یک سوال اعتقادی از سایت اعتقادات

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

پست توسط سعید منتظر »

.
پاسخ قشنگی بود ....
.
اگر دوستان اگر میتونن بازم کمک کنند.
.
 روزگاری‌ست که شیطان میگوید: انسان پیدا کنید ، سجده خواهم   [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+ـ+     [HIGHLIGHT=#FFFF00][HIGHLIGHT=#DBE5F1] +ـ+ـ+     [External Link Removed for Guests]  [External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests] 
Iron
Iron
پست: 291
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۰۴ ب.ظ
محل اقامت: همين نزديکي ها جنب دلهاي شما
سپاس‌های ارسالی: 139 بار
سپاس‌های دریافتی: 424 بار

جوابي مختصر ومفيد به دوست گرامي

پست توسط yeganeh »

با سلام ،

دوست گرامی من از شما یه سوال میکنم که به جواب پرسش خودت برسی.


آیا شما برق را در سیم های برق میبینی؟ آیا شما روح را در بدن خود میبینی؟


جواب من و شما و همه مسلما خیر است ،هیچ کس نمیتواند برق یا روح را ببیند ولی آنها وجود دارند اگر منکر ید پس امتحان کنید و از راه حس مستقیم به نتیجه برسید ولی اگر به این موضوع ایمان دارید


پس به این نتیجه هم باید رسیده باشید که خدا وجود دارد ولی دیده نمیشود . (انشاء الله مورد قبولتان واقع شود)



*** ((در ضمن از دوستان اعتقادی خواهش میکنم بجای سپاسگزاری از ایشان ، جوابهای منطقی و قانع کننده بدهید و بر مساله نیفزایید***))
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 966
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷, ۷:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 973 بار
سپاس‌های دریافتی: 1783 بار
تماس:

Re: جوابي مختصر ومفيد به دوست گرامي

پست توسط سعید منتظر »

yeganeh نوشته شده: با سلام ،



پس به این نتیجه هم باید رسیده باشید که خدا وجود دارد ولی دیده نمیشود . (انشاء الله مورد قبولتان واقع شود)


.
دوست عزیز من سالهاست که قانع شدم....
.
خوهش میکنم پست های بالا رو بخونید تا هدفم رو از باز کردن این موضوع متوجه بشید.
.
ممنون
Member
Member
پست: 73
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۹ ق.ظ
محل اقامت: اصفهان
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 8 بار
تماس:

پست توسط KH.I.A.2500 »

ببين دوست عزيز , همانطور که خودتان هم قبول داريد خدا وجود دارد ولي نميتوان خدا را ديد . قسمت اصلي مسئله همينجاست . خدايي که ادعا ميشه وجود داره ولي در عين حال نميشه ديدش , پس از کجا بفهميم خدا وجود داره و اصلا چرا بايد نيرويي به نام خدا وجود داشته باشه ؟

اگر ما انساني منطقي باشيم بايد قبول کنيم چيزهايي در جهان هستند که با چشم ما ديده نميشوند ( مانند روح و برق در سيمها و عقل و تفکر و درد و نيروي آهنربا و ... ) ولي وجود دارند و ما بعضي از آنها را حس ميکنيم و نشانه هاي آنها را ميبينيم و درک ميکنيم و صرفا به اين دليل که ديده نميشوند نميتوان گفت پس آن چيزها وجود ندارند . خدا هم اگر چه خودش را نديده ايم ولي او هم به نوبه خود نشانه هاي فراواني دارد که ما آنها را درک ميکنيم و ميبينيم که تعداد کمي از اين نشانه ها را در چند سطر پايين تر خواهم گفت * .

اينها را تا اينجا گفتم تا بدانيد يکي از بزرگترين عواملي که ممکنه براي يک نفر سوال پيش بياره که : << چرا بايد بگيم خدا هست ؟ >> , چيزي نيست جز اينکه خدا با چشم ديده نميشود .

