سوره عبس! پیامبر خطا دارد!!

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

سوره عبس! پیامبر خطا دارد!!

پست توسط vorojax »

سلامون علیکم!
در سوره عبس به اشتباهی در مورد پیامبر اشاره شده.........
یعنی پیامبرم خطا داشته؟؟؟
یا نه معنیش چیزه دیگه ای هست؟؟
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Iron
Iron
پست: 229
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 88 بار
سپاس‌های دریافتی: 557 بار

پست توسط پاسخ جو »

به نام خدا

سلام خدمت دوست عزیزم :razz:

آیات ابتدایی سوره این است :

چهره در هم كشيد و روى برتافت... (1)

از اينكه نابينايى به سراغ او آمده بود! (2)

تو چه مى‏دانى شايد او پاكى و تقوا پيشه كند، (3)

يا متذكر گردد و اين تذكر به حال او مفيد باشد! (4)

اما آن كس كه توانگر است، (5)

تو به او روى مى‏آورى، (6)

در حالى كه اگر او خود را پاك نسازد، چيزى بر تو نيست! (7)

اما كسى كه به سراغ تو مى‏آيد و كوشش مى‏كند، (8)

و از خدا ترسان است، (9)

تو از او غافل مى‏شوى! (10)

هرگز چنين نيست كه آنها مى‏پندارند; اين (قرآن) تذكر و يادآورى است، (11)


اگر یادت باشه همونطور که قبلا هم تذکر دادیم ، فهم قرآن تنها با تفسیر اون یعنی روایات معصومین (ع) ممکن هست ، وگرنه احتمال خطا بسیار بالاست .

ابتدای آیه به صورت سوم شخص آمده ، و سپس بصورت مخاطب . اکثر ایاتی که بصورت مخاطب هستند ، در اصطلاح لغت عرب می گویند : ایّاک عنّی وَ اسمَعی الجارَة

یعنی به تو می گویم که همسایه بشنود ( فارسیش همون مثل خودمونه که : به در می گم دیوار بشنوه )

نه اینکه منظورم تو باشی ، منظورم اونیه که کنار تو وایساده و این کار ازش سر زده .

در تفاسیر شیعه آمده که امام صادق (ع) فرمودند : مردی از بنی امیه کنار پیامبر بود ، که ابن ام مکتوم ، رسید ؛ وقتی این مرد او را دید از او کناره گرفت و چهره اش

عبوس شد و از او روی گردانید ، سپس خداوند این آیات را در توبیح و زشت دانستن این کار مرد نازل فرمود .
(مجمع البیان ج10 ص 300)

و این دقیقا مطابق عقیده شیعه است که پیامبر(ص) را مصون از هر خطایی می داند .

اما در کتب تسنن فراوان نقل شده که این آیات در مورد خود پیامبر.ص بوده و توهین های زیادی هم به پیامبر.ص کردند ، اینم چیز جدیدی نیست .

با جعل احادیث و یک مشت دروغ همیشه شخصیت پیامبر.ص رو خدشه دار می کردند .

چون احادیثشون ارزش نقل و نقد نداره دیگه می گذریم .

خلاصه اعتقادی که شیعه به عظمت شخصیت پیامبر(ص) و عصمت او داره هیچ مذهب به ظاهر اسلامی دیگه ای نداره !


موفق باشی :razz:
چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

پست توسط vorojax »

سلام!
متشکر!
اما من تو تفسیر خودندم که روایت اهل تسنن و تشیع! هر 2 تاشون با هم این روایتو دارن!
و اون یکی روفقط برای تشیع بود!
حالا یک سوال!
روایت هست که پیامبر روز دوشنبه و 5شنبه را روزه می گرفته پرسیدن چرا گفت :
گفت چون این روزا عملا می برن بالا بعد اگه روزه باشم اگر خطایی داشتم منو به خاطر روزه دار بودنم بببخشن!
بابا پیامبر که خطا نمی کرده پس این کارا چیه؟
حالا باز یک سوال!
شنیدم هر کی روایت اشتباه از پیامبر بگه چه دانسته چه نا دانسته تمام اعمال خوبش باطل میشه راسته؟
ما از کجا بفهمیم روایت راست بوده؟
بیایم اعتقادات بپرسیم؟ :grin:
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Iron
Iron
پست: 229
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 88 بار
سپاس‌های دریافتی: 557 بار

