نگاه اسلام و قرآن به زن به عنوان موجودی از نظر آفرینش و خلقت همسان از مرد می باشد و خداوند می فرماید:
هو الذی خلق لكم من نفس واحده و جعل لكم منها ازواجا؛(نساء آیه1)
هر چند كه قرآن تفاوت هایی میان زن و مرد قایل است و از نظر جسمی آنان را ناتوان و سست تر از مردان و در مجادله و گفت وگوهای
جدلی ضعیف تر از ایشان می شمارد.
آنان را آفریده هایی می شمارد كه در زیورآلات و زینت رشد و پرورش می یابند و از احساسات و عواطف قوی تر از مردان برخوردارند.
همین عواطف قوی به گونه ای عمل می كند كه گاه احكام عقلی را زیر پا می گذارند و این توهم پدید می آید
كه ایشان از نظر عنصر عقل ناقص هستند؛ در حالی كه قوت و قدرت عواطف و احساسات موجب می شود تا عقل عقب نشینی كند
و فرصت بیشتری به عواطف و احساسات بدهد؛ این مسئله ای است كه برای بقای نوع بشر بدان نیاز است؛ زیرا عواطف و احساسات قوی زن
موجب می شود كه مسئولیت بار سنگین نه ماهه آبستنی را تحمل كند و پس از تولد از فرزندش چون گرامی تر از مایه جانش محافظت و مراقبت كند.
از این رو دیده می شود كه بسیاری از زنان حتی جان خویش را برای محافظت و مراقبت از فرزند می دهند كه حكم عقل مقتضی آن است كه چنین نكنند
و جان خویش را به سلامت دارند نه آن كه برای دیگری به خطر افكنند و یا حتی از دست بدهند.
این گونه است كه چیرگی عواطف و احساسات در زن به عنوان نقص عقل دانسته می شود كه به معنا و مفهوم كنارگذاری عقل در هنگام قوت احساسات
و عواطف است نه فقدان وجودی و یا نقص ذاتی آن در زن؛ زیرا كه قرآن بیان می دارد كه ماهیت زن آن است كه برگرفته از همان نفس حضرت آدم(ع) می باشد؛
بنابر این تفاوتی میان مرد و زن از این لحاظ نیست و همان گونه كه از ویژگی های نفس برخوردار می باشد زن نیز این گونه است با تفاوت های جزیی
كه موجب نمی شود تا حكم كلی میان زن و مرد متفاوت باشد؛ هر چند كه در جزئیات به دلایل پیش گفته تفاوتی ها و اختلافاتی پدید می آید.
ویژگی دیگر دختران آن است كه نیازمند كسی هستند كه ایشان را ولایت و سرپرستی كند. از این روست كه پدر و پدربزرگ پدری بر دختر
در امر ازدواج نخست وی ولایت دارد.(بقره آیه 732 و قصص آیه 72) هر چند كه دختر و زن از یك جنس به شمار می آیند ولی تفاوت هایی است كه بیان آن می تواند در تبیین نگرش قرآن به دختر و جنس زن به طور كلی مفید باشد.
دختر همان فرزند مادینه انسان است كه با نگاه به مسئله فرزندی مورد تحقیق و پژوهش قرارمی گیرد نه از جهت جنس آن.
در تایید سخنان یار عزیزم قهرمان علقمه که فقط در چند سطر با استفاده از کتاب وحی ارتباط زن و مرد و برابری این دو را به این کلام شیوا بیان نمود . میدونید چیه ؟ اسلام یعنی همین ! یعنی کمال در عین سادگی یعنی رسیدن به حقیقت بدون درگیری های بیمورد با مسایل پیچیده وهم انگیز . من اینو مطمئنم که با این روش ما میتونیم همه موضوعات و دغدغه های بشری رو با بقیه در میان بگذاریم . مثل همین موضوع برابری زن و مرد مثل لزوم اعتقاد به پروردگار . مثل روشهای زندگی مثل دوری از گناه ,و.... به قول خودمونی : خوب اومدی ادامه بده ! مطمئن باش حد اقل یک نفر مستمع سراپا گوش اینور بازار منتظر نظرات تو و امثال توست . حق نگهدارت
در اندیشه و بینش قرآنی دختران آن چنان از جایگاه و مقام والایی برخوردار می باشند كه پیامبر(ص) در مهم ترین مسایل اجتماعی و سیاسی
را وارد می سازد و در مسئله مباهله دختر خویش را به همراه می برد. این در زمانی است كه اعراب دختران را زنده به گور می كردند
و از شنیدن دختر ننگ و عار را در خانه تجسم می كردند. پیامبر با همراه بردن دختر خویش نشان داد كه دختران در پیشگاه خداوند از چنان مقام و
منزلتی برخوردارند كه با دختران می توان به مباهله رفت و به نام ایشان از خداوند خواست تا دشمنان را نیست و نابود كنند.
