چرا از اکثرا کلمه يا براي خدا به کار نميبريم؟
مدیر انجمن: شورای نظارت
چرا از اکثرا کلمه يا براي خدا به کار نميبريم؟
آیا تا به حال به این سوال فکر کرده اید؟
سؤال در واقع برمىگردد به اينكه آيا از نظر اسلام توسل به ديگران و استمداد از غير خدا صحيح استيا خير؟ اگر غير خدا را وجودى مستقل و داراى قدرت مستقل از خدا بدانيم صحيح نيستبلكه شرك و حرام استيعنى اگر هنگام توسل به ائمه(ع)، عقيدهمان اين باشد كه آنان به خاطر مقام و منزلتى كه در نزد خداوند متعال دارند قدرتى به آنها عطا شده است كه مىتوانند افراد را يارى كنند، در اين صورت درخواست كمك از آنان همان درخواست كمك از خداست. اما اينكه به كدام دليل در كارهايمان (يا الله) و (يا رب) نمىگوييم در جواب بايد گفت كه اين دو كلمه نيز بسيار بيان مىشود و افراد با ايمان از خداوند بسيار كمك مىخواهند.
ولی کلا به نظر من مشکل ما این است که بلد نیستیم بت خدا حرف بزنیم
[align=justify]و این درد است
سؤال در واقع برمىگردد به اينكه آيا از نظر اسلام توسل به ديگران و استمداد از غير خدا صحيح استيا خير؟ اگر غير خدا را وجودى مستقل و داراى قدرت مستقل از خدا بدانيم صحيح نيستبلكه شرك و حرام استيعنى اگر هنگام توسل به ائمه(ع)، عقيدهمان اين باشد كه آنان به خاطر مقام و منزلتى كه در نزد خداوند متعال دارند قدرتى به آنها عطا شده است كه مىتوانند افراد را يارى كنند، در اين صورت درخواست كمك از آنان همان درخواست كمك از خداست. اما اينكه به كدام دليل در كارهايمان (يا الله) و (يا رب) نمىگوييم در جواب بايد گفت كه اين دو كلمه نيز بسيار بيان مىشود و افراد با ايمان از خداوند بسيار كمك مىخواهند.
ولی کلا به نظر من مشکل ما این است که بلد نیستیم بت خدا حرف بزنیم
[align=justify]و این درد است
تقدير چيست؟؟؟
تقدير وجود دارد؟واقعا که خنده آور است و شرک
تقدير وجود دارد؟واقعا که خنده آور است و شرک

-
- پست: 229
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 88 بار
- سپاسهای دریافتی: 557 بار
[align=center]به نام خالق قادر
به نظر می رسد اینگونه مسائل ، آنچنان هم درد نباشد !
چرا که همان پیشوایان راستین دینی ، به پیروان خود همیشه آموزش داده اند که دعاهای خود را بانام و یاد و تضرع به خدا آغاز کنند .
و این ادعیه را همیشه بر زبان پیروانشان می نهادند تا ملکه ایشان شود .
حال اگر کسی انجام ندهد ، خود مقصر است .
-------------------------------------------------------------------------------------------------
اما !
درد واقعی اینجاست : که ما بپنداریم تقدیر چیست ؟؟؟ آیا تقدیر وجود دارد ؟ واقعا که خنده آور است و شرک ...
[align=left]و در امضای خود که نشان عقیده و مسلک خویش است ، این منش را تبلیغ کنیم !
[align=center]درد این است !!!
یا نمی دانیم تقدیر چیست ؟ و یا اصلا معنای شرک را نفهمیده ایم !!!
به نظر می رسد اینگونه مسائل ، آنچنان هم درد نباشد !
چرا که همان پیشوایان راستین دینی ، به پیروان خود همیشه آموزش داده اند که دعاهای خود را بانام و یاد و تضرع به خدا آغاز کنند .
و این ادعیه را همیشه بر زبان پیروانشان می نهادند تا ملکه ایشان شود .
حال اگر کسی انجام ندهد ، خود مقصر است .
-------------------------------------------------------------------------------------------------
اما !
درد واقعی اینجاست : که ما بپنداریم تقدیر چیست ؟؟؟ آیا تقدیر وجود دارد ؟ واقعا که خنده آور است و شرک ...
[align=left]و در امضای خود که نشان عقیده و مسلک خویش است ، این منش را تبلیغ کنیم !
[align=center]درد این است !!!
یا نمی دانیم تقدیر چیست ؟ و یا اصلا معنای شرک را نفهمیده ایم !!!
چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !

-
- پست: 1668
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3099 بار
- سپاسهای دریافتی: 5474 بار
[align=center]به نام
سلام
راستش من فکر میکنم سوء برداشت شده از نوشته های TEVENAN .برداشت من از پست ایشون اینه که ،ایشون سوال و تردید خیلی از آدما را مطرح کردن و خودشون هم جواب دادند.
عقیده همه ما بر اینه که ائمه اطهار وسیله ای هستند برای ارتباط با خدا و توسل و.....