من به چند مورد اشاره ميکنم و سپس چند مثال هم ميزنم :
معمولا وقتي بحث وجود يا عدم وجود خدا پيش مياد گروهي که مخالف وجود خدا هستند , در پاسخ به اين سوال که : << پس اين زمين و اين همه کهکشان و آسمانها و ... چطور بوجود آمده اند ؟ >> ميگويند : << به طور اتفاقي و با يک انفجار بزرگ ! >> اين رايج ترين جوابيه که داده ميشه .اين پاسخ را من از بيشتر کساني که مخالف وجود خدا هستند شنيده ام و اين اشخاص تصور ميکنند بسيار روشنفکر و خاص هستند و به ديگراني که خدا را قبول دارند به چشم تمسخر آميز نگاه ميکنند و به خيال خودشان خدا پرستان کوته فکر و امل هستند . بد نيست بدانيد با بيشتر اين افراد وقتي بحث منطقي ميکنيد چيز خاصي براي گفتن ندارند و بعضا بقدري بي منطق فکر و صحبت ميکنند که اصلا انسان از مباحثه با اونها کسل و خسته ميشه و واقعا لج آدم را در ميارن . بيشترشون هم کساني هستند که چند تا کتاب خوانده اند و تصور ميکنند حالا ديگه همه چيز را ميدانند .
بگذريم ....

بر فرض که جهان و همه چيز آن حاصل يک انفجار بزرگ باشد . حاصل چه انفجاري ؟ مواد اوليه اين انفجار از کجا آمده بودند ؟ ( معمولا براي اينکه از سوالات پيچ در پيچ بعدي فارق بشوند بهترين جواب را ميدن و ميگن از انفجار يک اتم ) ; ولي بايد گفت اين اتم از کجا آمده ؟ امروزه بر بشر معلوم شده است که خود اتم هم از اجزايي تشکيل شده . اتم اين اجزا را از کجا آورده بوده ؟ چطور اين اجزا به صورتي منظم در کنار هم قرار گرفته و اتم را تشکيل داده اند ؟ نيرويي که موجب چرخش الکترونها به دور هسته ميشه از کجا آمده ؟ چرا الکترونها متوقف نميشوند ؟ و ............. اين نظم و خاصيت را چه کسي در کالبد اتم قرار داده ؟
حالا ممکن است از من بپرسيد چطور اتم نميتوانسته از اول وجود داشته باشد ولي خدا ميتواند از اول وجود داشته باشد ؟ << شايد >> به اين دليل که اتم و هر آنچه که ما ميبينيم و درک ميکنيم يا ماده هستند و يا براي بودن نيازمند ماده هستند که خود اين ماده نياز به پديد آورنده دارد . مثلا اتم ماده است و نياز مند اجزاي تشکيل دهنده و اجزاي تشکيل دهنده نيازمند يک خالق . چيزهايي هم در دنيا هستند که ماده نيستند ولي با اينحال براي بودن به ماده نياز دارند , مانند نيروي آهنربا که براي بودنش نيازمند آهنربا است . در هر صورت ماده نيازمند اجزاي تشکيل دهنده و خيلي چيزهاي ديگر بوده که در نهايت نيازمند به يک خالق است . ولي خداوند نه ماده است و نه تحت تاثير چيزي يا ماده اي بوجود آمده . خداوند نيازي به پديد آورنده ندارد , خداوند خود هستي است , خود وجود است , خود بودن .

