خطاي پيامبر؟!!

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1668
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3099 بار
سپاس‌های دریافتی: 5474 بار

خطاي پيامبر؟!!

پست توسط Labbaik »

سلام

این داستان را زیاد شنیده ایم که پیامبر(ص) قبل از وفات خود از جمع حاضر حلالیت می طلبند و مردی در آنجا میگوید زمانی شما سوار بر مرکب بودید و به اشتباه چوب را بر پشت من زدید تا به حیوان ...، و آنگاه که پیامبر آماده قصاص میشوند آن مرد دست ایشان را میبوسد(ممکنه بعلت فراموشی،بعضی از قسمت های داستان را اشتباه گفته باشم )

آیا این داستان واقعیت دارد؟ واگر دارد آیا ارتکاب خطای پیامبر(ص) با عصمت ایشان منافاتی ندارد؟

 با آرزوی داشتن سالی خوش :razz:

یا علی
 
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند


 تصویر 
Member
Member
پست: 50
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۶, ۵:۱۷ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 37 بار
تماس:

پست توسط mortezaramazani »

[align=center]بنام خداوند سبحان  

در اینجا بحث سهوا نبی پیش می آید که آیا انبیا ممکن است سهوی مرتکب شوند یا نه؟
که دو نظر پیش می آید
نظر اول می گوید که سهو موجب غضب خداوند نمی شود پس ممکن است که سهوی اتفاق افتد. و مثالی را می آورم که اعتقاد این دسته را بیان می کند
فرض کنید شما با قیچی کار می کنید در حین کار دست شما بریده می شود . خب حال دست شما زخم شده یک سوال
اگر شما دست خود را عمدی(بدون سهو) می بریده اید آیا مرتکب گناه شده اید یا نه ؟ قطعا جواب مثبت است چون آسیب رساندن به بدن بصورت عمدی(بدون سهو) گناه دارد.آیا زمانی که شما با سهو دست خود را بریده اید باز هم گناه کرده اید ؟

نظر دوم
به اعتقاد این دسته انبیا دچار هیچ سهوی نمی شوند.


بنده نمی گویم که طرف دار کدام یک از نظرها هستم فقط نظرات را اوردم و از دوستان عزیز خواستارم که در مورد این موضوع بحث کنند.
Iron
Iron
پست: 229
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 88 بار
سپاس‌های دریافتی: 557 بار

پست توسط پاسخ جو »

[align=center]به نام  

با سلام . تذکر یک نکته بسیار ضروری است . ::sh

در این گونه موارد ، که ماجرایی هم جنبه تاریخی دارد و هم جنبه اعتقادی به خود می گیرد ابتدا باید اصل مسئله اثبات شود .

خود روایت و تمام اسناد و منابع آن باید بررسی شود ، تازه بعد از اطمینان به صحت این داستان ، به بحث در مورد آن پرداخت .

 پس درخواست می شود اصل ماجرا و منبع آن ذکر شود و صرفا مشهور بودن یک داستانی هیچ گونه اطمینانی به اصل وقوع آن ایجاد نمی کند .  


مثال واضح اینگونه موارد مثل داستانی است که مولوی در شعر ( او خَدو انداخت بر روی علی ...) نقل کرده که هیچ سندیت تاریخی ندارد !

و هدف او نیز نشان دادن عدم عصمت و عصبانی شدن امام علی.ع در موارد شخصی است ؛ و متاسفانه افراد مختلف ، از روی سادگی

و بدون تحقیق بارها آن را نقل می کنند و اسفناک تر اینکه در کتب درسی هم راه پیدا کرده .

لذا ابتدا باید اصل مسئله اثبات شود ، بعد تازه بررسی شود که برفرض وقوع ، اصلا چنین مسئله ای خطا بوده یا خیر و بعد تازه در مورد سهوی یا عمدی بودن آن

و ربط آن به عصمت بحث شود .
چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !
Old-Moderator
Old-Moderator
پست: 1668
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3099 بار
سپاس‌های دریافتی: 5474 بار

پست توسط Labbaik »

من هم همین را گفتم :shock: دنبال سندش هستم که ببینم موثقه یا نه

سندش را پیدا کردید راحت تر میشه روش بحث کرد
زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده است

تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین !!!

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند


 تصویر 
Commander
Commander
پست: 2218
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3085 بار
سپاس‌های دریافتی: 5884 بار
تماس:

پست توسط محمد علي »

[align=center]بسم الله الرحمن الرحیم  

پس از جستجوی مفصلی که انجام شد ، مشاهده شد که این حدیث در هیچ یک از کتب روایی شیعه نقل نشده است .

به جز در کتاب امالی صدوق (ره) ، آن هم با سندی که عرض خواهد شد . و در کتب متاخرین از ایشان نیز همگی به این منبع ارجاع داده اند .

