« نقش روایات در امور اعتقادی »
شیخ محمّد سند
(ترجمه مصطفی اسکندری)
از مهمترین مسائل علم اصول، مسألة حجّیّت خبر واحد است که در طول تاریخ این علم، در معرض جار و جنجالهای گستردهای بوده است.
گروهی از اصولیان، ساز عدم حجّیّت نواختهاند و گروهی دیگر نوای حجّیّت سردادهاند؛ که هر کدام برای به کرسی نشاندن نظر خود از ادلّه ی اربعه بهره جستهاند.
یادآوری میشود جهتی که در بحثِ حجّیّت خبر واحد حایز اهمیّت است و محور این بحث اصولی است، احراز صدور خبر از معصوم است،
امّا مباحث مربوط به احرازِ ظواهر خبر و حجّیّت آن، بحث عامّی است که حجّیّت ظواهر آیات قرآن و حجّیّت ظاهر خبر متواتر نیز یافت میشود.
از اینرو، مسأله ی حجّیّت خبر واحد، یک بحث اختصاصی دارد که همان احراز صدورش از معصوم است
و یک بحث مشترک با آیات قرآن و اخبارِ متواتر دارد – که همان بحث دلالت، جهت و حجّیّت ظاهر آن است. -
تردیدی نیست که حجّیّت خبر واحد، متقوّم به رکن اساسیِ وجود اثر شرعی برای مدلول خبر است؛ زیرا به روشنی معلوم است که اگر مدللولش اثر عمل نداشته باشد،
تعبّد به آن و جعل حجیت برای آن معنایی نخواهد داشت و یکسره لغو خواهد بود .
تعبد به حجّیّت خبر واحد، متوقّف بر این است که "مخبرٌ به" خودش - با قطع نظر از حجّیّت – حکمی شرعی یا دارای اثر شرعی باشد،
تا با توجّه به آن اثر شرعی، تعبّد به حجّیّت، صحیح باشد.
بنابراین حجّیّت خبر واحد در علم اصول، تنها در مواردی معنا پیدا میکند که مدلولِ خبر، اثر شرعی عملی داشته باشد.
در نتیجه، در فروع فقهی ثمره ی این بحث کاملاً مشهود است.
در این جا بحث جدیدی مطرح میشود با این عنوان که: آیا حجّیّت خبر واحد، تنها در دایره ی فروع فقهی است یا به امور اعتقادی نیز سرایت میکند؟
یعنی حجّیّت خبر واحد، آیا محدود به اخبار وارد در فروع عملی فقهی است، یا عمومیّت دارد و اخبارِ از نوع دیگر را هم در برمیگرد؟
اخباری همچون روایات اعتقادی و روایات تفسیری – که در تفسیر آیات قرآنیِ غیرفقهی وارد شده است – و احادیث تاریخی و روایات ناظر به وقایع تکوینی،
مثل آن چه که دربارة کیفیّت خلقت و آفرینش آسمان و زمین و سایر مخلوقات آمده است.
آن چه که امروزه شایع و رایج است(!) این است که خبری که متواتر یا به محفوف به قرینه ی قطعی است، بدون تردید، حجّت است و صدورش محرز است،
ولی غیر از این حجّیّت ندارد، مگر اخباری که برای بیان احکام شرعی فرعی باشد، به شرط آن که خبرِ ثقه یا موثوق الصّدور – بنابر اختلاف مبانی – باشد.
فقط این نوع خبرها حجّیّت دارند چرا که حجّیّت شرعی، یکی از اعتبارات عقلایی است و در جایی معنا دارد که اثری شرعی در آن یافت شود
و اِخبار از وقایع تاریخی و تکوینی و امور اعتقادی، از آن جایی که اثر شرعی ندارند، جعل حجّیّت برای آنها، هیچ معنایی نخواهد داشت(!)
به بیان دیگر، حجّیّتی که برای خبر واحد یا هر دلیلِ ظنّیِ دیگر، ثابت میشود، معنایش «وجوبِ ترتیبِ اثر عملی» بر مدلول خبر ، در حالِ جهل به واقع است،
همان گونه که در صورت یقینِ به واقع، بر همان مدلول واقعی، اثر بار میشود.
و چنین معنایی فرض ندارد مگر در جایی که مؤدّای خبر، حکمی شرعی یا موضوعِ دارای حکم شرعی باشد و این شرط در خبر واحد وارد در تفسیر آیات غیرفقهی قرآن یافت نمیشود.
ادامه دارد ....

متن کامل این مقاله را می توانید از لینک زیر دانلود کنید :