کار خوب ، دوری از گناه ؛ چرا؟؟

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

کار خوب ، دوری از گناه ؛ چرا؟؟

پست توسط vorojax »

سلام!
دوستان یک سوال برام پیش اومده!
می گن انسانهای صالح 3 دسته هستن!
1-اونایی که از ترس جهندم گناه نمی کنن و کار خوب انجام می دن
2- اونهایی که بخاطر بهشت
3-و اونهایی که به خاطر خدا و عشق به او
خاب اول سوال برام پیش میاد که:
1-کسی هست که از خدا نترسه؟
2-کسی هست که بهشت خدا رو نخاد؟
3- کسی هست که خدا رو دوست نداشته باشه؟
_______________
حالا گیرم ما یه کاری خوب انجام می دیم چی کار کنیم که از نوع سوم که بهتره باشیم!
----------
راستی فرق این 3 تا با هم چیه پیش خدا؟؟
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

پست توسط vorojax »

سلام!
خبری نیست دوستان؟؟؟
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

پست توسط سعید منتظر »

.
یکبار آقای قرائتی حرف قشنگی در این مورد زد....
.
3 نفر هستن و یک لیوان آب
.
یکی یکی به همشون میگن بفرمایید از این آب بنوشید .
.
نفر اول میگه تشنه نیستم...
.
نفر دوم میگه ........((والا این یک قسمتش رو یادم نیومد))
.
نفر سوم میگه فلانی تشنه هست و ظرف رو به ایشون بدین.
.
با اینکه هیچ کدام از این سه نفر آب نمیخورند ولی به نظر شما کدوم یک ارزش بیشتری دارند؟؟/
.
نیت بحث اصلی است نیت....
.
نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه؟؟
.
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

پست توسط vorojax »

شرمنده نه!
چیزی ملطفت نشدم!
خاب نگرفتی! سوال منو شما!!
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Senior Member
Senior Member
پست: 151
تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 53 بار
سپاس‌های دریافتی: 182 بار

پست توسط کاظم سبزواری »

سلام حامد جان الی یعنی خوبی الحمدالله ) :)
ببین کسانی که خدا را عبادت می کنند چند دسته هستند
گروهي خداي سبحان را به جهت ترس از جهنم و آتش عبادت مي‏كنند كه اين عبادت بردگان است.
گروه ديگر، خدا را براي رسيدن به بهشت و نعمتهاي آن عبادت مي‏كنند؛ اين عبادت بازرگانان و تجّار است.
و گروه سوم خدا را فقط براي محبت و دوستي نسبت به آن ذات متعالي عبادت مي‏كنند؛ اين بالاترين مرتبه عبادت است
حالا باید ببینم کدامیک درست است اصلا این عبادت ها صحیح است یا نه ؟؟

هر سه گروهی که اشاره شد عبادتشان قبول است (حالا ریا رو میزاریم کنار ) ولی این عبادت ها مراتب و ثواب های گوناگونی داره و یکسان نیست !!!

حالا ( چقدر من حالا میگم ) در اینجا نیت مطرح میشود که که اینو بگم از خود عمل بالاتر است

جوادی آملی (خدا حفظش کنه خیلی دوستش دارم یه اسراری تو سینه اش داره که حیف ) در کتاب حکمت عبادتش می فرمایند
نيت كه همان قصد قربت است، جان و روح عمل بوده و از خود عمل بالاتر و مهمتر است؛ چون حيات و زندگي عمل به نيت بستگي دارد. و پاداش اعمال، براساس نوع نيت و قصد انسان، مراتبي گوناگون دارد
حالا چگونه باشیم که عبادت های ما جز گروه سوم باشه
این بر میگرده به نیت ما که این کار رو برای چه انجام میدهیم

تا به حال شنیدی و کاری انجام دادی که طرف میگه مثلا چرا این کار رو میکنی
شما میگید : برای رضای خدا آری فقط به خاطر او
وقتی قصد و نیت رضای خدا باشه دیگه جز گروه سوم قرار داریم
دیگه اینجا ریا و این حرف ها وجود نداره اینجا دیگه آخر عرفان است
وای بعضی مواقع کاری را انجام میدیم که دیگران ما رو تشویق کنند
مثلا یه مدرسه یه بیمارستان میسازیم ( حامد خودتی مدرسه میسازی ) اینجا اصلا قصدت رضای خدا نیست و قصد این است که بیان بگند ایول حامد و کاظم یه مدرسه ساختند ، :grin:
منتظریم که دیگران ما رو تشویق کنند و نیتمان رضای خدا نباشد
در اینجا پاداشی در کار نخواهد بود ( شاید هم عذاب آخروی داشته باشه ) چون پاداشمان رو از همان مردم گرفتیم و تشویقمان کردند
حالا حتما اینگونه هم نیست که حتما تو ذهنمان یا به زبان بیاریم که آری من برای رضای خدا این کار رو انجام میدهم بالاخره خدا از دل ها آگاه است :grin:

