به نام خدا
سلام و عرض ادب...
گفتم بد نیست تاپیک جدیدی بزنم و سوالم را در اینجا مطرح کنم...!
چند روز پیش با کسی بحث می کردم . ایشان معتقد بودند که مثال هایی که خداوند در قرآن آورده فقط در حد مثال است و هیچ نیازی ندارد که در واقعیت اینطور بوده باشد.
آنقدر پیش رفیتم تا رسیدیم به خلقت آدم . ایشان می گفتند اینکه خداوند گفته ما آدم را از خاک آفریدیم : مثالی بوده یعنی ما تو را ای آدم از پست ترین چیز یعنی خاک آفریدیم . ولی در وجود تو بالاترین چیز یعینی روح قدسی خودم را قرار دادم.
همچنین میگفت : جنگی و نزارعی بین دو برادر هابیل و قابیل نبوده ... اصلا هابیل و قابیلی نبوده.... بلکه خداوند این مثال اسطوره ای را آورده تا به ما بگوید شما انسانها همه برادران همدیگر هستیتید و اگر به یکدیگر ظلم کنید در واقع به برادران خودتان ظلم کرده اید.
همچنین می گفت : با توجه به علوم زیست شناسی و فیزیک و ...... پذیرفته نیست که یک آدم کامل و آماده ناگهان در جایی ظاهر شود ( مثلا بگوییم خدا او را آفریده ) می گوید این با علم سازگار نیست و دایم قضیه داوین را پیش می کشد .
من در این راستا سوالاتی از او کردم که متاسفانه پاسخ درستی به من نداد .
مثلا من پرسیدم : شما چطور می توانید با علم ثابت کنید که موسی(ع) آب دریا را شکافت ؟
مریم (ع) بدون مرد صاحب فرزند شد .
موسی عصای خود را تبدیل به مار یا اژدها کرد.
در پاسخ به من گفت : خب اینها معجزه است .
من گفتم : خب چه اشکال دارد تا خلقت آدم را هم یک معجزه در نظر بگیریم.
باز هم حرف خودش را می زند و می گوید با علم در تضاد است . شواهد و قراین نشان می دهد که انسان در طول زمان رشد و نمو و جهش ژندتیکی و کوفت و زهرمار ...او را انسان کرده... وگرنه ما قبلا میمون بودیم.
در ضمن من از کسی شنیده ام که در قرآن آیه ای داریم که می گوید این داستان ها فقط داستان نیست بلکه واقیعت دارد.
البته ایشان خود را مسلمان و شیعه می داند به قرآن هم اعتقاد دارد. ایشان می گوید نصح قرآن ثابت است ولی فهم انسان متغیر... من نقهمیدم منظورش از این حرف چیست!
خواهش می کنم من را راهنمایی کنید که چطور پاسخ او را بدهم.
آیا داستان های قرآن فقط داستان است ؟
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 109
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
- محل اقامت: alihslc@yahoo.com
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 19 بار
- تماس:

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
[align=center]به نام خدا
سلام و عرض ادب متقابل خدمت دوست عزیز
به دلیل اینکه در دوبخش سوالات مطرح شد ، یکی اینکه چگونه پاسخ او را بدهید و نیز اینکه چه پاسخی بدهید ،
جواب نیز در دو بخش ارائه می شود .
اما چند نکته ابتدایی : در بحث و گفتگو اگر کسی ادعایی کرد ، اوست که باید دلیل بیاورد و اگر دلیل محکمی ارائه نکند و یا دلیل او با نص قرآن و روایات
مخالف باشد ، هم ادعا و هم دلیلش رد می شود .
مثلا ادعا کرده اینها مثال است ، در صورتی که در جلوتر خواهد امد که اصلا چنین ادعایی مخالف خود قران است . و خدا نیازی به زدن مثال های خیالی نداشته
و کسی که در توحید خود مشکل داشته باشد ، مطمئنا در فهم کلام الهی نیز به این ورطه ها می افتد . لذا صرف اینکه بگوید من مسلمانم و یا شیعه ام
واین عقاید در او باشد ، برای شناختن او کافی است .
نکته بعدی شبهه قدیمی ای است که پس از رحلت پیامبر.ص و دوری مردم از روایات (در تفسیرقرآن) در اذهان انداختند که متن قرآن ثابت است ، اما هرکس
هر چه فهمید فهمید ، و معتبر است(فهم متغیر) . می گوید من اینگونه فهمیدم (اجتهادم این بوده ) و همین درست است
در حالیکه این مخالف حدیث ثقلین و وصیت پیامبر.ص ، به چنگ زدن به قران و اهل بیت.ع با هم است .
