BIST نوشته شده:با سلام
در پاسخ به اقای "سیدعلی" همانطور که قبلن عرض کردم وجود چیزی بجز ماده و انرژی (که به هم مرتبط هم هستند) اثبات نشده است و مایلم علت اعتقاد شما به غیر اینها را بدانم.در مورد سوال دوم این سوال خود من هم هست.تا جایی که میدانم ماده ای بنام خدا نداریم . پس لابد بنظر شما غیر ماده است حالا اینکه این غیر ماده چیست چگونه بوجود ان پی بردید و ... مطالبی است که کسی که مدعی است باید جواب دهد.
در پاسخ به اقای "دیوونه110" هم عرض کنم سوال من مشخص بود و اینجا هم محل پرسش و پاسخ است و گفتن اینکه این سوال را قبلن فلان شخص در فلان کتاب پاسخ داده جواب مناسبی نیست. شما میتوانید اگر مایلید برداشت خود را بطور مختصر بیان کنید. از کتابهایی که معرفی کردید من هیچکدام را نخانده ام ولی فکر میکنم در زمینه فلسفه اند یعنی بنظر شما فلسفه راه اثبات وجود خداست؟؟.تا جایی که من برهانهای فلسفی مثل علیت یا وجوب و امکان را مطالعه کردم برایم قانع کننده نیامد ضمن اینکه این براهین نیز توسط فیلسوفان زیادی با روش های فلسفی رد شده است (برای یافتن ان میتوانید در اینترنت سرچ کنید!!!). در این رابطه چیزی که بنظر من میرسد این است که چون این برهانها در سالهای بسیار قدیم مطرح شده و در ان زمان علم بشر در حدی نبود که پدیده های طبیعی و پیچیدگی جهان و موجودات زنده را توضیح دهد ذهنیت وجود ماورائ طبیعه و خدا بوجود امد و نسل به نسل منتقل شد تا جایی که امروزه نیز ما با این ذهنیت به برسی برهانها میپردازیم. بنظر من برهانهایی مثل علیت یا وجوبو امکان با دانستن جواب مسئله راه حل را به نوعی تغییر میدهند تا به همان جواب برسند. مثلن در برهان علیت قانونی مطرح میشود که هیچ اثباتی بر جهانشمول بودن ان نیست "هر پدیده علتی دارد" . سپس به دلخاه استثنایی قایل میشود و انرا خدا مینامد.حالا چرا ان استثنا ماده نباشد یا انرژی نباشد .
ببخشید اگر فشرده و بی انسجام چیزی گفتم چون وقت کمی داشتم
باسمه تعالی
درود بر دوستان
در زمانی که ماتریالیست یا همان مادی میخواست با تمسک به این مطلب که هر چه ماده است وجود دارد و غیر ماده نیستی است عقاید خود را گسترش دهد معلمی با این عقیده برای بچهها شروع به صحبت کرد:
معلم: خوب بچهها شما الان من رو میبینید؟
بچهها: بله آقا معلم میبینیم.
معلم: پس چون من رومیبینید وجود دارم و هستم درسته بچهها؟
بچهها: درسته آقا معلم.
(معلم همین سؤال را در مورد تخته سیاه و گچ مطرح میکند و با پاسخ مثبت بچهها مواجه میشود)
معلم: بچهها شما الان خدا رو میبینید؟
بچهها: نه نمیبینیم.
معلم: پس چون نمیبینید خدایی وجود ندارد.
در میان بچهها شاگردی زرنگ و باهوش از معلم اجازه میگیرد پای تابلو بیاید و شبهه مطرح شده را بررسی کند به روش خود معلم:
شاگرد باهوش: بچهها شما آقا معلم را میبینید؟
بچهها: بله میبینیم.
شاگرد باهوش: پس آقا معلم وجود دارد.
شاگرد باهوش: بچهها شما عقل آقا معلم رو میبینید؟
بچهها (پس از کمی تأمل): نه نمیبینیم.
شاگرد باهوش: پس آقا معلم عقل نداره یعنی دیوانه است.
(انفجار خنده در کلاس و شرمندگی معلم ماتریالیست)