چرا فتواها متفاوت است؟
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 139
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 21 بار
- سپاسهای دریافتی: 88 بار
- تماس:
چرا فتواها متفاوت است؟
سلام .
یک سوال برام پیش اومده.
چرا علما با هم یک فتوا نمیهند! مگر دین چند وجح دارد؟نمیشه فتواهاشون هماهنگ باشه؟
یک سوال برام پیش اومده.
چرا علما با هم یک فتوا نمیهند! مگر دین چند وجح دارد؟نمیشه فتواهاشون هماهنگ باشه؟
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد

-
- پست: 109
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
- محل اقامت: alihslc@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 19 بار
- تماس:
به نام خدا
وروجکس جان ، گشتم نبود... نگرد نیست ، به من یکی که جواب درست و حسابی ندادن...
فقط میگن ((( آقا : پویایی فقه شیعه که میگن از همینجاست ، ... همین موضوع باعث فقها برن تحقیق و تفحص کنند .... باعث رشد میشه. و از این جور حرفها...)
فعلا وقت ندارم... وگرنه دلایلم را عرض می کردم که نه تنها مفید نیست بلکه خیلی هم مضره ...
ساعت 3 امتحان دارم... میام
یا حق
وروجکس جان ، گشتم نبود... نگرد نیست ، به من یکی که جواب درست و حسابی ندادن...
فقط میگن ((( آقا : پویایی فقه شیعه که میگن از همینجاست ، ... همین موضوع باعث فقها برن تحقیق و تفحص کنند .... باعث رشد میشه. و از این جور حرفها...)
فعلا وقت ندارم... وگرنه دلایلم را عرض می کردم که نه تنها مفید نیست بلکه خیلی هم مضره ...
ساعت 3 امتحان دارم... میام
یا حق
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
{کانت}

-
- پست: 139
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 21 بار
- سپاسهای دریافتی: 88 بار
- تماس:
نه بابا نترس این دوستمون پاسخ جو یا لااقل کاظم اف دیسک میان یه جواب قانع کننده ای بدن!
نشد اینقدر تایپیکو بالا نگه می دارم تا یکی پیداش شه!
نشد اینقدر تایپیکو بالا نگه می دارم تا یکی پیداش شه!
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد

-
- پست: 2244
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۵۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 10691 بار
- سپاسهای دریافتی: 5476 بار
- تماس:
فقها و مجتهدين براي آن كه حكم خدا را به دست آورند به قرآن و روايات مراجعه ميكنند و براي به دست آوردن حكم،
قبل از هر چيز بايد آيه مربوط به آن حكم را تفسير كنند و روايت مربوطه را نيز بفهمند.
در اين مرحله يعني مرحلة تفسير آيه و فهم روايت ممكن است دو نفر مجتهد نسبت به تفسير يك آيه دو نظر داشته باشند ،
گرچه خداوند متعال حكم مشخصي را از آن آيه اراده فرموده است ولي در به دست آوردن آن حكم ممكن است بين دو نفر اختلاف شود.
به طوري كه برداشت يكي از آيه با برداشت ديگري تفاوت داشته باشد گرچه هر دو نفر تلاش ميكنند تا حكم واقعي را كه خدا اراده فرموده است به دست آورند .
ولي ممكن است يكي در نهايت به حكم واقعي برسد و ديگري نرسد به همين جهت تقليد از اعلم را واجب كرده اند ،
زيرا اعلم كسي است كه در استخراج احكام الهي از قرآن و حديث تبحّر بيشتري دارد و احتمال اشتباه و خطاي او كمتر است .
گاهي نيز سبب اختلاف فتوا فهم روايت نيست بلكه هر دو نفر مجتهد در فهم روايت يك نظر دارند ولي به نظر يكي سند روايت ضعيف است
يعني افرادي كه اين حديث را دست به دست از امام صادق (علیه السلام) تا به امروز به ما رسانده اند به بعضي از آنها نميشود اعتماد كرد
ولي به نظر ديگري افرادي كه در سلسلة سند هستند همگي خوب هستند و قابل اعتماد در نتيجه يكي به مضمون آن روايت فتوا ميدهد ولي ديگري فتوا نميدهد.
خداوند هم در قرآن ما را نسبت به شناخت آورنده خبر هشدار داده است به طوري كه اگر خبر آورنده عادل نبود انسان نبايد به سادگي خبر او را بپذيرد. (حجرات، 6)
خلاصه آن كه:
اين اختلاف ممكن است بر اثر اختلاف در معاني الفاظ باشد كه در كتابهاي لغت نيز اين اختلاف به چشم ميخورد و يا بر اثر اختلاف در روايتهاي مختلف باشد
و يا اختلاف در ثقه و غير ثقه بودن راويان و تأييد آنها باشد
و يا ممكن است به سبب برداشتهاي مختلفي باشد كه فقها از روايتها مينمايند
و يا ممكن است به جهت به كار گرفتن يا نگرفتن قواعد فقهي و اصولي در برداشت و استنباط احكام باشد
همچنين ممكن است بر اثر اختلاف در تطبيق يك مفهوم كلي بر مصاديق آن باشد.
