مقدمه:
سال دهم هجرت كه مسلمانان همراه پيامبر اكرم(ص) مراسم حج را به پايان رساندند و آن سال، بعدا «حجة الوداع » نام گرفت،
پيامبر اكرم(ص) عازم مدينه گرديد.
فرمان حركت صادر شد. هنگامى كه كاروان به سرزمين «رابغ » در سه ميلى جحفه كه ميقات حجاج است، رسيد امين وحى در مكانى به نام «غديرخم » فرود آمد.
آيه: «يا ايها الرسول بلّغ ما اُنزلَ اليك من ربّك و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله يعصمك من الناس ». نازل شد كه
اى پيامبر، آنچه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن. اگر اين كار را نكنى، رسالت خود را تكميل نكرده اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد كرد.
سوره مائده، آيه دستور توقف در آن مكان صادر شد. همه مردم ايستادند. وقت ظهر هوا، بشدت گرم بود. پيامبر اكرم(ص) نماز ظهر را با جماعت خواند
سپس در حالى كه مردم دور او را گرفته بودند، بر روى نقطه بلندى كه از جهاز شتران برپا شد، قرار گرفت و با صداى رسا خطبه خواند و سپس فرمود:
سپس مطالبى گرانبها بيان كرد و فرمود:
مردم بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل به آنها كوتاهى نورزيد كه هلاك مى شويد».
در اين هنگام دست على(ع) را گرفت و او را بلند كرد و به همه مردم معرفى نمود،
سپس فرمود:
پيامبر اكرم(ص) فرمود:
بعد فرمود:
و كسانى كه او را دشمن دارند، دشمن دار و...»
سپس فرشته وحى نازل شد و آيه «اليوم اكملتُ لكم دينَكم...» را نازل فرمود و آن روز در تاريخ اسلام جاودانه و حماسه ساز شد.
آرى غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت شناخته شد.
روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق،
روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز ياس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت،
روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى گويند.
از احاديث بر مى آيد كه ائمه: آن روز را جشن مى گرفتند و در آن روز مراسم ويژه اى داشتند ؛
از فياض بن محمد طوسى نقل شده: روز غدير به حضور امام هشتم(ع) رسيد. ديد گروهى از افراد ويژه در خدمت حضرت هستند كه امام آنان را براى افطار
در خانه اش نگهداشت و به منزل آنان غذا و لباس و كفش و انگشتر و هداياى ديگر فرستاد و آن روز وضع او و اطرافيان او كاملا عوض شده بود
و فضائل آن روز را براى آنان يادآورى مى كرد. (بحار الانوار، 97: 112، ح 8. )
در حديث ديگرى است: روزى از روزهاى خلافت على(ع) جمعه و عيد غدير به يك روز افتاد. امام(ع) خطبه مفصلى خواند و فرمود:
خداوند را بر اين نعمت كه شما را بخشيده است، سپاس گزاريد. متحد شويد تا خدا كمكتان كند. نيكويى كنيد تا خدا دوستيتان را پايدار كند.
از نعمتهاى خداداد، يكديگر را هديه فرستيد. خداوند در اين روز چندين برابر ديگر عيدها پاداش دهد.
اين گونه پاداش جز در اين روز (غدير) ديگر نخواهيد يافت. نيكويى كردن در اين روز مال را بسيار كند و عمر را زياد.
مهربانى كردن باعث رحمت خدا شود و مهربانى او. در اين روز به برادران و خاندان از مال خدا داده ببخشيد، هر اندازه كه بتوانيد. همواره چهره خندان داريد.
چون به يكديگر رسيديد، شادمانى كنيد، و خدا را بر نعمتهايش سپاس گوئيد. برويد و به آنان كه اميدشان به شماست، نيكى بسيار كنيد در خورد و خوراك،
خود و زيردستانتان يكسان باشيد. اين يكسانى و مساوات را تا جايى كه توانايى داريد عملى سازيد، كه پاداش يك درهم در اين روز، صد هزار درهم است
و بركت به دست خداست.
روزه اين روز را نيز خداوند مستحب قرار داده است و در برابر آن پاداشى بس بزرگ نهاده. اگر كسى در اين روز، نياز برادران خود را برآورد - پيش از تمنا و درخواست -
و با ميل و غبت خوبى كند، پاداش او چنان باشد كه اين روز را روزه داشته است و شب آن را با عبادت به بامداد رسانيده.
و هركس در اين روز به روزه دارى افطارى دهد، چنان است كه گويى دسته دسته مردم را افطارى داده است...
همين كه به يكديگر رسيديد همراه سلام، مصافحه كنيد و نعمتى را كه در اين روز نصيبتان شده است به يكديگر تبريك گوييد. بايد اين سخنان را آن كه بود
و شنيد به آن كه نبود و نشنيد، برساند. بايد توانگران به سراغ مستمندان روند و قدرتمندان به دنبال ضعيفان، پيامبر(ص) مرا به اين چيزها امر كرده است ».
بعد امام(ع) خطبه جمعه را خواند و نماز جمعه را نماز عيدش قرار داد، بعد با فرزند و شيعيانش به منزل امام حسين(ع) برگشت كه غذا آماده كرده بودند
و آن شيعيان نيازمند و بى نياز با هداياى او به طرف خانواده خود برگشتند. (بحار الانوار 97: 117.)
به اميد روزى كه همه مسلمانان بويژه مردم مسلمان ايران روز عيد غدير را بزرگترين عيد خود قرار داده و اين روزه آنطور كه بايسته و شايسته آن است، گرامى بدارند.

