هستند !
دوست عزیز ، بله ، برای تشخیص رنگ دو چشم بینا لازم است ، ولی دقت کنید ، ( آیا تا به حال برنامه لذت نقاشی را دیده اید ؟ ) آن هنرمند زیر دست ( باب راس) به یک رنگ قرمز می گوید "قرمز اخرایی" ، "قرمز هندی" و.... در صورتی که شاید من و شما و بقیه غیر متخصصان همه را از دم قرمز بگویند .... پس میبینید که همین تفاوت هایی که عرض کردم می تواند در یک مسئله فقهی هم وجود داشته باشه.
در مورد آقای صانعی که فرمودید :
1 - بسیاری از افراد مقلد ایشان هستند و شما نمی توانید به راحتی علم ایشان را زیر سوال ببرید .
2- اینکه بسیاری از مراجع ایشان را از لحاظ علمی ضعیف می دانند دلیل نمی شود که ایشان حرفشان غلط باشد (( این همان چیزی است که با عنوان تاپیک برابری می کند ، یعنی اختلاف فتوا )) اگر مراجع عظام خیلی دلشان می خواهد بگویند ایشان از لحاظ علمی ضعیف هستند ، ایشان را از این مقام بر کنار کنند و سر تمام مسائل فقهی به اجماع برسند تا خیال همه راحت شود ، اصلا بحث ما سر همین موضوع است ، الان شما با این حرفتان دارید با من همصدایی می کنید ، اینکه می فرمایید ،
Please Login or Register to see this code
بنده به شجاعت و اعتماد به نفس شما و دوست شما که در حوزه تدریس می کند احسنت می گویم که به راحتی ایشان را از جمع مراجع تقلید کنار زدید
دوست عزیز ، تمام حرف بنده همین است ، اگر مراجعی مثل ایشان که اختلافات اینچین مطرح می کنند ، فتواهای بی مورد می دهند ، خب مراجع دیگر که اکثریت را تشکیل می دهند بگویند این فتوای شما درست نیست ، و یک فتوای مشترک اعلام کنند ... ولی شما خودتان می فرمایید این اختلافات ( که شما و دوستانتان آنها را جزیی می نامید) بسیار مفید است و عامل جوشش و تلاش ...
بنده دیگر عرضی ندارم...
یا حق
سلام ، ناجی عزیز ، متشکرم از وقتی که صرف نوشتن پاسخ کردید.
خب... در مورد سوال شما ، عزیز دل ، خب... اگر مسئله شما آنقدر جدید باشد و لازم باشد همین الان هم انجامش بدهید ، خب چکار می کنید ؟ در حال حاضر چکار می کنید ؟ آیا همین الان می توانید با مرجعتان صحبت کنید و همان آن ایشان به شما در مورد مسئله حادث شده فتوا بدهند ؟ اگر اینطور است ، بگویید کدام مرجع هستند که اینقدر به راحتی در دسترس هستند !
دوست عزیز ، بله ، برای تشخیص رنگ دو چشم بینا لازم است ، ولی دقت کنید ، ( آیا تا به حال برنامه لذت نقاشی را دیده اید ؟ ) آن هنرمند زیر دست ( باب راس) به یک رنگ قرمز می گوید "قرمز اخرایی" ، "قرمز هندی" و.... در صورتی که شاید من و شما و بقیه غیر متخصصان همه را از دم قرمز بگویند .... پس میبینید که همین تفاوت هایی که عرض کردم می تواند در یک مسئله فقهی هم وجود داشته باشه.
در مورد آقای صانعی که فرمودید :
1 - بسیاری از افراد مقلد ایشان هستند و شما نمی توانید به راحتی علم ایشان را زیر سوال ببرید .
2- اینکه بسیاری از مراجع ایشان را از لحاظ علمی ضعیف می دانند دلیل نمی شود که ایشان حرفشان غلط باشد (( این همان چیزی است که با عنوان تاپیک برابری می کند ، یعنی اختلاف فتوا )) اگر مراجع عظام خیلی دلشان می خواهد بگویند ایشان از لحاظ علمی ضعیف هستند ، ایشان را از این مقام بر کنار کنند و سر تمام مسائل فقهی به اجماع برسند تا خیال همه راحت شود ، اصلا بحث ما سر همین موضوع است ، الان شما با این حرفتان دارید با من همصدایی می کنید ، اینکه می فرمایید ،
Please Login or Register to see this code
بنده به شجاعت و اعتماد به نفس شما و دوست شما که در حوزه تدریس می کند احسنت می گویم که به راحتی ایشان را از جمع مراجع تقلید کنار زدید
دوست عزیز ، تمام حرف بنده همین است ، اگر مراجعی مثل ایشان که اختلافات اینچین مطرح می کنند ، فتواهای بی مورد می دهند ، خب مراجع دیگر که اکثریت را تشکیل می دهند بگویند این فتوای شما درست نیست ، و یک فتوای مشترک اعلام کنند ... ولی شما خودتان می فرمایید این اختلافات ( که شما و دوستانتان آنها را جزیی می نامید) بسیار مفید است و عامل جوشش و تلاش ...