قبل از هر چيز بايد آيه مربوط به آن حكم را تفسير كنند و روايت مربوطه را نيز بفهمند.
در اين مرحله يعني مرحلة تفسير آيه و فهم روايت ممكن است دو نفر مجتهد نسبت به تفسير يك آيه دو نظر داشته باشند ،
گرچه خداوند متعال حكم مشخصي را از آن آيه اراده فرموده است ولي در به دست آوردن آن حكم ممكن است بين دو نفر اختلاف شود.
به طوري كه برداشت يكي از آيه با برداشت ديگري تفاوت داشته باشد گرچه هر دو نفر تلاش ميكنند تا حكم واقعي را كه خدا اراده فرموده است به دست آورند .
ولي ممكن است يكي در نهايت به حكم واقعي برسد و ديگري نرسد به همين جهت تقليد از اعلم را واجب كرده اند ،
زيرا اعلم كسي است كه در استخراج احكام الهي از قرآن و حديث تبحّر بيشتري دارد و احتمال اشتباه و خطاي او كمتر است .
گاهي نيز سبب اختلاف فتوا فهم روايت نيست بلكه هر دو نفر مجتهد در فهم روايت يك نظر دارند ولي به نظر يكي سند روايت ضعيف است
يعني افرادي كه اين حديث را دست به دست از امام صادق (علیه السلام) تا به امروز به ما رسانده اند به بعضي از آنها نميشود اعتماد كرد
ولي به نظر ديگري افرادي كه در سلسلة سند هستند همگي خوب هستند و قابل اعتماد در نتيجه يكي به مضمون آن روايت فتوا ميدهد ولي ديگري فتوا نميدهد.
خداوند هم در قرآن ما را نسبت به شناخت آورنده خبر هشدار داده است به طوري كه اگر خبر آورنده عادل نبود انسان نبايد به سادگي خبر او را بپذيرد. (حجرات، 6)
خلاصه آن كه:
اين اختلاف ممكن است بر اثر اختلاف در معاني الفاظ باشد كه در كتابهاي لغت نيز اين اختلاف به چشم ميخورد و يا بر اثر اختلاف در روايتهاي مختلف باشد
و يا اختلاف در ثقه و غير ثقه بودن راويان و تأييد آنها باشد
و يا ممكن است به سبب برداشتهاي مختلفي باشد كه فقها از روايتها مينمايند
و يا ممكن است به جهت به كار گرفتن يا نگرفتن قواعد فقهي و اصولي در برداشت و استنباط احكام باشد
همچنين ممكن است بر اثر اختلاف در تطبيق يك مفهوم كلي بر مصاديق آن باشد.

-
- پست: 151
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 53 بار
- سپاسهای دریافتی: 182 بار
سلام حامد جان قتت بخیر محسن جان اطلاعات کافی رو دادند
قبلا من این سوال رو کرده بودم از پرسمان اینم جوابش
چرا بعضي مراجع در نظر دادن با يکديگر اختلاف دارند؟
پاسخ :از جمله پرسشهايى كه همواره مطرح بوده و در ميان نسل جوان امروز بر شدّت آن افزوده شده، همين پرسش است. پيش از بررسى ريشهها و علل آن، اشاره به چند نكته بايسته است: يكم. در مسائل نظرى هر رشتهاى، متخصصان و دانشمندان آن، در يك سرى از مسائل با يكديگر اختلاف نظر دارند. دانش فقه و اجتهاد نيز اين چنين است. مجتهد بايستى در تمامى احكام و مبادى آن، تلاش كرده و به يك نقطه فكرى و اجتهادى برسد. طبيعى است كه در صدها مسأله فقهى، نمىتوان انتظار داشت كه بين دو يا چند نفر، وحدت نظر كاملى وجود داشته باشد. حتى در علوم تجربى مانند «رشته پزشكى» نيز كه مبتنى بر حس و آزمايش است، اختلاف نظر و تفاوت تشخيص طبيعى است. دوم. ممكن است عدهاى منشأ اختلاف فتاوا را تعدد وجود مراجع در زمان ما بدانند و علت را از آنجا جست و جو كنند؛ در حالى كه اين پندارى بيش نيست! زيرا اين امر در بين فقيهان و مراجع گذشته نيز به چشم مىخورد. اگر كسى كتابهاى فقهى را ورق بزند و بررسى اجمالى كند؛ به خوبى در خواهد يافت كه چنين اختلافهايى، هميشه در بين نظرها بوده است.جهت دستيابى به اختلاف آراى مجتهدان، ر.ك: اللمعة الدمشقية و جواهر الكلام. سوم. اختلاف فتواى مجتهدان، به هوا و هوس و منافع شخصى آنان باز نمىگردد؛ بلكه گاهى تقوا به حدى است كه وقتى از مرجع تقليدى سؤال مىكنند: حكم چيز نجسى كه در چاه بيفتد چيست؛ پيش از پاسخ به آن، دستور مى دهد چاه خانهاش را پر كنند تا مبادا در بيان حكم خدا، دچار هوا و هوس گردد! و اگر مرجع تقليدى بر اساس منافع شخصى فتوايى صادر كند، صلاحيت مرجعيت را از دست خواهد داد. چهارم. اختلاف فتاوا مسألهاى نيست كه در اين عصر پيدا شده باشد؛ بلكه اين امر در زمان ائمه اطهار(ع) نيز در ميان اصحاب و شاگردان به چشم مىخورد. در روايت عمر بن حنظله آمده است: امام صادق(ع) براى رفع نزاع و كشمكشها ميان مردم، آنان را به فقيهان ارجاع داده، مىفرمود: «هر گاه دو يا چند نفر از آنان در فهم روايات و استنباط احكام اختلاف نظر داشتند، به كسى كه اعلم و با تقواتر است مراجعهكنيد».