شيعه و سنى حديث شريفى از پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند: اِنَّما الاَعمالُ بِالنّيات وَ لِكُلِّ امْرِىء ما نَوى;
ارزش كارها به نيّت است و هر كس متناسب با نيّت خود بهره خواهد برد

اینو که میدونیم که مثلا میگند در هنگام نماز نیت کن یا هر کاری انجام میدهی نیت کن (یه چیزی یادم امد بعدا میگم از کاشف الغطا )
این یعنی چی ؟؟
یعنی اینکه مثلا بگی 4 رکعت نماز ظهر به جا می آورم قربه إلي الله
نه اینگونه نیست ، اینجا نیت که همان قصد و هدف ما می باشد ،
خوب ما در درجه اول با نیت به خدا نزدیک می شویم و در مرتبه دوم با عملی که انجام میدهیم
خوب یه چیزی من شنیدم که واقعا دارم جدا میگم خیلی منقلب شدم و چیزها فهمیدم
عالم ربانی کاشف الغطا ایشان می فرمایند من 40 سال هر عملی انجام دادن یا مستحب بود یا واجب
الله اکبر =8) =8)
خوب میدونید که بعضی اعمال مباح است مثل راه رفتن و آب خوردن و ...
حالا ایشان وقتی عملی رو انجام می دادند با نیت انجام میدادند که مورد قبول در گاه واقع میشه
داری یه چیزی میشنوی ها !!!
این نیت است که انسان را تا این حد بالا میبرد

حلا بعضی مواقع دست خود آدم نیست و نیاز به تلاش و پشت کار و دل نبستن به دنیا دارد
مثلا شما داری نماز شب میخونی که پدرت پا میشه یه لیوان آب نوش جان کنه که میبینه شما داری نماز شب میخونی
میگه : آفرین پسرم ، داره نماز شب میخونه ، ما رو هم دعا کن ، چه پسر گلی دارم و ...
اینجا درون شما ممکن است یه شوق و خوشحالی رخ دهد ،نمیدونم چطوری بگم خودت میدونی دیگه :grin:
اینجا گرچه از نظر عرفان میگویند مشکلی ندارد ولی به آن درجه هنوز نرسیده ای که خدا رو به خاطر خودش عبادت کنی و..
یه چیز دیگه
آیت الله بهجت که ایشان در سن 16 سالگی بودند (دقیق نمیدونم ) پدرش به ایشان گفتند:
من راضی نیستم که مستحبات رو به جا بیاری
الله اکبر
میدونی یعنی چی :D :D
مثلا داری نماز میخونی نگی سمع الله لمن حمده و...
حرف پدر هم واجب است و باید اطاعت بشه ایشان هم قبول میکنند و مستحبات رو به جا نمیارند
میدونی اینجا آیت الله بهجت چون حب خدا در درونش بود براش فرقی نمیکرد که مستحبات رو به جا بیاره یا نه
ایشان در سن 16 سالگی شنیدم که داری کرامت بودند
من قبلا توی تالار گفتمان یا مهدی یه تاپیک ایجاد کردم که حب به خدا یا حب به عبادت
دیدی مثلا عادت کردی که هر روز صبح زیارت عاشورا بخونی حالا گیرم یه روز نتونستی بخونی
خیلی حالت گرفته میشه که چرا امروز زیارت عاشورا نخوندم اینجا معلوم میشه هنوز حب به عبادت داری نه حب به خدا
این خودش یه مبحث جداگانه ای است (الکی ما هم بگیم فعلا در وقت ما نمی گنجد :grin: :grin: )
از یکی از دوستان اهل دلم سوال کردم گفتم : علی جان حب به خدا یا حب به عبادت
مکسی کرد : که من توضیحی براش دادم و گفت : هیچکدام ( اغراق کرد فهمیدم )
ما نه حب به خدا داریم نه حب به عبادت ( منظورم خودم بود )

نتیجه میگیرم که چيزى داراى ارزش است كه اثر خوبى در روح انسان برجاى بگذارد وگرنه چه فایده شما هر هفته روزه بگیری ، چله بگیری و ... ولی وقتی در روحت اثر نزاره چه فایده داره

این از این مطلب نمیدونم چی گفتم : منبرم زیاد ایندفعه طول کشید هیچی هم نفهمیدی

نتیجه اخلاقی : موبایل انسان رو از یاد خدا می اندازد :d

یا علی
[External Link Removed for Guests]
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

پست توسط vorojax »