امالى صدوق، ص‏633، مجلس 92، حديث 6 :

فِي وَفَاةِ النَّبِيِّ ص وَ مَا قَالَهُ لِأَصْحَابِهِ فِي مَرَضِهِ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ قَالَ ص إِنَّ رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ حَكَمَ وَ أَقْسَمَ أَنْ لَا يَجُوزَهُ ظُلْمُ ظَالِمٍ فَنَاشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ كَانَتْ لَهُ قِبَلَ مُحَمَّدٍ مَظْلِمَةٌ إِلَّا قَامَ فَلْيَقْتَصَّ مِنْهُ فَالْقِصَاصُ فِي دَارِ الدُّنْيَا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الْقِصَاصِ فِي دَارِ الْآخِرَةِ عَلَى رُءُوسِ الْمَلَائِكَةِ وَ الْأَنْبِيَاءِ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْقَوْمِ يُقَالُ لَهُ سَوَادَةُ بْنُ قَيْسٍ فَقَالَ لَهُ فِدَاكَ أَبِي وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّكَ لَمَّا أَقْبَلْتَ مِنَ الطَّائِفِ اسْتَقْبَلْتُكَ وَ أَنْتَ عَلَى نَاقَتِكَ الْعَضْبَاءِ وَ بِيَدِكَ الْقَضِيبُ الْمَمْشُوقُ فَرَفَعْتَ الْقَضِيبَ وَ أَنْتَ تُرِيدُ الرَّاحِلَةَ فَأَصَابَ بَطْنِي فَلَا أَدْرِي عَمْداً أَوْ خَطَأً فَقَالَ ص مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ أَكُونَ تَعَمَّدْتُ ؟! ثُمَّ قَالَ يَا بِلَالُ قُمْ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ فَائْتِنِي بِالْقَضِيبِ الْمَمْشُوقِ فَخَرَجَ بِلَالٌ وَ هُوَ يُنَادِي فِي سِكَكِ الْمَدِينَةِ مَعَاشِرَ النَّاسِ مَنْ ذَا الَّذِي يُعْطِي الْقِصَاصَ مِنْ نَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَهَذَا مُحَمَّدٌ ص يُعْطِي الْقِصَاصَ مِنْ نَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ سَاقَ الْحَدِيثَ إِلَى أَنْ قَالَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَيْنَ الشَّيْخُ فَقَالَ الشَّيْخُ هَا أَنَا ذَا يَا رَسُولَ اللَّهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَقَالَ تَعَالَ فَاقْتَصَّ مِنِّي حَتَّى تَرْضَى فَقَالَ الشَّيْخُ فَاكْشِفْ لِي عَنْ بَطْنِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَشَفَ ص عَنْ بَطْنِهِ فَقَالَ الشَّيْخُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ تَأْذَنُ لِي أَنْ أَضَعَ فَمِي عَلَى بَطْنِكَ فَأَذِنَ لَهُ فَقَالَ أَعُوذُ بِمَوْضِعِ الْقِصَاصِ مِنْ بَطْنِ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنَ النَّارِ يَوْمَ النَّارِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا سَوَادَةُ بْنُ قَيْسٍ أَ تَعْفُو أَمْ تَقْتَصُّ فَقَالَ بَلْ أَعْفُو يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص اللَّهُمَّ اعْفُ عَنْ سَوَادَةَ بْنِ قَيْسٍ كَمَا عَفَا عَنْ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ ص الْخَبَر


سند حدیث به این ترتیب است :

[align=center]عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الطَّالَقَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْدَانَ الصَّيْدَلَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الْوَاسِطِيِّ عَنْ

مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ عَنْ خَالِدٍ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي قِلَابَةَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَيْدٍ الْجَرْمِيِّ عَنِ ابْنِ عَبَّاس‏ 

جالب است که تمامی افرادی که نامشان بولد(مشکی) شده است ، هیچ گزارشی از احوالشان در کتب رجالی شیعه یافت نشد و همگی

مجهول الحال (عند الشیعه) هستند .

تنها محمد بن هارون ، نامش در کتاب خلاصة الاقوال علامه حلی آمده و آن هم با تعبیر ( ضعیفٌ ) ... (خلاصه حلی ص254)

لذا این حدیث در نزد شیعه هیچ حجیت و اعتباری ندارد .

مخصوصا به اینکه از نظر متنی ، دلالت بر خطای پیامبر (ص) دارد که آن هم مغایر عقیده عصمت می باشد .


اما متن حدیث در کتب اهل تسنن نیز به صورت مضطرب گزارش شده ، یکی در جنگ بدر گفته یکی در بازگشت از طائف ،

دیگری در مدینه هنگام حیات پیامبر (ص) ، دیگری در زمان قبل از وفات ایشان و ...

لذا همانطور که می دانید ، اضطراب در نقل حدیث موجب ضعف متنی آن و اسقاط از حجیت می شود .