وسائل الشيعة، (كتاب القضاء)، باب 9، ح 1. در اينجا بدون آنكه حضرت اختلاف نظر ميان آنان را سرزنش كند، آن را امرى بديهى تلقى مىكرد. پنجم. مجتهدان در بسيارى از مسائل فقهى - از جمله مسائل ضرورى و قطعى دين (مانند وجوب نماز و روزه و احكام وضو) و نيز بىشمارى از احكام فرعى - اتفاق نظر دارند و حوزه اختلاف، تنها در بعضى از احكام فرعى است. ششم. خداوند متعال در هر مورد و مسألهاى، بيش از يك حكم ندارد و فقيهان به دنبال يافتن حكم خدا هستند. و اگر برخى فقيهان اشتباه كنند حكم خدا تغييرى نمىكند و متعدد نمىشود. اما مجتهد و مقلدان چون تلاش كردهاند و به وظيفه خود عمل كردهاند از لطف و ثواب الهى بهرهمند مىشوند. پس از اين مقدمات، اكنون به بررسى ريشهها و عوامل اختلاف فتاوا پرداخته، مىگوييم: دانش فقه و اجتهاد بر يك سلسله از مبادى و اصول فكرى مبتنى است و اختلاف در فتوا از آنجا سرچشمه مىگيرد و آنها عبارت است از: يك. اصول فقه يكى از مهمترين و اساسىترين مبادى فقه، «علم اصول» است. اين علم به شناخت مسائلى همچون اوامر، نواهى، مفاهيم، اجماع، خبر واحد و متواتر، تعارض، استصحاب، برائت و... مىپردازد و مجتهد براى استنباط احكام فقهى، از نتيجه آن سود مىجويد. هر يك از اين موضوعات، انديشههاى گوناگونى را در خود بر مىتابد و تأثير اين اختلاف، در تفاوت فهم حكم الهى نمايان مىشود. به عنوان مثال در مسألهاى چند روايت در كتابهاى حديث موجود است كه با هم تعارض دارد: بر اين اساس ديدگاه علما، متفاوت مىشود. يكى مىگويد: به عللى اين روايت بر آن روايت تقدم دارد؛ ديگرى مىگويد: به جهات ديگرى، آن روايت بر اين روايت ترجيح دارد و هر كدام از آنان، بر طبق روايت مورد نظر خود فتوا مىدهند و ترديدى نيست كه «تعارض» يك مسأله اصولى و مقدمهاى براى دانش فقه است. دو. ادبيات عرب اين علم شامل صرف، نحو و شناخت معانى الفاظ مىشود و يكى از مقدمات اجتهاد به شمار مىرود. گاهى اختلاف فقيهان، به اختلاف در مسائل نحوى و صرفى باز مىگردد. براى مثال مجتهدى، فلان كلمه در روايت را به صورت مرفوع مىخواند و آن را فاعل فعل مىداند؛ در حالى كه ديگرى آن را منصوب و مفعول فعل قلمداد مىكند و ترديدى نيست كه اين اختلاف، به تفاوت در حكم و فتوا منجر مىشود. سه. مفاهيم گاهى تفاوت فتوا، از اختلاف در شناخت معانى و مفاهيم الفاظ نشأت مىگيرد. به عنوان مثال در واژه «يوم» - كه در بسيارى از روايات آمده - ميان فقيهان اختلاف نظر هست؛ برخى فرمودهاند: از طلوع خورشيد تا غروب را يوم گويند و عدهاى آن را توسعه داده و ابتداى يوم را طلوع فجر دانستهاند. اين اختلاف، تأثير خود را در بسيارى از احكام فقهى بر جاى گذاشته و باعث اختلاف در فتوا گرديده است كه ذكر آنها ما را از ادامه بحث باز مىدارد. چهار. علم رجال در زمان معصومين(ع)، سند و مدرك روايات و شناخت راويان و ناقلان احاديث، كمتر مورد نياز بود؛ زيرا احاديث و احكام را يا از خود معصوم مىپرسيدند و يا راوى را به دليل نزديكى زمانى با معصوم(ع) مىشناختند. اما در زمانهاى بعد احاديث با واسطههاى زيادى نقل مىشد و عدهاى در اين ميان، به دروغ رواياتى را جعل مىكردند. از اين رو در زمان غيبت نياز به شناسايى راويان سالم و راستگو از غير آنها ضرورى گشت و بر اساس آن «علم رجال» پايه گذارى شد. اين علم به بررسى نقاط ضعف و قوت كسانى مىپردازد كه در اسناد احاديث آمدهاند. در اين علم روايات را به معتبر و غير معتبر تقسيم مىكنند و بر اساس آن، گاهى يك روايت نزد مجتهدى معتبر و نزد ديگرى ضعيف محسوب مىشود و اين امر عامل بسيار مهمى براى پيدايش اختلاف فتاوا به شمار مىرود. به عنوان مثال در مسأله نگاه كردن به زنان روستانشينى كه معمولاً خود را نمىپوشانند، ميان فقيهان اختلاف هست كه آيا اين امر جايز است يا خير؟ عدهاى به آن پاسخ مثبت داده و بر اين باورند كه در اين زمينه روايت معتبر رسيده است. عباد بن صهيب مىگويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: «لا بَأْسَ بِالنَّظَرِ اِلى رُؤُوسِ اَهْلِ تَهامَة و الاَعْراب و اَهْلِ السَّواد و العَلُوج لِاَنَّهُم اِذا نُهُوا لا يَنْتَهُون». ولى گروهى از فقيهان مىگويند: اين روايت به جهت وجود عباد بن صهيب در سلسله سند آن، ضعيف محسوب مىشود؛ زيرا اين شخص در علم رجال توثيق ندارد و بر اين اساس فتوا به حرمت نگاه به اين نوع زنان داده و يا لااقل در مسأله احتياط كردهاند.
