[align=center]به نام یکتای بی همتا
با سلام مجدد
ادامه ...
7- این مقدمه در پاسخ به این سوال لازمه که اول ما بفهمیم دین برای چه آمده ؟ اگر همه مردم دنیا حرکات و سکناتشان مورد تایید خدا بود دیگر دلیلی نداشت
دینی بفرستد تا ایشان را به بهترین راه رهنمون شود . همچنین دین ، خود استقلال قانون دارد و نمی آید ببیند همه چه کار می کنند و سپس آن را امضا کند
و همان را قانون قرار دهد .
لذا این اصلا معیار صحیحی نیست که ببینیم اکثریت چه می کنند پس دین هم باید همان کند . مثلا همه جای دنیا در رستوران ها مشروب سرو می کنند !
ولی چرا در کشورهای اسلامی نمی کنند ؟ پس عشق وصفا و حال چه می شود ؟!؟!؟
عقل چنین قیاسی را نمی پذیرد !
حال برویم سراغ هدف ازدواج ؛ در دین ، هدف و کارکرد اصلی ازدواج پرورش نسل توحیدی معرفی شده ، تا هدف از خلقت (همان مطلبی که شما هم فرمودید یعنی عبودیت خداوند محقق شود)
پس اگر پدر و مادری هر کدام آئینی جداگانه برای خود داشته باشند ، مسلما فرزندی که به دنیا می آید حیران می ماند که به کیش پدر برود یا به دین مادر بگراید ؟
این تشتت ذهنی معمولا باعث دین گریزی او می شود و اصلا نقض غرض برای خلقت !
پس
همسانی در عقیده اولا نسل سالمی را به جای می گذارد و ثانیا در زندگی خود زن و مرد ، که اصل مهم آن
آرامش است تاثیر مستقیم دارد .
به فرض هرکدام آئینی دارند و هر آئین هم رسوماتی، بالاخره در طول زندگی به مشکل بر می خورند و توان ادامه نخواهند داشت و اصلا آن آرامشی که در دین
و نیز ذهن خودشان مد نظر است به آن نخواهند رسید .
مطلب سوم این است که بر فرض اگر بپذیریم که هدف و پایه ازدواج عشق تنها باشد (سوای مطالبی که عرض شد) مطمئنا اگر این عشق واقعی باشد ،
برای رسیدن به همدیگر ، یکی باید عقیده خود را به دیگری ایثار کند و گرنه عاشق واقعی نخواهد بود . لذا باز هم به یکی شدن عقاید می رسیم !
(اما در عشق و موضوعیت آن اختلاف نظر بسیار است چون بر فرض هم که هدف خوبی باشد اما می بینید که همان تمام دنیایی که مثال زدید، به خاطر فروپاشی معیارها و سر دادن شعارهای کاذب عشق مدار ، فساد به بی نهایت رسیده و آمار ازدواج نیز منفی شده ، پس معلوم است که معیارشان غلط بوده ؛ چرا که دو نفر که نتوانند از نظر فکر وعقیده همدیگر را تحمل کنند در سایر موارد که وضع معلوم است)
این مقدمه ای بود برای فهم دقیق هدف و کارکرد دینی ازدواج و شرایط تعیین شده برای آن که مطابق خلقت و فطرت انسانی است .
8- سوره نساء با آیاتی در مورد یتیمان و حقوق آنها شروع می شود . و اصل اساسی هم بر
قسط و عدل بنا نهاده شده ؛
(همان چیزی که سوال کننده محترم ، مدّعی عدم آن در دین شده است)
آیه می گوید اگر در ازدواج با یتیمان می ترسید که نتوانید حقوق مسلّم آنها را رعایت کنید با زنان آزاد دیگر ازدواج کنید ( که تعداد آن هم حد اکثر چهار زن است )
این عدد هم حد را می رساند نه اینکه خدا دستور بدهد بروید به این تعداد ازدواج کنید؛ بلکه پیش بینی از سوی خالق صورت گرفته برای مواقع ضرورت که شرایط آن در کتب فقهی آمده .