ولی خب تو این یکی حرفشون!!...
تقدير چيست؟؟؟ تقدير وجود دارد؟واقعا که خنده آور است و شرک
[align=center]ان شاءالله هم حرف زدن با خدا را یاد بگیریم ...
و هم بفهمیم تقدیر و شرک و توحید چیه؟...
تا دیگه درد نباشه!!!
سلام
راستش من فکر میکنم سوء برداشت شده از نوشته های TEVENAN .برداشت من از پست ایشون اینه که ،ایشون سوال و تردید خیلی از آدما را مطرح کردن و خودشون هم جواب دادند.
عقیده همه ما بر اینه که ائمه اطهار وسیله ای هستند برای ارتباط با خدا و توسل و.....
ولی خب تو این یکی حرفشون!!...
تقدير چيست؟؟؟ تقدير وجود دارد؟واقعا که خنده آور است و شرک
[align=center]ان شاءالله هم حرف زدن با خدا را یاد بگیریم ...
و هم بفهمیم تقدیر و شرک و توحید چیه؟...
تا دیگه درد نباشه!!!
زندگی بافتن یک قالی است
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند

-
- پست: 1
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶, ۸:۵۳ ب.ظ
سلام دوست من
اگر منظور شما از طرح اين مسئله جواب دادن به شبهه توسل به ائمه اطهار عليهم السلام است و يا اينکه خود دچار ترديد شده ايد، بايد در جواب به آن شبهه کنندگان اينطور گفت:
که آيا خود شما براي بدست آوردن مايحتاج خود چرا سراغ مردم ميرويد؟ فقط بايد سراغ خدا برويد و بس! و هرگونه درخواست شما از هرکسي ميشود شرک، خواه درخواست کوچک باشد، خواه بزرگ، زيرا نفس عمل، درخواست شما از غير خداست. مثال ساده و عقلاني اين درخواست ها همان نان خريدن، يا در مريضي به دکتر مراجعه کردن است. و ...
حال ما شيعيان براي کارهاي بزرگمان به سراغ خود ائمه عليهم السلام ميرويم آيا اين مشکلي دارد؟
و کجاي اين کار درد است؟ زيرا خود خدا خواسته براي مراجعه به ذات مقدسش از وسيله استفاده کنيم. و چه وسيله ايي بهتر از پيامبر و امامان که خود آنان را به ما معرفي کرده است. آيه : "... و ابتغوا اليه الوسيله ..."
اگر منظور شما از طرح اين مسئله جواب دادن به شبهه توسل به ائمه اطهار عليهم السلام است و يا اينکه خود دچار ترديد شده ايد، بايد در جواب به آن شبهه کنندگان اينطور گفت:
که آيا خود شما براي بدست آوردن مايحتاج خود چرا سراغ مردم ميرويد؟ فقط بايد سراغ خدا برويد و بس! و هرگونه درخواست شما از هرکسي ميشود شرک، خواه درخواست کوچک باشد، خواه بزرگ، زيرا نفس عمل، درخواست شما از غير خداست. مثال ساده و عقلاني اين درخواست ها همان نان خريدن، يا در مريضي به دکتر مراجعه کردن است. و ...
حال ما شيعيان براي کارهاي بزرگمان به سراغ خود ائمه عليهم السلام ميرويم آيا اين مشکلي دارد؟
و کجاي اين کار درد است؟ زيرا خود خدا خواسته براي مراجعه به ذات مقدسش از وسيله استفاده کنيم. و چه وسيله ايي بهتر از پيامبر و امامان که خود آنان را به ما معرفي کرده است. آيه : "... و ابتغوا اليه الوسيله ..."

-
- پست: 19
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۶, ۶:۱۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 6 بار
- سپاسهای دریافتی: 11 بار
باعرض سلام.
به نظر مي رسد عدم قبول قضا و قدر به دليل نگرش نادرستي باشد که برخي درباره معني آن دارند.براي مطالعه بيش تر درباره اين مسائل مي توانيد به کتب زير مراجعه کنيد:
1.انسان و سرنوشت،شهيد مطهري،به خصوص صفحه 29 به بعد
2.عدل الهي،شهيد مطهري،به خصوص صفحه 117 به بعد
3.اصول فلسفه و روش رئاليسم،علامه طباطبايي و شهيد مطهري،به خصوص صفحه 201 به بعد جلد پنجم
مي توانيد براي دو کتاب اول به [External Link Removed for Guests] و براي کتاب سوم به hawzah.net رجوع کنيد.
به نظر مي رسد عدم قبول قضا و قدر به دليل نگرش نادرستي باشد که برخي درباره معني آن دارند.براي مطالعه بيش تر درباره اين مسائل مي توانيد به کتب زير مراجعه کنيد:
1.انسان و سرنوشت،شهيد مطهري،به خصوص صفحه 29 به بعد
2.عدل الهي،شهيد مطهري،به خصوص صفحه 117 به بعد
3.اصول فلسفه و روش رئاليسم،علامه طباطبايي و شهيد مطهري،به خصوص صفحه 201 به بعد جلد پنجم
مي توانيد براي دو کتاب اول به [External Link Removed for Guests] و براي کتاب سوم به hawzah.net رجوع کنيد.
