در زمانهاي قديم مرد دانشمندي بود كه پسري داشت و آن پسر علاقهاي به علم پدرش نشان نميداد و در مورد دانش پدرش چيزي از او نميپرسيد.
آن مرد دانشمند همسايهاي داشت كه به نزد او ميآمد، پرسشهايش را با او مطرح ميكرد و مطالبي از او ميآموخت. تا اينكه زمان مرگ مرد دانشمند نزديك شد.
داستان آفرينش انسان و آغاز حيات او بر كرة خاك با يك عهد و پيمان شكل ميگيرد. عهد و پيماني كه بر پذيرش پروردگاري خداوند متعال و نفي پرستش شيطان
بسته شد و همة انسانها بر وفاي به آن همداستان شدند:
اي فرزندان آدم، مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد؛ زيرا وي دشمن آشكار شماست؟ و اينكه مرا بپرستيد؛ اين است راه راست!1
و [ياد كن] هنگامي را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريّه آنها را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم؟
گفتند: «چرا، گواهي داديم» تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم.2
اين عهد و پيمان در طول تاريخ، بارها و بارها توسط پيامبران الهي و جانشينان آنها، به انسانها يادآوري شد تا آنان نسبت به عهدي كه با خداي خود داشتند
دچار فراموشي نشوند:
و در حقيقت، در ميان هر امتي فرستادهاي برانگيختيم [تا بگويد:] خدا را بپرستيد و از طاغوت [= فريبگر] بپرهيزيد.3
و پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم مگر اينكه به او وحي كرديم كه: «خدايي جز من نيست، پس مرا بپرستيد».4
از سوي ديگر براي اين كه مردم در وفا به پيماني كه بر عهده داشتند دچار مشكل نشوند و در تشخيص راهي كه به اطاعت و بندگي خدا و مخالفت با
شيطان ميانجامد گرفتار سردرگمي نگردند، به آنان گوشزد شد كه اطاعت خدا در اطاعت رسول اوست و هر كس بيشتر در طريق اطاعت رسول گام
بردارد در اطاعت خدا از ديگران پيشي گرفته است:
هر كس از پيامبر فرمان بَرَد، در حقيقت، خدا را فرمان برده؛ و هر كس رويگردان شود، ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستادهايم.5
... و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه شما را بازداشت بازايستيد و از خدا پروا بداريد كه خدا سخت كيفر است.6
با پايان يافتن عصر رسالت، نه تنها از بار عهد و پيماني كه آدم خاكي با خداي خود داشت كاسته نشد، بلكه بسيار شديدتر از دوران حيات پيامبر(ص)
از او خواسته شد كه به عهد و پيمان خود وفا كند؛ چرا كه او در وفاداري به اين پيمان مورد بازخواست قرار خواهد گرفت:
... و به پيمان [خود] وفا كنيد؛ زيرا كه از پيمان پرسش خواهد شد.7
و اين عهد، چنانكه امام موسي كاظم(ع) در تفسير آيه يادشده ميفرمايد، چيزي نبود جز پيروي از امير مؤمنان علي(ع):
[مراد از] عهد [در اين آيه] آن پيماني است كه پيامبر درباره دوستي ما و پيروي از امير مؤمنان[ع] از مردم گرفت؛ اينكه با او مخالفت نورزند،
از او پيشي نگيرند، با خاندانش نيكي كنند و آنها را آگاه كرد كه درباره اين پيمان بازخواست خواهند شد.8
يعني اين بار عهد آدمي با خداي خود در صورتي ديگر متجلي شد و اطاعت امير مؤمنان و امامان پس از او همسنگ اطاعت خدا و رسول او گرديد:
آگاه باشيد، هر كس خدا را درباره ولايت امير مؤمنان و امامان پس از او پيروي كند، اين همان پيمان گرفته شده از سوي خداوند است.9
و براي اينكه هيچكس در شناسايي شخصي كه پس از پيامبر(ص) ميبايست با او عهد اطاعت بسته ميشد به اشتباه نيفتد، در اجتماعي عظيم از مسلمانان نو
شدن عهد آدمي به آگاهي همگان رسيد و اعلام شد هر كس پيمان ولايت نبي خاتم(ص) را پذيرفته از اين پس بايد به پيمان ولايت امير مؤمنان علي(ع) گردن نهد:
هر كس را من مولاي اويم، پس اين علي مولاي اوست.10
اي مردم! هر كس خدا و رسولش و علي و اماماني را كه از آنها ياد كردم، اطاعت كند، بيترديد به رستگاري بزرگي نائل آمده است.11
و از همين رو بود كه اين روز را روز «عهد معهود» (عهد شناخته شده) ناميدند.
