کوفه در عصر ظهور (1)
روز ۱۲ رجب ۳۶ ه امیر مؤمنان (صلوات الله علیه) وارد کوفه شده، آنجا را به عنوان پایتخت دولت علوی برگزید،
و به زودی فرزند برومندش حضرت بقیه الله (ارواحنافداه) به فرمان حق ظاهر شده، با اصحاب و فرشتگان و مؤمنان از مکهِ مکرمه حرکت نموده،
کوفه را به عنوان پایتخت حکومت جهانی خود انتخاب میکند،
همهِ مؤمنان از اقطار و اکناف جهان در آن جا گرد میآیند و آنجا به مدت ۳۰۹ سال پایتخت دولت مهدوی(عج) ،
سپس پایتخت دولت خاندان عصمت و طهارت در دوران رجعت میشود.
روایات فراوانی در قداست و فضیلت کوفه وارده شده ، که با برخی از آنها در این نوشتار آشنا میشویم .
[HIGHLIGHT=#e5b9b7]پایتخت دولت کریمه
دنیایی که در آن زندگی میکنیم دردزا و درد آلود است، سراسر درد و اندوه است و آیندهای که در برابر دیدگانمان ترسیم میشود، تاریک، ابهامآمیز و یأسآور است.
انسانها یکی پس از دیگری میآیند و میروند و التهاب سوزانِ این (فردایِ بهتر) را با خود به گور میبرند، لکن روزی دیگر،
انسانی دیگر از راه میرسد و این امید بیپایان را از نو آغاز میکند.
این انتظار و امید به نوار خاصی از زمان و مقطع خاصی از دوران محدود نمیباشد، بلکه همهِ انسانها، در همهِ اعصار و امصار،
در تب و تاب این انتظار سوخته و میسوزند، تا روزی آن دست نیرومند الهی از آستین غیبت بیرون آید و آرزوی دیرینهِ جامعهِ بشری را برآورده
و روِیاهای طلایی افلاطون را جامهِ عمل پوشانده، جامعهای برتر از (مدینهِ فاضله) در پهن دشت جهان هستی، بر اساس عدالت و آزادی بنیاد نهد.
اگر نقاشهای چیره دست روزگار دور هم نشینند و تابلویی به پهنای فلک ترسیم نمایند، هرگز نتوانند که فرازهای برجستهِ جهان پرفروغ
عصر ظهور را منعکس نمایند، که سیمای دل ربای آن جمال الهی در آیینهِ بشری منعکس نشود.
ما نیز در این سطور در پی آن نیستیم که دورنمای حکومت واحد جهانیِ آن امام نور را در این نوشتار منعکس نماییم،
بلکه میخواهیم با اقتباس از سخنان نغز و پرمغز پیشوایان معصوم (علیهم السلام) گامی هر چند کوتاه، در ارایهِ سیمای تابناک (پایتخت دولت کریمه) برداشته،
در محضر خوانندگان دل آگاه، در کوچه و بازار شهر باستانی (کوفه) به گشت و گذار بپردازیم.
[HIGHLIGHT=#e5b9b7] فرمان ظهور
در شب ۲۳ ماه رمضان، که مصادف با شب آدینه است، پیک وحی، حضرت جبرئیل امین، بین زمین و آسمان، فرمان ظهور آن واپسین امام نور
را با نام و نام پدرش (امام حسن عسکری) به جهانیان اعلام میدارد.
این آوای روح بخش در سرتاسر گیتی از شرق و غرب عالم به گوش همهِ انسانها میرسد.
هیچ خفتهای نمیماند جز این که بیدار میشود، هیچ نشستهای نمیماند، جز این که بر میخیزد و هیچ ایستادهای نمیماند جز این که به حرکت درمیآید.۱
جالب است که این بانگ آسمانی را هر کسی به زبان مادری خود میشنود.۲
نخستین نغمهای که گوش جان را نوازش میدهد، این نغمه است که توسط یوسف زهرا در سرتاسر جهان شنیده میشود:
(بَقِیه اللهِ خَیرٌ لَکُم ان کُنتُم مُؤمِنینَ۳)
بقیه الله برای شما بهتر است، اگر مؤمن باشید.
آنگاه آن آخرین بازمانده از حجّتهای پروردگار، در حالی که بر خانهِ خدا تکیه نموده، خطاب به همهِ انسانها میفرماید:
انَا بَقیه اللهِ فی ارضِهِ وَ خَلیفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَیکُم۴
اینک بقیه الله، خلیفه الله و حجت خدا بر شما منم.
آنگاه۳۱۳ تن اصحاب خاص حضرت بقیه الله(عج) که فرماندهان لشکری و کشوری آن حضرت میباشند،
در خدمت آن حضرت گرد میآیند. در دست هر یک از آنها شمشیری است که نام، نام پدر، سیرت، حسب و نسب صاحباش بر آن نبشته شده است.۵
نخست جبرئیل امین دست آن حضرت را به عنوان (بیعت) میفشارد، آنگاه اصحاب خاص، که ۳۱۳ تن به تعداد اصحاب بدر هستند، با آن حضرت بیعت میکنند.۶
یک بار دیگر بانگ جبرئیل در فضا طنین انداز میشود که: (البیعه لله)۷
سه روز در مکّه اقامت میکند، از مردم بیعت میگیرد، روز چهارم به استار کعبه آویخته، از خداوند منّان طلب یاری نموده،
به سوی مدینهِ منوره حرکت میکند.۸
با ده هزار لشکر مجهّز و منظّم وارد مدینه شده، اصلاحات خود را آغاز نموده، مردم ستم دیده و رنج کشیدهِ جهان که در زیر فشار جنگ،
ستم، تحقیر و تبعیض به ستوه آمدهاند، با دمیدن فجر امید و دیدن روزنهِ رهایی، سیل آسا به سوی آن مصلح غیبی میشتابند و
دست بیعت به دست با کفایت یداللهیاش میدهند.
اگر چه آن مصلح آسمانی از سلاحهای کشتار جمعی استفاده نمیکند، ولی با رعبی که خداوند از او بر دل جهانیان میاندازد،
بر همهِ قدرتهای اهریمنی جهان فایق آمده، فتنهها و شورشها را از ریشه و بن برانداخته، پرچم همیشه پیروز را بر افراشته،
به سوی مرکز حکومت حقه، قبّهالاسلام کوفه حرکت میکند.
ابزار و اداوت جنگی آن امام نور در هنگامهِ ظهور سه سپاه نیرومند است:
۱ - فرشتههایی که روز بدر به یاری پیامبر شتافتند.۹
۲ - انصار با ایمان و یاران با اخلاصی که با عزمی آهنین و ارادهای فولادین از آن حضرت حمایت میکنند.۱۰
۳ - رعبی که خداوند از آن حضرت بر دل دشمنان میاندازد، این رعب مسافت یک ماه را از جلو، راست و چپ فرا میگیرد.۱۱
پي نوشت :
۱. غیبت نعمانی، ص ۲۵۴.
۲. کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۰.
۳. سورهِ هود، آیهِ ۸۶.
۴. اعلامالوری، ج ۲، ص ۲۹۲.
۵ . غیبت نعمانی، ص ۳۱۳.
۶. تفسیر عیّاشی، ج ۲، ص ۲۵۴.
۷. روزگار رهایی، ج ۲، ص ۱۰۶۹.
۸ . دلائل الامامه، ص ۴۵۵.
۹. غیبت نعمانی، ص ۱۹۶.
۱۰. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۷.
۱۱. روزگار رهایی، ج ۲، ص ۴۶۱.
