خدایا!از کجا باید شروع کرد قصه عشق و دوباره

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Advance Member
Advance Member
پست: 331
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۸, ۱۲:۵۹ ق.ظ
محل اقامت: زمین پهناور خدا (أرضُ اللّٰه الواسعة)
سپاس‌های ارسالی: 218 بار
سپاس‌های دریافتی: 311 بار

پست توسط MOHAMMAD_ASEMOONI »

با سلامي دوباره
جسارتاً چند مطلبِ دیگه هم هست که دانستنش برایِ همه ی ما خیلی مهم هست :
•اول از همه اینکه ما نیومدیم تو این دنیا برای مهمونی و خوشگذرونی .
یک عده از دینداران , به خیالشون اگر به خدا و قیامت و بهشت و جهنم پیامبران ع و غیره ایمان بیارند , دیگه نباید در زندگی مشکلی براشون پیش بیاد یا اگر پیش اومد راحت حل بشه .
همه ی آرزوهاشون راحت برآروده بشه چون مومن و دیندار هستند .
هرکس تو این خواب و خیالهاست , خواب دیده خیر باشه .
خدا هییییییچ تعهدی به هیچیک از بندگانش نداده که اگر ایمان بیاره مشکلاتش رو راحت براش حل کنه و آرزوهاش رو براش برآورده کنه .
جریان کاملاً برعکسه . هر کی ایمانش بیشتره امتحانش هم سخت تره .

اگر به شما یک خط کش پلاستیکی و یک تیرآهن بدند و بگند قدرتِ تحمل و استقامتشون رو امتحان کنید چکار میکنید ؟

روی خط کش یک وزنه ی نیم کیلویی میزارین
اما روی تیرآهن وزنه ی چند هزار کیلوئی میذارین .
خدا هم اینطوری بندگانش رو امتحان میکنه .
کسی هم حقِ اعتراض نداره وگرنه اصلاً ایمان نداره .
این درست مثل اینه که قوی ترین مردِ جهان رو مثل بچه های مدرسه ای آزمایش کنین .
خداوند در قرآنِ کریم میفرماید :
مردم خیال کرده اند که ولشان می کنیم بگویند ایمان آورده اند و امتحانشون نمیکنیم ؟
سورة العنكبوب آیة 2

بعضیها ایمان میارند چون خدا پول بهشون میده اما دستشون زودی رو میشه با فقر . تا فقیر میشند ایمانشون رو هم از دست میدند .
یکی چون خدا بهش پسر داده متدین میشه .
اما خدا امتحانش میکنه و پسرش رو ازش میگیره . دستش رو میشه و کافر میشه .
یکی دیندار هست خدا با زلزله , زن و بچه و خونه و مال و منال و همه رو ازش میگیره یعنی همه چیز و همه کس رو از دست میده اما ایمانش رو به خدا از دست نمیده .
میگه خدایا خودت دادی خودت هم بُردی و از من گرفتی . همه امانت بود دست من و مالک تو هستی .
خلاصه ی کلام اگر خدا بر شما منت گذاشت و هدایتتون کرد و از مومنان شدین , منتظر امتحاناتِ الهی هم باشین .
خوش بُد گر محکِ تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد .
داشتن و نداشتن همه اش بهانه هست .
بنده ی موب و صالحِ خدا چه فقیر باشه چه ثروتمند چه سالم باشه بدنش چه بیمار , بنده ی خوبی هست .
اونی هم که هدایت شدنی نیست , در هر حالی که باشه درست شدنی نیست که نیست .
===========-==============
مطلب دوم :