بنده دیگر عرضی ندارم...
یا حق
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
{کانت}

-
- پست: 73
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۹ ق.ظ
- محل اقامت: اصفهان
- سپاسهای ارسالی: 7 بار
- سپاسهای دریافتی: 8 بار
- تماس:
با سلام , چند مطلب :
اول اينکه هر چند ممکن است نوع نگرش و زاويه نگرش علما نسبت به برخي مطالب و روايات با هم فرق کند ولي به نظر من << سطح درک و فهم و تجزيه و تحليل >> علما هم در اين ميان نقش بسيار زيادي دارد . قصد بي احترامي ندارم , ولي من فکر ميکنم بعضي از علما نميتونن مطلبي را به آن اندازه که ديگر علما درک ميکنن , بفهمن .
ولي تا چه حد ؟ تا جايي که همه بگن سن تکليف دختر 9 ساله ولي يکنفر بگه 13 ساله ؟ يعني تفاوت در فهم تا اين حد ممکنه ؟ يا اينکه روايات و مستندات تا اين حد ضعيف هستند که يکنفر با دليل مياد و ميگه سن تکليف دختر 13 سال , ريش زدن حلال , و دسته ديگر کاملا مخالف اين هستند ؟
من نميگم که چون فتواها با هم متفاوتند در نتيجه اين دين صحيح نيست ولي اين مسئله ممکنه بيخ پيدا بکنه و يک روزي کار دست دين بده . به همون سادگي که فلان مرجع سني گفته بود : << زنها همکاران مردشان را شير بدهند تا به هم محرم شوند ! >> و بعد هم چند تا روايت آورده بود و گفته بود من طبق اين سندها اين حرفها را زدم . سندها هم از نظر خودشون ( سني ها ) معتبر بود ! حالا مشکل از کجاست ؟ از فهم و درک عالم يا از سند و روايات ؟
يک چنين مشکلي را هم ما داريم ولي نه به آن شدت . يکنفر ميگه ريش رو بزن حلال ! يکي ميگه حرام . يکي ميگه سن بلوغ 13 ! يکي ميگه 9 . يکي ميگه .....
من که نميتونم خودم را گول بزنم , به اين ميگن دودستگي آشکار .
يکي از دوستان گفته بود : << ببینید دوستان همیشه نمی شه بر سر هر مسئله ای که مراجع بنیشینند دور هم باهم بحث کنند که کدوم نظر درست تره >>
چرا نميشه ؟ مگر کار علما چيه ؟ مگر غير از اينه ؟ اگر يکبار صحت يا عدم صحت يک فتوا روشن بشه ديگر لازم نيست در نسلهاي آينده اون فتوا مورد بررسي قرار بگيره . ضمن اينکه در چنين مسائل جنجال برانگيزي به نفع همه است که فتواها مورد بررسي قرار بگيرن .
مورد بعدي اينکه فلان شخص گفته : << ما فردی را درقم داریم به نام آقای صانعی که خود را مرجع تقلید قلمداد می کند و
رساله ای نیز نوشتند ولی ایشان از طرف خیلی از مراجع عظام و علمای قم مورد تائید قرار نگرفته است
و به نظر مراجع قم ایشان دارای بار علمی کافی جهت مرجع تقلید شدن را دارا نمی باشند و آقای صانعی به عنوان
مرجع تقلید مورد تائیید همه ی علمای قم نیستند . >>
بايد بگم که درجات علوم ديني با ارتقا تحصيلات در علوم ديني حاصل مي شود تا آنجا كه شخص صاحب ملكه اجتهاد مي شود يعني مي تواند احكام را استنباط نمايد معمولا افرادي كه به اين درجه مي رسند از مرجع وقت درخواست اجازه اجتهاد مي كنند تبركاً و مرجع اگر واقعا اين فرد را لايق بداند و قوت علمي لازم را در او ببيند اين اجازه را به او مي دهد .