سلام حاج کاظم جان التماس دعا !(تریپ مذهبی! :grin: )
ببین حاج کاظم متن را خوندم بسی پر بار و قابل تغدیر بود!
اما
1-یت الله بهجت که ایشان در سن 16 سالگی بودند (دقیق نمیدونم ) پدرش به ایشان گفتند:
من این قضیه رو به محسن گفتم می گه خالی بندیه!
با عقل جور در نمیاد مگه میشه پدره بگه مستحباتو به جا نیار!!
حالا چجوری بهش ثابت کنم راست می گی؟
و اما مسئله دوم که من براش تایپیک زدم!
مثلا در مورد همون نماز! خاب بابا وقتی باباهه می بینه بچش ادم شده تعجب می کنه نماز صبحشو احیانن سالی یه بار سره وقت می خونه! خوشحال میشه و می گه افرین! کسی هست که به خاطر این که باباش خوشحال شده خوشحال نشه؟؟
ای بابا می خاستم مشکلات حل شه زدی تو برجک!
بنده این جایی که دانشجو هستم!یه خورده عباداتم قوی تر شده! مثلا لا اقل نماز قضای صبحمو می خونم :grin:
حالا این کار به خاطر خداست!
حالا بابامون اگر بفهمه ما اینجا 4 تا کار انجام میدیم خوشحال میشه و دلشوون شاد میشه!
زنگ می زنه می گه حامد چی کار می کنی با رفیقای بد نگردی اونجا!
من می گم بابا خیالت تخت هم نمازام درست شده مسجد می رم و.(من چون می دونم بابام خوشحال میشه بهش گفتم نه برای اینکه تشویق کنه یا چیزه دیگه ای ولی متقابلن میگه ایول و منم چون بابام خوشحال شده جدا از خوشحالی این که خودم عباداتم بهتر شده و خدا هم خوشحال خوشحال میشم! قصد شاد کردن دل پدر بوده! نه این که بهم بگه افرین! )
حالا حکمش چیه؟؟ خاب اگه اینجوریه می گم بابا دیگه نماز نمی خونم! این چطوره؟ یا اصلا راپورت بهش نمی دم! من بخام انجام نمی دم ولی حالا لطف اقا شامل حالمون شده می دونم که بابامم بفهمه خوشحال می شه! بده؟؟
000
حالا یه کار دیگم خراب کردی! من می خاستم برگشتم برم دنبال پسر عموم دیگه لااقل سالی یه بار نماز جمعه بریم!
اما اینجوری عمو و دگر فامیل می فهمن و تشویق می کنند! حالا ما ببخت بی خیال شدم می گم تنهایی می رم از اون ور می بینم اگر برم پسر عموم بیارم یه نفر دیگم میاد و ثواب می کنه! البته دوست دارن تنهایی برم صفاش بیشتره ولی خاب پسر عموم دوسش دارم! حالا وضع خراب شده با این حرف شما! برم دنبال به ضرر خودمه نرم یه بدبختیه! چی کا کنم؟
0000
حالا بعدی :grin:
مثلا این حاج محسم می گه حامد بیا برین 4 تا نون بگیریم من چون محسن هست و دوستمه میرم دلش نشکنه! وخدایی در میان نیست!!
حالا یکی دیگه میاد مثلا نمی شناسم ولی خاب حوصلش سر می ره! منم می تونم نرم! ولی به خاطر خدا می رم!
حالا پس اینحا ثواب کردیم!
چه کنم که تو اولی هم ثواب باشه!


نتیجه اخلاقی : کاظم و دوستان را با یک میس یاد کنید
:grin:
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Senior Member
Senior Member
پست: 151
تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 53 بار
سپاس‌های دریافتی: 182 بار

پست توسط کاظم سبزواری »

با نام و یاد خدا
با سلام
حامد جان ما واجب داریم و مستحب
واجب آن است که انسان باید آن را انجام دهد و اگر انجام ندهد مرتکب گناه شده است
ولی مستحب آن است اگر انسان آن را انجام دهد چه بهتر و خدا برای او پاداش آن را می نویسد و می دهد و اگر هم انجام ندهد باز هم گناهی برای او نمینویسند
خوب شما این رو در نظر بگیر اگر بخواهی بیشتر مستحبات رو انجام بدید چه حالی دارید ؟؟؟
اصلا تا به حال به روحیه که دارید فکر کردید ؟؟؟
ما که انسان های کامل نیستیم که دچار خطا و لغزش نشویم
نمیدونم تا به حال شنیدی میگند اگر حال دارید عبادت کن یا نه ؟؟
تا به حال شده که بخواهی نمازت رو اول وقت بخونی ولی حال نداشته باشی بگی باشه ساعت 2 میخونم ولی با نشاط تر !!!
تا به حال شده یه بار بخواهی کار مستحبی انجام بدی بگی الان حوصلش رو ندارم !!!
تا به حال شده موقع نماز باشه و سلف هم بچه ها تو صف باشند ولی بگی باشه بعدا نمازم رو میخونم !!!
مسئله اینجاست
که در اسلام روایت داریم که اگر حال داشتی و موقعی که سر حال بودید مستحبات رو به جا بیاورید وگرنه عبادت رو بر خوتان مکروه و ناپسند نگردانید .
حالا من چند تا روایت از کافی می زارم اینجا

