شما را به خدا قسم کمکم کنید ، ایمانم رفت!

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Senior Member
Senior Member
پست: 109
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
محل اقامت: alihslc@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 19 بار
تماس:

پست توسط alihslc »

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض ادب ! متشکر و سپاسگذارم از دوستانی که در بحث شرکت می کنند و نظرات و دفاعیه های خود را ارائه می دهند.

من می خورم و هر که چو من اهل بود * می خوردن او نزد خدا سهل بود
می خوردن من حق ز ازل می دانست * من اگر می نخورم علم خدا جهل بود

این شعر معروف و منتسب به خیام را حتما شنیده اید ، شاید اولین چیزی که مرا به فکر کردن در مورد جبر و اخیتار واداشت همین دو بیت شعر بود!
خوب در مفهوم بیت دوم دقت کنید ! دقت کردید ؟ خب ، حالا من طور دیگری مفهوم شعر را عرض می کنم! کماکان که قبلا هم عرض کردم و هیچکس کوچکترین توجهی نکرد.
فرض کنیم ، خداوند از ازل می دانسته که من شراب خوار هستم ! توجه کنید ، از ازل ، یعنی زمانی که بنده نبودم ، نه تنها بنده نبودم بلکه آدم ابوالبشر هم نبود ، آیا اکنون من می توانم شراب نخورم ؟

لطفا جواب بنده را صریحا بدهید ! و مثل و حدیث و روایت نیاورید!

دیگر اینکه ، به اعتقاد شیعه : ما در این دنیا مختاریم ، ولی اختیاری که تحت اراده ی خداست ! و بحث توحید افعالی و ....
خب ، باشه ، ما مختاریم ، حالا اگر جبر بود چطور میشد ؟ تا حالا به این موضوع فکر کرده اید ؟
طبق لینکی که یکی از دوستان ارائه دادند جبر یعنی :

ب) «جبر» در اصطلاح علمای عقاید اسلامی

«جبر» در این اصطلاح یعنی : خدای متعال بندگانش را بر آنچه می کنند مجبور کرده است؛ در کار نیک باشد یا بد ، زشت باشد یا زیبا ، بگونه ای که بنده در این باره اراده و اختیار ترک فعل و سرپیچی از آن را ندارد.

پیروان «جبر» را عقیده بر آن است که ، هر چه برای انسان پدید آید همان سرنوشت از پیش تعیین شده اوست. انسان را آنجا که باید می برند ، او اختیاری ندارد. این سخن ، سخن اشاعره است. (1)


حالا اگر خدا شما را مجبور کند ، شما چطور می توانید بفهمید ؟ خواهشا خوب دقت کنید ! منظورم این نیست که خودتان نخواهید کاری را انجام دهید ولی بدنتان آن کار را انجام دهد.
من با یک استاد ریاضی ( معمولا اساتید ریاضی منطق و استدلال قوی دارند) در این رابطه صحبت کردم که »»»»»» اگر به شما بگویند شما مختارید که این یک بازی را ببرید و یا ببازید ، ولی از قبل نتیجه بازی معلوم باشد ( مثلا باخت شما ) ، آیا شما می توانید آن بازی را ببرید ؟؟؟
گفت : خیر .
پرسیدم : آیا می توان گفت شما مختار هستید که بازی را ببرید یا ببازید؟؟
باز هم پاسخ داد ، خیر.

باز هم اقتدا می کنم به لینکی که دوست عزیز جناب محسن قرار دادند.
د) «تفویض» در اصطلاح علمای عقاید اسلامی

«تفویض» در این اصطلاح یعنی : خداوند متعال کارهای بندگان را به خود آنان واگذار کرده است. هر چه بخواهند آزاد و رها و مستقل انجام می دهند و خداوند قدرتی بر افعال آنان ندارد. این سخن ، سخن معتزله است.(2)


من با نظر اشاعره موافقم ، ولی به نظرم باید تجدید نظری در مطلب فوق کرد :
قدرت انجام کاری را نداشتن یک چیز است و قدرت داشتن و انجام ندادن یک چیز دیگر.

