شده هر قافیه ام یک غزل درد آور
...
ای که از کوچه شهر پدرت میگذری
امنیت نیست از این کوچه سریعتر بگذر
....
دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد:
دوش می آمد و رخساره...! نگویم بهتر
...
چه شده قافیه ها باز به جوش آمده اند
پشت در! فضه خبر! مادر و در! محسن پر!
لعن الله قاتلیک و ظالمیک یا اماه !!