پست توسط پاسخ جو »

سلام

خیر فقط در سنی ها هست . تفاسیر سنت با تشیع هم فرق داره . نمیشه گفت توی تفسیر خوندم جفتشون اینجوریه . کدوم تفسیر ؟؟؟

یا باید سنی باشه یا شیعه ( که هر دو رو جداگونه توضیح دادیم )

خوب عزیز دلم همین روایتی که میگی رو باید سندشو و کتابشو ذکر کنی تا بررسی بشه / معلومه که مشکل داره چون مخالف عصمت هست . (همین روزه گرفتن رو )

هر چیزی رو که هرجا بنویسن نمیشه قبول کرد . کلی حدیث جعلی دارن این سنی ها (بیشتر) برای همین باید سند و متنشو بررسی کرد .


اون روایت هم در مورد کسی هست که عمدا بر پیامبر(ص) دروغ ببنده .

هر کسی هم که شک داره و مطمئن نیست باید از متخصصش بپرسه تا مطمئن بشه :D

یاعلی(ع) :razz:
چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

پست توسط vorojax »

عرض به خدمت عزیزم که در تفسیر المیزان این گونه نوشته بود که پس گفته شدن این روایت که برای اهل تسنن است!
نوشته بود:
از طرق شیعه هم روایتای به این معنا اشاره دارد!
ولی در بعضی روایات دیگر شیعه امده است که...................همون که شما گفتی!
یادم میاد دوستم می گفت که تو قران نوشته هیچ انسان بودن خطایی نیست! ادرس می گیرن خدمت می رسم!
پس در این صورت میشه روایت های خوبو گفت! چون که اگر اینجوری باشه و اسه من همش شک میشه!
اما پیشرفت! :grin:
اهل بیت برابر با قران است همانطور که این دوستمون قرانو زیرو کرده! باید از اهل بیتم خبر داشته باشه!
باید عاشقشون باشه!قبول داشتن کافی نیست!بلکه باید عاشق بود! باید واقعا وقتی به یاد اونها می فتی گریه کنی(خودم بلد نیستم واسه رفیقم گفتم :grin: )
و اینکه دوستم می گفت باید اول واسه خودت گریه کنی! باید با خوندن قران گریه کنی!
منم گفتم : که بابا واسه خوده ادم گریه کردن که کاری نداره! اون واسه ترسه! من شخصا خودمو کشتم یه قطره اشک واسه اعمه بریزم نشد! اما بعضی واقطا یاد گناهان دوران جوونی میوفتم از ترس عذاب گریم می گره!
تو هر وقت تونستی از خودت بگزری و واسه یهکی دیگه گریه کنی اون موقه مومنی..........
وخلاصه موخشو زدم بره دنبال گریه!
اول می گفت روضه نمیرم...
اما بازم مخشو زدم که بره یه بار امتحان کنه!
خدا کنه از اون خوباش گیرش بیاد.
و اما بحث بر سر خلفا همچنان ادامه دارد!
انتقادی پیشنهادی داشتید بگید رفع اشکال کنم!
و بازم پاسخ جو جان تشکر! :razz:
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Iron
Iron
پست: 229
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 88 بار
سپاس‌های دریافتی: 557 بار

پست توسط پاسخ جو »

سلام دوباره

اول پیشرفتتو باید تبریک بگم :smile:

موفق باشی همیشه :razz:


اما چند نکته : (چون داره علمی میشه گفتم توضیح بدم بیشتر بدونی )

vorojax نوشته شده:عرض به خدمت عزیزم که در تفسیر المیزان این گونه نوشته بود که پس گفته شدن این روایت که برای اهل تسنن است!
نوشته بود:
از طرق شیعه هم روایتای به این معنا اشاره دارد!
ولی در بعضی روایات دیگر شیعه امده است که...................همون که شما گفتی!
یادم میاد دوستم می گفت که تو قران نوشته هیچ انسان بودن خطایی نیست! ادرس می گیرن خدمت می رسم!