برخلاف آنچه شما از طرف معتزله نقل کردید به نظرم باید به طور زیر اصلاح شود
«تفویض» در این اصطلاح یعنی : خداوند متعال کارهای بندگان را به خود آنان واگذار کرده است. هر چه بخواهند آزاد و رها و مستقل انجام می دهند و خداوند قدرت بر افعال آنان دارد ، ولی در کار آنان دخالت نمی کند . این سخن ، سخن معتزله است.(

به نظرم آنچه که در بالا به آن اشاره کردم ، همان اختیار حقیقی است!

در ضمن دوستان ، مایلم نظر شما را در رابطه با توحید افعالی و اختیار انسان بدانم.

ولی خواهشان از این عبارات کلیشه ای که بدون استدلال و تنها به ذکر اینکه این دو هیچگاه هیچ تضادی با هم ندارند بسنده نکنید که بنده با پاسخ بدون استدلال قانع نمی شوم.

خب ، در پایان عرایضم جا دارد ، همان مثالی را که عرض کدم دوستم برای من زد و من را تا حدودی فانع کرد برایتان عرض کنم :

شما تصور کنید ، بنده (علی) ، میدانم که جناب مهدی یار با عرایض بنده مخالف است ، زیرا ایشان اعتقاد محکمی دارد ! و بر اساس این دانسته خودم می دانم که با خواندن جملات من در دفاع از اعتقاد خود قلم می زند.
حالا اگر ایشان _ جناب مهدیار ) این کار را انجام بدهد ، آیا بنده ایشان را مجبور کرده ام که آن کار را انجام بدهند ؟ پاسخ روشن است : خیر
حالا بنده ( انسان ) شاید 5 درصد ایشان را بشناسم توانستم با علم محدود خودم این پیشبینی را انجام دهم.
آیا خداوند که آفریدگار ماست ، و 100 درصد ما را می شناسد، نمی داند ما چه می کنیم و چه نمی کنیم ؟

این همان مثالی بود که تا حدود بسیار زیادی من را قانع کرد ، ولی باز هم در گوشه و کنار ذهنم شبهاتی در این مورد هست !
یا حق
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

 مردم اندر حسرت فهم درست 

خوش انصاف حرفهاي ما شد كليشه اي :-?

اصلا دقت كردي من چي گفتم :x

حرف من و ببين:

چرا فكر مي كنيد كه اگه خدا بدونه شما چه مي كنيد شما رو مجبور به اون كار كرده

چه اشكالي داره كه خدا بدونه شما اراده كرديد چه كار كنيد

اينكه من شناخت كاملي از شما داشته باشم و بدونم شما چه چيزي رو دوست داريد و اختيار مي كنيد يعني شما رو مجبور كردم


دوست شما همين رو با مثال برات توضيح داده اگه در عبارات دقت مي كردي به همين حرف مي رسيدي

چند بار جواب شما رو صريحا داديم اما كو گوش شنوا :خدا ميداند كه شما چه چيز را اختيار مي كنيد و از ازل مي دانسته شما با اختيار شراب خواهيد خورد.

اما اينكه مي گي با نظر اشاعره موافقي و اگر جبر بود مگه چي مي شد:

1- خداي شما ظالم ، بي حكمت ، بي تدبير ، زورگو ، بي منطق و . . . مي شد

2- فرستادن پيامبران لغو ، عبث ، كاري دور از عقل و . .. بود

3- قيامت بي معني و لغو بود

4- ثواب و عقاب كشك بي معيار و ظالمانه بود

5- حسن و قبح بي معني و لغو بود

6- شريعت پيامبران نوعي سركاري و بيهوده بود

7- امور اخلاقي هيچ فضيلتي نداشت

و ....