* چند مثال بزنم در مورد اينکه نمیتوان گفت اين جهان همينطوري اتفاقي بوجود آمده و اتفاقي نظم گرفته :
چگونه ميشود از انفجاري که مملو از آتش و گرماست اتفاقي انسان و موجودات زنده بوجود بيايند ؟ چطور افکار و احساسات و غريزه ها و اميال و ... در موجودات پديد ميايد آنهم در اثر يک انفجار !؟ چطور هر عضوي از بدن موجودات يک کار خاص را با دقت انجام ميدهد ؟ چگونه ژن ها بوجود آمده اند ؟ طراحي دقيق و فوق العاده بدن موجودات چگونه شکل گرفته ؟ چگونه ميتوان گفت انسان اتفاقي بوجود آمده در حالي که هر آنچه مورد نياز براي بدن و زندگي اش ميباشد همه آنها هم اتفاقي بوجود آمده باشند ؟ چگونه انسان در دهانش دندان در مياورد ؟ اگر اتفاقي است پس چرا مثلا روي دستش دندان در نمياورد ؟ چرا همه چيز به طور << اتفاقي !!!!! >> سر جاي خودش قرار گرفته ؟ چرا در ناحيه بين اتصال استخوانها غضروف وجود داره ؟ چرا اعضاي بدن تا يک حدي که رشد ميکنند متوقف ميشوند ؟ اگر مثلا انگشتان يا زبان آدم با افزايش سن همينطور رشد ميکرد ميدانيد چه ميشد ؟ چرا همه چيز اينقدر دقيق طراحي شده ؟ و ......
ملياردها چرا وجود دارد که ثابت ميکند جهان و موجودات اتفاقي و همينطوري بوجود نيامده اند بلکه خالقي دانا , حکيم , عالم و بي همتا آنها را آفريده و همه چيز توسط او نظم و ترتيب داده شده است .
واقعا کساني که ميگويند خدا وجود ندارد و تا آخر عمر بر اين اعتقاد پايبند ميمانند احمق ترين موجودات هستند .
* خدايا چنان کن سرانجام کار *** تو خشنود باشي و ما رستگار *
Iron
Iron
پست: 291
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۰۴ ب.ظ
محل اقامت: همين نزديکي ها جنب دلهاي شما
سپاس‌های ارسالی: 139 بار
سپاس‌های دریافتی: 424 بار

سفسطه يا مغلطه / يا .....

پست توسط yeganeh »

با سلام،

دوست عزیز اگر ممکن است منظور خود را خیلی شفاف و واضح بیان کنید! !!

هدف شما از بیان اینچنین سوالی چیست؟ ( سفسطه یا مغلطه) یا شاید من دراین خصوص فهم پایینی دارم. بهر جهت اگر منظور خود را شفاف بیان کنید ممنون میشوم.میخواهم بدانم شما از این موضوع

چه چیزی را دنبال میکنید ؟
Junior Member
Junior Member
پست: 47
تاریخ عضویت: شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۶, ۲:۰۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 40 بار

پست توسط 1507 »

بعضي سوالات در زندگي آدميان هست كه براي حل و گشودن آنها، نه مي شود نظام درست كرد و نه بدون دادن جواب ِ درخوري به آنها زندگي كرد.

بنابراين نه مي توانيم سيستم جزمي صورت دهيم و نه آدميان را از جواب دادن به آنها منع كنيم .

نتيجه پرداختن به اين سوالات، نه رسيدن به يك نظام است و نه اينكه به اين نتيجه برسيم كه خود را از جواب دادن به آن منع كنيم . بلكه حاصل آنها؛ همانا تحولي است كه در انسان رخ مي دهد . يعني متحول شدن آدميان در رويارويي با آنها.

تحولي كه مي توان آن را بيداري ناميد!
Senior Member
Senior Member
پست: 109
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
محل اقامت: alihslc@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 19 بار
تماس:

پست توسط alihslc »

به نام خداوند بخشاینده و مهربان

سلام و عرض ادب خدمت شما عزیزان و مخصوصا سعید بزرگوار.

من تا اینجا مباحث این تاپیک را مطالعه کردم...

با تمام احترامی که برای نظر نسیم عزیز قائلم ولی فرمایش ایشان را قبول ندارم .
نسیم عزیز... کجا این سوالات قدیمی شده... این سوال شاید بزرگترین و بهترین سوالی باشه که برای یک شخص میتونه مطرح بشه . چون سرنوشت او به این سوال وابسته است.البته دقیق تر بگم..به پاسخی که برای این سوال پیدا میکنه.

من خودم همیشه طرفدار اینگونه بحث ها بوده ام و اگر واقعا قصد این پرسش ها فهمیدن و درک باشه و نه تنها بحث خالی و تو سر هم زدن به نظرم فوق العاده مفید خواهد بود.

خیلی از دوستان فقط به این دلیل اکتفا کردند که خب... اگر خدا دیده نمیشه دلیل نمیشه که وجود نداشته باشه!... خدا این فرمایش شما صحیح است... ولی این فقط امکان وجود خدا را ثابت می کند... نه الزام وجود او را...

مثال در این زمینه خیلی زیاده : مثلا درد... کسی که درد داره..دردش یقینا دیده نمیشه... ولی از آثار و علایم شخص بیمار متوجه میشیم که او درد داره... مثلا داره فرماید میکشه... و یا ....