به نام خدا
اول در مورد امضا بگم:خيلي ها رو من خودم ميشناسم که دو تا خدا دارن و خودشون هم خبر ندارن
خداي اولشون همون خداي من و شماست
و خداي دومشون تقديره
مگه ما انسان ها مختار نيستيم؟مگه خدا به ما قوه عقل و انتخاب نداده؟
ببينين
دارم رک میگم ولی اگه غلطه بگین غلطه
شايد من واقعا معناي شرک رو نفهميدم ولي خوب ميدونم که دخالت دادن يه چيزي که نه پيغمبره نه امامه تو کار خدا بوي بدي ميده که هیچ پیغمبر و امام هم نمیتونن به کار خدا دخالت کنن.
فکر کنم ديگه بحث در موردش لازم نباشه
شايد به خاطر ((چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !))بوده که پاسخ جوي عزيز اينقدر محکم دست من رو گرفتن
خودتون بارها تو قرآن خونديد که نوشته هنگامي که بندها با من راز و نياز ميکنن با خشوع و تزرع و اگه اشتباه نکرده باشم گريه هم بود(حافظه من ضعيفه اگه دوستان خود آيه در ذهنشونه بنويسن)وارد شن
خوب چي ميشه ما يه بار هم که شده همين جوري دست به کار بشيم؟هان؟
جالبه که من خودم نوشتم که:
اگر هنگام توسل به ائمه(ع)، عقيدهمان اين باشد كه آنان به خاطر مقام و منزلتى كه در نزد خداوند متعال دارند قدرتى به آنها عطا شده است كه مىتوانند افراد را يارى كنند، در اين صورت درخواست كمك از آنان همان درخواست كمك از خداست
ولي مثل اين که متوجه منظور من نشديد
ببينيد ما اينجا جمع شديم تا بحث و تبادل نظر کنيم و کاربرهاي مهمان که ميان اينجا بتونن از اين بحث ها استفاده کنن
zsadegh, جان من که چنين حرفي نزدم که.خدا هميشه با يه وسيله اي روزي ميرسونه
اين در مورد رزق
ولي ما نيايش و دعا رو براي چي مکنيم؟
درسته.براي رسيدن به آرامش
يعني ما دعا ميکنيم.عبادت ميکنيم.نماز ميخونيم براي براي آرامش خودمون(براي اين که دوباره سو تفاهم پيش نياد ميگم:ما وظيفمونه که اين کارا رو بکنيم ولي زير سايه اين وظيفه به آرامش ميرسيم.)
ولي اين آرامش هم ميتونه خدا با يه وسيله هايي به ما بده
من خودم کساني رو ميشناسم که حتي وقتي پيششون ميشينم آرامش پيدا ميکنم.حالا اينا که آدم معمولين.امام ها که وضعشون مشخصه
Labbaik, جان اولا که من TEVENAN نيستم.TEVNAN درسته
دوما مرسي از نظرت
hamidreza, ممنون از منابع
بازم منتظر نظرتون هستم
راستي يه چند تا غلط توي تايپم دارم.آخه من تايپ فارسي مسلط نيستم
مثلا با خدا رو نوشتم بت خدا
آخه ا و ت کنار هم هستن
من که هر چقدر نگاه کردم دکمه ويرايش رو نديدم[align=left]
اول در مورد امضا بگم:خيلي ها رو من خودم ميشناسم که دو تا خدا دارن و خودشون هم خبر ندارن
خداي اولشون همون خداي من و شماست
و خداي دومشون تقديره
مگه ما انسان ها مختار نيستيم؟مگه خدا به ما قوه عقل و انتخاب نداده؟
ببينين
دارم رک میگم ولی اگه غلطه بگین غلطه
شايد من واقعا معناي شرک رو نفهميدم ولي خوب ميدونم که دخالت دادن يه چيزي که نه پيغمبره نه امامه تو کار خدا بوي بدي ميده که هیچ پیغمبر و امام هم نمیتونن به کار خدا دخالت کنن.
