شگفتي هاي آفرينش ( توحيد مفضّل )

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

 [font=Times New Roman]« سيل ملخ »  

به ملخها بنگر كه چگونه چون سيلى خروشان بر زمينى جارى مى گردند و كوه و صحرا و شهر و روستا را مى پوشانند.

اين پوشش چنان است كه مانع تابش نور عظيم و تابناك خورشيد مى گردد.

اگر دستى عادى ( جز دست قدرتمند بارى جل و علا) مى خواست اين لشكر عظيم را سامان دهد و گرد آورد چند سال به طول مى كشيد؟


 [font=Times New Roman]اين نمونه را در اثبات قدرت بى مانند خداى كه كس را ياراى آن نرسد به كار گير و بدان استدلال نما.  


.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

 [font=Times New Roman]« آفرينش ماهيها »  

در آفرينش ماهى و تناسب ، حكمت و تدابير نهفته در آن كه مناسب آن است نيك بنگر. در آفرينش (اين موجود زنده ) دست و پا نهاده نشده ؛

زيرا به راه رفتن نيازى ندارد و جايگاهش آب است . نيز براى آن ، شش ‍ آفريده نشده ؛ چونكه در ميان آب نفس نمى تواند كشد.

در مقابل دست و پا، باله هايى سخت و قوى به آن داده شده است و چنانكه قايقران با پارو زدن به پيش ماهى مى رود نيز با حركت دادن اين باله ها

آب را به كنار زند و پيش رود.

نيز بدنش با فلسهايى سخت و درهم فرو رفته چون درهم فرو رفتگى اجزاى زره هاى پولادين پوشانيده گشته تا از آفات و آسيبها به كنار ماند.

ديدگان ماهى ، كم سو و ضعيف است و آب مانع ديد دقيق و درست او مى شود؛ در نتيجه ، اين نقص با اعطاى شامه اى قوى ، جبران شده است .

از فاصله اى بسيار دور غذا و طعمه خود را بو مى كند و در پى آن در جستجو مى افتد. اگر اين (توان در او نهاده ) نبود چگونه از آن به جايگاهش آگاه

مى گشت ؟ روزنه هايى در ميان دهان ماهى و گوش آن باعث پيوند دهان و گوش آن است . ماهى آب را با دهان مى گيرد و از سوراخهاى گوش خارج

مى كند. تا مانند حيوانات ديگر از مزاياى نسيم و هوا سود ببرد و در راحتى افتد.




.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

 [font=Times New Roman]« كثرت نسل ماهيها »  

اينك در كثرت نسل ماهى و ويژگيهاى آن تأمل و انديشه كن .

اگر مى بينى كه در درون يك ماهى آنقدر تخم (خاويار ) هست كه به شماره نيايد، به خاطر آن است كه كار بر ماهيخواران كه شماره آنها

اندك نيست آسان گردد.

حتى درندگان جنگلها هم براى شكار ماهى به آب پناه مى آورند. در اين وقت اين حيوانات اگر ماهى را بيابند آن را از آب مى ربايند.

حال كه درندگان خشكى ماهى مى خورند، پرندگان ماهى مى خورند، مردم ماهى مى خورند و حتى ماهيان هم ماهى مى خورند ،


حكمت و تدبير چنان به كار آمد كه ماهيها اينگونه در شماره نيايند و فراوان باشند.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

[font=Times New Roman] « گستردگى حكمت آفرينشگر و كوتاهى دانش آفريدگان »  

هرگاه كه خواستى از گستردگى حكمت آفرينشگر و كوتاهى دانش ‍ مخلوقان آگاه كردى به ماهيها، حيوانات آبى ، صدفها و ديگر آبزيانى كه در آبها

زندگى مى كنند و در شماره نيايند بنگر. و تو از منافع اين آفريدگان آگاه نمى گردى مگر اندكى كه بر اثر برخى از حوادث رخ مى نمايد.

مثلا مردم هنگامى به فايده نوعى حلزون پى بردند كه رنگ قرمز را شناختند.

( داستان اين كشف اينگونه بود ):

    هنگامى كه سگى در ساحل آب در گردش بود حلزونى را يافت . آن را خورد و خونش دهان او را رنگين كرد . ( آنگاه كه دهان سگ را ديدند )

    مردم به زيبايى آن رنگ پى بردند و از آن به عنوان رنگ استفاده كردند و ديگر مواردى كه مردم گاه گاهى بر اثر بروز وقايعى به آنها پى مى برند.








    مفضل مى گويد:

    چون سخن بدين جا رسيد ظهر شد. و مولايم (ع ) براى اقامه نماز از جاى برخاست و فرمود:


    « به خواست خداى بلند مرتبه ، صبح زود به نزد من آى . »

    به خاطر تعاليم و آموزشهاى امام (ع ) سخت شادمان و مسرور گشتم و با سپاس از خداى جل و علا به خاطر آنچه عطايم فرمود

    راه خود را در پيش گرفتم و از خدمت امام (ع ) مرخص شدم و آن شب را شادمان و مسرور استراحت كردم .