قبلا من این سوال رو کرده بودم از پرسمان اینم جوابش
چرا بعضي مراجع در نظر دادن با يکديگر اختلاف دارند؟
پاسخ :از جمله پرسشهايى كه همواره مطرح بوده و در ميان نسل جوان امروز بر شدّت آن افزوده شده، همين پرسش است. پيش از بررسى ريشهها و علل آن، اشاره به چند نكته بايسته است: يكم. در مسائل نظرى هر رشتهاى، متخصصان و دانشمندان آن، در يك سرى از مسائل با يكديگر اختلاف نظر دارند. دانش فقه و اجتهاد نيز اين چنين است. مجتهد بايستى در تمامى احكام و مبادى آن، تلاش كرده و به يك نقطه فكرى و اجتهادى برسد. طبيعى است كه در صدها مسأله فقهى، نمىتوان انتظار داشت كه بين دو يا چند نفر، وحدت نظر كاملى وجود داشته باشد. حتى در علوم تجربى مانند «رشته پزشكى» نيز كه مبتنى بر حس و آزمايش است، اختلاف نظر و تفاوت تشخيص طبيعى است. دوم. ممكن است عدهاى منشأ اختلاف فتاوا را تعدد وجود مراجع در زمان ما بدانند و علت را از آنجا جست و جو كنند؛ در حالى كه اين پندارى بيش نيست! زيرا اين امر در بين فقيهان و مراجع گذشته نيز به چشم مىخورد. اگر كسى كتابهاى فقهى را ورق بزند و بررسى اجمالى كند؛ به خوبى در خواهد يافت كه چنين اختلافهايى، هميشه در بين نظرها بوده است.جهت دستيابى به اختلاف آراى مجتهدان، ر.ك: اللمعة الدمشقية و جواهر الكلام. سوم. اختلاف فتواى مجتهدان، به هوا و هوس و منافع شخصى آنان باز نمىگردد؛ بلكه گاهى تقوا به حدى است كه وقتى از مرجع تقليدى سؤال مىكنند: حكم چيز نجسى كه در چاه بيفتد چيست؛ پيش از پاسخ به آن، دستور مى دهد چاه خانهاش را پر كنند تا مبادا در بيان حكم خدا، دچار هوا و هوس گردد! و اگر مرجع تقليدى بر اساس منافع شخصى فتوايى صادر كند، صلاحيت مرجعيت را از دست خواهد داد. چهارم. اختلاف فتاوا مسألهاى نيست كه در اين عصر پيدا شده باشد؛ بلكه اين امر در زمان ائمه اطهار(ع) نيز در ميان اصحاب و شاگردان به چشم مىخورد. در روايت عمر بن حنظله آمده است: امام صادق(ع) براى رفع نزاع و كشمكشها ميان مردم، آنان را به فقيهان ارجاع داده، مىفرمود: «هر گاه دو يا چند نفر از آنان در فهم روايات و استنباط احكام اختلاف نظر داشتند، به كسى كه اعلم و با تقواتر است مراجعهكنيد».وسائل الشيعة، (كتاب القضاء)، باب 9، ح 1. در اينجا بدون آنكه حضرت اختلاف نظر ميان آنان را سرزنش كند، آن را امرى بديهى تلقى مىكرد. پنجم. مجتهدان در بسيارى از مسائل فقهى - از جمله مسائل ضرورى و قطعى دين (مانند وجوب نماز و روزه و احكام وضو) و نيز بىشمارى از احكام فرعى - اتفاق نظر دارند و حوزه اختلاف، تنها در بعضى از احكام فرعى است. ششم. خداوند متعال در هر مورد و مسألهاى، بيش از يك حكم ندارد و فقيهان به دنبال يافتن حكم خدا هستند. و اگر برخى فقيهان اشتباه كنند حكم خدا تغييرى نمىكند و متعدد نمىشود. اما مجتهد و مقلدان چون تلاش كردهاند و به وظيفه خود عمل كردهاند از لطف و ثواب الهى بهرهمند مىشوند. پس از اين مقدمات، اكنون به بررسى ريشهها و عوامل اختلاف فتاوا پرداخته، مىگوييم: دانش فقه و اجتهاد بر يك سلسله از مبادى و اصول فكرى مبتنى است و اختلاف در فتوا از آنجا سرچشمه مىگيرد و آنها عبارت است از: يك. اصول فقه يكى از مهمترين و اساسىترين مبادى فقه، «علم اصول» است. اين علم به شناخت مسائلى همچون اوامر، نواهى، مفاهيم، اجماع، خبر