اين اعتقاد مزخرف فقط از كسي همچون ابوالحسن اشعري (از نسل ابو موسي اشعري) در مياد و هرگز آدم عاقل نمي تونه اون رو بپذيره
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Senior Member
Senior Member
پست: 109
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
محل اقامت: alihslc@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 19 بار
تماس:

پست توسط alihslc »

به نام خدا

سلام ُ جناب مهدی یار عزیز . خدای نکرده بنده قصد جسارت خدمت شما نداشتم. منظورم از کلیشه ای این بود > چون بنده در طول 3 سال با افراد مختلفی صحبت کرده ام >>> از حلقه ی معرفت در مشهد مقدس گرفته .... تا هر کس که در علوم دینی اطلاعاتی داشته...اکثر pاسخ ها شبیه هم بودند. (ببخشید من بعضی از حروف مثل p را فعلا نمی توانم بنویسم > چون سیستم عاملم را عوض کرده ام و با لینوکس کار می کنم )

چه اشكالي داره كه خدا بدونه شما اراده كرديد چه كار كنيد


اشکالش اینه که : شما نمی توانید بر خلاف علم خدا عمل کنید. من زمانی که نتوانم بر خلاف آنچه که برای بنده pیشبینی شده عمل کنم . در واقع مجبورم که آنطور عمل کنم ... شما ظاهرا pست قبلی بنده را با دقت مطالعه نفرمودید... خواهشا یک بار دیگر با دقت بیشتری نگاه کنید

من همواره سعی می کنم حرف هایم را با مثال های عینی و ساده بیان کنم.... در مورد برد و باخت در بازی که آینده اش از قبل معلوم است.... نظر شما چیست ؟

در ضمن... من فکر نمی کنم در هیچ جا از pست قبلی ام گفته باشم که با نظر اشاعره موافقم.... فقط سوالی مطرح کردم : گفتم اگر آنطور که آنان می گویند هم باشد شما نمی توانید ثابت کنید که نیست . چون در آن صورت ما مجبوریم که کاری را بدون اینکه خودمان علم داشته باشیم که مجبوریم آن کار را انجام دهیم. استدعا دارم جمله قبل را با دقت کامل بخوانید. ( مثال همین موضوع برای درک بیشتر : آنکس که نداند و نداند که نداند *در جهل مرکب ابدالدهر بماند)

برعکس آنچه شما فرمودید : من با سخن معتزله موافقم نه اشاعره
نظر شما در مورد جمله ی زیر چیست ؟(البته من خودم آن را اصلاح کردم)
«تفویض» در این اصطلاح یعنی : خداوند متعال کارهای بندگان را به خود آنان واگذار کرده است. هر چه بخواهند آزاد و رها و مستقل انجام می دهند و خداوند قدرت بر افعال آنان دارد ، ولی در کار آنان دخالت نمی کند . این سخن ، سخن معتزله است.


متشکرم از وقتی که برای این بحث می گذارید
Senior Member
Senior Member
پست: 109
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
محل اقامت: alihslc@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 19 بار
تماس:

پست توسط alihslc »

جناب مهدی یار.... خیلی عذر می خواهم.. حق با شما بود > من اشتباها به جای معتزله از اشاعره استفاده کرده بودم.... و الان عبارت را اصلاح می کنم.
یک بار دیگر برای رفع ابهام عرض می کنم :
من با سخن معتزله موافقم
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

خواهش مي كنم پيش مياد ديگه :D

اما معتزله كه انسان را مختار محض مي دانند

مشكلي بزرگ دارند كه اون شرك هست !

چون اگر انسان مختار محض باشد و خواست او بي هيچ ربطي با خدا محقق شود ، در عالم غير از خدا خالقي ديگر هم به وجود مي آيد ، كه آن انسان است.

و انسان در عرض خدا دست به خلقت مي زند =8) كه اين شرك محض است .

در تفكر معتزله خدا سلطنتش محدود است و بر همه چيز تسلط ندارد چون انسان مستقلا اعمال خود را خلق مي كند(تفكري شبيه اومانيست ها)

چرا اينقدر من روي اين تاكيد داشتم كه اعمال ما با اختيار و در طول خواست الهي اسن ؛ به عبارت ديگر خدا خواسته تا موجودي مختار داشته باشه و هر لحظه به ارادۀ بشر

وجود مي دهد ؛ همه اينها براي جلوگيري از افتادن در ورطه شرك بود :x

اينكه انسان بي نياز از خدا اعمالش را خلق كند و هر كار كه مي خواهد بكند خلقت خدا را محدود كرده به امور غير از انسان !