و هر کس خودش بخواهد تفسیر دلبخواهی از قرآن بکند ، هزاران دین خواهیم داشت . لذا باید به مفسرین و آگاهان حقیقی قرآن مراجعه کرد!
--------------------------------------------------------------------------------------
اما برویم سر اصل مطلب : که ادعا کردند این ها مثال است .
با دلایل مختلف و آیات مختلف این ادعا رد می شود (إن شاء الله)
اولا اگر این داستان ها ، که پیامبر.ص برای همه مخاطبان بخصوص یهود و نصاری و پیروان سایر ادیان گذشته می خواندند ، دروغ بود و یا حقیقت نداشت
قطعا مورد اعتراض این گروه ها قرار می گرفت (از جمله داستان پیامبران مختلف) . اما چنین چیزی اصلا گزارش نشده است بلکه بهت و اعجاب پیروان ادیان
را نیز به همراه داشته است از صدق قرآن .
ثانیا حتی در ادوار بعدی نیز که علمای ادیان با ائمه.ع مناظره می کردند هیچ گاه به صدق کلام الهی در قرآن ایراد نگرفته اند .
ثالثا روایات فراوانی وجود دارد که حتی همان خلقت حضرت ادم(ع) را کاملا شرح داده اند و حتی ذکر کرده اند که خاک وجودی او از کدام مناطق زمین بوده است .
نکته آخر اینکه با دلایلی که ذکر می کنیم ، مدعای طرف مقابل باطل می گردد . و اگر شما بصورت کلی ادعا را باطل کنید ، دیگر نیازی به بحث در مورد هرکدام
از جزئیات نیست . چون که 100 آمد 90 هم پیش ماست .
1- آیاتی که این قرآن را تصدیق کننده انچه از کتب پیشین آمده است می داند . ( و لازم به ذکر است که در کتب پیشین نیز داستان همه انبیا از ادم.ع تا بشارت
به خاتم.ص امده است)
سوره مبارکه ال عمران :
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ (3)
(همان كسى كه) كتاب را بحق بر تو نازل كرد، كه با نشانههاى كتب پيشين، منطبق است; و «تورات» و «انجيل» را. (نیز خود او نازل کرده)(3)
سوره مبارکه فاطر :
وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ (31)
و آنچه از كتاب به تو وحى كرديم حق است و تصديقكننده و هماهنگ با كتب پيش از آن; خداوند نسبت به بندگانش خبير و بيناست! (31)
--------------------------------------------------------------------------------
2- آیاتی که قصص انبیا را حق می داند و نه دروغ :
سوره مبارکه یوسف(ع) :
لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (111)
در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه بود! اينها داستان دروغين نبود; بلكه (وحى آسمانى است، و) هماهنگ است
با آنچه پيش روى او (از كتب آسمانى پيشين) قرار دارد; و شرح هر چيزى (كه پايه سعادت انسان است);
و هدايت و رحمتى است براى گروهى كه ايمان مىآورند! (111)
دقیقا در این آیات ذکر می کند و تصریح دارد که همه این مطالب حق ایت و شکی درآن نیست ... چه رسد به کذب بودن
سوره مبارکه یونس (ع) :
وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ (37)
شايسته نبود (و امكان نداشت) كه اين قرآن، بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شود; ولى تصديقى است براى آنچه پيش از آن است (از كتب آسمانى)،
و شرح و تفصيلى بر آنها است; شكى در آن نيست، و از طرف پروردگار جهانيان است. (37)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
3- آیات زیر در مورد اخبار غیبی است که از سرگذشت اقوام پیشین به پیامبر داده شده و تاکید می کند که اینها رخ داده و تو پیش از اعلام ما نمی دانستی آنها را:
سوره مبارکه ال عمران داستان حضرت مریم.س :
ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُون أَقْلاَمَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ (44)
(اى پيامبر!) اين، از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مىكنيم; و تو در آن هنگام كه قلمهاى خود را (براى قرعهكشى) به آب مىافكندند تا كداميك كفالت و سرپرستى مريم را عهدهدار شود، و (نيز) به هنگامى كه (دانشمندان بنى اسرائيل، براى كسب افتخار سرپرستى او،) با هم كشمكش داشتند، حضور نداشتى; و همه اينها، از راه وحى به تو گفته شد.) (44)
سوره مبارکه هود .... داستان حضرت نوح(ع)
تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَـذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ (49)
اينها از خبرهاى غيب است كه به تو (اى پيامبر) وحى مىكنيم; نه تو، و نه قومت، اينها را پيش از اين نمىدانستيد! بنابر اين، صبر و استقامت كن،
كه عاقبت از آن پرهيزگاران است! (49)
داستان حضرت یوسف.ع :
ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُواْ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ (102)
اين از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مىفرستيم! تو (هرگز) نزد آنها نبودى هنگامى كه تصميم مىگرفتند و نقشه مىكشيدند! (102)
[align=center]پس وقتی تصریح می کند که اینها اخباری است که رخ داده و ما الان به شما خبرش را می دهیم ، نشان می دهد که واقعیت داشته اند .