 [font=Times New Roman]« پایان مجلس دوم »  





.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

توحيد مفضل : « آغاز مجلس سوم ... »

پست توسط محدثه »

.


 تصویر 




[font=Times New Roman]« مجلس سوم ... » 




روز سوم ، بامدادان به خدمت مولايم (ع ) شرفياب شدم . به من اجازه ورود دادند. داخل شدم و با اجازه نشستم .


امام (ع ) فرمودند :

 [font=Times New Roman]سپاس خدايى را كه ما را برگزيد و كسى را بر ما برنگزيد.

با علمش ما را برگزيد و با حلمش ما را تاءييد نمود ( و ياريمان كرد )

آنكه از ما جدا افتاد در آتش افتد و آنكه در زير سايه درخت تنومند ما بهره مند گشت به بهشت راه يابد. 
 



اى مفضل !

    درباره اسرار و حكمتهاى آفرينش آدمى ، تدابير نهفته در آن ، حالات گوناگون او و آنچه كه در اين باره مايه درس عبرت است براى تو شرح كردم .

    آفرينش و حكمتهاى حيوانات را نيز برايت باز گفتم ...

    اينك سخن خود را به بيان آسمان ، خورشيد و ماه و ستارگان ، فلك ، شب و روز، گرما و سرما، باد، جوهرهاى چهارگانه ؛ يعنى ، خاك ، آب ، هوا و آتش ،

    باران ، سنگهاى بزرگ ، كوهها، گل و لاى ، سنگ ، نخل ، درخت و براهين و درسهاى عبرتى كه در آنها نهفته شده اختصاص مى دهيم .






.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

 [font=Times New Roman]« اسرار رنگ آسمان »  

در رنگ آسمان و حكمت و صواب تدبير آن بنگر .

  اين رنگ ، مناسبترين و بهترين رنگ براى تقويت نور ديدگان است .  

حتى پزشكان به كسى كه ديدگانش آسيب ديده سفارش مى كنند كه همواره در رنگ سبز مايل به تيره بنگرد. برخى از طبيبان حاذق به كسى كه

در بينايى او ضعفى به هم رسيده سفارش مى كنند كه در ظرف سبزى كه آكنده از آب باشد بنگرد.


بنگر كه خداوند جل و علا چگونه آسمان را در اين رنگ آفريد تا ديدگان را بربايد و از ديدن هميشگى آن ضعفى در چشم پديد نيايد؟

پس آنچه را كه حكيمان و دانايان با آزمايش و تجربه فراوان به آن رسيده اند، در كار آفرينش وجود دارد تا اهل عبرت درس گيرند و ملحدان بينديشند.

خداى اينان را بكشد از جانب حق به كدام سوى مى گريزند؟ (سوره توبه ، آيه 30)




.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

 [font=Times New Roman]« فوايد طلوع و غروب خورشيد »  


اى مفضل ! در طلوع و غروب آفتاب به خاطر پديد آمدن و چرخش شب و روز انديشه كن .

اگر طلوع خورشيد نبود كار جهان يكسره درهم مى شد و مردم قادر به زندگى و رسيدن به امور خود نبودند. دنيا تاريكستانى به زيان آنان بود

و بدون نور زندگى گوارا نبود و از آن لذت نمى بردند. نياز به طلوع خورشيد پيداست و به شرح بيش از اين نيازى نيست .


ولى...


در راز غروب خورشيد انديشه كن . اگر غروب نبود، مردم آرامش و قرار نداشتند. حال آنكه اينان بيش از هر چيز به آرامش و استراحت جسم

و جان و حواس و مهلت يافتن هاضمه براى هضم غذا و رساندن غذا به تمام اعضا نيازمندند.

نيز (اگر غروبى نبود) حرص آدميزاد باعث مى گشت كه همواره كار كنند و بدن آنان از كار بيفتد.

بسيارى از مردم اگر شب فرا نرسد و تاريكى بر اينان حاكم نگردد به خاطر حرص و آز و جمع و ذخيره مال هيچ آرام و قرار نداشتند.


ــ همچنين زمين از تابش هميشگى آفتاب تفتيده مى شد و تمام جانداران اعم از گياه و حيوان از حرارت زياد نابود مى شدند.



 پس خداوند حكيم چنان تدبير انديشيده كه زمانى برآيد و وقتى ديگر پنهان شود

تا مانند چراغى باشد كه اهل خانه براى كارى بر مى افروزند و براى آرامش ‍ خاموش مى گردانند.
 



  ( با اين طلوع و غروب ) نور و ظلمت كه ضد يكديگرند ،

چنان در اطاعت اند كه صلاح و قوام جهان را با هم تأمين مى كنند.
 