حديث اول:

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله : إِنَّ هَذَا الدِّينَ مَتِينٌ فَأَوْغِلُوا فِيهِ بِرِفْقٍ وَ لَا تُكَرِّهُوا عِبَادَةَ اللَّهِ إِلَى عِبَادِ اللَّهِ فَتَكُونُوا كَالرَّاكِبِ الْمُنْبَتِّ الَّذِي لَا سَفَراً قَطَعَ وَ لَا ظَهْراً أَبْقَى

امام باقر عليه السلام مي فرمايند: پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمودند:

اين دين متين و استوار است؛ با رفق و مدارا در آن گام نهيد ، و عبادت پروردگارتان را براي بندگانش مکروه و ناپسند نکنيد. که اگر عبادت براي شما مکروه و ناپسند شود همانند سوارکاري خواهيد بود که به خاطر تلف کردن و از بين بردن اسبش نه مسافتي را طي کرده و نه ديگر چيزي دارد که بر آن تکيه کند.

حديث دوم:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: لَا تُكَرِّهُوا إِلَى أَنْفُسِكُمُ الْعِبَادَةَ

امام صادق عليه السلام مي فرمايند: عبادت را براي خودتان مکروه و ناپسند نگردانيد.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: مَرَّ بِي أَبِي وَ أَنَا بِالطَّوَافِ وَ أَنَا حَدَثٌ وَ قَدِ اجْتَهَدْتُ فِي الْعِبَادَةِ فَرَآنِي وَ أَنَا أَتَصَابُّ عَرَقاً فَقَالَ لِي يَا جَعْفَرُ يَا بُنَيَّ إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ رَضِيَ عَنْهُ بِالْيَسِيرِ

امام صادق عليه السلام مي فرمايند: پدرم ، در حالي که طواف مي کردم از کنارم عبور کرد. در آن موقع جوان بودم و در عبادت کوشا. پدرم ديد که عرق از من سرازير است، به من گفت: جعفر، پسرم. اگر خداوند بنده اي را دوست داشته باشد او را وارد بهشت مي کند و به عمل اندک او راضي مي شود.

خوب من که در مورد آیت الله بهجت نوشتم ، اولا یه قضایایی پیش اومده بود اون زمان که پدر ایشان حتی مجبور شد که فرزندش رو نهی کند از از محضر استاد عرفان و اخلاق جناب آیت الله قاضی (ره) استفاده نکند ( برای اطلاع بیشتر به کتاب اسوه عارفان مراجعه شود که حتما خواندنش یک بار توضیه می شود )
که این یه قضیه دارد که احساس میکنم در همان زمان ها شاید بوده باشد
به هر حال نکته اینجاست که اگر پدر ایشان گفته است که مستحبات رو به جا نیاور به این دلیل بوده است
که از احساس میکرد شاید فرزندش از واجبات هم بیفتد و ایشان به این خاط این مسئله رو مطح کرده بود !!
با خودت میگی مگه میشه ! بله که میشه !!!
شما حالا اومدید به خودتون فشار آوردید که مستحبات رو به جا بیاری ممکن است بعد از یک سال شایدم چند ماه
مشکلی براتون پیش بیاد که از واجبات هم بیفتی
شاید شما یک سال نماز شب بخوانی ولی یک نماز صبحت قضا بشه ، هیچ ارزشی ندارد این نماز شبت
چون واجبت رو فدای مستحب کردی (درست گفتم )
این است که میگند به اندازه ای که نشاط داری مستحبات رو انجام بده
شاید بعضی مواقع حال نداری تسبیحات حضرت زهرا (س) رو بعد از هر نماز بگی خوب کای است از هر کدامش 3 تا بگی
این رو من از استاد فاطمی نیا شدیم که میگفت من یکی از اولیای خدا رو میدیدم که
وقتی نشاط نداشت تسبیحات رو از هر کدام 3 تا می گفت و همین اولیای خدا بعضی مواقع یه دعا رو 2 ساعت طولش میداد چون نشاط داشت

