موضوع:دولت عاشقي و عدل جهاني
از مهدي(عج)
سلام علي آل ياسين
السلام عليك يا داعي الله و رباني آياته
السلام عليك يا باب الله و ديان دينه
السلام عليك يا خليفة الله و ناصر حقه
……
يعني درود بر تو اي فراخوان بشريت به سوي خداوند و اي مظهر همه آيات الهي و هر كس بخواهد به درگاه خدا برود از طريق تو بايد برود و اي حاكم دين و اي حافظ دين…
اينها تعابيري است كه به ما آموختند تا چگونه با ايشان حرف بزنيم و او را حي و حاضر بينيم و بر او درود بفرستيم صبح و شب و به او بگوييم تو پرچم عدالت را برافراز ما در ركاب توايم…… .شما مي دانيد كه موعود آخرالزمان يك عقيده شيعي اثنا عشري نيست .علاوه بر اينكه در همه ي اديان الهي منتظر موعود آخرالزمان
اما در اينكه نام ايشان چيست و ايشان كي هستند و ……… اختلاف نظر وجود دارد و دقيقترين آدرس را شيعه دارد.مسئله ي مهدويت متضمن مضامين نظري و عملي بسيار مهمي است.يكي از مهمترين اين مضامين كه مستقيما متوجه سرنوشت بشريت است طرحي است كه مهدويت براي تاريخ جهاني صورت بندي مي كند و اشاره دارد به يك نوع جهان وطني و عدالت جهاني براي انسان جهاني.يعني ما در جنب همه ي حماقت هايي كه در جامعه ي بشري اتفاق مي افتد معتقد باشيم به اينكه يك ديناميزم با شعوري در نبض تارخ تعبيه شده و او عاقبت همه چيز را جبران خواهد كرد او تاريخ را غسل خواهد داد و با يك نبرد فراگير جهاني به اين جنگ همه عليه همه در تاريخ خاتمه خواهد داد و با استقرار دولت عدل جهاني ما در دنيا جز شهر و شهروند جهاني چيزي نداريم. دعواي نژادها و قوميت ها و مليت ها و تبعيض هاي نژادي به دست او خاتمه خواهد يافت. اسم اين را مي توان گذاشت گلوباليزيشن مهدوي در مقابل گلوباليزيشن سرمايه داري طبقاتي كه امروز در دنيا از آن بحث مي كنند و جهاني شدن بر اساس عدالت و معنويت در راه است و ما هر سال و هر قرني كه مي گذرد به حكومت جهاني واحد نزديك مي شويم. در اين نوع جهاني شدن به سبك آمريكا يعني همه برده ي آنها همه ي جهان در خدمت غرب و سرمايه داري صهيونيستي غرب و ديگر پلوراليزم را در اينجا سرشان نمي شود.اما جهاني شدن به سبك امام مهدي (عج)
تا بشريت هم تشنه ي عدالت جهاني و منتظر امام مهدي(عج)
سوال:اين نوع غايت شناسي كه ما به آن مهدويت گفتيم مستقيما به ضرر چه كساني در دنياست؟؟؟
پاسخ:به زيان مافياي قدرت و ثروت جهاني است و لذا دشمن ترين محافل با فكر مهدويت و حكومت عدل جهاني و انتظار فعال و مثبت همين ارباب زر و زور جهان اند كه فرهنگ محافظه كاري جهان را دارند تئوريزه مي كنند و به بشر تلقين مي كنند كه تاريخ پاياني جز وضع موجود جهان ندارد.
عقيده به امام مهدي(عج)
نگاه ما به تاريخ با نگاه هگلي متفاوت است ما مي گوييم تاريخ يعني انسان طولي و جامعه يعني انسان عرضي.ما از سرنوشت بشر حرف مي زنيم از اتفاقاتي كه خواهد افتاد حرف مي زنيم.اينكه ما صرفا با استقراء گذشته ها نمي توانيم آينده را پيش بيني كنيم (كه يكي از اشكالاتي است كه بر تاريخي گري شده) اين سخنان به جاي خود محفوظ و درست هم هستند اما اينها هيچ لطمه اي به عقيده مهدويت نمي زند چون نقطه عزيمت مهدويت از جاي ديگريست.مبناي انتظار حضرت مهدي(عج)
نكته ي ديگر اينكه چون انتظار امام مهدي(عج)
دوران امام مهدي(عج)
بنابراين مهدويت ايدئولوژي است كه هسته ي معنوي آن تاكيد بر حقوق نه آمريت بشري بلكه آمريت خدا.مهدويت نه مسئوليتهاي فردي ما را تحت الشعاع قرار مي دهد(چنانچه بعضي ها گفته اند) نه جنايت هاي ايدئولوژيكي كه محصولات بلا فصل مدرنيته ي غرب هستند را تو جيه مي كند نه جهان را بر اساس حجم ذهن سوپرمن هاي غرب كوچك مي كند.چون جهاني كه در مدينه ي فاضله هاي غربي در نظريات امثال توماس مور و ديگران تحليل شده يك جهان جيبي و بسيار كوچك است.اما جهاني كه در دكترين مهدويت ساخته مي شود جهاني وسيعتر از جهاني است كه الان داريم.گشايش است براي بشر.باز كردن قفل ها و زنجيرهاست.بنابراين جامعه مهدوي را با جهان جيبي اروپايي مقايسه نكنيم.جهان جيبي آنها اينقدر كوچك است كه وقتي بخواهي حق يك نفر را بدهي حق دو نفر پامال مي شود!و همين روياپردازي هاي مذبوحانه ي غربي و شرقي بود كه منجر شد به فلسفه ياس بين پست مدرنيستها كه مي گويند هر فرا روايتي از جهان و انسان و تاريخ محال و مهمل است و حتي مباني متافيزيكي مدرنيته را هم قبول نداريند و مي گويند همه ي ارزشها فاقد اعتبار است.پيام اصلي پست مدرنيسم هم همين است كه ما هيچ چيز مشتركي با هم نداريم و ما هر كدام جهاني جدا از يكديگر هستيم و رسيدند به اضطرار مطلق و امروزه هر گاه حرف از مدينه ي فاضله مي شود اينها بالا مي آورند و حق دارند چون وعده هاي دروغيني به اينها داده شد.لذا حالا كه به اضطرار مطلق رسيدند اميدشان را از دست مي دهند در حاليكه مهدويت دارد با ما از امكانهاي هنوز بالفعل نشده اما واقعي انسان و تاريخ حرف مي زند. اين ها خواب نيست.يك خوابي نيست كه شيعه ي اثنا عشري ديده و مي خواهد تعبيرش كند.اين مهدويت به ما مي گويد يك روزي شالوده سنت و مدرنيسم و پست مدرنيسم را با هم مي شكند.مهدويت به ما مي گويد ما نه رباط هستيم نه حشره. و ارزشها عملي هستند و فقط قابل تصور نيستند بلكه قابل تصديق هم هستند و خوبي ها اسطوره نيستند و امري عيني هستند و از اينكه انسان تي پا خورده ي ازل تا ابد نيست و خداوند ما را فراموش نكرده است و اينطور نيست كه خداوند آدم و فرزندانش را از بهشت بيرون كرده و ردشان را گم كرده و ديگر نمي داند اينها چه مي كنند و چه مي كشند. زخمهاي ما فراموش نشده .حضرت مهدي(عج)
فكر انتظار حضرت مهدي(عج)
انكار حضرت مهدي(عج)
نكته ي ديگر اينكه اين زيست جهان عدالت كه به نام حضرت مهدي (عج)