اينها معضلات بزرگ فكر معتزلي است البته امروز اثري از معتزله وجود ندارد چون اهل تسنن در عقايد همه يا اشعريند يا اهل حديث و معتزله بغداد اكثرا با پي بردن به

اشتباهات خود به دامن تشيع بازگشتند .
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Senior Member
Senior Member
پست: 109
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
محل اقامت: alihslc@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 19 بار
تماس:

پست توسط alihslc »

به نام خدا

سلام مجدد خدمت شما . دیروز که در اتوبوس در حال برگشت از نمایشگاه کتاب بودم یه حاج آقایی جلوی من نشسته بود . من هم از موقعیت حسن استفاده را بردم و حسابی ایشان را به حرف گرفتم. تقریبا الان کمکم دارم می فهمم که علم خدا تناقضی با اختیار ما ندارد.

حالا یک سوال ... در این مورد شرک معتزله فرمودید : نظر خود آنها در این مورد چیست ؟ آیا این حرف شما را قبول دارند ؟ یا قبول ندارند ؟ اگر قبول ندارد احتمالا توجیحی در این باره دارند. من همیشه مایلم در مواردی که کسی از مذهبی ایراد می گیرد و می گوید اینطور و یا آنطور توجیح طرف مقابل را در مورد عملش بشنوم.
آیا نمی توان به نظر شما استقلال انسان را اینطور توجیح کرد ؟ ::: خداوند اراده نموده که انسان مستقل باشد ؟ البته این حرف خودم هست و شاید زیاد جالب هم نباشد ولی باید نظر خود معتزله را در این مورد دانست !

اگر ممکن است کمی در مورد توحید افعالی هم توضیح دهید. یا لینکی معرفی کنید که کمی مطالعه کنم!
متشکرم
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

با سلام مجدد خدمت شما دوست عزيز

مباحثي كه خدمتتون عرض مي شه كاملا مستند به كتب خود اين آقايان معتزله و اشاعره است

در مناظراتي كه بين دو فرقه اشاعره و معتزله واقع شده كاملا هر دو گروه به نقاط ضعف هم حمله مي كردند

شما اگر دقيقا بخواهيد مطالب اشاعره را بخونيد بايد به كتاب المقالات الاسلاميه ابوالحسن اشعري مراجعه كنيد كه موسس فرقه حساب مي شه

در مورد معتزله هم كتاب المغني في اصول الدين و شرح اصول خمسه از قاضي عبد الجبار معتزلي مراجعه كنيد كه از بزرگان معتزله است

اما بايد بگم همه اين منابع عربي هستن

گروهي از معتزله(عقلگرايان) بغداد بعدها كم كم بخاطر اشكالات فراوان دست از اعتزال برداشتند و شيعه شدن

شما چه انتظاري داري از افرادي كه با وجود اين همه اشكال هنوز طرفدار اشعري هستن و تازه نسبت به اهل حديث كه اونها هم تعدادشون كم نيست خيلي عاقل

به حساب مي آيند (اهل حديث خدا را دست و پا دار و .. . مي دانند =8) )

البته بعضي كتب كه درباره فرق و مذاهب نوشته شده درباره عقايد گروهها مطالبي نوشته كه بعضيهاش هم فارسيه مثل كتاب فرق و مذاهب اسلامي نوشته آقاي

رباني گلپايگاني

توحيد افعالي همانطور كه در بالا هم اشاره كردم (در توحيد خالقيت) عبارت از اينه كه خدا براي افعالش نياز به هيچ كس(در عرض خودش) ندارد و خالق علي الاطلاق

خداست. حالا بعضي افعال را با واسطه و بعضي ها را بي واسطه خلق مي كند اما فقط يك خالق وجود دارد.