دیدی بعضی مواقع میری دعای مثلا کمیل شرکت میکنی و کسی که دعا رو میخونه هی طولش میده تا اینکه اعصابت خورد میشه هی ورق میزنی ببینی کی تمام میشه
این صحیح نیست که یه نفر یه دعا رو اینقدر طولش بده ممکن است من رو سیاه توی همان جلسه از این دعا و کلا اسلام زده بشم
هر چه قدر حال داری از دعا رو بخون مثلا 5 صفحه باقیش رو بزار بعدا بخون
هیچ مشکلی نست شما مثلذا صبح ها 2 صفحه از زیارت عاشورا رو حسش رو داری بخون فردا باز ادامه اون 2 صفحه رو بخون
هیچ مشکلی پیش نمیاد اینطوری بهتر است
قربانت بشم گوش بده ما باید بتوانیم دعا رو هضم کنیم وگرنه اثر زیادی ندارد
آقای دانشمند خوب حرفی میزد میگفت
مثل این میماند که به شما هر چی غذا بدهند بگند بخور
شما همه غذاها رو هی توی دهانت میجوی بعد میریزی بیرون بعد میگی من خوردم
در اصل باید دعا که می خونیم هضم بشه
مولا علی میفرمایند که شما یه حدیث یاد بگیر و عمل کن بهتر است از آن است که هزار تا خدیث یاد بگیری ولی عمل نکنی
یه بنده خدا بود توی مسجد هر روز در عرض 5 دقیقه زیارت عاشورا رو میخوند و بعد 2 رکعت نماز
بعد یه روز من بهش گفتم ببین تو که هر روز زیارت عاشورا رو میخونی چرا باز هنوز از مسجد بیرون نیومدی شروع به بددهانی میکنی
منظور این بود که دعا که میخونیم باید اثر بگذارد وگرنه شما هزار تا چله بگیر ولی وقتی بهت اثر نکند چه فایده !!!

خوب میخوام اینو بگم که مسحبات یه اندازه داره من الان بعضی ها رو که میشناسم که یه سری مستحبات رو به جا می آوردند
ولی به روحیشون نمیخورد بعد از چند مدت کله پا شدند و از واجباتشون هم افتادند

خوب در مورد مسئله که گفتم ببین اون رو حالا بیخالاش شو اون به عرفان ربط داره به تو نیومده هنوز :grin: :grin: :grin:
منظورم کلی این بود که بعضی ومواقع به خاطر تشوق دیگران کمی مغرور میشیم و این زنگ خطر است :m:a :m:a و مسائل ریا و ... ممکن است پیش بیاد :grin:
وگرنه نه بابا پدرت گفت نماز میخونی بگو آره بابا جان میخونم :grin: که تو شهر غریب جوش تو رو نزنند :grin: :grin:

تو هم که دنبال ثواب میگردی :grin: وخیابون هم میره میخواد براش ثواب بنویسند عجب آدمایی پیدا میشند :grin:
یه مسئله شرعی یه حدیث بگید تو راه تا در ثواب شریک باشید :) :) :grin:
تو نمیخواد زیاد به این مسائل گیری بدی بری بیرون یا نه بادوستت ، این رو خود آدم دیگه میفهمه که چه موقع باید چه کاری بکنه و چه موقع کاری رو انجام ندهد !!!
فرمایش کلی اقای بهجت این است که انجام واجبات ترک محرمات
به همین عمل کنیم بس است .
:razz: :razz: :razz: :razz: :razz:
[External Link Removed for Guests]
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

پست توسط vorojax »

عجب منبر خوفی! :grin:
حاجی از منبرت بسی استفاده بردیم علم و دانش در حد تیم ملی!! راست بگو کاظم حوزه می ری؟ :grin:
ای کاش همشری بودم باهات مختو می خوردم با سوالام! :grin:
حاجی اما با این قضیه حس تا حدودی مخالفم حالا بگو چرا؟
بابا شماها دلتون پاکه شماها........ ای بابا مگه گذشته رو برات نگفتم!
حاجی جان اصلا زیارت عاشورا دوست داره شما ها اونو بخونید!
اما حاجی من چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منه بدبخت چی؟؟؟؟ من که همیشه واسه اینجور کارا به قول تو بانشات نیستم چی؟؟
داداش بی توفیق می مونیم که!
عزیز توفیق ماله شماست به ما نمیدن!
من باید زورکی توفیق بگیرم! به ما چیزی نمی دن!
منی که عربی حالیم نیست تا 17 سالگی تا حالا زیارت عاشورا نخوندم عادت ندارم توفیق ندرام تا زورکی نشینم پاش که راه نمیوفتم میوفتم؟؟ باید از یه جا شروع کرد! من ول کنی می خام از در رم بیام پیش کامیپیورو این ور اونور اگه خودمو نگه ندارم که...........
انصافانم جواب می ده :grin: !
یه دعایی بود که ماله امام زمانه! تو همین بی ایمانیمون سعی کردیم 40 روز پشت سر هم بخونیم یه یهفته ای خوندیم تازه اونم با مشقتو سختی نیم خاب نیم بیدار!
اما درسته 40 روز پشت سر هم نشد! اما باعث شد لااقل به قول تو وقتی صبحا حس داشتم لااقل ماهی یه بار این توفیق رو پیدا کنم! حاجی ...............
بی خیال حاجی هر چی خوبه ماله شماست ما بدا بد بودیم بد می مونیم بی خودی داریم زور می زنیم به قول تو کله پا میشیم!
توبه شاید باعث شه خدا گناهو ببخشونه اما دلو پاک نمی کنه! باشه :K:L
واجباتو صفت می کنم سعمو می کنم حتی اگه خدا تحویل نگیره! بله حاجی جون اگه شما باشی خدا هر جور شده صبح بیدارت می کنه! اما من نه...................... بله حاجی جون به شما مجلس هفتگی می ده اما من نه..............
ولی خاب بازم من ناامید نمی شم من بدم خدا که خوبه!
یادش به خیر یه روایت خوندم برام خیلی تاثیر گزار بود:
یه دونه از این علما بود شیطانو می دید! یه شب تو بیابون بودند نمیه شبی می بینه صدای عبادتو این جور چیزا میاد پا میشه می ره میبینه شیطونه! کف می کنه!(منظور همون تعجب می کنه هست!) میگه تو دیگه چرا! شیطون می گه : من شیطان لعنت شده و رانده شده هستم اما خدا که خدای خوبو مهربونه!
البته بگم خدای هوای ما رو داره ان منم که ........................
ای بابا حاجی می خاستم طعم نماز شبو بچشم! رفتیم یاد گرفتیم! حاجی شب عملیات نزاشتی! بله حاجی شما راست می گی منی که نماز صبح تو رختخابم! منی که ساعت 3 نماز ظهر می خونم! حرامه برام نماز شب!