در مورد نظم... یا همین نظم این دنیا... خیلی به این موضوع من فکر کردم... که اصلا نظم یعنی چی...

من خودم یه کاری انجام دادم... بد نیست شما هم تست بکنید... یک مشت سنگ ریز... توی مشتتون بگیرید.... و بپاشید روی زمین... بعد با دقت به روابط بین اونها دقت کنید.... خیلی چیزهای جالبی میتونید کشف کنید... و اینها همه در یک اتفاق بوجود اومده... غیر از اینه ؟؟؟

البته اصل تطابق محیط را هم نباید نادیده گرفت... این بر کسی پوشیده نیست که اشیا و موجودات زنده توانایی تطبیق خود با محیط را دارند ( البته منظورم طی 10 سال و بیست سال نیست... شاید چندین قرن) و علم زیست شناسی هم روی این موضوع صحه می گذارد.
البته زیاد وارد قضیه داروین نمیشم... و فقط به برخی از مثال های ساده بسنده می کنم...

1-سفید بودن خرس قطبی 2-چربی های چند لایه ای فک درایی 3-بدون چشم بودن ماهی هایی که در نقاط تاریک مطلق زندگی می کنند و هزاران مورد ریز و درشت دیگه...

خب... اینها همه مثال حیوانات بود... اصل تطابق رو میشه به صورت بدیهی تری هم مطرح کرد... احتمالا شما تا حالا کفش خریدید ؟؟؟؟ تاحالا پیش اومده از کفشی خوشتون اومده باشه ولی یه خورده به پاتون تنگ باشه ؟ معمولا اینجور مواقع فروشنده ها میگیوند : جا باز می کنه...گشاد میشه... و.... از اینجور حرفها...
خب... این یعنی کفش شما به مرور زمان با توجه به حجم پای شما خودش را تطبیق می دهد و از تنگی در می آید... و دقیقا اندازه پای شما می شود. به طوری که یک میلیمتر هم شاید تنگ یا گشاد نباشد...
هرکس کفش را در پای شما ببیند... به قول امروزی ها کفش(کف اش) میبره ( کف اش را کفش اشتباه نگیرید ).که عجب کفشی که دقیقا اندازه پای شما دوخته شده... بگو کفاش کفشت کی بوده ما هم کفشمون رو بدیم همون بدوزه...

ما آدم ها ... موجودات کوچولویی هستیم.... (فکر کنم توی قرآن باشه) .... که ما آدم ها توی یک کشتی در یک دریای طوفانی و در شب در حال حرکت هستیم... هر کس خدای خودش رو صدا میزنه... هرکسی داره از یکی که از اون قوی تره کمک میخواد... میدونه که باید یه چیزی قدرتمند وجود داشته باشه که بتونه کمکش کنه... من تاحالا کسی را ندیدم که در شرایطی خطرناک گیر کرده باشه... ولی چیزی را ( خدا) را حتی در درون به کمک نطلبیده باشه... شاید این که دارم میگم یک حس شخصی باشه... ولی من از جهتی اینطور خدا رو هم حس می کنم...

راستی.... تاحالا فکر کردید خداهای ما چقدر با هم فرق میکنه ؟؟؟ خیلی بحث جالبیه...
مثلا خدایی که من بهش معتقدم با خدای آقای محمدعلی شاید فرق بکنه... یا خدای وروجکس با خدای نسیم فرق بکنه..
یا خدای عیسی با خدای موسی..یا خدای همه ی پیامبران با خدای خاتم آنها محمد (ص).

در کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" (توصیه می کنم حتما بخونید ، رمان هستش ، ولی نه از این رمان های چرند و پرند ، نه از قبیل این کتاب های زرد امروزی ، شاید اسمش کمی توی ذوق بزنه.. ولی اگر فرصت دارید حتما بخونیدش ) ... یک جمله خیلی مفیدی در این کتاب پیدا کردم :

خدا برای هر کسی همانقدر وجود داره ، که او به خدا ایمان و معرفت داره.

اینطور میشه که یک شخص مثل محمد(ص) با معرفت و ایمان بزرگش نهایت خدایی که میتونه برای یک انسان قابل تحقیق باشه رو درک کنه... ( خداوند را اقیانوس در نظر بگیرید ، محمد (ص) را یک پیمانه بزرگ ، و خودمان را قطرات ) هر کس به اندازه معرفتش و ایمان خدا در او هست.