این رفتار بیانگر چند مطلب است: نخست این كه مقام دختر در نظر پیامبر(ص) همانند مقام پسران است؛
دوم این كه در مسائل مهم و اساسی می توان از مشاركت ایشان بهره برد هر چند كه این امور اساسی و مهم در مسایل سیاسی و اجتماعی باشد.
سوم آن كه دختران در پیشگاه خداوند از مقام و منزلتی برخوردارند كه می توان به آن قسم یاد كرد و در اموری چون مباهله از این مقام و منزلت بهره برد.
چنان كه شخص برای شفاعت می كوشد تا شخصی را كه دارای وجه وجیهی است با خود همراه ببرد.
دختران در نزد خداوند از چنین مقامی برخوردارند. چهارم آن كه دختران می توانند به همراه بزرگ تر خویش در مسایل اجتماعی و سیاسی
مشاركت فعال داشته باشند. (آل عمران آیه16)
از دیگر دلایلی كه بر مقام و منزلت دختران در پیشگاه خداوند اشاره دارد می توان بهآیه 16 سوره آل عمران و آیات 48 و 58 سوره انعامتوجه داد
كه در آن خداوند بر عدم تفاوت فرزند پسر و دختر در انتساب به عنوان حكمی از احكام اسلام اشاره می كند.
در این آیات به روشنی اشاره می شود كه فرزند پسری و دختری بی هیچ تفاوتی می توانند به پدربزرگ منتسب شود.
از این روست كه فرزندان فاطمه(س) نیز پسران پیامبر(ص) خوانده می شوند و از آنان به پسران پیامبر(ص) یاد می شود.
از امام موسی كاظم(ع) در ذیل آیه 16 سوره آل عمران نقل شده است كه فرمود:
تاویل ابنائنا در آیه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می باشد. (نور الثقلین ج1 ص 843)
در آیه48 و 58 سوره انعامنیز خداوند حضرت عیسی(ع) را فرزند حضرت مریم(س) را از فرزندان حضرت ابراهیم(ع) می شمارد
كه خود بیانگر آن است كه در اندیشه و بینش قرآنی هیچ تفاوتی میان فرزندان دختر و پسر نیست.
این در حالی است كه در جاهلیت تنها فرزندان پسری را از نوادگان و فرزندان خویش بر می شمردند و فرزندان دختری خویش را فرزندان دیگران و پدران دیگر می شمردند.
خداوند در آیه94 و 05 سوره شوری فرزند دختر دادن به افراد را نشانه ای از علم و قدرت خویش بر می شمارد كه بیانگر نوعی احترام و ارزش گذاری
به دختر نیز می توان برشمرد. به هر حال دختردار شدن متكی بر مشیت الهی است و این خداوند است كه به هر كس بخواهد دختر و یا پسر می دهد.
خداوند در آیات 53 و 63 سوره آل عمرانآن چنان برای دختر ارزش و اهمیت قایل می شود كه خود در نام گذاری وی دخالت می كند و نامش را مریم می گذارد.
این در حالی است كه همسر عمران از این كه دختری زاییده است كه نمی تواند در خدمت خانه خدا باشد اندوهگین بود.
خداوند نه تنها این مساله را حل می كند بلكه وی را برای خدمت كاری خانه می پذیرد تا نشان دهد كه تفاوتی میان زن و مرد و دختر و پسر برای بندگی نیست
هر چند كه به علل شرایط جسمی دختران و زنان از برخی از اعمال معاف شده اند. با این همه اجازه می دهد كه دختر عمران این مسئولیت را بپذیرد.
در تحلیل قرآنی دختر هدیه خداوند به انسان هاست و انسان ها می بایست از این نعمت خداوند و رحمت وی خشنود شوند.
در این بینش هیچ تفاوتی میان دختر و پسر از این جهت نیست و هم دختر و هم پسر به عنوان هدیه الهی به بشر مورد تاكید قرار می گیرد و
خداوند در قرآن از آنان به هبه یاد می كند. (شوری آیه 94)
دختر در تبیین و تحلیل آموزه های قرآنی موجوداتی هستند كه به طور ذاتی دارای حیا و عفت هستند و از این روست كه حیا و عفت در ایشان به عنوان
یك ارزش اهمیت می یابد؛ زیرا بیانگر حفظ طبیعت و سلامت روح و روان ایشان است و كسانی كه بی عفتی و بی حیایی را در پیش می گیرند
در حقیقت گرفتارشده و از فطرت سالم و طبیعت خدادادی خویش دور شده اند.(قصص آیه 52)
دشمنان دین و بشریت می كوشند تا برای افزایش فساد و تباهی در زمین دختران را از فطرت سالم خویش دور سازند و به بی حیایی بكشانند.