حاجی خیلی دوست دارم :)
دعا کن برام :razz:
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Senior Member
Senior Member
پست: 151
تاریخ عضویت: جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۸۶, ۶:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 53 بار
سپاس‌های دریافتی: 182 بار

پست توسط کاظم سبزواری »

به نام خدا
سلام حامد جان عزیزم

عزیزم تو چرا اینقدر ناامید هستی یه جوری میگی توفیق مال شماست
که انگار ما آخر بچه مثبت ها هستیم نه داداش من رو سیاه از همه شما ها بدترم
هر کی هست از دل خودش آگاه است !!!و خداوند از دل همه آگاه است
من این صحبت هایی رو که کردم واسه این بود که شما که اینجوری میگی شما مقام یقضه رو گذرانده اید (نمیدونم درست نوشتم یا نه )
یقضه یعنی بیدار شدن از خواب غفلت
حالا شما که صحبت های من رو خوندید همین اول راهی همه چیز دست اومد ولی ما چی !!!
مایی که یه عمر کسی نبود بگه چیکار کن یه راهنمای خوبی نداشتیم که بگه اینطور کن یا اینجوری کن چی !!! مثلا فکر کن من رو سیاه تا 2 سال خدا رو به خاطر بهشت عبادت میکردم یا کارهایم ریا بوده است و توی این چند سال با زحمت و کتاب و پا منبر نشستن به این مطالب رسیدیم و حالا دارم به تو میگم که از همین اول این راه رو بری ، نه مثل ما دو سال سر درگم باشی
نمیدونم چی نوشتم :grin: :grin:
بیان کلی این بود که خدا رو برای خودش عبادت کنیم نه برای بهشت و نجات از عذاب جهنم