نکته ای که هست اینه که ، در بسیاری از مراحل انتقال حدیث از کتب مختلف به کتب شیعه ، در یک سری دوران ها از همون احادیث غیر صحیح

به کتب ما هم راه پیدا کرد ، و جزو احادیث شیعه قرار گرفت . و چون در کتب ما بود دیگه علمای بعدی وقتی ازش نقل می کردند دقت کمتری توش داشتن

مثلا می گفتن در طرق شیعه هم فلان روایت اومده ، ولی وقتی بنشینی تا تهشو بررسی کنی می بینی چندین قرن پیش از یه طریق غیر شیعه

وارد کتب شیعه شده ، برای همین اصلش باز غلط میشه .

اینم یه نکته حدیثی بود که گفتم در خاطرت داشته باشی ، اگه یکی از کتب خودمونم برات روایت کرد یهو جا نخوری ، خیلی خونسرد بگی باید سندشو بررسی کنیم.

خلاصه شیعه واقعی که پیامبر (ص) رو معصوم می دونه هرچی هم باهاش بحث کنی قبول نمی کنه که اصل این روایات در طرق اصلی شیعه باشه .

خیلی مسائل فنی توی این زمینه هست که فعلا می گذریم . تا همینجا خلاصه اینو از ما داشته باش :D


یا علی(ع) :razz:
چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !
Senior Member
Senior Member
پست: 139
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 21 بار
سپاس‌های دریافتی: 88 بار
تماس:

پست توسط vorojax »

سلام عزیز جان ! :razz:
پاسخ جون نداشتیم!
هر روایتی حال کردیمه خوبه!
هر روایتی حتی به نقل از کتاب معتبری چون تفسیر المیزان اشتباهست!
به خدا دوست ندارم بخاطر بیام بحث کنم سر عصمت پیامبر که شکی درش نیست! ولی خاب کم اوردم!
خاب سند روایت شما کوش! و با سند از این بهتر به قول دوستم که میگه تو کتاب تفسیر خودتونم هست!! حالا که تو کتاب خودتونم هست دبه در میارید می گید از شما کم کم وارد شده...
اگه اینجوری خیلی متون کتابهای ما که همش ورداشتی اوردیم برام از کتاب های شما وارد ما شده........
و اینک کم اورده! :grin:
نورآسمانwww.noas.ir
آن کیست از روی کرم ، با ما وفاداری کند#بر جای بدکاران چو من ، یک دم نکوکاری کند
_ _ _ _ _
در جهان چون حُسن یوسف کس ندیــــــد# حُسن آن دید که یوسف افریــــــــــــــــــــد
Iron
Iron
پست: 229
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 88 بار
سپاس‌های دریافتی: 557 بار

پست توسط پاسخ جو »

به نام خدا

سلام :D

لازمه چند نکته تفسيري و حديثي رو توضيح بدم ، تا جا بيفته منظورما

اولا آمدن يک حديث در يک کتاب به معني تاييد اون نيست . صاحب تفسير الميزان هم روشش جوري بوده که تمام اقوال

وارد شده در يک موضوع رو نقل مي کردند ، نه اينکه تاييد کنند . ايشون هر دو قول رو اوردند . بعدشم هردو رو نقد کردند . (اولی در مورد پیامبر که از اهل تسنن بود

دومی هم که از امام صادق.ع که ظاهرا از شیعه است ) یدونه دیگه می مونه که اونم از امام صادق.ع هست که ما قبلا اوردیم و درست همونه .


ثانیا حتی اگر سند درستی هم براش آورده بشه ، ولی متنش مخالف قرآن باشه حدیث رو میذاریم کنار . عصمت هم یکی از عقاید حقه است .