واحد و متواتر، تعارض، استصحاب، برائت و... مىپردازد و مجتهد براى استنباط احكام فقهى، از نتيجه آن سود مىجويد. هر يك از اين موضوعات، انديشههاى گوناگونى را در خود بر مىتابد و تأثير اين اختلاف، در تفاوت فهم حكم الهى نمايان مىشود. به عنوان مثال در مسألهاى چند روايت در كتابهاى حديث موجود است كه با هم تعارض دارد: بر اين اساس ديدگاه علما، متفاوت مىشود. يكى مىگويد: به عللى اين روايت بر آن روايت تقدم دارد؛ ديگرى مىگويد: به جهات ديگرى، آن روايت بر اين روايت ترجيح دارد و هر كدام از آنان، بر طبق روايت مورد نظر خود فتوا مىدهند و ترديدى نيست كه «تعارض» يك مسأله اصولى و مقدمهاى براى دانش فقه است. دو. ادبيات عرب اين علم شامل صرف، نحو و شناخت معانى الفاظ مىشود و يكى از مقدمات اجتهاد به شمار مىرود. گاهى اختلاف فقيهان، به اختلاف در مسائل نحوى و صرفى باز مىگردد. براى مثال مجتهدى، فلان كلمه در روايت را به صورت مرفوع مىخواند و آن را فاعل فعل مىداند؛ در حالى كه ديگرى آن را منصوب و مفعول فعل قلمداد مىكند و ترديدى نيست كه اين اختلاف، به تفاوت در حكم و فتوا منجر مىشود. سه. مفاهيم گاهى تفاوت فتوا، از اختلاف در شناخت معانى و مفاهيم الفاظ نشأت مىگيرد. به عنوان مثال در واژه «يوم» - كه در بسيارى از روايات آمده - ميان فقيهان اختلاف نظر هست؛ برخى فرمودهاند: از طلوع خورشيد تا غروب را يوم گويند و عدهاى آن را توسعه داده و ابتداى يوم را طلوع فجر دانستهاند. اين اختلاف، تأثير خود را در بسيارى از احكام فقهى بر جاى گذاشته و باعث اختلاف در فتوا گرديده است كه ذكر آنها ما را از ادامه بحث باز مىدارد. چهار. علم رجال در زمان معصومين(ع)، سند و مدرك روايات و شناخت راويان و ناقلان احاديث، كمتر مورد نياز بود؛ زيرا احاديث و احكام را يا از خود معصوم مىپرسيدند و يا راوى را به دليل نزديكى زمانى با معصوم(ع) مىشناختند. اما در زمانهاى بعد احاديث با واسطههاى زيادى نقل مىشد و عدهاى در اين ميان، به دروغ رواياتى را جعل مىكردند. از اين رو در زمان غيبت نياز به شناسايى راويان سالم و راستگو از غير آنها ضرورى گشت و بر اساس آن «علم رجال» پايه گذارى شد. اين علم به بررسى نقاط ضعف و قوت كسانى مىپردازد كه در اسناد احاديث آمدهاند. در اين علم روايات را به معتبر و غير معتبر تقسيم مىكنند و بر اساس آن، گاهى يك روايت نزد مجتهدى معتبر و نزد ديگرى ضعيف محسوب مىشود و اين امر عامل بسيار مهمى براى پيدايش اختلاف فتاوا به شمار مىرود. به عنوان مثال در مسأله نگاه كردن به زنان روستانشينى كه معمولاً خود را نمىپوشانند، ميان فقيهان اختلاف هست كه آيا اين امر جايز است يا خير؟ عدهاى به آن پاسخ مثبت داده و بر اين باورند كه در اين زمينه روايت معتبر رسيده است. عباد بن صهيب مىگويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: «لا بَأْسَ بِالنَّظَرِ اِلى رُؤُوسِ اَهْلِ تَهامَة و الاَعْراب و اَهْلِ السَّواد و العَلُوج لِاَنَّهُم اِذا نُهُوا لا يَنْتَهُون». ولى گروهى از فقيهان مىگويند: اين روايت به جهت وجود عباد بن صهيب در سلسله سند آن، ضعيف محسوب مىشود؛ زيرا اين شخص در علم رجال توثيق ندارد و بر اين اساس فتوا به حرمت نگاه به اين نوع زنان داده و يا لااقل در مسأله احتياط كردهاند.