از این روست كه فرعون كه شخصی فاسد و مستكبر بوده و خداوند وی را متهم به فساد در زمین می كند در این اندیشه باطل دختران بنی اسرائیل
را زنده می داشت و آنان را به بی حیایی سوق می داد (بقره آیه 94 و اعراف آیه 721 و 141 و قصص آیه 4 و غافر آیه 52)
قرآن كار بیرونی زنان و دختران را نادرست بر نمی شمارد ولی شرط حیا و عفت را همواره مورد تاكید قرار می دهد.
به این معنا كه اگر دختری برای كار در بیرون می رود می بایست حیا و عفت را رعایت كند. البته كار كردن می توانند مقطعی باشد و یا دایمی.
یعنی می تواند به شكل اشتغال نیز باشد چنان كه دختران شعیب به شغل چوپانی و گله داری و آب دهی به گوسفندان مشغول بودند.
اما در همان زمان اشتغال به گونه ای رفتار می كردند كه از اختلاط با مردان دور باشند.
در حقیقت شرط اشتغال دختران و زنان برای تامین زندگی این است كه با مردان اختلاط نداشته باشند هر چند كه در محیطی آزاد و عمومی باشد.
از این رو سخن از دور بودن ایشان از مردان به میان می آید. بنابراین اختلاط با مردان در مجامع عمومی و یا خلوت كردن با ایشان در مجامع
خصوصی جواز مشروعیت كار و اشتغال را بر می دارد و جایز نیست كه دختران و زنان در این دو حالت به كاری اشتغال داشته باشند. (قصص آیه 32)
از دیگر شروط اشتغال و كاركردن دختران حیا و آزرم داشتن و گفت و گو با مردان است. به این معنا كه اگر نیازی به گفت و گو با مردان نامحرم پیش آمد می بایست دختران با رعایت حیا در رفتار و گفتار و حركات از هرگونه گمان و ظن سوئی جلوگیری كنند. (قصص آیه 52)
ویژگی دیگر دختران آن است كه نیازمند كسی هستند كه ایشان را ولایت و سرپرستی كند. از این روست كه پدر و پدربزرگ پدری بر
دختر در امر ازدواج نخست وی ولایت دارد.(بقره آیه 732 و قصص آیه 72)
همان گونه كه مادر نیز در برخی از امور خاص بر دختران ولایت دارد كه در 53 سوره آل عمران به مساله ولایت همسر عمران بر
دخترخویش برای خدمت برای خانه خدا اشاره شده است. البته به نظر می رسد كه این ولایت كامل مادر بر دختر نیازمند اذن پدر و ولی می باشد.
اما در برخی از موارد ولایت داشته و این ولایت قابل اثبات است.
از دیگر مسایلی كه درباره دختران مطرح است حجاب ایشان است.
از این رو آیه 95 سوره احزاب بر لزوم رعایت حجاب و پوشش دختران برای مصون ماندن از هرگونه آزار و اذیت و تعرضی اشاره شده است؛
زیرا كسانی كه حجاب را مراعات نمی كنند از سوی مردان شناخته و ویژگی های ظاهری آنان دانسته و مورد طمع قرار می گیرند
و این گونه است كه از سوی مردان آزار و اذیت می بینند. برای رهایی از شناخته شدن و دوری از اذیت و آزار لازم است تا دختران نیز مانند
زنان حجاب و پوشش را به گونه ای مراعات كنند كه ویژگی های آنان دانسته و شناخته نشود.
آیات قرآنی با بیان این مطالب و ناگفته های دیگر می كوشد تا جایگاه حقیقی زن و دختر را معرفی كند و آنان را به مقام و منزلتی برساند كه لایق و شایسته آن هستند.
این نگرش و بینش بر خلاف نگرش و بینشی است كه برخی از جوامع آن را ترویج می كنند. در نگرش برخی از جوامع ارزش زن و دختر در جلوه های
ظاهری است تا برای بهره كشی جنسی از آنان استفاده شود.
در كتب جامعه شناسی اقتصاد به این مساله اشاره شده است كه علت خروج زنان از خانه و اشتغال در بیرون نیاز كارخانه های ماشینی پس از
عصر صنعت بوده است كه كارگران مرد هم گران و هم كم بودند و نیازهای كارخانه های ماشینی را برآورده نمی ساخت. از این رو كار در
بیرون از خانه تبلیغ شد و در حال حاضر نیز برای بهره كشی ها دیگر روی این مساله تبلیغ می شود. زنان و دختران از جهاتی كم توقع و پركار
هستند و انتظارات كارفرمایان را برآورده می سازند و حقوق كم و دستمزدهای كم را می پذیرند.
بنابراین سخن گفتن از حقوق برابر و عدم تبعیض در برخی از جوامع تنها برای ایجاد بستر و زمینه هایی است كه بتوانند به گونه ای بهتر و آسان تر
به بهره كشی از دختران و زنان بپردازند. این در حالی است كه زن و دختر در اسلام از مقام واقعی برخوردار می باشد و هرگونه بهره كشی و