مشتاقم فرمایشات و نظرات سایر دوستان را بدانم

یا الله
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
Member
Member
پست: 73
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۹ ق.ظ
محل اقامت: اصفهان
سپاس‌های ارسالی: 7 بار
سپاس‌های دریافتی: 8 بار
تماس:

پست توسط KH.I.A.2500 »

yeganeh, با سلام , :razz:
خوب از اون خط درشت شما ميشه حدس زد شما از نوشته هاي من چه تصوري کرده ايد .
گويا سوء تفاهم شده . منظور من اين نبود که شما مخالف وجود خدا هستيد و يا منطق نداريد ! من فقط گفتم با افرادي که ميگويند خدا نيست زياد برخورد داشته ام و منظورم اين بود کسي که ميگويد خدا نيست دليل و مدرکي که ارزش بررسي داشته باشد ندارد .
نشانه هاي زيادي از وجود خدا ديده ميشوند در حالي که براي نفي وجود خدا يک دليل وجود دارد و آنهم ديده نشدن خداست . که البته قبلا در مورد اينکه اگر چيزي ديده نشد دليل بر نبودن آن نيست , مختصري توضيح دادم .
باز هم تاکيد ميکنم که منظور و مقصودی بد و کوبنده نسبت به شما یا کسانی که این سوالات را مطرح میکنند نداشتم و ندارم .
* خدايا چنان کن سرانجام کار *** تو خشنود باشي و ما رستگار *
Iron
Iron
پست: 240
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۱۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 200 بار
سپاس‌های دریافتی: 440 بار
تماس:

پست توسط نسيم »

از تمام دوستان که در این پاسخ و پرسش شرکت کرده اند سپاسگزارم.

در ابتدا باید عرض کنم که برادر بزگوار جناب آقای سعید ( آغاز کننده بحث) اگر در اولین پاسخم از عرض کردم به همان دلیل که خدا نیست من می گویم هست. به این دلیل بود که هنوز شما بحث را دقیق شروع نکرده بودید. یک سوال بی سوال را در ابتدا عنوان کردید. لذا مجبور شدم مانند سوال شما طرح جواب کنم

در پاسخ دوم نیز که از شما خواسته بودم که چیزی بسازید می خواستم همین بحث های دوستان را بنده به نوع دیگری عرض کنم. البته پاسخ شما را ارسال کردم اما نمی دانم چرا ثبت نشد!؟؟

اما دوست گرامی alihslc که فرموديد:

نسیم عزیز... کجا این سوالات قدیمی شده... این سوال شاید بزرگترین و بهترین سوالی باشه که برای یک شخص میتونه مطرح بشه . چون سرنوشت او به این سوال وابسته است.البته دقیق تر بگم..به پاسخی که برای این سوال پیدا میکنه


اصلا به نظر من اولین و مهمترین سوال یک انسان حق طلب و منصف همین اثبات وجود خداست. اخر نمیشود همین طوری رفت و خدایی را پرستید که اعتقاد یقنی و فهمی از او نداشته باشیم. آن خدایی که کوکورانه و یا از ترس و بدون تحقیق عبادت شود و مورد قبول باشد،

 یک پای آن خدایی کردن و این بندگی کردن می لنگد. 

خدا باید باشد و با تمام وجود هم برای انسان باشد. تا این خدا نباشد، تا این خدا خدایی نکند، تا این خدا قادر و عالم و عادل و ... نباشد، انسان همیشه در بیراهه قدم بر میدارد. میشود نیهلیست، میشود اومانیست،

اگر هم خدا ناقص باشد و کوکورانه قبول شود؛ آن انسان میشود سکولاریست! میشود لیبرال... میشود خوارج و این بدترین نوع بیچارگی است.

اصلا وقتی خدا تماما خدا نباشد میشود خدای منافقان، خدایی که هر جا لازم باشد ورود پیدا میکند و حضور....

بنده به همان دلايل قبلي مي خواستم عرض کنم که با اينکه هنوز سوال درست طرح نشده اما جواب همان جوابهاي قديمي است. سوال هم تکراري است. مگر اين که به نظر جديدي رسيده باشند و ما هم جواب جديد بدهيم.