شروعِ ایمان از پذیرشِ حق هست .
اما چرا یک عده حق رو دوست ندارند و انکارش میکنند و هدایت شدنی نیستند ؟؟؟؟
جواب در درونِ باطنِ انسان قرار داره .
شش بیماری فوق العاده خطرناک که مانع میشه انسان حق رو قبول کنه و دوستش داشته باشه
حسادت
غرور و تکبر
طمع و زیاده طلبی
شهوتِ حرام
بخل و خساست
کینه و غضب
هر کس که در تاریخ بشریت هدایت نشد و جهنمی شد , علتش فقط این بود که نتونست این شش بیماری خطرناک رو در خودش تحتِ کنترل در بیاره .
هر جا هر جرم و جنایت و گناهی اتفاق افتاده فقط فقط علتش یک یا چند تا از این بیماریها بوده .
ابلیس سجده نکرد و بیچاره شد بخاطر غرور و تکبر
آدم ع و حوا از دستوراتِ خدا سرپیچی کردند بخاطر طمع
قابیل هابیل رو کشت بخاطر حسادت
و این ماجرا همچنان ادامه داره تا روز قیامت .
اما علاجِ این بیماریها چیست ؟؟؟؟
حدیثی هست که گمان کنم از امام حسین ع باشه .
این حدیث فقط سه کلمه هست اما یکی از این شش بیماری رو علاج میکنه .
حدیث اینه :
إکتفي بِما یَکفیک
بسنده کن به آنچه که تو را کفایت میکند
این سه کلمه ی جادویی , علاجِ بیماریِ خطرناکِ حرص و طمع هست .
اگر کسی قناعت نکنه به آنچه که برایش کافی هست و بیشتر بخواهد , دیگه هرگز حد و مرزی در بیشتر نخواهد دید .
هر چه به او بدهید باز بیشتر میخواهد .
تا اینکه کارش به جایی میرسد که برایِ به دست آوردنِ بیشتر , رو میاره به سرقت و رشوه و اختلاس و گرانفروشی و کم فروشی و خود فروشی و قتل و غیره .
این شش بیماری در قلب همه وجود داره ختی پیامبران و تنها کاری که میشه کرد اینه که با قدرتِ ایمان , اونها رو تحت کنترل بگیریم تا نتونه فعال بشه .
این شش بیماری , دروازه ی ورودِ وسوسه های ابلیش هم هست .
وسوسه های ابلیس روی این بیماریها اثر میذاره و انگیزه ی گناه و جنایت رو در انسان بوجود میاره .
مثال :
یک خانومِ حسود رو در نظر بگیرین .
بهش خبر میدن که نامزدت با دختری دیگه آشنا شده و میخواد با اون ازدواج کنه نه با تو .
حسادت همه وجودش رو به آتش میکشه . خواب و خوراک و آرامش و آسایش رو ازش میگیره چون دلش آرام و قرار نداره به خاطر آتش حسادت .
شیطان وسوسه قتلِ اون دختر رو به دلش میفرسته .
کار تمومه . میشینه نقشه میکشه و میره و اون دختر رو میکشه تا آتش حسادت در دلش خاموش بشه و ارام بگیره .
حالا معلوم میشه که چرا خدتوند میفرماید که به یاد خدا دلها آرام میگیره .
انسان مومن یا ایمان به خدا , دلش همیشه ارام هست چون اون شش بیماری فرصتِ فعال شدن پیدا نمیکنه در وجودش .
یکی از کارهایِ بسیار ارزشمند برایِ خدا که اجر عظیمی هم داره , کنترل همین شش بیماری در دل هست (جهاد اکبر) . شهیدِ جهادِ اکبر (مبارزه با نفسِ اماره) بالاترین درجه رو داره در بین شهدا و بیشترین پاداش رو میبره روز قیامت چون این کار بسیار مشکل هست و حتی یک لحظه هم نباید متوقف بشه وگرنه انسان به عقب برمیگرده .
درست مثل کسی که هر روز سه بار پس از غذا مسواک و نخ میزنه و دندونهاش سالمه و تمیزه اما اگر از مسواک و نخ دست برداره شمارشِ معکوس برای خراب شدنِ دندانهاش آغاز میشه .

====================
چون همسفرِ عشق شدی مردِ سفر باش - هم منتظرِ حادثه هم فکرِ خطر باش

یا حق
 دوستِ عزیز، چه باور کنی چه باور نکنی چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد ،همه ما آسمونی هستیم وشمارش معکوس برای بازگشتمون ازهمون روزِ اولِ خلقتمون شروع شده و حسابِ بسیار دقیقی هم در انتظارمونه.
یه آسمونیِ فعّال باش که آزمایشِ دنیا تکرارشدنی نیست.

باور نمیکنی؟ همۀ ثروت و قدرت و هوش و دانش و نفوذت رو به کار بگیر
تا مانعِ پرواز بشی.
قبول نداری؟
این شما واین هم دنیا
 
Junior Member
Junior Member
پست: 30
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۳:۴۳ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 275 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

Re: خدایا!از کجا باید شروع کرد قصه عشق و دوباره

پست توسط delraha81 »

