سلام خدمت همه عزيزان
خدا می گه از روح خودم در شما دمیدم درسته؟
پس خدا روح هست درسته؟
حامد عزيز اول من روايتهاي مربوطه رو قرار ميدم بعد نتيجه گيري ميكنم.
روايت اول:
محمد ابن مسلم گويد:از امام باقر (عليه السلام) در مورد فرمايش خداوند كه ميفرمايد « و نفخت فيه من روحي » پرسيدم؟
حضرت فرمود : روحي است كه خداوند اختيار فرموده و برگزيده و
آفريده و بر ذات خويش نسبت داده است،و آنرا بر همه روحها برتري داده،پس امر فرمود كه وارد كالبد آدم(ع) شود پس جزئي از آن در آدم دميده شد.
روايت دوم :
و نيز محمد ابن مسلم گويد : از امام باقر (عليه السلام) در مورد فرمايش خداوند كه ميفرمايد « و نفخت فيه من روحي » پرسيدم كه آن دميدن چگونه بوده است؟
حضرت فرمودند :روح مانند باد متحرك است و روح ناميده شد چرا كه اسمش از ريح(باد) مشتق شده است و چرا بر لفظ روح بيان كرده است،(لأن الروح مجانس
للريح)چون روح همجنس ريح است و خداوند او را نسبت به خودش داد(و فرمود «روحي») چون او را از بقيه روح ها برگزيد همانطور كه خانه اي را برگزيد و فرمود :
«بيتي» ( در سوره بقره آيه 2) و نسبت به رسولي از رسولان خود فرمود: «خليلي» و مانند اينها. تمام اينها مخلوق و ساخته شده،ايجاد شده،پرورش داده شده و امور
آنها را تدبير نموده است.
روايت سوم و آخر :
محمد اين مسلم گويد : از امام باقر (عليه السلام) در مورد فرمايش خداوند كه ميفرمايد « و نفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين »(الحجر 29) پرسيدم؟
حضرت فرمودند : روح خلقها الله فنخ في آدم منها. (روحيست كه خداوند آنرا خلق نموده پس جزئي از آن را در آدم دميد).
نكته: اينكه در معنا «جزئي از روح آورده شده» به خاطر «منها» ايست كه در كلام حضرت باقر وجود دارد و «من» در اينجا اشاره به قسمت و جزئي
از ما بعد خود ميكند كه در اينجا ما بعد «روح» باشد.
در ضمن: ذيل اين موضوع 5 روايت ديده شد، كه 2 تاي ديگر هم شبيه آخرين روايت بود كه به خاطر عدم تطويل از ذكر آن جلوگيري شد.
مگر خدا نمی گوید من از رگ گردن به شما نزدیک ترم!! پس دیگه واسه چی تلاش کنیم به خدا نزدیک شیم خدا که به ما نزدیک هست
نزديكي خداوند اشاره به حاضر و ناظر بودن خداوند در همه جاست وشايد براي تفهيم بهتر به ما اينچنين بيان شده و نزديكي ما به خداوند توجه دائم به اوست البته در
بعضي از روايت برخي از حالتهاي خاص را تعبير به قرب نسبت به خداوند كرده اند مانند اينكه فرمودند : نزديكترين حالت بنده به خداوند در حالت سجده است(ممكن
است شما به دوست خود به قدري نزديك باشيد يا حتي چسبيده باشيد اما هيچ توجهي به او نداشته باشيد(اين مثال براي تقريب به ذهن بود) و نزديك بودن خداوند به
ما تعارضي با نزديكي ما با خداوند ندارد.
خداوند می فرماید از روحم در او دمیدم و نمی فرماید که خودم در او رفتم یا ... که بتوان نتیجه گرفت که خداوند روح است.
دوست عزيز يك قائده در اعتقادات (و فلسفه) وجود دارد كه ميگويد معطي شي فاقد شي نيست، كه از اين قائده براي اثبات صفاتي همچون حكمت خداوند كمك
گرفته ميشود و شايد دليل بيان نتيجه گيري حامد عزيزمون توجه داشتن به همين قائده بوده.