متن الميزان را ببينيد (ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 324) :


رواياتى از طرق اهل سنت وارد شده كه اين آيات درباره داستان ابن ام مكتوم نابينا نازل شد، كه روزى بر رسول خدا ( صلى اللّه عليه و آله وسلم ) وارد شد در حالى كه جمعى از مستكبرين قريش نزد آن جناب بودند و با ايشان درباره اسلام سخنان سرى داشتند، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) از آمدن ابن ام مكتوم چهره در هم كشيد، و خداى تعالى او را مورد عتاب قرار داد كه چرا از يك مردى تهى دست چهره در هم كردى ؟.
از طرق شيعه هم رواياتى به اين معنا اشاره دارد.
ولى در بعضى ديگر از روايات شيعه آمده كه مردى از بنى اميه نزد آن جناب بوده ، و او از آمدن ابن ام مكتوم چهره درهم كشيد، و آيات ، در عتاب او نازل شد، كه - ان شاء اللّه - بحث مفصل اين معنا در بحث روايتى آينده از نظرتان خواهد گذشت .
و به هر حال غرض سوره ، عتاب هر كسى است كه ثروتمندان را بر ضعفاء و مساكين از مؤ منين مقدم مى دارد، اهل دنيا را احترام مى كند و اهل آخرت را خوار مى شمارد، بعد از اين عتاب رشته كلام به اشاره به خوارى و بى مقدارى انسان در خلقتش و اينكه در تدبير امورش سراپا حاجت است و با اين حال به نعمت پروردگار و تدبير عظيم او كفران مى كند كشيده شده ، و در آخر سخن را با ذكر قيامت و جزاء و تهديد مردم خاتمه مى دهد، و اين سوره بدون هيچ ترديدى در مكه نازل شده است .


ایشون فقط نوشته از طرق شیعه یک همچین روایتی امده ، ولی اصلا طریقش رو نقل نکرده .



به دوستتم بگو اگه خیلی مُصر هستی ، برو بگرد ببین کدوم طریق شیعه اینو نقل کرده . طریق هم یعنی سلسله سند !!!!

نره دوباره یه کتاب پیدا کنه ورداره بیاره ها /// حرفو درست بهش بفهمون : سلسله سند یعنی افرادی که این حدیث رو یکی یکی تا نفر اول نقل کردند

و همگی شیعه بودند و نفر اول هم معصوم بوده باشه .

تازه وقتی سند رو اورد ، اگر پذیرفته شده شیعه بود تازه می شینیم ببینیم متنش چیه ، اگر متنش مخالف عقاید قرآنی باشه می فهمیم که درست نیست

و ممکنه جاعلان حدیث طریق رو یه طریق صحیح جاسازی کرده باشن و برای ما متنش پذیرفته نیست . (اینا ریزه کاری های علم حدیثه)

اینا رو اگه فهمید که فهمید ، اگرم نفهمید بهش بگو یه دور بشینه علم حدیث رو مطالعه کنه تا ما جواب علمی بهش بدیم .

اما !!!
حالا به اون دوست خوش انصافت که کتابای ما رو نصفه نیمه می خونه و الکی یه چیزی نقل می کنه بگو چشماشو باز کنه ببینه صاحب المیزان چند صفحه بعد

چجوری زیراب همون حدیث اولی رو زده و همچنین اون حدیث که میگه از شیعه است !

 ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 331 

بيان اينكه آيات عتاب به روشنى متوجه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيست


ونزول آن در مورد روى گرداندن آن حضرت از ام مكتوم از جهات مختلف مخدوش و مردود است

ليكن آيات سوره مورد بحث دلالت روشنى ندارد بر اينكه مراد از شخص مورد عتاب رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) است ، بلكه صرفا خبرى مى دهد و انگشت روى صاحب خبر نمى گذارد، از اين بالاتر اينكه در اين آيات شواهدى هست كه دلالت دارد بر اينكه منظور، غير رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) است ، چون همه مى دانيم كه صفت عبوس از صفات رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نبوده ، و آن جناب حتى با كفار عبوس نمى كرده ، تا چه رسد به مؤ منين رشد يافته ، از اين كه بگذريم اشكال سيد مرتضى رحمه اللّه عليه بر اين روايات وارد است ، كه مى گويد اصولا از اخلاق رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نبوده ، و در طول حيات شريفش سابقه نداشته كه دل اغنياء را به دست آورد و از فقراء روبگرداند.
و با اينكه خود خداى تعالى خلق آن جناب را عظيم شمرده ، و قبل از نزول سوره مورد بحث ، در سوره ((نون )) كه به اتفاق روايات وارده در ترتيب نزول سوره هاى قرآن ، بعد از سوره ((اقرء باسم ربك )) نازل شده فرموده : ((و انك لعلى خلق عظيم ))، چطور تصور دارد كه در اول بعثتش خلقى عظيم (آن هم بطور مطلق ) داشته باشد، و خداى تعالى به اين صفت او را بطور مطلق بستايد، بعدا برگردد و بخاطر پاره اى اعمال خلقى ، او را مذمت كند، و چنين خلق نكوهيده اى را به او نسبت دهد كه تو به اغنياء متمايل هستى ، هر چند كافر باشند، و براى به دست آوردن دل آنان از فقراء روى مى گردانى ، هر چند كه مؤ من و رشد يافته باشند؟
علاوه بر همه اينها مگر خداى تعالى در يكى از سوره هاى مكى يعنى در سوره شعراء به آنجناب نفرموده بود: ((و انذر عشيرتك الاقربين و اخفض جناحك لمن اتبعك من المومنين ))، و اتفاقا اين آيه در سياق آيه ((و انذر عشيرتك الاقربين )) است ، كه در اوائل دعوت نازل شده .
از اين هم كه بگذريم مگر به آنجناب نفرموده بود: ((لا تمدن عينيك الى ما متعنا به ازواجا منهم و لا تحزن عليهم و اخفض جناحك للمومنين ))، پس چطور ممكن است در سوره حجر كه در اول دعوت علنى اسلام نازل شده به آنجناب دستور دهد اعتنايى به زرق و برق زندگى دنياداران نكند، و در عوض در مقابل مؤ منين تواضع كند،


--------------------------------------------------------------------------------

ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 332


و در همين سوره و در همين سياق او را ماءمور سازد كه از مشركين اعراض كند، و بفرمايد: ((فاصدع بما تومر و اعرض عن المشركين )) آن وقت خبر دهد كه آن جناب بجاى اعراض از مشركين ، از مؤ منين اعراض نموده ، و به جاى تواضع در برابر مؤ منين در برابر مشركين تواضع كرده است !
علاوه بر اين زشتى عمل مذكور چيزى است كه عقل به زشتى آن حكم مى كند، و هر عاقلى از آن متنفر است ، تا چه رسد به خاتم انبياء (صلى اللّه عليه و آله و سلم )، و چنين قبيح عقلى احتياج به نهى لفظى ندارد، چون هر عاقلى تشخيص مى دهد كه دارايى و ثروت به هيچ وجه ملاك فضيلت نيست ، و ترجيح دادن جانب يك ثروتمند بخاطر ثروتش بر جانب فقير، و دل او را به دست آوردن ، و به اين رو ترش كردن رفتارى زشت و ناستوده است .
با در نظر گرفتن اين اشكالها جواب از گفتار بعضى از مفسرين روشن مى شود كه گفته اند: خداى تعالى آن جناب را از اين رفتار نهى نكرده مگر در اين مورد، پس اين كار معصيت نبوده مگر بعد از نهى اما قبل از آن ، آن جناب مى توانسته چنين رفتارى داشته باشد.
وجه نادرستى اين سخن اين است كه : اولا به چه دليل آن جناب نهى نشده مگر در آن هنگام ، نه بعدش و نه قبلش ؟ و ثانيا گفتيم اين رفتار به حكم عقل ناستوده است ، و صدورش از شخصى كريم الخلق كه خدايش قبلا او را به خلق عظيم ستوده محال است ، آن هم با بيانى مطلق و بدون قيد وى را ستوده و فرموده : ((و انك لعلى خلق عظيم ))، علاوه بر اين كلمه ((خلق )) به معناى ملكه راسخه در دل است ، و كسى كه داراى چنين ملكه اى است عملى منافى با آن انجام نمى دهد.