فکر کنم ديگه بحث در موردش لازم نباشه
شايد به خاطر ((چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !))بوده که پاسخ جوي عزيز اينقدر محکم دست من رو گرفتن
خودتون بارها تو قرآن خونديد که نوشته هنگامي که بندها با من راز و نياز ميکنن با خشوع و تزرع و اگه اشتباه نکرده باشم گريه هم بود(حافظه من ضعيفه اگه دوستان خود آيه در ذهنشونه بنويسن)وارد شن
خوب چي ميشه ما يه بار هم که شده همين جوري دست به کار بشيم؟هان؟
جالبه که من خودم نوشتم که:
اگر هنگام توسل به ائمه(ع)، عقيدهمان اين باشد كه آنان به خاطر مقام و منزلتى كه در نزد خداوند متعال دارند قدرتى به آنها عطا شده است كه مىتوانند افراد را يارى كنند، در اين صورت درخواست كمك از آنان همان درخواست كمك از خداست
ولي مثل اين که متوجه منظور من نشديد
ببينيد ما اينجا جمع شديم تا بحث و تبادل نظر کنيم و کاربرهاي مهمان که ميان اينجا بتونن از اين بحث ها استفاده کنن
zsadegh, جان من که چنين حرفي نزدم که.خدا هميشه با يه وسيله اي روزي ميرسونه
اين در مورد رزق
ولي ما نيايش و دعا رو براي چي مکنيم؟
درسته.براي رسيدن به آرامش
يعني ما دعا ميکنيم.عبادت ميکنيم.نماز ميخونيم براي براي آرامش خودمون(براي اين که دوباره سو تفاهم پيش نياد ميگم:ما وظيفمونه که اين کارا رو بکنيم ولي زير سايه اين وظيفه به آرامش ميرسيم.)
ولي اين آرامش هم ميتونه خدا با يه وسيله هايي به ما بده
من خودم کساني رو ميشناسم که حتي وقتي پيششون ميشينم آرامش پيدا ميکنم.حالا اينا که آدم معمولين.امام ها که وضعشون مشخصه
Labbaik, جان اولا که من TEVENAN نيستم.TEVNAN درسته
دوما مرسي از نظرت
hamidreza, ممنون از منابع
بازم منتظر نظرتون هستم
راستي يه چند تا غلط توي تايپم دارم.آخه من تايپ فارسي مسلط نيستم
مثلا با خدا رو نوشتم بت خدا
آخه ا و ت کنار هم هستن
من که هر چقدر نگاه کردم دکمه ويرايش رو نديدم[align=left]
تقدير چيست؟؟؟
تقدير وجود دارد؟واقعا که خنده آور است و شرک
تقدير وجود دارد؟واقعا که خنده آور است و شرک

-
- پست: 229
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 88 بار
- سپاسهای دریافتی: 557 بار
[align=center]به نام خدا
سلام به حقیقت جویان با منطق
ممنون از TEVNAN گرامی که با حوصله و آرامش ، پاسخ دوستانشون رو دادند .
البته بنده هم قصدم ، محکم گرفتن دستشون نبود ، بیشتر دوست داشتم تا بتونیم بعضی ذهنیت ها رو اصلاح کنیم .
تصورم این هست که شاید توی به کار بردن بعضی اصطلاحات ، اونا رو با معنای حقیقیشون جابجا می کنیم .
احساسم در مورد تصورات اکثرمردم نسبت به تقدیر اینه که شاید ، فکر می کنیم تقدیر و سرنوشت یه چیز نوشته شده از قبل هست و آدم ها اختیاری ندارند .
خوب به این میگن جبر ... نه تقدیر ، و به کار بردن کلمه تقدیر برای این اعتقاد اشتباهه !
چون اصطلاح تقدیر ، یک معنای متفاوت و از طرفی پذیرفته شده از طرف خدا و پیشوایان دینی دارد .
سعی می کنم ساده توضیح بدم . ما دو چیز داریم یکی قضا و یکی هم تقدیر . تقدیر یعنی اندازه گیری اولیه و قضا یعنی حکم خدا که محکم شده .
اما در روایات آمده که قضا هم می تواند با دعا تغییر پیدا کنه حتی اگر محکم شده باشه . مثلا طول عمر انسان هم قابل تغییره با صلۀ رحم .
یعنی چیزایی هست که با اعمال ما تغییر پیدا می کنه . پس قضای الهی هم یک چیز نوشته شدۀ غیر قابل تغییر نیست
و یا اینکه بگیم چون خدا نوشته پس جبر هست . نه !
این نوشتن خدا هم بر اساس اعمال ماست . خودش گفته اگر گناه کنید عمر شما کوتاه و یا بی برکت میشه .
خوب خودش نتیجه رو گفته ، اگر ما هم گناه کنیم اون نتیجه برای ما نوشته میشه . البته با عمل صالح و دعا قابل تغییره .
پس هرچیزی که تقدیر و اندازه گیری شد ، سپس محکم می شود و از دایره تقدیر الهی بالاتر میره و تبدیل به قضای الهی میشه .
یعنی چیزهایی که تغییر و یا شکی در وقوع اونها نیست . مثل قیامت ، مثل ظهور امام زمان (عج) و ... اینها چیزهایی هستند که جزو
مقدرات الهی هستند ، و سپس محکم شده (قضا) ؛ یعنی حتما به وقوع می پیوندند .
این قضا و قدر هم از توحید سرچشمه می گیرند ، چرا که یکی از شرایط توحید علم خدا به تمام چیزهایی است که اتفاق می افته و این
هیچ منافاتی با اختیار انسان نداره ، فقط منظور اینه که همه چیز در دایره علم الهی به وقوع می پیونده .