یه مشکلی که هم اکنون جامعه ما و بیشتر افراد گرفتار آن هستند بحث ثواب است ::ns
بیشتر کارهایی که انجام میدیم به خاطر ثواب است ، مثلا یه کمکی به ه نفر میکنیم میگیم ثواب داره
یا میریم تو صف اول جماعت میگیم اینجا ثوابش بیشتر است
یاد یه چیزی افتادم بگم :grin:
در مسجد محلما پیرمرد زیاد داره :grin: :grin: (حال ما رو گرفتند به خدا :grin: ) یه روز تو صف جماعت بودیم
امام که تکبیر رو گفت و افراد کم کم شروع به تکبیر گفتن میکنند بغدست ما هم یه بنده خدایی بود سنش هم زیاد هست
ایشان که بعد از امام تکبیر گفت و من هنوز تکبیر نگفته بودم که دیدم یه مشت اومد تو شکمم :::P :grin:
(شوخی کرردم در حد یه دست زدن به من بود)
منظور این بغلدستیم این بود که امام که تکبیر گفت تو هم تکبیر رو سریع بگو ثوابش بیشتره
خوب مشخص است این کار اشتباه است که توی نماز باشی یه نفر دیگر رو با دست اشاره کنی تو هم تکبیر بگو که ثوابش بیشتر است :grin:
(حالا بگذریم که تکبیر گفتن بعد از امام ثوابش بیشتر است یا در صف اول ثوابش بیشتر است فعلا بحث ما نیست )
یه متاسفانه ای که باید بگیم این است که در زمان های گذشته زیاد بحث های اخلاقی نبوده است زیاد کتاب نبوده است که مردم آشنا بشند با اسلام (فعلا بگذریم که در اون زمان ایمان ها بیشتر بوده است )
افراد تو کار خودشان بوده اند یه بهشت و جهنم و خدا و میشناختند
((این رو هم بگم که ما علمای زیادی در آن زمان داشتیم و شاگردان زیادی پرورش داده اند ))
حالا در این زمان اون پیرمردهایی که باقی مانده اند طرز فکر و روششان صحیح نیست
به حمد خدا و به شکرانه علمای خوب ما هم اکنون آثار زیادی از کتاب ها در هز زمینه که بخواهیم وجود دارد از اخلاق بگیر تا عرفان و ...
جوان های امروزی ما خدا رو شکر اطلاعاتشان بالا رفته است با مطالعه کتاب ها و نشستن پای سخنرانان اهل دل
مثلا شما مقایسه کن اگر در آن زمان بودی اطلاعتت بالا بود یا در این زمان
در آن زمان میتونستی امام زمان (عج) رو بشناسی یا در این زمان
چون در آن زمان سواد ها خیلی کم بوده است الان پدر خودم سوادی ندارد مادرم هم همینطور خوب وقتی کسی سواد نداشته باشد دنبال چیزی نمیرود ...
نمیدونم از کجا رفتم به کجا :grin:
در مورد مستحبات و نشاط باید چند نکته رو بگم
ببین اول باید عشقت رو زیاد کنی یه جمله میگم از جوادی آملی اینو همیشه تو ذهنت داشته باش
هنگامی که محبت کامل شود انسان عاشق میشود =:( =:(
سعی کن با خدا عشق بازی کنی :grin: راحت تر بگم خودتو واسه خدا لوس کن :grin: (چه جوریشو نمیدونم )
اوایل باید کمی زور بالاسرمون باشه :grin: شما درست میگید نمیشه یه دفعه همه چیز رو با نشاط بخوانیم باید پله پله بریم
ولی اینم قبول داشته باش تقصیر خودمان است مثلا تا ساعت 2 میشینیم پای نت بعد انتظار داریم نماز رو با نشاط و با حضور قلب بخوانیم :grin:
اول واجبات بعد مستحبات
شما میخوای زیارت عاشورا بخونی مثلا برو توی یه مجلسی که طرف صدای خوبی داشته باشه و بتونه مستمع رو به گریه و. ناله در بیاره ( گریه کن سریع با زور :grin: ) (من اوایلش رو میگم بعدا نه ها :grin: ) تا کمی دلت حس پیدا کنه
انسان دارای حس است به قول خودمان اینو حالا چگونه به دست بیاریم چگونه با نشاط بشیم
با تداوم بر ذکر میشه به نشاط دست پیدا کرد
مثلا از خونه داری میری تو دانشگاه سعی کن توی همین مسیر یه ذکر انتخاب کنی و بگی ( اینقدر بلند نگی که همه بیزار شند :grin: ) با اینکار نشاط پیدا میکنی شاید هم کله پا بشی :grin:
بعضی وقت ها خداوند به انسان یه حال هایی میده که هیچ موقع بهت دست نداده است مثلا میبینی یه موقع چنان دلت هوای گریه میکنه که چنینی حالتی تا به حال نداشتی !!! اینجا سریع این حالت رو بقاپ :grin: استفاده کن شاید دیگه چنین حالتی بهت دست نده شاید با همین حالی که داری میشه نگه داریش کرد و تداوم داشته باشه این حال :AA:
یه حکایتی رو برات تعریف میکنم خوب گوش کن از کتاب با ارزش طهارت جد 1

