آموزههاى اخلاقى در دعاى حضرت مهدى (عج) ؛ نيّت پاك و تصميم خالص و راستين
اهميت مسأله نيّت و پاكى آن
در چهارمين فراز از دعاى امام عصر(عج) سخن از سرچشمه زلال اعمال يعنى نيّت، پاكى و شفاف بودن آن به ميان آمده و با تعبير:
«و صدق النّيّة؛ خدايا توفيق نيت پاك و راستين به من بده»
ما را به معدن و مخزن تصميمگيرىها معطوف داشته، و بيان مىكند كه اگر آب از سرچشمه پاك باشد نقش به سزايى در پاكى افكار، گفتار، كردار و شيوهها دارد،
و گرنه موجب انحرافات و كژىهاى فكرى و عملى شده و همان مثل معروف را تداعى مىكند كه آب از سرچشمه خراب است.
و اگر مخزن آلوده نبود، آبهاى منشعب شده، از آن، آلوده و بيمارى زا نمىشد.
موضوع نيت به قدرى مهم است كه پيامبر(ص) در سخنى فرمود:
«انّما الاعمال بالنّيّات؛ قطعاً چگونگى اعمال انسان (از نظر پذيرش و همچنين از نظر كيفيت در درجه عالى و مراحل پايين) بستگى به چگونگى نيّتها دارد.»
سپس چنين توضيح فرمود:
«به عنوان مثال در مسأله هجرت از شهرى به شهر ديگر(مثلاً از مكه به مدينه) كسى كه با نيت هجرت به سوى خدا و رسول( و انجام فرمان خدا و رسول و
تحققّ آرمانهاى الهى) هجرت مىكند، به همان آرمان مقدّس نايل مىگردد، ولى كسى كه هجرتش براى امور مادى دنيا،يا وصلت با زن و ازدواج با او است،
هجرت او نيز در راستاى همان خواهد بود.»(1)
از اهميت نيّت، و نقش سرنوشت ساز آن در سعادت و شقاوت انسان اين كه رسول اكرم(ص) فرمود:
«نيّة المؤمن خيرٌ من عمله، و نيّة الكافر شرٌ من عمله، و كلّ عاملٍ يعمل على نيّته؛(2) نيت انسان با ايمان(چون از روى صداقت است) بهتر از عمل نيك اوست، و نيت كافر (چون بر اساس كفر و انحراف است) بدتر از عملش مىباشد.»
يعنى مدار و معيار درجات نيكى اعمال، و يا دركات و بدى كارها تابع حالت نفسانى است كه پديد آورنده نيت انسان است.
بنابراين اگر، انسان داراى نيت ناپاك و انحرافى باشد، موجب كارهاى انحرافى و زشت خواهد شد، و اگر داراى نيت صادقانه و پاك باشد،
منشأ بركات و كارهاى مثبت و شايسته خواهد گرديد. توضيح اين كه انسان وقتى كارى را انجام مىدهد كه آن را اراده كند، و اراده او وقتى تحقق مىيابد كه
علاقه و شوقى به آن كار داشته باشد، و اين علاقه و شوق نيز از حالت خاص نفسانى او كه در روح و روانش شكل گرفته نشأت مىگيرد، و همين شكلگيرى منبع و مخزن تصميمگيرى است.
همانند سدّ آب كه منبع آب رسانى به همه جا است، حال اگر اين منبع آب، آلوده باشد، آب ناپاك و بيمارى زا در دسترس مردم قرار مىگيرد،
و اگر زلال و صاف و بهداشتى باشد، آب پاك و حياتبخش نصيب انسانها مىگردد.
نتيجه اين كه يك انسان سعادتمند كسى است كه منبع و مخزن ساختارى وجودش را خالص و پاك نگهدارد، تا از آن نيت و اراده پاك بجوشد و سرچشمه ارزشها گردد.
چنان كه همين مطلب در تفسير يكى از آيات قرآن، از امام صادق(ع) چنين روايت شده است: روزى آن حضرت پس از گفتارى اين آيه را تلاوت فرمود:
«قل كلٌ يعمل على شاكلته؛(3) بگو هر كس مطابق روش و خلق و خوى خود عمل مىكند.»
آنگاه فرمود:يعنى
«على نيّته؛ معناى اين آيه اين است كه هر كس بر طبق نيت خود عمل مىكند.»(4)
واژه شاكله همان حالت خاص نفسانى است كه نيت و اراده و تصميمگيرى، از آن نشأت مىگيرد، كه همان ساختار وجودى انسان است،
و هر انسانى از نظر خلق و خوى و مسائل تربيتى داراى ساختار خاص است. علّامه طباطبايى(ره) در تفسير خود پس از ذكر اين حديث در معنى آيه، مىفرمايد:
«اين مطلب اشاره به نفوذ و سرايت ملكات نفسانى است كه در جهت عمل، زمينه سازى مىكند، اگر ملكات نيك باشد زمينه سازى نيك براى ساختن نيت صادقانه مىنمايد، و گرنه نتيجه معكوس دارد.»(5)
در تفسير على بن ابراهيم در تفسير آيه مذكور، از حضرت رضا(ع) روايت شده فرمود:
«در روز قيامت نامههاى اعمالى را نزد بندگانى مىآورند، آنها اعمال نيكى را در آن نامهها مىبينند كه آنها را انجام ندادهاند، به خدا عرض مىكنند:
«خدايا به عزتت سوگند خودت مىدانى كه ما اين كارهاى نيك را انجام ندادهايم.»
خداوند مىفرمايد:
«صدقتم نويتموها فكتبنا هالكم ثمّ يثابون عليها؛(6) راست مىگوييد، شما نيت انجام اين كارها را نموديد، و ما آنها را براى شما در نامههاى اعمالتان نوشتيم، سپس شما مشمول پاداش آنها مىشويد.»
آرى نيت راستين و پاك، اين گونه ارزشمند و سرنوشت ساز، و منشأ بركات و نتايج درخشان است،
رازش اين است كه انسان بر اثر پاك سازى و مبارزه با نفس امّاره، حالت نفسانى خاصى در خود ايجاد كرده كه سرچشمه چنين نيّتى شده است،
نيتى كه خود منبع و منشأ نيكىها مىشود. بر همين اساس در حديثى امام صادق(ع) فرمود:
«نيّت بهتر از عمل، بلكه خود عمل است.»
سپس آيه ياد شده را تلاوت فرمود، آنگاه گفت: منظور از شاكله، نيّت است.(7)
پىنوشتها:
1. كنزالعمال، حديث 8263.
2. اصول كافى، ج 2، ص 84.
3. سوره اسراء، آيه 84.
4. اصول كافى، ج 2، ص 85.
5. اقتباس از تفسير الميزان، ج 13، ص 212.
6. تفسير على بن ابراهيم، ج 2، ص 26 (به طور اقتباس).
7. وسائل الشيعه، ج 1، ص 36.
