وحدت وجود یکی از مباحث فلسفی است که در کتب مختلف فلسفی همچون اسفار ملاصدرا و منظومه حاجی سبزواری و . . . آمده است و فلاسفه نظرهای مختلفی درباره آن دارند:
فلسفه مشاء : قایل به کثرت وجود و موجودند یعنی وجود داشتن ، در بین ما و خدا تنها یک مشترک لفظی است پس تمام موجودات کاملا از هم متباینند وجوداً و موجوداً
فلسفه متعالیه : در نظر ملاصدرا وجود یک امر مشکک است و هر موجودی مرتبه ای از وجود را دارد حضرت حق در درجه اعلای وجود و بقیه موجودات در مراتب پایین تر. پس در این نظر که به آن وحدت تشکیکی وجود می گویند اگر چه خداوند وجود دارد و وجودش واجب (= برای وجود داشتن به هیچ کس نیاز ندارد ، وجود استقلالی دارد) بوده و اشرف ممکنات (=آنها که وجودشان را از واجب تعالی گرفته اند) که عقل اول یا پیامبر اکرم (ص) است هم وجود دارد اما به قول حاجی سبزواری خدافوق مالایتنلهی بما لایتناهی است یعنی آنچنان در مرتبه بالا قرار دارد که فاصله اش با برترین ممکنات بی نهایت است. در این گونه وحدت هرگز موجودات خدا نمی شوند به اصطلاح وحدت وجود است و کثرت موجود ، گرچه همه وجود دارند اما وجود ما (ممکن) کجا و وجود بی نهایت حق
جهله صوفیه: این گروه که در واقع از روی جهل و بی سوادی به این حرف قایل شده اند می گویند نه تنها وجود واحد است بلکه موجود نیز واحد است و هر چه هست خداست این حرف که کفراکبر است اشکالات فراوانی دارد که بطلانش واضح است در این نظر خلقت بی معناست چون همه چیز یکی است و مخلوقی نیست و بهشت و جهنم و جزای اعمال بی معناست واین عقیده بر خلاف نص صریح آیات و روایات و عقل است و خود ما نیز بالوجدان درمیابیم که خدا نیستیم مگر آنکه مغزمان تکان خورده باشد.