من می گویم سوال را درست بیان کنیم. موضوع و سوال ، موضوع و سوال بکری نیست اما میشود شبهه هایی جدید وارد کرد و پاسخ های جدیدی هم داد. من هم مانند ان دوست عزیز معتقدم این افرادی که می گویند خدا نیست یا از سر بیکاری سوال طرح می کنند یا برای درگیر کردن فکر انسانها و یا برای فهم و درک واقعیت که با این افراد میشود از هر دری سخن گفت و بحث کاملاً علمی برقرار کرد.
ازاینکه این بحث را شروع کردید هم سپاسگزارم.

بنده به همان دلايل قبلي مي خواستم عرض کنم که با اينکه هنوز سوال درست طرح نشده اما جواب همان جوابهاي قديمي است. سوال هم تکراري است. مگر اين که به نظر جديدي رسيده باشند و ما هم جواب جديد بدهيم.

بنده هم مي دانم که ايشان قصد مردم آزاري و... ندارند... استغفرالله! اما مي خواستم در اين موضوعات و شبهات دقيق و بدون ترس وارد شد.

دليل متقن بياورند که خدا نيست. ما هم دليل متقن تر مي آوريم که خدا هست!! اصلا هر چه بيشتر اثبات کنيد لزوم خدا را دلايل وجود خداوند مستحکم تر ميشود.

بحث خوب و جالبي شده. بگذاريد بحث که تمام شد ميرسيم به همان عرائض اوليه بنده که

 به همان دليلي که مي گوييد خدا نيست، خدا هست!! :razz:  

من هم مانند برخي دوستان کم و بيش درگير اين بحثها بوده ام . مخصوصا سر کلاس با دانش اموزاني که والدين هم ديندار داشته اند و هم کاملا بي دين!

اين جمله را هم از يکي از همان شاگردان نقل قول کردم که "" به همان دليلي که مي گوييد خدا نيست، خدا هست!!""

در پناه مولی الموحدین، ان شاء الله بحث پرباری داشته باشیم :razz: :AA:
خاک پایت سرمه چشم فلک یا فاطمه ( سلام الله علیها)
Senior Member
Senior Member
پست: 109
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
محل اقامت: alihslc@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 19 بار
تماس:

پست توسط alihslc »

به نام خدا

عرض ادب و احترام مجدد.

خیا جان ( من همیشه اسمت را اینطور می خواندم ، اگر اشتباه تلفظ کردم ببخش)
اینکه شما فرمودید »

نشانه هاي زيادي از وجود خدا ديده ميشوند در حالي که براي نفي وجود خدا يک دليل وجود دارد و آنهم ديده نشدن خداست


من زیاد این موضوع را قبول ندارم . ان که یک امر بچه گانه است . حتی متریالیس ها هم به این موضوع اعتراف دارند که دیده نشدن یک چیز دلیل نبود آن نیست. ( امکان بودن یا نبودن آن را ثابت می کند ، نه لزوم بودن یا نبودن آن را ).

پس اشکال اینجا نیست . بسیاری از امور هستند که دیده نمی شوند ولی وجود دارند و همه ما هم به وجود آنها اقرا می کنیم.(همان درد که عرض کردم)
یا مثال دیگر "علم". علم که دیده نمی شود ، رنگ و شکل و حجم و اندازه ندارد . پس چطور شما می گویید فلانی عالم است و فلانی جاهل ؟ خب از آثار و عوارضش قابل تشخیص است. که عالم فلان طور عمل میکند . جاهل طور دیگر.

راستش من خودم هم زیاد از عقاید متریالیستی به طور کامل اطلاع ندارم و خوشحال میشم اگر کسی بیاید عقاید آنها را بدون جبهه گیری و بدون سانسور ارائه کند.

احتمالا آنها هم خودشان دلایلی دارند که برایشان ثابت کرده خدا نیست. بهتر است از خودشان سوال کنیم. و در برابر ادله ی آنها استدلال بیاوریم. و یک طرفه نزد قاضی نرویم.
جراَت اندیشیدن داشته باش!
{کانت}
ارسال پست

بازگشت به “خدا شناسی”