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 109
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
- محل اقامت: alihslc@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 19 بار
- تماس:
به نام خدا
سلام و عرض ادب.
درست... فرمایش شما صحیح...
عزیزان... من نمیگم که اختلاف نظر چیز بدیه..خیلی هم خوبه... ولی به شرطها و شروطها...
دوستان... این چطوری هستش که بعضی مراجع میگن تراشیدن ریش حرامه ، یکی میگه احتیاط واجب حرامه ، یکی میگه ترک آن بهتر است ، یکی میگه....
در مورد موسیقی ، یکی میگه کلا حرامه ، یکی میگه بعضی سازها حلاله ، یکی مگیه موسیقی هایی که مربوط به مجالس لهو و لعب باشد حرامه...
در مورد غنا... همه میگن غنا حرامه ، ولی اون چیزی آقای ایکس بهش میگه غنا با اون چیزی که آقای ایگرگ میگه فرق میکنه...
خب... همه ی این مراجع محترم برای حرفهایی که می زنند ، فقوا هایی که صادر می کنند ، دلیل و برهان و مدرک دارند دیگه ... به قول شما از روی هوا و هوس و کشکی که حرف نمی زنند.
خب ... آقاجون من... من توی یه مسئله درسی یه جا گیر می کنم زنگ میزنم واسه دوستام از اونها هم نظر میخوام ، میگم شاید من دارم اشتباه می کنم ، اگر 10 نفر حرفشون مخالف حرف من بود و با دلیل حرف زدند ، من می فهمم که حرفم اشتباهه دیگه! ها غیر از اینه ؟
در مورد همون تراشیدن ریش که عرض کردم ، حد اقل 3 -4 تا فتوا وجود داره ، یکی میگه آقا ریش پرفسوری هم ریش حساب میشه ، یکی میگه باید تا فلانجا باشه تا بگن ریشه... و از اینجور حرفها...
خب چه اشکال داره همه ی مراجع ما سالیانه یک میز گرد تشکیل بدن ؛ مثل شورا ، مثل مجلس شورای اسلامی ، آقا اونجا حرفاشون رو بزنن ، به هر حال یا اکثریت با یک موضوع موافق هستند یا نیستند ، حد اقل خوبیش هم اینه که یک اتحاد و وحدتی بوجود میاد ، و هر سال همانطور که یک سررسید میدن بیرون ، رساله همان سال را هم بدن بیرون ، با فتواهای جدید !
اینطوری دیگه مشکل اختلاف فتاوا حل میشه ، مردم از سرگردونی بیرون میان ، خودشون هم راحت میشن ، ما هم راحت میشم.
شما هم که خودتون گفتید اگر به حکم صحیح رسیدند که چه بهتر ، اگر به حکم غلط رسیدند ، خدا میگه شما زورتون رو زدید ، دم شما گرم ، همین حد از شما قبوله...
سلام و عرض ادب.
درست... فرمایش شما صحیح...
عزیزان... من نمیگم که اختلاف نظر چیز بدیه..خیلی هم خوبه... ولی به شرطها و شروطها...
دوستان... این چطوری هستش که بعضی مراجع میگن تراشیدن ریش حرامه ، یکی میگه احتیاط واجب حرامه ، یکی میگه ترک آن بهتر است ، یکی میگه....
در مورد موسیقی ، یکی میگه کلا حرامه ، یکی میگه بعضی سازها حلاله ، یکی مگیه موسیقی هایی که مربوط به مجالس لهو و لعب باشد حرامه...
در مورد غنا... همه میگن غنا حرامه ، ولی اون چیزی آقای ایکس بهش میگه غنا با اون چیزی که آقای ایگرگ میگه فرق میکنه...
خب... همه ی این مراجع محترم برای حرفهایی که می زنند ، فقوا هایی که صادر می کنند ، دلیل و برهان و مدرک دارند دیگه ... به قول شما از روی هوا و هوس و کشکی که حرف نمی زنند.
خب ... آقاجون من... من توی یه مسئله درسی یه جا گیر می کنم زنگ میزنم واسه دوستام از اونها هم نظر میخوام ، میگم شاید من دارم اشتباه می کنم ، اگر 10 نفر حرفشون مخالف حرف من بود و با دلیل حرف زدند ، من می فهمم که حرفم اشتباهه دیگه! ها غیر از اینه ؟
در مورد همون تراشیدن ریش که عرض کردم ، حد اقل 3 -4 تا فتوا وجود داره ، یکی میگه آقا ریش پرفسوری هم ریش حساب میشه ، یکی میگه باید تا فلانجا باشه تا بگن ریشه... و از اینجور حرفها...
خب چه اشکال داره همه ی مراجع ما سالیانه یک میز گرد تشکیل بدن ؛ مثل شورا ، مثل مجلس شورای اسلامی ، آقا اونجا حرفاشون رو بزنن ، به هر حال یا اکثریت با یک موضوع موافق هستند یا نیستند ، حد اقل خوبیش هم اینه که یک اتحاد و وحدتی بوجود میاد ، و هر سال همانطور که یک سررسید میدن بیرون ، رساله همان سال را هم بدن بیرون ، با فتواهای جدید !