حالا اينکه چرا بعضي ها ( از جمله دوست شما ) هم اکنون چنين نظري نسبت به آقاي صانعي دارند را من نميدانم . چرا که اگر ايشان صلاحيت نداشتند , به اين درجه هم نميرسيدند .
و اما در مورد تعصب ! :
حضرت صادق عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل فرمودند:
آنكس كه در قلبش به اندازه دانه خردلي از تعصب باشد خداوند او را با اعراب جاهلي برمي انگيزاند.
اول اينکه هر چند ممکن است نوع نگرش و زاويه نگرش علما نسبت به برخي مطالب و روايات با هم فرق کند ولي به نظر من << سطح درک و فهم و تجزيه و تحليل >> علما هم در اين ميان نقش بسيار زيادي دارد . قصد بي احترامي ندارم , ولي من فکر ميکنم بعضي از علما نميتونن مطلبي را به آن اندازه که ديگر علما درک ميکنن , بفهمن .
ولي تا چه حد ؟ تا جايي که همه بگن سن تکليف دختر 9 ساله ولي يکنفر بگه 13 ساله ؟ يعني تفاوت در فهم تا اين حد ممکنه ؟ يا اينکه روايات و مستندات تا اين حد ضعيف هستند که يکنفر با دليل مياد و ميگه سن تکليف دختر 13 سال , ريش زدن حلال , و دسته ديگر کاملا مخالف اين هستند ؟
من نميگم که چون فتواها با هم متفاوتند در نتيجه اين دين صحيح نيست ولي اين مسئله ممکنه بيخ پيدا بکنه و يک روزي کار دست دين بده . به همون سادگي که فلان مرجع سني گفته بود : << زنها همکاران مردشان را شير بدهند تا به هم محرم شوند ! >> و بعد هم چند تا روايت آورده بود و گفته بود من طبق اين سندها اين حرفها را زدم . سندها هم از نظر خودشون ( سني ها ) معتبر بود ! حالا مشکل از کجاست ؟ از فهم و درک عالم يا از سند و روايات ؟
يک چنين مشکلي را هم ما داريم ولي نه به آن شدت . يکنفر ميگه ريش رو بزن حلال ! يکي ميگه حرام . يکي ميگه سن بلوغ 13 ! يکي ميگه 9 . يکي ميگه .....
من که نميتونم خودم را گول بزنم , به اين ميگن دودستگي آشکار .
يکي از دوستان گفته بود : << ببینید دوستان همیشه نمی شه بر سر هر مسئله ای که مراجع بنیشینند دور هم باهم بحث کنند که کدوم نظر درست تره >>
چرا نميشه ؟ مگر کار علما چيه ؟ مگر غير از اينه ؟ اگر يکبار صحت يا عدم صحت يک فتوا روشن بشه ديگر لازم نيست در نسلهاي آينده اون فتوا مورد بررسي قرار بگيره . ضمن اينکه در چنين مسائل جنجال برانگيزي به نفع همه است که فتواها مورد بررسي قرار بگيرن .
مورد بعدي اينکه فلان شخص گفته : << ما فردی را درقم داریم به نام آقای صانعی که خود را مرجع تقلید قلمداد می کند و
رساله ای نیز نوشتند ولی ایشان از طرف خیلی از مراجع عظام و علمای قم مورد تائید قرار نگرفته است
و به نظر مراجع قم ایشان دارای بار علمی کافی جهت مرجع تقلید شدن را دارا نمی باشند و آقای صانعی به عنوان
مرجع تقلید مورد تائیید همه ی علمای قم نیستند . >>
بايد بگم که درجات علوم ديني با ارتقا تحصيلات در علوم ديني حاصل مي شود تا آنجا كه شخص صاحب ملكه اجتهاد مي شود يعني مي تواند احكام را استنباط نمايد معمولا افرادي كه به اين درجه مي رسند از مرجع وقت درخواست اجازه اجتهاد مي كنند تبركاً و مرجع اگر واقعا اين فرد را لايق بداند و قوت علمي لازم را در او ببيند اين اجازه را به او مي دهد .
حالا اينکه چرا بعضي ها ( از جمله دوست شما ) هم اکنون چنين نظري نسبت به آقاي صانعي دارند را من نميدانم . چرا که اگر ايشان صلاحيت نداشتند , به اين درجه هم نميرسيدند .
و اما در مورد تعصب ! :
حضرت صادق عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل فرمودند:
آنكس كه در قلبش به اندازه دانه خردلي از تعصب باشد خداوند او را با اعراب جاهلي برمي انگيزاند.
* خدايا چنان کن سرانجام کار *** تو خشنود باشي و ما رستگار *