روايتى ديگر حاكى از نزول آيات عتاب در مورد مردى از بنى اميه

و در مجمع البيان ، از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه فرموده است اين آيات درباره مردى از بنى اميه نازل شده كه در حضور رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نشسته بود، ابن ام مكتوم آمد، مرد اموى وقتى او را ديد قيافه اش را در هم كشيد، و او را كثيف پنداشته ، دامن خود را از او جمع كرد، و چهره خود را عبوس نموده رويش را از او گردانيد، و خداى تعالى داستانش را در اين آيات حكايت نموده عملش ‍ را توبيخ نمود.


(اینم همون حدیثی که میگه از طریق شیعه اومده ، خود علامه ردش می کنه و نمی پذیره )

و نيز در مجمع البيان است كه از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه فرموده : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) هر وقت ابن ام مكتوم را ملاقات مى كرد مى فرمود: مرحبا مرحبا،
به خدا سوگند خداى تعالى ابدا مرا در مورد تو عتاب نخواهد كرد، و اين سخن را از در لطف به او مى گفت ، و او از اين همه لطف شرمنده مى شد، ((حتى كان يكف النبى (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) مما يفعل به - حتى بسيار مى شد كه به همين خاطر از آمدن به خدمت آن جناب خوددارى مى كرد)).

مؤ لف : اشكالى كه به اين حديث وارد است همان اشكالى است كه به حديث اول وارد بود ، و معناى اينكه فرمود: ((حتى انه كان يكف ...)) اين است كه : ابن ام مكتوم از حضور در نزد آن جناب خوددارى مى كرد، چون آن حضرت اين سخن را بسيار مى گفت ، و او سخت شرمنده مى شد و خجالت مى كشيد.



خلاصه : سه تا قول مطرح شد : اولی از اهل تسنن در مورد خطای پیامبر که رد شد

دومی از شیعه در مورد خطای اون مرد بنی امیه که تایید شد ( قبلا هم ما اورده بویدم) :razz:

سومی هم همونی که خیلی گیرداده بود بهش ، از شیعه (در مورد خطای پیامبر ) که اینم رد شد


------------------------------------------------

ضمنا نوشته بودی دوستم گفته توی قرآن نوشته هیچ انسانی مصون از اشتباه نیست ، که هنوز سندشو نداده !!!

اما اصلا مهم نیست (ما سندم نمی خوایم ) چون حرفش اصلا پایه و اساسی نداره . اما جوابش در زیر آمده :

اینم لینک زیر در مورد عصمت در قرآن . عصمت عقیده قرآنی است و هر چیزی و حدیثی مخالف قرآن بود میذاریم کنار :

http://www.eteghadat.com/forum/viewtopic.php?t=1624
چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !
New Member
New Member
پست: 4
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷, ۳:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 2 بار

پست توسط حميد1635 »

سلام


در جواب اين دوستمون بايد بگم كه :
اولا: هر حديثي رو كه ديديد مخالف با عصمت است بايد كنار گذاشت.
دوما: هر حديثي كه مخالف قرآن باشه بايد كنار گذاشت.
سوما: فرقي نميكنه كه اين حديث كجا باشه چه در منابع اهل سنت و چه در منابع شيعه. هيچ فرقي نمي كنه.

اين قاعده كلي
شما هرجا ديديد كه حديثي مخالف قرآن است و يا عصمت و امثال اينها حتي مثل مخالفت با قاعده مسلم عقلي بايد اون حديث رو كنار گذاشت. حداقلش اينه كه به ظاهر حديث نبايد عمل كرد و بايد تاويل برده بشه.

اما در مورد سوره عبس بايد گفت بعضي از مفسرين موجود شيعه قائل به اين شده اند كه آن شخص پيامبر بوده و من اسم اون شخص رو نمي آورم فقط اشاره مي كنم به اصل نظر اون مفسر كه گفته عبس يعني پيامبر خودش را در هم كشيد.

اما اين مظريه كاملا غلطه چون مخالف نص صريح قرآن است:

انك لعلي خلق عظيم

اين آيه پيامبر را به بالاترين اخلاق ستوده است.

و كسي كه چنين اخلاقي داشته باشد اصلا نمي توان باور كرد كه عبس در شان آن بزرگوار باشد.




البته چون ديدم دوستان جواب رو دادن خلاصه اش كردم.

التماس دعا
ارسال پست

بازگشت به “پرسش و پاسخ”