مشكل نظر شما هم همينه شما مي فرماييد خدا خواسته كه يك موجود مستقل باشه (مستقل يعني بي نياز دقت كنيد) :shock:

اين مثل همون حرفيه كه بعضي از بچه ها مي گن : خدا مي تونه سنگي خلق كنه كه خودش هم نتونه برداره و يا خدا مي تونه مثل خودش رو بيافرينه (يعني يك بي

نياز بيافرينه) مشكل اين سوالات در توانايي خدا نيست بلكه در محال بودن سواله

خدا هر چه كه ممكن است خلق ميكند نه هر چيزهاي نا ممكن را. :-(

همه اين سوالات يك تناقض بزرگ دارد و آگه خيلي بخواهيم ساده بگيم اينه كه:

خدا در عين حال كه خداست ، خدا نباشد

مخلوق در عين حال كه نيازمند مطلقه ، خالق و بي نياز و مستقل باشه

اميدوارم خوب مطالب را خدمت شما عرض كرده باشم :razz:

يا علي
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Senior Member
Senior Member
پست: 109
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
محل اقامت: alihslc@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 19 بار
تماس:

پست توسط alihslc »

به نام خدا
سلام خدمت جناب مهدیار .متشکرم از پاسخ شما .
خب چند مورد سوال برای من بوجود آمد با پاسخ شما :

بعضي افعال را با واسطه و بعضي ها را بي واسطه خلق مي كند اما فقط يك خالق وجود دارد.

با این حساب هر فعلی که از ما سر میزنه از خداست ؟ یعنی این خداست که داره با دست ما کار انجام میده ؟ پس یعنی این خدا بود که امام حسین را کشت ؟ یا به قول بعضی ها خدا خواست که یزید امام حسین را بکشد ؟ یا الان که بنده دارم با صفحه کلید کار می کنم . خدا دارد کار می کنید ؟
متوجه نمی شوم .... لطفا بیشتر توضیح دهید....



خدا هر چه كه ممكن است خلق ميكند نه هر چيزهاي نا ممكن را.


این جمله یعنی چه ؟ مگر برای خدا ممکن و نا ممکن هم وجود دارد ؟ خداوند بر هر چیز باید قادر باشد . من نمی توانم قبول کنم که ما چیزی به نام محال عقلی داریم . چون هر چه که هست از نظر عقل محدود ما محال است . نه با قدرت خداوند . مثلا چرا خداوند نمی تواند سنگی بیافریند که خود نتواند آن را جابجا کند ؟ یا همان مثال معروف تخم مرغ . که خدا دنیا را در یک تخم مرغ جادهد که نه دنیا کوچک شود و نه تخم مرغ بزرگ . خب این موضوع از نظر منطقی و عقلی محال است . ولی آیا خداوند توانایی انجام چنین کاری را ندارد ؟ یا دارد و انجام نمی دهد. یا اگر هم انجام بدهد به من و شما مربوط نیست !
لطفا در مورد چیز ممکن و نا ممکن توضیح دهید !

یک سوال دیگر :
من همیشه برایم سوال بود که چرا خداوند فرموده که ما زمین را در 6 روز آفریدیم ؟ مثلا آیا نمی توانسته در 4 روز بیافریند ... یا در یک روز یا ..... مگر خداوند خودش نفرموده که ما تا چیزی را اراده کنیم آن چیز محیا و حاضر می شود . حالا چرا اینجا که رسید توی 6 روز باید آفریده شود ؟ البته به این موضوع که منظور از روز چه بوده کاری ندارم... اینکه یک مدت زمان است و فلان و بهمان الان برایم اهمیت ندارم.
بعد پاسخی اینطور دریافت کردم که : خداوند می توانسته آن را زودتر هم بیافریند. اما چون زمین و آسمان از ماده تشکیل شده . و ماده محدودیت خاص خود را دارد . خب طبعا کمی زمان می برد تا برای آفرینش آماده شود .
که به نظر من جوابی بسیار بی خود است . زیرا در اینجا توانای خدا زیر سوال برده می شود . که آیا خداوند نمی توانسته زمینی مادی با همین حالت فعلی را در یک آن واحد بیافریند ؟
بگذارید حدس بزنم . آیا شما می خواهید عدد شش یا شش روز را به حکمت خدا نسبت بدهید ؟
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