پیشنهاد می کنم برای اشنایی بیشتر با قضا و قدر لینک زیر رو مطالعه کنید :
http://www.eteghadat.com/forum/viewtopic.php?t=441
--------------------------------------------------
اما اینکه آدم بشینه و هیچ کاری نکنه و بگه همه چی سرنوشت هست و از قبل نوشته شده و ما هیچ کاره ایم ، مسلما این چیز کاملا بدی هست .
ولی باید دقت کنیم که برای هر مفهومی ، اصطلاح صحیحش رو بکار بگیریم . چرا که تقدیر درست ، آن بود که عرض شد .
سلام به حقیقت جویان با منطق
ممنون از TEVNAN گرامی که با حوصله و آرامش ، پاسخ دوستانشون رو دادند .
البته بنده هم قصدم ، محکم گرفتن دستشون نبود ، بیشتر دوست داشتم تا بتونیم بعضی ذهنیت ها رو اصلاح کنیم .
تصورم این هست که شاید توی به کار بردن بعضی اصطلاحات ، اونا رو با معنای حقیقیشون جابجا می کنیم .
احساسم در مورد تصورات اکثرمردم نسبت به تقدیر اینه که شاید ، فکر می کنیم تقدیر و سرنوشت یه چیز نوشته شده از قبل هست و آدم ها اختیاری ندارند .
خوب به این میگن جبر ... نه تقدیر ، و به کار بردن کلمه تقدیر برای این اعتقاد اشتباهه !
چون اصطلاح تقدیر ، یک معنای متفاوت و از طرفی پذیرفته شده از طرف خدا و پیشوایان دینی دارد .
سعی می کنم ساده توضیح بدم . ما دو چیز داریم یکی قضا و یکی هم تقدیر . تقدیر یعنی اندازه گیری اولیه و قضا یعنی حکم خدا که محکم شده .
اما در روایات آمده که قضا هم می تواند با دعا تغییر پیدا کنه حتی اگر محکم شده باشه . مثلا طول عمر انسان هم قابل تغییره با صلۀ رحم .
یعنی چیزایی هست که با اعمال ما تغییر پیدا می کنه . پس قضای الهی هم یک چیز نوشته شدۀ غیر قابل تغییر نیست
و یا اینکه بگیم چون خدا نوشته پس جبر هست . نه !
این نوشتن خدا هم بر اساس اعمال ماست . خودش گفته اگر گناه کنید عمر شما کوتاه و یا بی برکت میشه .
خوب خودش نتیجه رو گفته ، اگر ما هم گناه کنیم اون نتیجه برای ما نوشته میشه . البته با عمل صالح و دعا قابل تغییره .
پس هرچیزی که تقدیر و اندازه گیری شد ، سپس محکم می شود و از دایره تقدیر الهی بالاتر میره و تبدیل به قضای الهی میشه .
یعنی چیزهایی که تغییر و یا شکی در وقوع اونها نیست . مثل قیامت ، مثل ظهور امام زمان (عج) و ... اینها چیزهایی هستند که جزو
مقدرات الهی هستند ، و سپس محکم شده (قضا) ؛ یعنی حتما به وقوع می پیوندند .
این قضا و قدر هم از توحید سرچشمه می گیرند ، چرا که یکی از شرایط توحید علم خدا به تمام چیزهایی است که اتفاق می افته و این
هیچ منافاتی با اختیار انسان نداره ، فقط منظور اینه که همه چیز در دایره علم الهی به وقوع می پیونده .
پیشنهاد می کنم برای اشنایی بیشتر با قضا و قدر لینک زیر رو مطالعه کنید :
http://www.eteghadat.com/forum/viewtopic.php?t=441
--------------------------------------------------
اما اینکه آدم بشینه و هیچ کاری نکنه و بگه همه چی سرنوشت هست و از قبل نوشته شده و ما هیچ کاره ایم ، مسلما این چیز کاملا بدی هست .
ولی باید دقت کنیم که برای هر مفهومی ، اصطلاح صحیحش رو بکار بگیریم . چرا که تقدیر درست ، آن بود که عرض شد .
چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !

-
- پست: 1668
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3099 بار
- سپاسهای دریافتی: 5474 بار
به نام خدای مهربان
در ضمن تائید فرمایشات واضح پاسخ جو؛
مگه شما خودتون نمیگید اعتقاد به قرآن و اهل بیت کفایت می کنه؟خب خود قرآن و اهل بیت گفتند که قضا و قدر الهی وجود داره و اعتقاد به اون واجب.
هممون خیلی اتفاقات را تو زندگیمون دیدیم یا شنیدیم وقتی نتیجه کاری در نهایت چیزی بر خلاف خواسته ها و تصمیم گیریهای انسان صورت گرفته. و دقیقا در اون لحظات میگیم قسمت این بود ... تقدیر الهی این بود...
وقتی یه نفر خودش را از بالای یه ساختمان ده طبقه پرت می کنه و نمیمیره،میشه چی؟میشه تقدیر الهی، تا اون فرد زنده بمونه، در صورتی که با فکر هیچ کس جور در نمیاد...