همچنین نام این فرد ، سوادة بن قیس آمده ، سواد بن عمرو ، سواد بن غزیه و... که این فرد هم نامش بصورت مضطرب گزارش شده .


بیشترین نقل ها از همین سوادة بن قیس است ، که نام او را در معتبرترین کتب طبقات نیز نیافتیم . ( در طبقه اول یعنی صحابه )


همچنین نفر دومی که بعد از ابن عباس آمده یعنی أَبِي قِلَابَةَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَيْدٍ الْجَرْمِيِّ از هم مسلکان ابو هریره و عایشه و انس بن مالک بوده

و روایاتش را از ایشان اخذ می کرده و در شیوه دستبرد در احادیث و کم و زیاد کردن آنها ، پیرو همین گروه می باشد .

خصوصا به اینکه در روایات مکتب خلفا الفاظ رکیک دیگری غیر از مظلمه هم آمده : از جمله اینکه کسی را ناسزا گفته باشم یا زده باشم و ...

که این دلالت بر انگیزه تحریف گران این حدیث ، برای ترویج عقاید باطلشان مبنی بر عدم عصمت پیامبر (ص) بوده است .


اما متن حدیث که آن هم جای تامل بسیار دارد :

اولین موردی که بولد هم شده ، این است که اگر کسی از من پیامبر مظلمه (ستمی) دیده باشد! که این در حد احتمال هم مغایر با عصمت است .

و نیز اینکه استحقاق قصاص داشته باشد . و می گوید من اینجا قصاص بشوم بهتر از این است که فردای قیامت جلوی فرشته ها و بقیه انبیا قصاص بشوم

و به تعبیر ما آبرویم برود !!!


سوال دیگر اینجاست که پیامبر(ص) بر فرض استحقاق قصاص هم ، چرا آن را تا پایان عمر خویش به تاخیر انداختند ؟؟


بعد سواده می گوید شما که از طائف برمی گشتید بر روی ناقه خود نشسته بودید و تازیانه خود را بلند کردید ( و البته من می دانم که شما می خواستید

به مرکبتان ضربه بزنید !
:-( ) ولی به من خورد .

( نکته مهم تر اینجاست که خود او می گوید: ) البته نمی دانم از روی عمد بود یا سهو ! :eek:

کسی که روایت را جعل کرده ، همینجا خواسته با این شبهه ضربه خود را بزند !

البته چون درغگو فراموشکار است ، یادش رفته که در عبارت قبل تصریح کرده بود که من می دانستم که می خواستید به مرکب ضربه بزنید اما به من خورد !

 و این تناقض بین اینکه می دانم و نمی دانم در کلام سواده آشکار است .  

( عزیزانی که در کنفرانس های سایت شرکت کرده اند خاطرشان هست که یکی از ترفندهای تحریف احادیث را گزارش دقیق مکانی و زمانی
و حالات و صفات ذکر کردیم ؛ او دقیقا حالت ناقه و نیز صفات تازیانه را بیان کرده و در روایات مکتب خلفا حتی آمده که پیامبر (ص) کجا ایستاده بود
به چه چیزی تکیه داده بود و عمامه اش چگونه بود ... و این ترفندی برای باور پذیر نمودن روایات جعلی است )

نکته بعدی و قابل تامل اینجاست که پیامبر(ص) سپس به بلال فرمودند برو و آن شلاق را از خانه فاطمه (س) بیاور !!!

بر فرض وجود چنین تازیانه ای ، این در خانه حضرت زهرا(س) چه می کند ؟ قاعدتا باید در خانه خود پیامبر(ص) باشد ؛

که نشان می دهد تیر چند شعبه جعل روایات به کجاها ضربه می زند و قصد معرفی کدام خاندان را به عنوان خشونت طلب می کند .

تازه اصلا باید بررسی شود ، این پیامبر رحمت و شفقت (ص) اصلا تازیانه برای مرکب ها استفاده می کرده اند یا خیر ؟؟؟

بر فرض قبول هم که تازیانه داشتند ، مگر طول این تازیانه چقدر بوده ، که آن هم از بالای شتر (با آن ارتفاع) بیاید و بخورد به شکم این فرد ؟!!!


مشکلات متنی این حدیث بسیار است و تازه وقتی چنین سند مضطربی داشته باشد ، نقد آن گستره بیشتری دارد .

و در منابع مکتب خلفا تعابیر بسیار زننده دیگری در مورد پیامبر (ص) و حضرت فاطمه(س) و صحبت او با بلال آمده که ارزش نقل و نقد ندارند .


 لذا مختصرا به آن اشاره نمودیم و مغایرت آن را با لزوم عصمت پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) از هرگونه خطا و نسیان و عصیان ،

چه عمدا و چه سهوا ، در تمام لحظات عمر ، بیان نمودیم .
 



  :razz: والحمد لله ربّ العالمین :razz:  
[External Link Removed for Guests]

 
[External Link Removed for Guests] 
ارسال پست

بازگشت به “پیغمبر شناسی”