اینطوری دیگه مشکل اختلاف فتاوا حل میشه ، مردم از سرگردونی بیرون میان ، خودشون هم راحت میشن ، ما هم راحت میشم.
شما هم که خودتون گفتید اگر به حکم صحیح رسیدند که چه بهتر ، اگر به حکم غلط رسیدند ، خدا میگه شما زورتون رو زدید ، دم شما گرم ، همین حد از شما قبوله...
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
{کانت}

-
- پست: 109
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
- محل اقامت: alihslc@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 19 بار
- تماس:

-
- پست: 151
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۳۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 53 بار
- سپاسهای دریافتی: 182 بار
به نام خدا
سلام علی جان
اول راه برای پی بردن به نظر مراجع شنیدن از خود آن ها است و دوم از رساله آن هااست وبا شنیدن یه چیز از دیگران زود باور نکنید ، من خودم شخصا زیاد شنیدم یه چیزهایی رو میگند و سپس مینویسند پای مراجع تقلید و همینطور به گوش بسیاری از افراد میرسد و خیلی زود هم آنها باور میکنند پس باید مواظب باشیم و مطئن بشیم که این مرجع خودش چنین حرفی رو زده است .
در مورد فتواها من اختلاف زیادی نمیبینم در مورد ریش هم مثلا میگید نظر بیشتر فقها بر حرام بود آن است ، هی ما گیر ندیم بابا فلانی گفته احتیاط واجب ، یا گفته با تیغ نزنید بهتر است و ... این بر همه ما روشن است که زدن ریش با تیغ حرام است یا غنا و موسیقی که ماشالله همه ما میدونیم خوب و بد چیه ولی نمیدونم چرا دنبال فتوا گرفتن میبیاشیم ( قبلا در زمینه فتوا گرفتن از مراجع یه نیمچه صحبتی کردم فکر کنم در تاپیک کوروش بود )
معمولا فتواها نزدیک به هم است مثلا چنان نیست که یکی از مراجع بگه فلان عمل حرام است و اون مرجع دیگه بگه مستحب است ، یا حلال است ، ما فکر نکنم چنین چیزی داشته باشیم و تقریبا هم نزدیک به هم است
حالا بیاییم ما به این نکته نوجه داشته باشیم که خدایی نکرده سعی نداشته باشیم با سوالات پیچ در پیچمون بخواهیم ضربه بزنیم یا ایرادی بگیریم از علما سعی در اتحاد و انسجام ملی داشته باشیم
در مورد اینکه میگید یه میزگردی تشکیل بدهند هم بله شما درست میگید حرف خوبی است ولی واقعا شاید یه دلایلی داشته باشند برای اینکار که ما خبر نداریم ، یا شاید هم کسی در این مورد چیزی نگفته ، شما میتونید یه نامه بزنید در این مورد به یه حوزه علمیه قم یه به دفتر مراجع نظرتون رو بگید (والا من آدرس ندارم )
شاید موثر واقع بشه ، حرف های آن ها رو هم گوش بدید شاید آنها دلیل خودشان رو داشته باشند.
علی جان خیلی ممنون از سوالی خوبی که پرسیدید .
یا علی
سلام علی جان
اول راه برای پی بردن به نظر مراجع شنیدن از خود آن ها است و دوم از رساله آن هااست وبا شنیدن یه چیز از دیگران زود باور نکنید ، من خودم شخصا زیاد شنیدم یه چیزهایی رو میگند و سپس مینویسند پای مراجع تقلید و همینطور به گوش بسیاری از افراد میرسد و خیلی زود هم آنها باور میکنند پس باید مواظب باشیم و مطئن بشیم که این مرجع خودش چنین حرفی رو زده است .
در مورد فتواها من اختلاف زیادی نمیبینم در مورد ریش هم مثلا میگید نظر بیشتر فقها بر حرام بود آن است ، هی ما گیر ندیم بابا فلانی گفته احتیاط واجب ، یا گفته با تیغ نزنید بهتر است و ... این بر همه ما روشن است که زدن ریش با تیغ حرام است یا غنا و موسیقی که ماشالله همه ما میدونیم خوب و بد چیه ولی نمیدونم چرا دنبال فتوا گرفتن میبیاشیم ( قبلا در زمینه فتوا گرفتن از مراجع یه نیمچه صحبتی کردم فکر کنم در تاپیک کوروش بود )
معمولا فتواها نزدیک به هم است مثلا چنان نیست که یکی از مراجع بگه فلان عمل حرام است و اون مرجع دیگه بگه مستحب است ، یا حلال است ، ما فکر نکنم چنین چیزی داشته باشیم و تقریبا هم نزدیک به هم است
حالا بیاییم ما به این نکته نوجه داشته باشیم که خدایی نکرده سعی نداشته باشیم با سوالات پیچ در پیچمون بخواهیم ضربه بزنیم یا ایرادی بگیریم از علما سعی در اتحاد و انسجام ملی داشته باشیم
در مورد اینکه میگید یه میزگردی تشکیل بدهند هم بله شما درست میگید حرف خوبی است ولی واقعا شاید یه دلایلی داشته باشند برای اینکار که ما خبر نداریم ، یا شاید هم کسی در این مورد چیزی نگفته ، شما میتونید یه نامه بزنید در این مورد به یه حوزه علمیه قم یه به دفتر مراجع نظرتون رو بگید (والا من آدرس ندارم )
شاید موثر واقع بشه ، حرف های آن ها رو هم گوش بدید شاید آنها دلیل خودشان رو داشته باشند.
