ترفندی زیبا و معنوی!!!

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

ترفندی زیبا و معنوی!!!

پست توسط HRG »

امام صادق (ع) فرموده اند: در مجلسی پیامبر (ص) و سلمان و عمر حضور داشتند؛ پیامبر از حاضرین در مجلس پرسید چه کسی از شما هر روز یک ختم قرآن می خواند؟
در بین حاضرین سلمان جواب داد: من.
پیامبر (ص) دوباره پرسید چه کسی از شما شب ها تا صبح در حال عبادت خداوند است؟
در بین حاضرین سلمان جواب داد: من.
پیامبر (ص) فرمودند چه کسی از شما تمام روز ها را روزه می گیرد؟
دوباره سلمان جواب داد: من.
عمر که در این مجلس بود ناراحت شد و به پیامبر (ص) گفت یا رسول الله: سلمان یک ایرانی (اصفهانی) است، او دروغ می گوید، می خواهد بر ما قریشی ها افتخار کند، هر کس بخواهد روزی یک بار قرآن را ختم کند باید تمام روز مشغول باشد ولی سلمان اینگونه نیست و در روزها بیشتر ساکت است، او هر شب می خوابد و من می دانم که او هر شب تا صبح عبادت نمی کند، من خودم می بینم که او در ظهر نهار می خورد، پس چگونه همه روزها روزه می گیرد و شب ها بیدار می ماند و عبادت می کند و روزی یک ختم قرآن می خواند.
پیامبر (ص) گفت: مثل سلمان در بین اصحاب من، مانند لقمان حکیم است، حتما این کار ها را انجام می دهد؛ پس از خودش بپرس، شاید جواب تو را داد.
عمر از سلمان پرسید و سلمان اینگونه جواب داد:
من هر ماه سه روز روزه می گیرم و خدا فرموده هر یک کار خیر ده برابر پاداش دارد و به علاوه ماه های شعبان و رمضان را نیز روزه دارم.
اما بیداری تمام شب، از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: هر که با وضو بخوابد گویا تمام شب را به عبادت بیدار مانده است و من با وضو می خوابم.
و اما ختم قرآن در هر روز، از پیامبر (ص) شنیدم که به علی (ع) می فرمود: مثل تو در امت من مانند ((قل هو الله احد) است هر که یک بار بخواند یک سوم قرآن را و هر که دو بار بخواند دوسوم و هر که سه بار بخواند تمام قرآن را خوانده است، هر که (یا علی) ترا با زبان دوست دارد یک سوم ایمانش کامل و هر که با زبان و قلب ترا دوست دارد دو سوم ایمانش کامل شده و هر که با زبان و قلب ترا دوست دارد و با دست هم یاری کند ترا، ایمانش کامل است و افزود سوگند به خدا اگر اهل زمین ترا مانند اهل آسمانها دوست می داشتند هیچ کس به آتش، عذاب نمی شد
منبع : خاطرات و روزنوشت های یک آسمانی
ارسال پست

بازگشت به “داستان”