با سلام مجدد

دوست عزيز دوباره دورزدي سر جا اول كه :

اينهمه تاكيد كرديم كه خدا خواسته موجودي مختار بيافريند ، اراده خدا به اين تعلق گرفته كه اين موجود با اختيار خودش اين كار رو انجام بده اما اين اختيار خارج از

اراده خدا نيست و اين طور هم نيست كه كارهاي عبد را به خدا نسبت بدهي

خداوند خلقت را در همه چيز (حتي خواست فرد) جاري مي كند و خلقت كه فعل خداست خوبي محض است در مورد امام حسين عليه السلام هم حضرت زينب

عليها السلام فرمود : ما رايت الا جميلا آنچه از طرف خدا بود خوبي محض بود اما بدي از طرف مخلوقات بود

 ما اصابك من حسنة فمن الله و ما اصابك سيئت فمن نفسك (سوره نساء/79) 

باز هم يك مثال براي تقريب به ذهن :

كارخانه برق هر لحظه در حال توليد برق است و اين برق در خطوط مختلف جريان داشته و به همه خانه ها مي رسد همه را روشن مي كند انرژي لوازم برقي را

تامين مي كند همه خير است حال اگر شخص خبيثي از اين برق سوء استفاده كند و كسي را دچار برق گرفتگي كند شما اين فعل بد را به برق نسبت مي دهي يا

آن شخص قطعا هيچ كس نمي گويد از فردا بايد اداره برق تعطيل شود و برق خيلي بد است بلكه همه مي گويند بدي از آن شخص است (در مثال مناقشه نكني ها)

حالا بحث ما اين است كه خدا حيات را در همه موجودات ساري و جاري ساخته و بعضي از موجودات مختار از اين اختيار سوء استفاده مي كنند و افعالي بد از آنها سر

مي زند اما اين بدي از ناحيه حقيقت حيات نيست بلكه بخاطر اراده اين فرد مختار است خوب اگر بگوييد چرا خدا به او اجازه سوء استفاده داده جواب آن روشن است

چون افراد و نيك و بد از هم جدا شده و هر كدام مشخص مي شوند.

فكر مي كنم ديگه خوب واضح شده باشه كه چرا نبايد افعال بد مخلوقات ناقص رو به خداي كامل نسبت داد.

اما بحث ممكن و ناممكن براي خدا :

ناممكن هاي عرفي براي خدا همه ممكنند مثل از دل كوه شتر خارج كردن و ...

اما ناممكن هاي عقلي ذاتا امكان تحقق ندارند و اين هم به توانايي خدا هيچ خدشه اي مي زنه

محالهاي عقلي مثل مثالهايي كه قبلا زديم همه مستلزم تناقض منطقي اند و موجب اجتماع نقيضين مي شوند(هست در عين هستي نيست بشه)

به زبان ساده تر اگر كسي در اين اولين بحث شناخت شك كند ديگر هيچ سنگي روي سنگ بند نمي شود

شما در عين حال كه داري از من سوال مي كني ، سوال نمي كني

شما در عين حال كه هستي ،‌نيستي

پس قطعا مشكل از سوال است كه تناقض دارد نه از توانايي خدا

اما خلقت در 6 روز و اينكه چون مادي بوده زمان مي خواسته البته بايد گفت اين بحث شما تفسيريه و هنوز ما بحثمون به اينجا نرسيده اما چون شما پرسيدي مختصر

به شما مي گم كه خدا فرا زمانيه و هر چه اراده كند در يك چشم بهم زدن محقق است كن فيكون

حكمت عدد 6 هم به ما مربوط نيست فهميدن و نفهميدنش هم به ما دخلي نداره البته همه كارهاي خدا قطعا حكيمانست اما اينكه ما حكمت همه كارها رو بتوانيم