سلام
به mohammad_asemooni
ممنون که به این تاپیک سر میزنید و مطالب ارزنده ای رو ذکر میکنید
به یه مطلب هم در تایید و ادامه مطالب زیبا و مفیدتون اشاره میکنم و اون صبر و شکیباییه
در تمامی مواردی که آوردین کمک گرفتن از صبر میتونه در بر طرف کردن این شش بیماری از قلب انسان کارساز باشه
که خداوند در قرآن میفرمایند : خدا با صابران است
و خود صبر هم ثمره توکل به خداوند قادر و داناست.وقتی انسان قادر مطلق و دانای مطلق و اراده کل هستی رو وکیل خودش قرار بده یقین داره که یه همچین قدرتی پشت و پناهشه در هر سختی و آزمایشی میتونه سربلند بشه و با صبر بر قلب و اعمال خودش تسلط داشته باشه
به نظر من ما میتونیم با صبوری بر تک تک این شش بیماری که دوست خوبم فرمودن غلبه کنیم و از شر نفس اماره به وسیله نفس لوامه نجات پیدا کنیم و به نفس مطمئنه که داشتن قلبی سلیم و سرشار از آرامش حضور پروردگار ه برسیم.
باید اشاره کنم که نفس لوامه هم نقش گوشزد کننده خطاها به انسان و ایفا میکنه
و در هر خطا یا اشتباهی که از انسان سر میزنه حس پشیمانی و ندامت انسان و فعال میکنه تا دوباره به مسیر اصلی برگرده.
مطالبی هم که در این یرگشتن از خطاها لازمه بدونیم رو دوستان در لینکهایی که تو این تاپیک گذاشتن مفصل آوردن.
*****************************************
... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
در آ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان در آید باز...
Advance Member
Advance Member
پست: 331
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۸, ۱۲:۵۹ ق.ظ
محل اقامت: زمین پهناور خدا (أرضُ اللّٰه الواسعة)
سپاس‌های ارسالی: 218 بار
سپاس‌های دریافتی: 311 بار

پست توسط MOHAMMAD_ASEMOONI »

سلام بر شما
در ابتدا بگم که از گفتگو با شما بسیار خوشبختم
:D
من شوق و علاقه ی شما رو به معنویات تحسین میکنم .
مایل هستم این گفتگو ادامه پیدا کنه البته اگر عمری باقی باشه

از صبر نوشته اید

از صبر چه میدانید ؟
 دوستِ عزیز، چه باور کنی چه باور نکنی چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد ،همه ما آسمونی هستیم وشمارش معکوس برای بازگشتمون ازهمون روزِ اولِ خلقتمون شروع شده و حسابِ بسیار دقیقی هم در انتظارمونه.
یه آسمونیِ فعّال باش که آزمایشِ دنیا تکرارشدنی نیست.

باور نمیکنی؟ همۀ ثروت و قدرت و هوش و دانش و نفوذت رو به کار بگیر
تا مانعِ پرواز بشی.
قبول نداری؟
این شما واین هم دنیا
 
Junior Member
Junior Member
پست: 30
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۳:۴۳ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 275 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

Re: خدایا!از کجا باید شروع کرد قصه عشق و دوباره

پست توسط delraha81 »

هو المحبوب
سلام
از حسن نظر شما ممنونم
عضویت در این سایت و همصحبتی با دوستان خوبی مثل شما باعث افتخار بندست و اینو من لطف خدا میدونم
انشاالله که عمری طولانی و با عزت داشته باشیدتصویر
خوشحال میشم از ادامه گفتگو و بهره بردن از مطالب سودمندتون
از صبر
تا جایی که میدونم صبر به سه قسم هست:
1- صبر در مصیبت
که این نوع صبر دو حالت داره یکی اینکه وقتی سختی و گرفتاری برای انسان پیش میاد مجبور به صبر کردن باشیم و از زمین وزمان طلبکار باشیم که داریم صبر میکتیم.
دوم اینکه با پذیرش حق و ایمان به قدرت و علم و حکمت خدا و اطمینان از اینکه خداوند خیر وصلاح بندگانش رو میخواد با کمال میل تسلیم خواست خدا باشیم و راضی به رضای خدا.
2- صبر در طاعت
یعنی در عبادت و بندگی خدا صبور باشیم و یقین داشته باشیم که خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر است و جوابمون رو خواهد داد و خسته و دلسرد نشیم و بدونیم که نباید از عفو و رحمت خدا نا امید بشیم جواب خدا به بندگی و عبادات ما ممکنه دیرو زود داشته باشه اما سوخت و سوز نداره.
3- صبر در معصیت
یعنی وقتی زمینه گناه برای انسان فراهم میشه با صبوری و پناه بردن به خدا از شر گناه نجات پیدا کنه و این صبر از بقیه سختتر بوده و اجر بیشتری هم داره
چون گناه انواع مختلف داره و پیچیده تر و گاه خیلی مرموز و صبر در این موارد ایمان خیلی قوی نیاز داره پذیرش حق و تمرین صبر در معصیت میتونه به انسان کمک کنه که از شش بیماری که شما ذکر کردید نجات پیدا کنه.
ظرفیت افراد هم در صبر پیشه کردن متفاوته که به ایمان بستگی داره و اینکه به خدا چقدر اطمینان و یقین داره
هرچی شناخت و معرفت انسان از خدا و حکمتهای خدا و سنت های خدا بیشتر باشه صبر و توکلش هم بیشتر میشه

دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود

سعدی
ادامه دارد......
تصویر
در آ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان در آید باز...
Junior Member
Junior Member
پست: 30
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۳:۴۳ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 275 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

Re: خدایا!از کجا باید شروع کرد قصه عشق و دوباره

پست توسط delraha81 »

سلام
در ادامه
مطالبی که برای تقویت صبر میدونم رو میارم:

اول از همه باید به خدا ایمان داشته باشیم وبا شناخت کامل از خدا اطمینان داشته باشیم که هر چی که خدا برای انسان میخواد به صلاح ماست و از علم و آگاهی محدود ماست که به شکل مشکلات و سختیها میبینیم.

هر روز صبح با خودمون عهد ببندیم که امروز میخوام تمرین صبر کنم.

مشکلات و ریز ببینیم و بزرگشون نکنیم.

قبل از اینکه حرف بزنیم فکر کنیم.

وقتی کسی حرفی گفت که بهمون برخورد بلافاصله جواب ندیم 1 دقیقه صبر کنیم بعد جواب بدیم اینجوری غضب فروکش میکنه.

وقتی پیشرفت کسی رو میبینیم و حس حسادتمون فعال میشه صبر کنیم و فکر کنیم که انسان ها با ظرفیت های متفاوت آفریده شدن ما هم در زمینه ای میتونیم پیشرفت کنیم که بقیه شاید نتونن و به جای حسادت با صبوری اون زمینه رو در خودمون پیدا کنیم.

وقتی میخواییم از کسی غیبت کنیم دقیقه ای صبر کنیم مطمئن باشیم که رغبتمون به گفتنش کمتر میشه.

در طمع و تکبر و بخل هم همینطوره اگه فکرکنیم که این دنیا فانیه و آخر کار همه کقن پوشیم و هر چی داریم تو این دنیا میمونه به این نتیجه میرسیم که با صبر در مقابل این خواسته های نفس میتونیم اونروزی که همه چی رو تو این دنیای فانی میذاریم و جز اعمالمون هیجی با خودمون نمیبریم دست پر در محضر پروردگار حاضر میشیم.

وقتی که موقعیت گناه مهیا میشه و هیجان شدید خواهش نفس مارو به سمت گناه سوق میده فقط به اندازه برداشتن یک قدم صبر کنیم و به خدا فکر کنیم که چه عاشقانه ما رو نظاره میکنه و اگه ما هم عاشقانه بنده عشق خدا باشیم با همین لحظه ای صبر دیگه قدم بعدی رو بر نمیداریم.

همه این صبر کردن ها همه در لحظه یا دقیقه ای اتفاق میوفته اما از یک ایمان قوی و توکل و اعتماد به خدا و امید به عفو و بخشش پروردگار سرچشمه میگیره.

در طول روز از یاد خدا و عبادت غافل نشیم.به خدا پناه ببریم واز خودش کمک بخواییم و صبور باشیم و مطمئن باشیم که خدا حتما جوابمون رو خواهد داد.

صبر کنیم و خسته نشیم اگه خدا دیر جواب داد چون بالاخره داریم امتحان صبر میدیم.

از خدا میخوام که کمک کنه تا عامل به اینایی که گفتم بشم.

اگه ایرادی در دانسته های من در این زمینه به نظرتون میرسه خوشحال میشم راهنماییم کنید و مطالبتون رو در رابطه با صبر و صابر بودن ذکر کنید ممنون میشم.
تصویر
در آ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان در آید باز...
Junior Member
Junior Member
پست: 30
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۳:۴۳ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 275 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

Re: خدایا!از کجا باید شروع کرد قصه عشق و دوباره

پست توسط delraha81 »

سلام
به همه دوستان
یه موردی هم هست که ممکن در طول زندگی مخصوصا در جوانی برای خیلی از ما پیش بیاد

که صبر در این مورد هم خیلی سخته که خودم هم نمیدونم این جز کدوم نوع از صبر کردن هست و چه جوری باید صبر کرد در این مورد
اونم وقتیه که برای انسان عشق زمینی پاکی پیش میاد اما امکان وصال نیست
خوشحال میشم اگه دوستان در این مورد تجربه یا توصیه یا مطلبی دارن برامون بذارن
با توجه به این موضوع که صبر بر این هجران انسان رو بیشتر متوجه خدا میکنه و میتونه مقدمه عشق به خدا بشه.؟
ممنون
از وقت و حوصله ای که به این تاپیک اختصاص میدید. :razz:
در آ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان در آید باز...
Junior Member
Junior Member
پست: 30
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۳:۴۳ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 275 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