و بر اساس توانمندی هایی که در درون مرد گذارده توانایی اداره چند زن را هم قرار داده . اما خود خالق هم می داند که اکثریت اینها نمی توانند عدالت را بین چند زن رعایت کنند در ادای حقوق ( لذا فرموده بهتر است همان یکی را بگیرید )
پس می بینید که عدالت شرط شده . وَإِنْ خِفْتُمْ أَلا
َّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ
تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3)
نکته بعدی در مورد مالکیت است . که در آن زمان نسبت به کنیزان داشته اند و خریدو فروش غلام و کنیز هنوز وجود داشته ، اما با قوانین تیزبینانه اسلام کم کم محدود و از بین رفته است .
اما کنیز همچون زن شرعی به او محرم بوده و حکم محرمیت داشته برای آشنایی بیشتر با تعریف و شرایط کنیز و عبد به تاپیک زیر مراجعه کنید :
http://www.eteghadat.com/forum/viewtopi ... =3336#3336
اما تصور غلطی که در مورد کنیز تعبیر به روسپی کردید ، غلط است و به این معنی نیست طبق تاپیک مذکور .
ولی تعریف درست در احکام و آیات این بوده که کسی که در جنگ اسیر شود حکم طلاق با همسر قبلی را برایش دارد و می توان با او ازدواج کرد ( البته بعد از اتمام عدّه و نیز خواندن عقد ! )
9- اما این آیه شماره چهار اصلا مربوط به زن دائم و مهریه آن است :
و مهر زنان را (بطور كامل) بعنوان يك بدهى (يا عطيه،) به آنان بپردازيد! (ولى) اگر آنها چيزى از آن را با رضايت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف كنيد! (4)
آیه بعدی که نوشتید اشتباها 29 ، در اصل آیه 24 و25 است ؛ که در مورد حکم
ازدواج موقت است که آن هم عقد دارد !
و اینگونه نیست که بی اختیار تصاحبی صورت گیرد، بلکه اختیار طرفین شرط است .
اجورهنّ نیز به معنای مهریه عقد موقت است .
و زنان شوهردار (بر شما حرام است;) مگر آنها را كه (از راه اسارت) مالك شدهايد; (زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است;) اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد; در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه ( ازدواج موقت) مىكنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيينمهر، با يكديگر توافق كردهايد. (بعدا مىتوانيد با توافق، آن را كم يا زياد كنيد.) خداوند، دانا و حكيم است. (24)
و آنها كه توانايى ازدواج با زنان (آزاد) پاكدامن باايمان را ندارند، مىتوانند با زنان پاكدامن از بردگان باايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كنند -خدا به ايمان شما آگاهتر است; و همگى اعضاى يك پيكريد- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزويج نماييد، و مهرشان را به خودشان بدهيد; به شرط آنكه پاكدامن باشند، نه بطور آشكار مرتكب زنا شوند، و نه دوست پنهانى بگيرند. و در صورتى كه «محصنه» باشند و مرتكب عمل منافى عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت. اين (اجازه ازدواج با كنيزان) براى كسانى از شماست كه بترسند (از نظر غريزه جنسى) به زحمت بيفتند; و (با اين حال نيز) خوددارى (از ازدواج با آنان) براى شما بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است. (25)
10 – باز هم متاسفانه مشکلات ترجمه دامنگیر فهم دقیق می شود .
قوّامون جمع قوام است یعنی موجب استواری و محکمی خانواده و زندگی . مردان به سبب استعدادهای خدادادی که در اختیارشان قرار داده شده نگهدارنده و اداره کننده زندگی هستند و این به معنی برتری نیست ؛ تازه زحمتی است بر دوش آنها و زنان از این مسولیت سخت معاف شده اند و در عوض کارهای دیگری به عهده شان است .
بنابرهمین اداره امور است که اگر در زندگی ، نافرمانی و یا عدم پذیرش زن نسبت به مسولیتش صورت گرفت برای تنبیه ( به معنی آگاه کردن او ) و توجه دادن او اسلام چند راه را اجازه داده .
همانطور که خاطرتان هست ، گفته بودیم که قرآن نیاز به مفسر و کلام پیامبر.ص دارد تا بفهمیم منظور چیست ؟
دوم اینکه برخی عادات جاهلی را اسلام محدود نموده و سپس در واقع از بین برده است . یکی هم زدن زنان بوده .
که پیامبر .ص این آیه را تفسیرکردند که با
ته چوب مسواک یک تلنگری حق دارید بزنید فقط جهت تذکر .
یعنی در واقع هیچ !!!
چنین چیز بی ارزش و سبکی اصلا زدن ندارد .