نمیدونم ولی من خودم هرچی در مورد این قضیه بیشتر فکر کردم بیشتر گیج شدم،نهایتا به این نتیجه رسیدم که واقعا در مورد بعضی چیزا باید ریز نشیم، تعبدی قبولشون کنیم، نمی دونم....
******************************************************************
TEVNAN،از بابت اسمتون هم معذرت می خوام قضیه نورتن تونن مدارالکتریکی تو ذهنم بود، دقت نکردم.... در مورد ویرایش هم بعد از ارسال پستتون در قسمت بالا سمت راست، دکمه ویرایش وجود داره که تا یه ساعت بعد از ارسال پست فعاله و می تونید متنتون را ویرایش کنید.
اَللّهمَّ اغفِر لی الذُنوبَ الّتی تِغیّر النٍّعَم
الهی آمین
در ضمن تائید فرمایشات واضح پاسخ جو؛
مگه شما خودتون نمیگید اعتقاد به قرآن و اهل بیت کفایت می کنه؟خب خود قرآن و اهل بیت گفتند که قضا و قدر الهی وجود داره و اعتقاد به اون واجب.
هممون خیلی اتفاقات را تو زندگیمون دیدیم یا شنیدیم وقتی نتیجه کاری در نهایت چیزی بر خلاف خواسته ها و تصمیم گیریهای انسان صورت گرفته. و دقیقا در اون لحظات میگیم قسمت این بود ... تقدیر الهی این بود...
وقتی یه نفر خودش را از بالای یه ساختمان ده طبقه پرت می کنه و نمیمیره،میشه چی؟میشه تقدیر الهی، تا اون فرد زنده بمونه، در صورتی که با فکر هیچ کس جور در نمیاد...
نمیدونم ولی من خودم هرچی در مورد این قضیه بیشتر فکر کردم بیشتر گیج شدم،نهایتا به این نتیجه رسیدم که واقعا در مورد بعضی چیزا باید ریز نشیم، تعبدی قبولشون کنیم، نمی دونم....
******************************************************************
TEVNAN،از بابت اسمتون هم معذرت می خوام قضیه نورتن تونن مدارالکتریکی تو ذهنم بود، دقت نکردم.... در مورد ویرایش هم بعد از ارسال پستتون در قسمت بالا سمت راست، دکمه ویرایش وجود داره که تا یه ساعت بعد از ارسال پست فعاله و می تونید متنتون را ویرایش کنید.
اَللّهمَّ اغفِر لی الذُنوبَ الّتی تِغیّر النٍّعَم
الهی آمین
زندگی بافتن یک قالی است
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند
پاسخ جو, عزيز.نميدونم چرا هر چقدر ميخوام خودم رو قانع کنم نميشه
من اينطوري فهميدم:
من اگه الان با چاقو دستم رو ببرم خون مياد.اين جبره
ولي اگه با چاقو دستم رو ببرم و خون نياد ميشه تقدير
خوب آره شايد
ولي اگه من اصلا با چاقو دستم رو نبرم هم جبر و هم تقدير ديگه وجود نخواهند داشت
اينطور نيست؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Labbaik, اين اسم ما هم همون تونن تو مدار هاي الکتريکيه
من اينطوري فهميدم:
من اگه الان با چاقو دستم رو ببرم خون مياد.اين جبره
ولي اگه با چاقو دستم رو ببرم و خون نياد ميشه تقدير
خوب آره شايد
ولي اگه من اصلا با چاقو دستم رو نبرم هم جبر و هم تقدير ديگه وجود نخواهند داشت
اينطور نيست؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Labbaik, اين اسم ما هم همون تونن تو مدار هاي الکتريکيه

تقدير چيست؟؟؟
تقدير وجود دارد؟واقعا که خنده آور است و شرک
تقدير وجود دارد؟واقعا که خنده آور است و شرک

-
- پست: 229
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 88 بار
- سپاسهای دریافتی: 557 بار
[align=center]به نام خدا
سلام . لازم هست توضیح مجددی بدم ، چون با توجه به مثالی که دوستمون labbaik زدن ، فکر می کنم ذهنتون بیشتر منحرف شد .
اول یه تعریفی از هرکدوم میگم
جبر : به این معنی است که شما هرکاری انجام می دهید ، بدون اختیار و اراده شما باشد ، مثلا اگر دستتان را می برید ، می گویید من نبریدم
خودش بریده شد .
که البته اعتقاد به جبر امری نامعقول و بی پایه است . چرا که همین که شما ، هم می توانید در حال حاضر دستتان را ببرید و هم نبرید ،
این خود نشانه اختیار و اراده شما در انجام یا عدم انجام کاری است .
قدر : مشخص کردن حدود یک چیز ، از جهت اجلها ، رزویها ، مقدار بقا و زمان فنا ست .
بدین سان ، قبل از اینکه خداوند فعلی را انجام دهد و چیزی را خلق کند ، نخست محدوده مکانی ، زمانی و دیگر خصوصیات آن چیز را مشخص و معین می کند ،
این محدوده و خصوصیات ، قدر نام دارد و مشخص کردن این محدوده و خصوصیات ، تقدیر نامیده می شود .
