صد آه جهان سوز که عمرم به سر آمد
سر گشته به هر سوی دوان بهر پناهی
دیدم که ز هر سوی شرار خطر آمد
صحرای گذر پر خس و خار است بدانید
هشدار رسید است که ای الحذر آمد
موی سر و رویم به سپیدی بگرائید سراسر
یادم به کفن پوشی وقت سفر آمد
در ظلمت ظلمتکده ای سخت گرفتار بگشتم
امید کز آن پیر نوید سحر آمد
زآن هجر چنین گشته بحالم و نیامد ،بدانم
تنها نه که من را ،به عالم ضرر آمد
چشمم به در و نیست قرارم، ز آن است
کز یار نهان دوش مرا یک خبر آمد
شیرین شده کامم ز شیرینی شهدش،همان دم
کز نیشکرستان نهانم شکر آمد
جمعه موعود صبور باشید