و در تائيد سخن شما بايد گفت كه اين قائده به نظر ميرسد كليت ندارد چون خداوند خالق جسم و معطي جسم نيز هست پس بايد خداوند جسم باشد كه چنين چيزي محال هست.
(البته اين سخن(معطي شي فاقد شي نيست و يا معطي كمال فاقد كمال نيست )در نزد عرفا و نيز براي كساني كه در معرفت شناخت والايي پيدا كرده اند حل شده و هيچ اشكالي به اين قائده نيست كه اينجا جاي مطرح كردن آن نيست).
توی عرش و کرسی خدا چیه؟؟
الله اعلم.
مثلا خدا همه جا هست اما رسول خدا که از همه به خدا نزدیک تر شده به عرش رفته؟
اميدوارم اين سوال ديگه با اين پست حل شده باشه البته دوستان قبلي توضيح كاملي رو ارائه كرده بودند، ديگه سوال شما...
پس چرا رفتن به عرش سخته
عرش نهايت تقرب به خداست نه تقرب مكاني.
پس چرا می گن ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم؟؟
ما از اوئيم يعني او خالق ماست و به سوي او باز ميگرديم يعني از بند علائق غير از خدا جدا شده و به جايي برده ميشويم كه فقط توجه به خداست.
و شايد اين سخنان به خاطر آنست كه انسانها را از خواب غفلت بيدا كند و متذكر شود كه آخر شما به سوي من بازميگرديد پس كاري نكنيد كه در حضور من شرمنده شويد.الله اعلم.
در روایات ما از عرش به دین و علم خدا تعبیر شده است که حاملان این عرش پیامبر اکرم(ص) و معصومین (ع) هستند . و از کرسی به علم خدا تعبیر شده است
که علم او آسمان ها و زمین را در برگرفته است . (وسع کرسیه السموات و الارض )
دوست عزيز جناب محمد علي گل شما چند روايت رو ديديد كه ائمه بزرگوار اينگونه تفسير كرده اند، بهتره يه نگاهي هم به تفسير برهان جلد اول ص 531 روايت 10 هم بزنيد.
اين تعابير مختلف به احتمال قوي اشاره به همان سخن معروف كه فرمودند : «ما به اندازه عقول افراد جواب ميدهيم » باشد كه مصداق بارز آن همان روايت زمين و تخم مرغ است كه در اصول كافي آمده كه حضرت امام صادق (ع) 2 جواب مختلف به 2 فرد داده شده.
مقام بالای علمی و عملی آن مقربین است
بهتر است به جاي تعبير مقام علمي،تعبير از مقام معنوي كنيم چون اينطور نيست كه هرچه علم(محض) به خداوند پيدا شود تقرب بيشتر شود.
البته جمع بين علم و عمل نتيجه آن تقرب پي در پي به خداوند ميشود.
نمی توان مکان.... برای او در نظر گرفت
مكان ندارد يعني نميتوان اشاره كرد كه او در فلان محل است،كه مضمون چنين سخني در يكي از خطبه هاي حضرت علي در نهج البلاغه رايت شده.
مشکل در همین ترجمه است . انا لله و انا الیه راجعون : یعنی ما برای خدا هستیم ( لله = برای خدا ؛ من الله = از خدا )
با مطالبي كه ذكر شده مشكل معناي «لله» كه از خدا شود ،كه لام معناي من را در برداشته باشد(علاوه بر معناي ديگري كه ذكر شده) حل شد.
در ضمن معناي همجنسی با حرف من سازگار است كه دلالت بر قسمت و بخش شي ايي از شي ديگر ميكند نه با معناي لام كه چنين چيزي متصور گردد كه در آخر همان سخن شماست كه فرموديد :
اگر در ترجمه بگویند " از خدا " و « منظور » همجنسی با او باشد اشتباه است .
اميدوارم ديگه سوالي در اين مورد براي آقا حامد گل رخ نده.
باز مثل هميشه آقا حامد كتاب بخون.
موفق و پيروز و مويد باشيد.
تقديم به همه عزيزان