(باز تاکید می کنم که بر اساس تعاریف علمی پیش برویم ، نه بر اساس پیش فرض های غلط ذهنی )
تعریف تقدیر این بود ؛ و در مثال خود شما می توان اینگونه معنی کرد ، که وقتی خداوند دست را آفرید معین کرد که با چاقو بریده می شود ،
و وقتی چاقو را آفرید مشخص کرد که می تواند دست را ببرد ؛
یعنی کارکردهای هر کدام را و قابلیت های هر کدام را تعیین نموده است . به این می گویند تقدیر .
حال اگر دست شما بریده شد یا نشد دیگه به تیزی چاقو بر می گرده و ربطی به تقدیر نداره .
اما اگر شما بر اثر این بریدگی مُردید یا نمردید اینجاست که قضا به میان می آید .
قضا : به معنای حکم خدا به انجام فعل و خلقت یک چیز است . یعنی ، پس از آنکه خداوند اندازه و حد چیزی را تعیین کرد ، به ایجادش حکم می کند
و سپس آن چیز در خارج موجود می شود .
امام رضا (ع) : قضا ، محکم و حتمی کردن و اقامۀ خود شئ است .
پس قدر بر قضا مقدم است ، یعنی اول اندازه یک چیز و حدود آن مشخص می شود وسپس آن چیز به انجام می رسد و محکم می شود .
اما نکته مهم ، ایمان به قضا و قدر است ؛ که در آیات قرآن به آن اشاره شده است :
اوست کسی که شما را از گل آفرید . آن گاه مدتی را برای شما عمر مقرر داشت و اجل حتمی نزد اوست .
با این همه ، شما در قدرت او تردید می کنید . (سوره انعام آیه 2)
و در حدیث قدسی آمده است ، که خداوند می فرماید :
کسی که به قضای من راضی نیست و به قدر من ایمان ندارد ، معبودی جز من بجوید ؛ ( توحید صدوق ص371 )
پس متوجه می شویم که بر اساس آیات قرآن کریم ، از ضروریات ایمان افراد ، اعتقاد به قضا و قدر الهی است .
و کسی که به دیده تمسخر و تردید به آن نگاه کند افکارش شرک آمیز است ، نه کسی که به آن ایمان دارد .
نکته مهم دیگر این است که ، همانطور که قبلا هم توضیح داده شد ، قضای الهی یک چیز غیر قابل تغییر و صرفا همیشه حتمی نیست .
بلکه قضای الهی نشانه علم خدا به انجام همه امور است . اما تغییر آنها نیز بر اساس علم خدا انجام می شود که آن را بَداء گویند.(بر اساس ایه 22 سوره رعد)؛
بداء یعنی تغییر در قضا و قدر خداوند ؛ و انکار بداء از ندانستن معنای آن ناشی می شود . چرا که در حقیقت تمامی انسان ها به نوعی بداء را پذیرفته اند .
دعا کردن از اعتقاد به بداء ناشی می شود . زیرا اگر معتقد باشیم که تقدیرات الهی تغییر نمی کنند ، دعا کردن معنایی نخواهد داشت .
برای نمونه خدا چنین مقدر کرده که شخصی 60 سال عمر کند ، ولی این شخص با انجام اعمال شایسته ای مانند صلۀ رحم و دعا کردن به عمر خویش می افزاید . پس قضا هم قابل تغییر است . (از این جهت بود که تقاضا کردم لینکی که داده بودم را بخوانید تا این سوالات برطرف شود )
و نکته آخر اینکه ، تکلف و فرو رفتن و خود را به مشقت انداختن در فهم قضا و قدر الهی ، در دین نهی شده است و از آن به سرّ الهی تعبیر شده .
امام علی (ع) در نهج البلاغه ، درباره قدر می فرمایند : « راهی است تاریک ، پس آن را نپیمایید و دریای است ژرف پس وارد آن نشوید و راز خدا است ،
پس (برای گشودنش) خود را (مفرسایید و) به زحمت نیندازید . »
و در روایتی دیگر از امام صادق (ع)نقل شده است که تکلف در قدر الهی را ، مانند نگاه کردن به خورشید دانسته اند .
-------------------------------
خداوند همه ما را در فهم معارف دینی و انجام وظایف بندگی خویش ، موفق بدارد .

سلام . لازم هست توضیح مجددی بدم ، چون با توجه به مثالی که دوستمون labbaik زدن ، فکر می کنم ذهنتون بیشتر منحرف شد .
اول یه تعریفی از هرکدوم میگم
جبر : به این معنی است که شما هرکاری انجام می دهید ، بدون اختیار و اراده شما باشد ، مثلا اگر دستتان را می برید ، می گویید من نبریدم
خودش بریده شد .