درك كنيم حرف ديگري است ؛ اين بحث ما رو وارد بحث فعل خدا مي كند و اينكه چرا اينكار را كرده اگر خودش چيزي نفرموده باشه من هر چي بگم حدس و خياله
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Senior Member
Senior Member
پست: 109
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۰:۱۸ ق.ظ
محل اقامت: alihslc@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 19 بار
تماس:

پست توسط alihslc »

به نام خدا

سلام. من تازه مشکلم با علم خدا حل شد... که اگر خدا علم داشته باشه به اعمال ما ... ما مجبور نیستیم....
حالا شما می فرماید عمل ما را هم خدا بی واسطه انجام می دهد... به قول شاعر گفتنی شد قوزبالاقور.
از شوخی گذشته جدا برای من سخت است که این را درک کنم.... آخر این چه وضعی است که شما توصیف می کنید ...

لطف کنید من را در این بارزه روشن کنید .
1- خداوند از ازل می دانست که یزید با اختیار خودش امام حسین را شهید می کند.
2- خداوند از ازل می دانست که امام حسین کشته می شود در صحرای کربلا.
3-تا خدا وند نخواهد اتفاقی بیفتد . آن اتفاق روی نمی دهد.
4 - خداوند اراده کرد تا امام حسین به دست یزید کشته شود.
5-خداوند اراده کرد که یزید با اختیار خودش امام حسین را به شهادت برساند.
6- افعال انسان از خدا سرچشمه می گیرد.
7- کشتن یک فعل است.
8 - یزید امام حسین را کشت.
9 - از بند 8 و 7 شما چه استدلالی می کنید ؟


اراده خدا به اين تعلق گرفته كه اين موجود با اختيار خودش اين كار رو انجام بده اما اين اختيار خارج از

اراده خدا نيست و اين طور هم نيست كه كارهاي عبد را به خدا نسبت بدهي

من این فرمایش شما را درک نمی کنم...... یعنی چی ؟ کاش3 فیلسوف و منطق دان در دسترس داشتم تا اولا صحت اینها را از او سوال می کردم... (البته نه فیلسوف مسلمان .. بلکه غیر مسلمان ( منظورم بی طرف است))

شما که فرمودید در مثال مناقشه نکنید... هرچند این مثال شما خیلی ناقص است و به راحتی می توان این حرف شما را با همین مثال خودتان نقض کرد.... به ذهن می یکی که تقربی حاصل نشد.

فكر مي كنم ديگه خوب واضح شده باشه كه چرا نبايد افعال بد مخلوقات ناقص رو به خداي كامل نسبت داد.

متاسفانه بنده هنوز تصویر برفکی دارم و وضوحی حس نمی کنم...

در مورد سوال دوم هم تا حدودی قانع کننده بود... چرا گفتم تا حدودی...؟ چون :

1- چون هر آنچه را که در این دنیا هست را خدا آفریده... و تمام قوانین این دنیا را نیز خداوند وضع کرده. قوه ی تخیل و ادراک و ادندیشه ما را خداوند به ما عطا فرموده...
ما با این ادارک خود با فوانین منطقی این دنیا درک می کنید که 2 + 2 = 4 و آب در 100 درجه جوش می آید و انسان موجودی است که 2 گوش و یک دهان داشته باشد.

2- حال دنیایی را تصور کنید که در آن 2+2=289.5 بشود... انسان ها به جای 2 گوش 1 گوش و دو دهان داشته باشد... آب در 100 درجه یخ ببندد و آتش به جای آنکه گرم کند سرد کند... در واقع منظورم این است که تمام قوانین معکوس باشند... یا طوری دیگر باشند.

3- حال در آن دنیا ( دنیای شماره 2 ) نمی توان تصور کرد چیزی که در دنیای ما ( یعنی دنیای شماره 1 ) تناقض است در آنجا از امور بدیهی باشد ؟؟؟؟
ارسال پست

بازگشت به “خدا شناسی”