علی جان خیلی ممنون از سوالی خوبی که پرسیدید .
یا علی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 109
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
- محل اقامت: alihslc@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 19 بار
- تماس:
به نام خدا
آقا کاظم عزیز... ممنونم از لطف شما ،
خب... شما خودتون میگید اکثر قریب به اتفاق مراجع میگن تراشیدن ریش با تیغ یا با هر وسیله ای که کار اون رو انجام بده حرامه ، یا احتیاط واجب حرامه ، یا .....
ولی آقای صانعی ظاهرا قائل به حرمت تراشیدن ریش نیستند و حلال میدونند.
حالا چی ؟
این که دیگه اختلاف کوچیکی نیست ، یک طرف میگه حلاله ، یک طرف میگه حرامه!
آقا کاظم عزیز... ممنونم از لطف شما ،
خب... شما خودتون میگید اکثر قریب به اتفاق مراجع میگن تراشیدن ریش با تیغ یا با هر وسیله ای که کار اون رو انجام بده حرامه ، یا احتیاط واجب حرامه ، یا .....
ولی آقای صانعی ظاهرا قائل به حرمت تراشیدن ریش نیستند و حلال میدونند.
حالا چی ؟
این که دیگه اختلاف کوچیکی نیست ، یک طرف میگه حلاله ، یک طرف میگه حرامه!
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
{کانت}

-
- پست: 109
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
- محل اقامت: alihslc@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 19 بار
- تماس:
گفتم بد نیست با منبع ذکر کنم که نگید از خود حرف در آوردی :
تراشیدن ریش با تیغ و ماشینی که مانند تیغ است چه حکمی دارد ؟
درمورد تراشیدن ریش باتیغ وماشینی که مثل تیغ ازته می تراشد چهار نظر هست:
الف، جایز نیست(1).
ب، به احتیاط واجب جایز نیست. (2) (دراحتیاط واجب می توان به مجتهد دیگر عدول نمود).
ج ، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست، البته تراشیدن بخشی از صورت و گونه ها اشکال ندارد وبه اصطلاح ریش پرفسورى گذاشتن کافى است و به آن ریش صدق می کند .(3)
د، تراشیدن ریش حرام نیست ، ولی بهتر است نتراشند. (4)
پی نوشت ها :
1 آیت الله بهجت ، توضیح المسائل ،مسائل متفرقه ، س4
2- امام خمینی ، توضیح المسائل ، مسائل متفرقه ، س83، آیت الله خامنه ای ، رساله اجوبه الاستفتائات ،ص315 ،س1414 ؛ آیت الله مکارم شیرازی، استفتاآت جدید،ج2، س753 ؛ ، آیت الله فاضل ، جامع المسائل ، ج1 ،س955.
3- آیت الله تبریزی ، استفتائات ،س 1087 -1089.
4 – آیت الله صانعی مجمع المسائل ج1 س 992 .
در ضمن این هم لینک همین مطلبی که عرض کردم از سایت پاسخگو :
[External Link Removed for Guests]
تراشیدن ریش با تیغ و ماشینی که مانند تیغ است چه حکمی دارد ؟
درمورد تراشیدن ریش باتیغ وماشینی که مثل تیغ ازته می تراشد چهار نظر هست:
الف، جایز نیست(1).
ب، به احتیاط واجب جایز نیست. (2) (دراحتیاط واجب می توان به مجتهد دیگر عدول نمود).
ج ، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست، البته تراشیدن بخشی از صورت و گونه ها اشکال ندارد وبه اصطلاح ریش پرفسورى گذاشتن کافى است و به آن ریش صدق می کند .(3)
د، تراشیدن ریش حرام نیست ، ولی بهتر است نتراشند. (4)
پی نوشت ها :
1 آیت الله بهجت ، توضیح المسائل ،مسائل متفرقه ، س4
2- امام خمینی ، توضیح المسائل ، مسائل متفرقه ، س83، آیت الله خامنه ای ، رساله اجوبه الاستفتائات ،ص315 ،س1414 ؛ آیت الله مکارم شیرازی، استفتاآت جدید،ج2، س753 ؛ ، آیت الله فاضل ، جامع المسائل ، ج1 ،س955.
3- آیت الله تبریزی ، استفتائات ،س 1087 -1089.
4 – آیت الله صانعی مجمع المسائل ج1 س 992 .
در ضمن این هم لینک همین مطلبی که عرض کردم از سایت پاسخگو :
[External Link Removed for Guests]
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
{کانت}