که البته اعتقاد به جبر امری نامعقول و بی پایه است . چرا که همین که شما ، هم می توانید در حال حاضر دستتان را ببرید و هم نبرید ،
این خود نشانه اختیار و اراده شما در انجام یا عدم انجام کاری است .
قدر : مشخص کردن حدود یک چیز ، از جهت اجلها ، رزویها ، مقدار بقا و زمان فنا ست .
بدین سان ، قبل از اینکه خداوند فعلی را انجام دهد و چیزی را خلق کند ، نخست محدوده مکانی ، زمانی و دیگر خصوصیات آن چیز را مشخص و معین می کند ،
این محدوده و خصوصیات ، قدر نام دارد و مشخص کردن این محدوده و خصوصیات ، تقدیر نامیده می شود .
(باز تاکید می کنم که بر اساس تعاریف علمی پیش برویم ، نه بر اساس پیش فرض های غلط ذهنی )
تعریف تقدیر این بود ؛ و در مثال خود شما می توان اینگونه معنی کرد ، که وقتی خداوند دست را آفرید معین کرد که با چاقو بریده می شود ،
و وقتی چاقو را آفرید مشخص کرد که می تواند دست را ببرد ؛
یعنی کارکردهای هر کدام را و قابلیت های هر کدام را تعیین نموده است . به این می گویند تقدیر .
حال اگر دست شما بریده شد یا نشد دیگه به تیزی چاقو بر می گرده و ربطی به تقدیر نداره .
اما اگر شما بر اثر این بریدگی مُردید یا نمردید اینجاست که قضا به میان می آید .
قضا : به معنای حکم خدا به انجام فعل و خلقت یک چیز است . یعنی ، پس از آنکه خداوند اندازه و حد چیزی را تعیین کرد ، به ایجادش حکم می کند
و سپس آن چیز در خارج موجود می شود .
امام رضا (ع) : قضا ، محکم و حتمی کردن و اقامۀ خود شئ است .
پس قدر بر قضا مقدم است ، یعنی اول اندازه یک چیز و حدود آن مشخص می شود وسپس آن چیز به انجام می رسد و محکم می شود .
اما نکته مهم ، ایمان به قضا و قدر است ؛ که در آیات قرآن به آن اشاره شده است :
اوست کسی که شما را از گل آفرید . آن گاه مدتی را برای شما عمر مقرر داشت و اجل حتمی نزد اوست .
با این همه ، شما در قدرت او تردید می کنید . (سوره انعام آیه 2)
و در حدیث قدسی آمده است ، که خداوند می فرماید :
کسی که به قضای من راضی نیست و به قدر من ایمان ندارد ، معبودی جز من بجوید ؛ ( توحید صدوق ص371 )
پس متوجه می شویم که بر اساس آیات قرآن کریم ، از ضروریات ایمان افراد ، اعتقاد به قضا و قدر الهی است .
و کسی که به دیده تمسخر و تردید به آن نگاه کند افکارش شرک آمیز است ، نه کسی که به آن ایمان دارد .
نکته مهم دیگر این است که ، همانطور که قبلا هم توضیح داده شد ، قضای الهی یک چیز غیر قابل تغییر و صرفا همیشه حتمی نیست .
بلکه قضای الهی نشانه علم خدا به انجام همه امور است . اما تغییر آنها نیز بر اساس علم خدا انجام می شود که آن را بَداء گویند.(بر اساس ایه 22 سوره رعد)؛
بداء یعنی تغییر در قضا و قدر خداوند ؛ و انکار بداء از ندانستن معنای آن ناشی می شود . چرا که در حقیقت تمامی انسان ها به نوعی بداء را پذیرفته اند .
دعا کردن از اعتقاد به بداء ناشی می شود . زیرا اگر معتقد باشیم که تقدیرات الهی تغییر نمی کنند ، دعا کردن معنایی نخواهد داشت .
برای نمونه خدا چنین مقدر کرده که شخصی 60 سال عمر کند ، ولی این شخص با انجام اعمال شایسته ای مانند صلۀ رحم و دعا کردن به عمر خویش می افزاید . پس قضا هم قابل تغییر است . (از این جهت بود که تقاضا کردم لینکی که داده بودم را بخوانید تا این سوالات برطرف شود )
و نکته آخر اینکه ، تکلف و فرو رفتن و خود را به مشقت انداختن در فهم قضا و قدر الهی ، در دین نهی شده است و از آن به سرّ الهی تعبیر شده .
امام علی (ع) در نهج البلاغه ، درباره قدر می فرمایند : « راهی است تاریک ، پس آن را نپیمایید و دریای است ژرف پس وارد آن نشوید و راز خدا است ،
پس (برای گشودنش) خود را (مفرسایید و) به زحمت نیندازید . »
و در روایتی دیگر از امام صادق (ع)نقل شده است که تکلف در قدر الهی را ، مانند نگاه کردن به خورشید دانسته اند .
-------------------------------
خداوند همه ما را در فهم معارف دینی و انجام وظایف بندگی خویش ، موفق بدارد .

چو مي بيني که نابينا و چاه است ... اگر خاموش بنشيني گناه است !