.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

 [font=Times New Roman]« حكمت و سود فصلهاى چهارگانه سال »  

آنگاه در بلند و پست بودن خورشيد براى برپا گشتن اين چهار زمان از سال و اسرار و مصالح نهفته در آنها انديشه كن .

ــ در « زمستان » حرارت ( و ثمردهى ) به درون درخت باز مى گردد از آنها ميوه پديد مى آيد. هوا متراكم مى گردد و از اين تراكم و فشار هوا

ابر و باران به هم مى رسد. بدن حيوان سخت و قوى مى گردد.


ــ در « بهاران » همان مواد و حرارت ( كه در درخت و گياه نهفته بود ) حركت مى كند و موادى را كه در زمستان ساخته و متولد شده است پيدا مى سازد.

گياه مى رويد و درختان شكوفه مى كنند. حيوانات نيز براى توليد نسل و جفتگيرى در هيجان مى افتند.


ــ در « تابستان » هوا سخت گرم مى شود و ميوه ها مى رسند، مواد زايد بدنها ترشح مى كنند. روى زمين مى خشكد و براى ساخت و ساز و كار آماده مى گردد.


ــ در « پاييز » هوا صاف مى شود. بيماريها مرتفع مى گردند. بدنها سالم مى شوند شب به درازا مى كشد و مى توان در اين فرصت كارهايى كرد.

هوا معتدل مى شود. نيز مصالح و حكمتهاى ديگرى هست كه ذكر آنها سخن را به درازا مى كشاند.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

 [font=Times New Roman]« شناخت زمانها و فصول از طريق حركت خورشيد »  


اينك در حركت خورشيد در برجهاى دوازده گانه براى گردش سال و تدابير نهفته در آن بينديش .

اين گشتن خورشيد باعث پديدار شدن فصول « زمستان ، تابستان ، بهار و پاييز » مى گردد.

با اين گردش خورشيد ، غلات و ميوه ها مى رسند ( و مصرف مى شوند ) و به پايان خود مى رسند و بايد از نو، رشد و نمو كنند.

نمى نگرى كه يك سال به قدر حركت و سير خورشيد از « حَمَل » تا « حَمَل » است ؟ و از هنگام آفرينش جهان هستى تا كنون

همين سال و ماه و... وسيله سنجش زمان است و مردم با آن ، عمر و گذشت زمان ، وقت پرداخت و دريافت ديون و ديگر اجازات و

معاملات و امور ديگر را تنظيم و حساب مى كنند و با حركت دورانى خورشيد سال كامل مى شود و محاسبه زمان درست مى گردد.



بنگر كه چه تدبيرى در طلوع و شروق آن بر جهان نهفته است ؟

اگر مشرق و مطلع خورشيد در يك جا بود، شعاع و منفعت آن به ديگر جهات نمى رسيد؛ زيرا كوهها و ديواره ها باعث پوشش نور آن مى شدند.

پس ‍ تقدير چنان گشت كه در آغاز روز از مشرق طلوع كند و بر هرچه از جانب مغرب با آن رو به رو شود بتابد. آنگاه (نور آن ) در گردش باشد و

همه جهات را بپوشاند و مغرب شود. و بر آنچه كه در آغاز روز نتابيده بتابد تا هيچ بخشى از زمين از نصيب و فايده نور خورشيد محروم نماند و

نيازش ‍ بر آورده گردد.

راستى اگر خورشيد، سال يا بخشى از سال را از فرمان سر بپيچد و نتابد حال مردم چگونه مى شود؟ و اصلا چگونه قادر به بقا خواهند بود؟


  نمى بينى كه چسان براى مردم چنين تدابير سترگى ديده شده كه چاره اى از آنها ندارند

و بى آنكه زوال و خستگى پذيرند و در كار خود راه نافرمانى پيش گيرند، به خاطر

فايدت بخشيدن به جهان و پايدارى آن در كارند و در مسير خود در حركتند.
 



.
 
تصویر 
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1950
تاریخ عضویت: جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲:۵۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2988 بار
سپاس‌های دریافتی: 5531 بار
تماس:

پست توسط محدثه »

.

 [font=Times New Roman]« ماه ، عامل پديدار گشتن ماههاى قمرى »  


به « ماه » بنگر .

ماه دليلى واضح و روشن است كه مردم از آن براى شناخت ماهها ( ى قمرى ) بهره مى جويند و حساب سال بر آن تنظيم نيافته ؛

زيرا گردش آن براى پديد آمدن چهار فصل و رشد و رسيدن ميوه ها كافى نيست .

از اين رو ماهها و سالهاى قمرى با ماهها و سالهاى خورشيدى ناهمگون و متفاوت گشت و تقدير چنان شد كه هر ماه قمرى بگردد

و گاه به زمستان و گاه در تابستان افتد.




.
 
تصویر 
ارسال پست

بازگشت به “خدا شناسی”