همانا امروز، روزي بس بزرگ است... امروز، روز كامل شدن دين و روز عهد و پيمان شناخته شده است.12
آري، انسانها مأمور شدند كه پس از رحلت نبي خاتم(ص) با وصي او تجديد عهد كنند و دست در دست او بگذارند تا به فرموده حضرت زهرا(س)،
آنها را آسان آسان و به راحتي و ملايمت به راه هدايت و رستگاري رهنمون شود:
به خدا سوگند، اگر پاي در ميان مينهادند و علي را بر كاري كه پيغمبر به عهدة او نهاد ميگذاردند، آسان آسان ايشان را به راه راست ميبرد و حق هر
يك را بدو ميسپرد. چنانكه كسي زياني نبيند و هر كس ميوه آنچه كشته است بچيند. تشنگان عدالت از چشمه معدلت او سير و زبونان در پناه صولت
او دلير ميگشتند. اگر چنين ميكردند درهاي رحمت از زمين و آسمان به روي آنان ميگشود. اما نكردند و به زودي خدا به كيفر آنچه كردند آنان را عذاب خواهد فرمود.13
اما چنانكه فاطمه زهرا(س) نيز فرمودند: اينچنين نشد و بدعهدي و عهدشكني از همان نخستين روزهاي عروج رسول خدا(ص) آغاز گرديد و پيماني
كه جماعت مسلمين در روز غدير بر اطاعت ولي خدا بسته بودند به راحتي شكسته شد و جز جمع اندكي، همه امت اسلامي از اطراف امام و حجت عصر پراكنده شدند:
هنگامي كه پيامبر (ص) رحلت فرمود همه مردم جز سه تن؛ سلمان، مقداد و ابوذر غفاري، به گذشته كفرآميز خود برگشتند.14
از آن به بعد اگر چه در مقاطعي از دوران 250 ساله امامت شيعه، شاهد روي آوردن مردم به ائمه معصومين(ع) و مرجعيت علمي آنها هستيم، اما هيچگاه عهدي
كه مردم در برابر امامان خود داشتند به تمامي پاس داشته نشد و اين سخن امامان معصوم(ع) كه فرموده بودند:
مردم تنها به سه چيز تكليف شدهاند: شناخت امامان، تسليم شدن به ايشان در آنچه بر آنها وارد ميشود و رجوع به آنها در آنچه كه در آن اختلاف دارند.15
هيچگاه محقق نشد و سرانجام بدعهديها و عهدشكنيهاي امت اسلام منجر به مقتول و مسموم شدن يازده امام و غيبت آخرين امام شد و جامعة اسلامي از بركات
حضور امام معصوم(ع) در ميان خود محروم گشت. و اين همان اتفاقي بود كه پيش از اين در كلام امام محمد باقر(ع) پيشبيني شده بود:
هنگامي كه خداوند تبارك و تعالي، از آفريدگانش خشمگين شود، ما [اهل بيت] را از مجاورت با آنها دور ميسازد.16
آري، غيبت امام از جامعه و به درازا كشيدن آن نتيجه بدعهدي و پيمانشكني مردم نسبت به حجتهاي الهي و جانشينان به حق رسول خدا(ص) است و تا
زماني كه مردم چنانكه بايد و شايد به پيماني كه در برابر امامان معصوم(ع) برعهده دارند وفا نكنند و با همه وجود آماده پذيرش اوامر و نواهي آنها نگردند،
ظهور محقق نخواهد شد؛ چنان كه امام عصر(ع) فرمود:
اگر شيعيان ما - كه خداوند توفيق طاعتشان دهد - در راه ايفاي پيماني كه بر دوش دارند همدل ميشدند، ميمنت ملاقات ما از ايشان به تأخير نميافتاد و سعادت ديدار
ما زودتر نصيب آنان ميگشت، ديداري بر مبناي شناخت راستين و صداقتي از آنها نسبت به ما.17
با توجه به همين اهميت وفا به عهد و پيمان و تأثير آن در ظهور امام عصر(ع) بوده است كه از ما خواستهاند هر بامداد عهد و پيمان اطاعتي را كه نسبت به امام خود
بر دوش داريم، به ياد آوريم و آن را تجديد كنيم:
بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگانيام، عهد، عقد و بيعتي را كه نسبت به او (امام مهدي(ع)) بر گردن دارم، تجديد ميكنم، كه هرگز از آن
برنگردم و بر آن پايدار بمانم.18
ادامه دارد ...