Re: خدایا!از کجا باید شروع کرد قصه عشق و دوباره

پست توسط delraha81 »

سلام به همه دوستان
راه کار یا مطلبی در خصوص موضوع فوق نداشتید

ممنون :razz:
در آ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان در آید باز...
Junior Member
Junior Member
پست: 30
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۳:۴۳ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 275 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

Re: خدایا!از کجا باید شروع کرد قصه عشق و دوباره

پست توسط delraha81 »

عشق وخطای دید :

معشوق بیرونی تجلی معشوق درونی وگمگشته انسان است جمال معشوق بیرون همان جمال درون عاشق است که از آن جدا شده ودور مانده وآن صورت وسیرت شوک

ومحرکی است که اورا از خواب دیرینه بیدار می کند برایش بسیار آشنا می آید واو را تجلی روح و جان خود می داند اماخود را از او دور ومهجور می بیند وتازه می داند که عمری

گمگشته ای داشته و خود از این حقیقت بی خبر بوده گمان می کند که در طلب معشوق بیرونی است واو را آخرین منزل طلب وغایت مقصود می داند اما غافل از آن که معشوق

ومقصود ،خود او ودر درون اوست معشوق بیرون فقط یاد آور اصل انسان است که روز گار وصل خویش رااز او اشتشمام می کند

انسان عاشق سه راه دارد :
اینکه فرار کند
دیگری اینکه جلو رود وبه معشوق خود اظهار عجز ونیاز کند
وسوم اینکه صبر نماید .

اما فرار ازعشق امکان ندارد چون امری جبری است که هدف آن رسیدن شخص به خودیت خویش وباز سازی درون است"لا ترکضواوارجعوا الی ما اترفتم فیه ومساکنکم لعلکم تسالون"

در آگاه شدن معشوق از عشق عاشق منعی نیست اما اظهار عجز ونیاز والتماس ذلت است وممکن است غیرت وخشم معشوق حقیقی را نیزبر انگیزد بنابراین بهترین راه صبر

است تا زمانی که مقدر الهی فرارسد چون هیچ عشق غیر خدایی تا همیشه در دل انسان نمی ماند مگر آنکه خود انسان دوباره به قهقرا باز گردد که آنگاه نیز سقوط ومصیبت

دوباره باز می گردد " وان تعودوا نعد"


--------------------------------------------
نویسنده: احمد ابراهیمی نژاد
در آ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان در آید باز...
Advance Member
Advance Member
پست: 331
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۸, ۱۲:۵۹ ق.ظ
محل اقامت: زمین پهناور خدا (أرضُ اللّٰه الواسعة)
سپاس‌های ارسالی: 218 بار
سپاس‌های دریافتی: 311 بار

Re: خدایا!از کجا باید شروع کرد قصه عشق و دوباره

پست توسط MOHAMMAD_ASEMOONI »

سلام
صبر از اميد سرچشمه ميگيره
تا اميد نباشه صبري هم در كار نيست
اميد هم از علم و دانش و اطلاعات سرچشمه ميگره
ايمان هم از علم و دانش سرچشمه ميگيره واسه همينه كه هر چي ايمان قويتره صبر هم بيشتره
حالا تا يه حدي راز صبر حضرت ايوب ع مشخص ميشه
إن شاء الله تو يه تاپيك جدا ميذاريمش زير ذره بين انديشه
:D
 دوستِ عزیز، چه باور کنی چه باور نکنی چه خوشت بیاد چه خوشت نیاد ،همه ما آسمونی هستیم وشمارش معکوس برای بازگشتمون ازهمون روزِ اولِ خلقتمون شروع شده و حسابِ بسیار دقیقی هم در انتظارمونه.
یه آسمونیِ فعّال باش که آزمایشِ دنیا تکرارشدنی نیست.

باور نمیکنی؟ همۀ ثروت و قدرت و هوش و دانش و نفوذت رو به کار بگیر
تا مانعِ پرواز بشی.
قبول نداری؟
این شما واین هم دنیا
 
Junior Member
Junior Member
پست: 30
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹, ۳:۴۳ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 275 بار
سپاس‌های دریافتی: 22 بار

Re: خدایا!از کجا باید شروع کرد قصه عشق و دوباره

پست توسط delraha81 »

سلام

پیشنهاد خوبیه :smile:

انشاالله
در آ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان در آید باز...
ارسال پست

بازگشت به “دیگر گفتگو ها”