*-----------------------------------------------------------------------------------------------------*
4- آیات زیر در مورد واژة «قصص» می باشد که مهمترین بخش این پاسخ است :
اول باید واژة قصص را معنی کنیم . معنی دقیق این واژه در عربی ، همان قصه فارسی نیست !!!
قص : یعنی اثر ... و قِصص یعنی آثار و سرگذشت ها ... این واژه جمع است .
اما قَصص : یعنی بیان سرگذشت ها ( در دو آیه بعد آمده ) ... این واژه مصدر است .
[align=center]پس بیان سرگذشت های حقیقی ، و پیگیری آثار گذشتگان با فعل « یَقٌصُّ » استعمال می شود .
پس واژه قصه در قرآن مثل داستان فارسی نیست ( که ممکن است راست یا دروغ باشد ) ... بلکه در قرآن به معنی سرگذشت های واقعی است .
این آیه در تایید معنای اصلی نقص است :
سوره مبارکه اعراف :
فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ (7)
و مسلما (اعمالشان را) با علم (خود) براى آنان شرح خواهيم داد; و ما هرگز غايب نبوديم (بلكه همه جا حاضر و ناظر اعمال بندگان هستيم)! (7)
****
آیات زیر معانی قصص را آورده :
سوره مبارکه غافر :
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ (78)
ما پيش از تو رسولانى فرستاديم; سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نكردهايم; و هيچ پيامبرى حق نداشت
معجزهاى جز بفرمان خدا بياورد و هنگامى كه فرمان خداوند (براى مجازات آنها) صادر شود، بحق داورى خواهد شد; و آنجا اهل باطل زيان خواهند كرد! (78)
[align=center]در اینجا تصریح دارد که سرگذشت عده ای را گفتیم و سرگذشت خیلی ها را هم نگفتیم ، پس مشخص است که غیر از این قضایا مطالب دیگری هم بوده که رخ داده
و خبری به ما نداده خدا ، و به اقتضای حکمتش مهمترین ها را گفته . ( و آنچه گفته واقعیت دارد )
سوره مبارکه یوسف(ع) :
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَـذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ (3)
ما بهترين «بیان سرگذشت ها » را از طريق اين قرآن -كه به تو وحى كرديم- بر تو بازگو مىكنيم; و مسلما پيش از اين، از آن خبر نداشتى! (3)
سوره مبارکه نمل:
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (76) وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ (77)
اين قرآن اكثر چيزهايى را كه بنى اسرائيل در آن اختلاف دارند براى آنان بيان مىكند; (76)
و مايه هدايت و رحمت براى مؤمنان است! (77)
اینجا هم دقت لازم است . که می گوید این قرآن سرگذشت های حقیقی را که بنی اسرائیل در آن جنجال و اختلاف دارند بیان می کند و حقیقت را افشا می نماید .
[align=left]والحمد لله رب العالمین
------------------------------------------
إن شاء الله موفق باشید

سلام و عرض ادب متقابل خدمت دوست عزیز
به دلیل اینکه در دوبخش سوالات مطرح شد ، یکی اینکه چگونه پاسخ او را بدهید و نیز اینکه چه پاسخی بدهید ،
جواب نیز در دو بخش ارائه می شود .
اما چند نکته ابتدایی : در بحث و گفتگو اگر کسی ادعایی کرد ، اوست که باید دلیل بیاورد و اگر دلیل محکمی ارائه نکند و یا دلیل او با نص قرآن و روایات
مخالف باشد ، هم ادعا و هم دلیلش رد می شود .