پينوشتها:
1 . ألم أعهد إليكم يا بنيادم أن لاتعبدوا الشيطان إنّه لكم عدوّ مبين و أن اعبدوني هذا صراط مستقيم. سوره يس (36)، آيه 61-60.
2 . و إذ أخذ ربّك من بنيادم من ظهورهم ذرّيتهم و أشهدهم علي أنفسهم ألست بربّكم قالوا بلي شهدنا أن تقولوا يوم القيامة إنّا كنّا عن هذا غافلين.
سوره اعراف (7)، آيه 172.
3 . و لقد بعثنا في كلّ أمة رسولاً أن اعبدوا اللَّه واجتنبوا الطاغوت... .
سوره نمل (16)، آيه 36.
4 . و ما أرسلنا من قبلك من رسول إلّا نوحي إليه أنّه لا إله إلّا أنا فاعبدون.
سوره انبيا (21)، آيه 25.
5 . من يطع الرسول فقد أطاع اللَّه و من تولّي فما أرسلناك عليهم حفيظاً.
سوره نساء (4)، آيه 80.
6 . ... و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا و اتقوا اللَّه إنّ اللَّه شديد العقاب.
سوره حشر (59)، آيه 7.
7 . ... و أوفوا بالعهد إنّ العهد كان مسئولاً. سوره اسراء (17)، آيه 3.
8 . العهد ما أخذ النبي عليالناس في موّدتنا و طاعة أميرالمؤمنين أن لايخالفوه ولايتقدّموه ولايقطعوا رحمه و أعلهم أنّهم مسئولون عنه.
محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج24، ص187، ح1. سوره مريم (19)، آيه 87.
9 . ألا من دان اللَّه بولاية اميرالمؤمنين والأئمة من بعده فهوالعهد عنداللَّه.
به نقل از امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه «لايملكون الشفاعة إلّا من اتّخذ عند الرحمن عهداً.»؛ [آنان] اختيار شفاعت را ندارند، جز آنكس كه از جانب [خداي] رحمان پيماني گرفته است. (بحارالانوار، ج24، ص333، ح58.)
10. من كنت مولاه فهذا علي مولاه... . ابو منصور احمد بن علي بن ابيطالب طبرسي، الاحتجاج، ج2، ص56-66.
11. معاشر الناس! من يطع اللَّه و رسوله و علّياً والائمّة الذين ذكرهم فقد فاز فوزاً عظيما. همان.
12. إنّ هذا يوم عظيم الشأن... يوم كمال الدين و يوم العهد المعهود. بحارالانوار، ج37، ص164، ح40.
13. همان، ج43، ص158. همچنين ر.ك: سيدجعفر شهيدي، زندگاني فاطمه زهرا(ع)، ص151.
14. إنّ النبي، صلّي اللَّه عليه و آله، لمّا قبض ارتدّ الناس علي أعقابهم كفّاراً إلّا ثلاثة: سلمان والمقداد و أبوذر الغفاري. بحارالانوار، ج28، ص259، ح42.
15. إنّما كلّف الناس ثلاثه: معرفة الأئمّة والتسليم لهم فيما و رد عليهم والردّ إليهم فيما اختلفوا فيه. حديث از امام باقر(ع). محمدبن يعقوب كليني، الكافي، ج1، ص390، ح1.
16. إذا غضب اللَّه تبارك و تعالي علي خلقه، نحّانا عن جوارهم. همان، ص343، ح31.
17. لو أنّ أشياعنا، و فقّهم اللَّه لطاعته، علي اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم، لما تأخّر عنهم اليمن بلقائنا و لتعجلّت لهم السعادة بمشاهدتنا علي حقّ المعرفة و صدقها منهم بنا. بحارالانوار، ج53، ص177.
18. أللّهم إنّي أجدّد له في صبيحة يومي هذا و ماعشت من أيّام حياتي عهداً و عقداً و بيعة له في عنقي لا أحوال عنها ولا أزول أبداً. همان، ج102، ص111.