روزي از تهران به قم مي رفتم. در جاده با راننده اي مواجه شدم. در ميانة راه سر صحبت باز شد و کم کم وارد وادي خوشي شديم. ايشان به من فرمود: «حاج آقا! ظاهر من همانطور که مي بينيد چندان مقبول نيست. در نماز کاهلي مي کنم. چه کنم که ديگر اينگونه نباشم؟» من هم براي او صحبتهايي کردم. به من گفت: «روزي مسافري را به کرمانشاه برده بودم.
نصف شب در حال برگشت بودم که در ميان بيابان حالي به من دست داد. همانجا پياده شدم و وضويي گرفتم. شروع به نماز خواندن کردم. اشک همانند سيل از چشمانم جاري بود. رکوع مي کردم، گريه مي کردم. سجده مي کردم، گريه مي کردم. وقتي «سبحان ربي الاعلي و بحمده» مي گفتم تمام کشور وجودم به لرزه در مي آمد و ازجا کنده مي شد. در حال حاضر هم آنقدر خدا خدا مي کنم تا باز چنان حالي به من دست دهد و دوباره چنين نمازي را بجا آورم. من هم گفتم: «حاضرم تمام نمازهاي خود را به شما بدهم و شما آن يک نماز را به من بدهيد.» بعد از آن گفت: «آقا! من تمام ائمه را دوست دارم اما نمي دانم چرا هرگاه به ياد مظلوميت علي «عَلَيهِ السَلام» مي افتم، نمي توانم طاقت بياورم و خود را کنترل کنم.» خلاصه آنکه ديدم اين بندة خدا با همين دو چيز در حال عروج است. چنين کسي اهل نجات است و با همان يک نماز کارش سر و سامان پيدا مي کند. البته مقصود من اين نيست که مي توان نماز را رها کرد و نخواند. نه خير! بلکه نماز خواندن بايد به عنوان يکي از برنامه هاي اصلي سالک، در شبانه روز قرار گرفته باشد. همانند اين که جنابعالي يک سال کشاورزي مي کني و خوب نفع مي بري و سپس در سالهاي بعد آرزو مي کني که اي کاش مثل آن سال در کشاورزيت سود ببري. اما اين به اين معني نيست که اگر نفع نبردي کشاورزيت را رها کني. نه خير! بلکه بايد سعي کنيد تا همچنان کشاورزي پر نفع و سودي داشته باشيد. خلاصه اينکه بايد «حال» پيش بيايد. گاهي مي بينيد يک آيه چند روز انسان را زير و رو کرده و شخص هر چه سعي مي کند نمي تواند خود را کنترل نمايد.
-----------------------------------
حالا میبینی که چه حالبی به این بنده خدا دست داده بعضی مواقع خدا یه نسیم هایی به انسان ها میفرسته که باید زرنگ باشی و از این نسیم ها استفاده کنی

شما اگر علاقه داری و میبینی از واجباتت نمیفتی کمی به خودت فشار بیار مثلا میخوای صبح ها دعای عهد رو بخونی باید زور باشه :grin: اینم بگم صبح که پا میشی برای نماز سعی کن تا بیرون بری و یه دستارو بالا پایین بدی یه نیمچه ورزشی که خواب آلودگی ازت دور بشه (اگر خونتون آپارتمانی نیست )
تیر اصلی رو بزنم :grin:
اهل بیت رو واسطه قرار بده باید از خدا بخواهی که بهت نشاط بده بگو خدایا یه نشاطی بهم بده که بتونم باهات عشق بازی کنم
متوسل شو به اهل بیت
قبل از نمارهات رو به قبل یه سلامی به امام حسین (ع) بده بگو یه حضور قلب میخوام
و...
یه چیز دیگر هم میگم زرنگ باش بگیر ثواب کارهاتو تقدیم کن به امام زمان (عج) از طرف آقا صدقه ده مثلا صبح که میخوای صدقه بندازی از طرف امام زمان (عج) بندازی با این کارت هم همیشه به یاد او هستی هم کارعاتمورد قبول واقع میشه انشالله :AA: :AA:
یه دعایی هم میکنم
خدایا اگر هزار سال عذابم دهی باز از درگاه تو نا امید نمیشم :AA:
خوب حامد جان سعی و تلاش و کتاب خوندن
راستی ببین تو کرج پا منبری خوب چه کسانی هستند برو بشین استفاده کن
من توصیه شدید بهت میکنم از سخنرانی ها آقای فاطمی نیا غفلت نکنی حتما گوش بده که ایشان دارای نفس بسیار تزکیه شده ای دارند و دارای فن سخنرانی هستند و مطالب میگویند که به یقین رسیده اند
یه چیز دیگر هم یادم اومد سعی کن در تاریک با خدا عشق بازی کنی توی تاریک چشم گریه میگیره و دل جلا پیدا میکنه که مبحث گریه خودش یه دنیایی است
یا علی
شبت بخیر عزیزم
:razz: :razz:
[External Link Removed for Guests]
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

پست توسط vorojax »

سلام بر حاج اقا کاظم جیگر!!! :grin:
عزیز عجب منبر پر فیض و برکتی!!! :)
دست درد نکنه :smile:
یک در دنیا 100 در اخرت...........
(((((((((())))))))))))))
راستی ببین تو کرج پا منبری خوب چه کسانی هستند برو بشین استفاده کن

بنده در کرج منبری ندارم........
باید به کتاب روی بیاورم!
البته منبر پلی استیشن و ساکر 8(فوتباله!) + سالن هفتگی بسیار پر فیض است :grin:
()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()()(()()()()()()()
فردا روز خداست.........................
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
کاظم جان یک لطفی یه کتاب معرفی کن که بخونمش و بفهم ریا چیه!
الان یکم مشکل دارم چون نمی دونم ریا چه زمانی اتفاق می اقتد بعضی جا اعصابم به هم میریزه!
help me plz :grin:
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
ارسال پست

بازگشت به “پرسش و پاسخ”