و لذا هشدار دادند که اگر این زدن موجب کبودی و یا جراحتی شود با خدا طرف هستید و روز قیامت جایی در کنار من نخواهید داشت .
و در جای دیگر فرمودند
نزدیکترین شما در بهشت به من ، نرمخوترین شماست نسبت به خانواده اش است .
پس چنین دین رحمتی چگونه می تواند اجازه ضرب و شتم دهد ؟!!!
لذا باید دقت کرد که بدون تفسیر معصوم ، فهم قرآن دچار لغزش و بیراهه خواهد شد .
11- دقت شود که
بَنون ، در این آیه به مطلق فرزندان اشاره دارد ( چه دختر و چه پسر ) و این از قواعد لغت عرب است . و اینجا هم به معنی کلی فرزندان است .
و منظور دقیق آیه این است که مال و فرزندان زینت زندگی دنیا هستند و با آیات دیگر ، این را توضیح می دهد که
ما شما را به وسیله همین زینت ها آزمایش می کنیم . المال و البنون فتنة . فتنه یعنی : وسیله آزمون شما هستند و باید در حفظ و برخورد و استفاده از آن دقت کنید .
پس ربطی به امتیاز بین پسر و دختر نیست و اصلا موضوع چیز دیگری است .
12- این آیه شماره 49 است نه 48 (دقت شود که شماره هر آیه در پایان آن آمده نه در اول آن)
این آیه کاملا صریح است و مربوط به طلاق است .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً (49)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه با زنان با ايمان ازدواجكرديد و قبل از همبستر شدن طلاق داديد، عدهاى براى شما بر آنها نيست كه بخواهيد حساب آن را نگاه داريد; آنها را با هديه مناسبى بهرهمند سازيد و بطرز شايستهاى رهايشان كنيد. (49)
فکر می کنم معنی کاملا واضح است . و چیزی از خوشامد و ناخوشامد مردان نیست ! بلکه دستور داده اگر توافقی حاصل نشد و طلاق گرفتید چنین کنید .
تازه دستور بسیار زیبایی به مردان داده که آنها را با احترام و هدیه مناسبی رها سازید و از هم جدا شوید و او را تکریم کنید نه با کراهت و بدرفتاری و کینه جدا شوید
( و اینها خود کارکردهایی است برای بازیابی محبت ؛ و در غیر اینصورت نیز ارزش زن را می رساند )
و ترجمه های غلط کشتزار و پولی بدید و ولش کنید و ... در شان قرآن نیست و متاسفانه به سرعت هم رواج پیدا می کنند این ترجمه های غیر علمی؛
(پس در انتخاب ترجمه مورد استفاده باید دقت کرد )
در نتیجه مشخص شد که پرچم دار عدالت کدام دین است ! و تازه عدالت که حداقل است و شما نکات اخلاقی بالاتر از عدالت را هم در این آیات روشنگر می بینید .
البته یک پرانتز لازم : ( معنی عدالت هم برابری نیست ! این غلط است بگوییم زن و مرد برابرند . این نقصی است نه فضیلت ؛ در جملات وشعارها هم باید دقت شود . عدالت یعنی هرچیزی در جای خود ؛ بر اساس خلقت زن حقوق و وظایفش متناسب خودش وضع شده و برای مرد هم متناسب او . هر کدام متناسب خودش عادلانه است و ظلمی در حق دیگری نشده ؛ لذا عدالت فراتر از مساوات است و از نکات مهم خلقت است ) ؛
و نیز ملاک برتری هم ، جنسیت نیست بلکه تقوی است ( إنّ اکرمکم عند الله اتقیکم ) .
نکته بعدی این است که در مواجهه با قرآن و دین ، نباید با پیش فرض های ذهنی وارد شویم . مثلا ممکن است ما از کودکی روی مسئله حقوق دختر و پسر و رفتار تبعیض آمیز دیگران حساس شده باشیم و همیشه دنبال این باشیم که مثلا زنان را مظلوم نشان دهیم و همه ادیان را هم بر ضد زنان فرض کنیم و با این ذهنیت ، معنای غلطی را هم به آیات تحمیل کنیم ...
خیر ! بلکه باید با ذهنی پاک و قلبی سلیم به پی جویی حقیقت رویم و افراد را با حق بسنجیم ؛ نه اینکه حق را با افراد و رفتار آنها !
خداوند همه ما را در فهم صحیح دین و برنامه تکامل بخش خود موفق بدارد