مثلا ادعا کرده اینها مثال است ، در صورتی که در جلوتر خواهد امد که اصلا چنین ادعایی مخالف خود قران است . و خدا نیازی به زدن مثال های خیالی نداشته
و کسی که در توحید خود مشکل داشته باشد ، مطمئنا در فهم کلام الهی نیز به این ورطه ها می افتد . لذا صرف اینکه بگوید من مسلمانم و یا شیعه ام
واین عقاید در او باشد ، برای شناختن او کافی است .
نکته بعدی شبهه قدیمی ای است که پس از رحلت پیامبر.ص و دوری مردم از روایات (در تفسیرقرآن) در اذهان انداختند که متن قرآن ثابت است ، اما هرکس
هر چه فهمید فهمید ، و معتبر است(فهم متغیر) . می گوید من اینگونه فهمیدم (اجتهادم این بوده ) و همین درست است
در حالیکه این مخالف حدیث ثقلین و وصیت پیامبر.ص ، به چنگ زدن به قران و اهل بیت.ع با هم است .
و هر کس خودش بخواهد تفسیر دلبخواهی از قرآن بکند ، هزاران دین خواهیم داشت . لذا باید به مفسرین و آگاهان حقیقی قرآن مراجعه کرد!
--------------------------------------------------------------------------------------
اما برویم سر اصل مطلب : که ادعا کردند این ها مثال است .
با دلایل مختلف و آیات مختلف این ادعا رد می شود (إن شاء الله)
اولا اگر این داستان ها ، که پیامبر.ص برای همه مخاطبان بخصوص یهود و نصاری و پیروان سایر ادیان گذشته می خواندند ، دروغ بود و یا حقیقت نداشت
قطعا مورد اعتراض این گروه ها قرار می گرفت (از جمله داستان پیامبران مختلف) . اما چنین چیزی اصلا گزارش نشده است بلکه بهت و اعجاب پیروان ادیان
را نیز به همراه داشته است از صدق قرآن .
ثانیا حتی در ادوار بعدی نیز که علمای ادیان با ائمه.ع مناظره می کردند هیچ گاه به صدق کلام الهی در قرآن ایراد نگرفته اند .
ثالثا روایات فراوانی وجود دارد که حتی همان خلقت حضرت ادم(ع) را کاملا شرح داده اند و حتی ذکر کرده اند که خاک وجودی او از کدام مناطق زمین بوده است .
نکته آخر اینکه با دلایلی که ذکر می کنیم ، مدعای طرف مقابل باطل می گردد . و اگر شما بصورت کلی ادعا را باطل کنید ، دیگر نیازی به بحث در مورد هرکدام
از جزئیات نیست . چون که 100 آمد 90 هم پیش ماست .
1- آیاتی که این قرآن را تصدیق کننده انچه از کتب پیشین آمده است می داند . ( و لازم به ذکر است که در کتب پیشین نیز داستان همه انبیا از ادم.ع تا بشارت
به خاتم.ص امده است)
سوره مبارکه ال عمران :
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ (3)
(همان كسى كه) كتاب را بحق بر تو نازل كرد، كه با نشانههاى كتب پيشين، منطبق است; و «تورات» و «انجيل» را. (نیز خود او نازل کرده)(3)
سوره مبارکه فاطر :
وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ (31)
و آنچه از كتاب به تو وحى كرديم حق است و تصديقكننده و هماهنگ با كتب پيش از آن; خداوند نسبت به بندگانش خبير و بيناست! (31)
--------------------------------------------------------------------------------
2- آیاتی که قصص انبیا را حق می داند و نه دروغ :
سوره مبارکه یوسف(ع) :
لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (111)
در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه بود! اينها داستان دروغين نبود; بلكه (وحى آسمانى است، و) هماهنگ است
با آنچه پيش روى او (از كتب آسمانى پيشين) قرار دارد; و شرح هر چيزى (كه پايه سعادت انسان است);
و هدايت و رحمتى است براى گروهى كه ايمان مىآورند! (111)
دقیقا در این آیات ذکر می کند و تصریح دارد که همه این مطالب حق ایت و شکی درآن نیست ... چه رسد به کذب بودن
سوره مبارکه یونس (ع) :
وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ (37)
شايسته نبود (و امكان نداشت) كه اين قرآن، بدون وحى الهى به خدا نسبت داده شود; ولى تصديقى است براى آنچه پيش از آن است (از كتب آسمانى)،
و شرح و تفصيلى بر آنها است; شكى در آن نيست، و از طرف پروردگار جهانيان است. (37)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
3- آیات زیر در مورد اخبار غیبی است که از سرگذشت اقوام پیشین به پیامبر داده شده و تاکید می کند که اینها رخ داده و تو پیش از اعلام ما نمی دانستی آنها را:
سوره مبارکه ال عمران داستان حضرت مریم.س :
ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُون أَقْلاَمَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ (44)
(اى پيامبر!) اين، از خبرهاى غيبى است كه به تو وحى مىكنيم; و تو در آن هنگام كه قلمهاى خود را (براى قرعهكشى) به آب مىافكندند تا كداميك كفالت و سرپرستى مريم را عهدهدار شود، و (نيز) به هنگامى كه (دانشمندان بنى اسرائيل، براى كسب افتخار سرپرستى او،) با هم كشمكش داشتند، حضور نداشتى; و همه اينها، از راه وحى به تو گفته شد.) (44)
سوره مبارکه هود .... داستان حضرت نوح(ع)
تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَـذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ (49)
اينها از خبرهاى غيب است كه به تو (اى پيامبر) وحى مىكنيم; نه تو، و نه قومت، اينها را پيش از اين نمىدانستيد! بنابر اين، صبر و استقامت كن،
كه عاقبت از آن پرهيزگاران است! (49)
داستان حضرت یوسف.ع :
ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُواْ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُونَ (102)
اين از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مىفرستيم! تو (هرگز) نزد آنها نبودى هنگامى كه تصميم مىگرفتند و نقشه مىكشيدند! (102)
[align=center]پس وقتی تصریح می کند که اینها اخباری است که رخ داده و ما الان به شما خبرش را می دهیم ، نشان می دهد که واقعیت داشته اند .
*-----------------------------------------------------------------------------------------------------*
4- آیات زیر در مورد واژة «قصص» می باشد که مهمترین بخش این پاسخ است :
اول باید واژة قصص را معنی کنیم . معنی دقیق این واژه در عربی ، همان قصه فارسی نیست !!!
قص : یعنی اثر ... و قِصص یعنی آثار و سرگذشت ها ... این واژه جمع است .
اما قَصص : یعنی بیان سرگذشت ها ( در دو آیه بعد آمده ) ... این واژه مصدر است .
[align=center]پس بیان سرگذشت های حقیقی ، و پیگیری آثار گذشتگان با فعل « یَقٌصُّ » استعمال می شود .
پس واژه قصه در قرآن مثل داستان فارسی نیست ( که ممکن است راست یا دروغ باشد ) ... بلکه در قرآن به معنی سرگذشت های واقعی است .
این آیه در تایید معنای اصلی نقص است :
سوره مبارکه اعراف :
فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ (7)
و مسلما (اعمالشان را) با علم (خود) براى آنان شرح خواهيم داد; و ما هرگز غايب نبوديم (بلكه همه جا حاضر و ناظر اعمال بندگان هستيم)! (7)
****
آیات زیر معانی قصص را آورده :
سوره مبارکه غافر :
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ (78)
ما پيش از تو رسولانى فرستاديم; سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نكردهايم; و هيچ پيامبرى حق نداشت
معجزهاى جز بفرمان خدا بياورد و هنگامى كه فرمان خداوند (براى مجازات آنها) صادر شود، بحق داورى خواهد شد; و آنجا اهل باطل زيان خواهند كرد! (78)
[align=center]در اینجا تصریح دارد که سرگذشت عده ای را گفتیم و سرگذشت خیلی ها را هم نگفتیم ، پس مشخص است که غیر از این قضایا مطالب دیگری هم بوده که رخ داده
و خبری به ما نداده خدا ، و به اقتضای حکمتش مهمترین ها را گفته . ( و آنچه گفته واقعیت دارد )
سوره مبارکه یوسف(ع) :
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَـذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ (3)
ما بهترين «بیان سرگذشت ها » را از طريق اين قرآن -كه به تو وحى كرديم- بر تو بازگو مىكنيم; و مسلما پيش از اين، از آن خبر نداشتى! (3)
سوره مبارکه نمل:
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (76) وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ (77)
اين قرآن اكثر چيزهايى را كه بنى اسرائيل در آن اختلاف دارند براى آنان بيان مىكند; (76)
و مايه هدايت و رحمت براى مؤمنان است! (77)
اینجا هم دقت لازم است . که می گوید این قرآن سرگذشت های حقیقی را که بنی اسرائیل در آن جنجال و اختلاف دارند بیان می کند و حقیقت را افشا می نماید .
[align=left]والحمد لله رب العالمین
------------------------------------------
إن شاء الله موفق باشید

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]