\\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
نگارا ،روز و شب در بند آنم که از يادت دمي غافل نمانم ...
نمي خواهم ولي از روي عادت ، به غفلت نامت آيد بر زبانم ...
خدايا ،از کرم دستوريم ده که گويم نام تو ، جاني فشانم !
نمي خواهم ولي از روي عادت ، به غفلت نامت آيد بر زبانم ...
خدايا ،از کرم دستوريم ده که گويم نام تو ، جاني فشانم !

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
یا رب
دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریه سحر گاهم ده
در راه خود اول زخودم بیخود کن
بیخود چو شدم زخود به خود راهم ده
دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریه سحر گاهم ده
در راه خود اول زخودم بیخود کن
بیخود چو شدم زخود به خود راهم ده

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
، مانده ام در غفلت و خواب
بگرداب گناهان گشته غرقاب
بحق عاشقان بی قرارت
مرا از قعر این گرداب دریاب
بگرداب گناهان گشته غرقاب
بحق عاشقان بی قرارت
مرا از قعر این گرداب دریاب

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
در نمـــاز تـو بدنم مي لرزد
چون به لب نام تو آرم ، سخنم مي لرزد
يادم از بار گناه آيد و سرمنزل مرگ
وز غم ايـن ره بـي تـوشـه تنم مي لرزد
چون به لب نام تو آرم ، سخنم مي لرزد
يادم از بار گناه آيد و سرمنزل مرگ
وز غم ايـن ره بـي تـوشـه تنم مي لرزد

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
دلي ده که جاي تو باشد ................. لساني که در وي ثناي تو باشد
الهي بده همتي آن چنانم ........................... که سعيم وصول لقاي تو باشد
الهي چنانم کن از عشق خود مست ... که خواب و خورم از براي تو باشد
الهي عطا کن به فکرم تو نوري ............. که محصول فکرم دعاي تو باشد!
الهي بده همتي آن چنانم ........................... که سعيم وصول لقاي تو باشد
الهي چنانم کن از عشق خود مست ... که خواب و خورم از براي تو باشد
الهي عطا کن به فکرم تو نوري ............. که محصول فکرم دعاي تو باشد!

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
خداوندا ببخش!
گر گناهی کردم و دارم، خداوندا، ببخش
چون گنه را عذر میآرم، خداوندا، ببخش
پای خجلت را روایی نیست بر درگاه تو
دست حاجت پیش میدارم، خداوندا، ببخش
گر گناهم سخت بسیارست رحمت نیز هست
بر گناه سخت بسیارم، خداوندا، ببخش
چون پذیرفتار بدرفتار نادانان تویی
بر من نادان و رفتارم، خداوندا، ببخش
مایهداران نقد روز رفته بازآرند و من
بی زر این شهر و بازارم، خداوندا، ببخش
پیشت از روز الست آوردم اقرار بلی
هم بر آن پیشینه اقرارم، خداوندا، ببخش
بخششت عامست و میبخشی سزای هر کسی
گر به بخشایش سزاوارم، خداوندا، ببخش
ناامیدی بردم از یاران، که میاندوختم
روز نومیدی تویی یارم، خداوندا، ببخش
آبرویم نیست اندر جمع خاصان را، ولی
آب چشمم هست و میبارم، خداوندا، ببخش
عالمی بر عیب و تقصیرم تو، یارب دست گیر
واقفی بر غیب و اسرارم، خداوندا، ببخش
گفتهای: بر زاری افتادگان بخشش کنم
اینک آن افتادهی زارم، خداوندا، ببخش
با خروش سینهی زیرم، الهی، درپذیر
یا بر آب چشم بیدارم، خداوندا، ببخش
گر به دلداری دل مجروح من میلی نمود
بر دل مجروح و دلدارم، خداوندا، ببخش
ور چشیدم شربتی بیخود ز روی آرزو
ز آرزوی خود به آزارم، خداوندا، ببخش
اوحدیوار از گناه خود فغانی میکنم
بر فغان اوحدیوارم، خداوندا، ببخش
گر گناهی کردم و دارم، خداوندا، ببخش
چون گنه را عذر میآرم، خداوندا، ببخش
پای خجلت را روایی نیست بر درگاه تو
دست حاجت پیش میدارم، خداوندا، ببخش
گر گناهم سخت بسیارست رحمت نیز هست
بر گناه سخت بسیارم، خداوندا، ببخش
چون پذیرفتار بدرفتار نادانان تویی
بر من نادان و رفتارم، خداوندا، ببخش
مایهداران نقد روز رفته بازآرند و من
بی زر این شهر و بازارم، خداوندا، ببخش
پیشت از روز الست آوردم اقرار بلی
هم بر آن پیشینه اقرارم، خداوندا، ببخش
بخششت عامست و میبخشی سزای هر کسی
گر به بخشایش سزاوارم، خداوندا، ببخش
ناامیدی بردم از یاران، که میاندوختم
روز نومیدی تویی یارم، خداوندا، ببخش
آبرویم نیست اندر جمع خاصان را، ولی
آب چشمم هست و میبارم، خداوندا، ببخش
عالمی بر عیب و تقصیرم تو، یارب دست گیر
واقفی بر غیب و اسرارم، خداوندا، ببخش
گفتهای: بر زاری افتادگان بخشش کنم
اینک آن افتادهی زارم، خداوندا، ببخش
با خروش سینهی زیرم، الهی، درپذیر
یا بر آب چشم بیدارم، خداوندا، ببخش
گر به دلداری دل مجروح من میلی نمود
بر دل مجروح و دلدارم، خداوندا، ببخش
ور چشیدم شربتی بیخود ز روی آرزو
ز آرزوی خود به آزارم، خداوندا، ببخش
اوحدیوار از گناه خود فغانی میکنم
بر فغان اوحدیوارم، خداوندا، ببخش

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
عفو کنى از کرمت
عمرم همه را تباه کردم چه کنم
پرونده خود سياه کردم چه کنم
تو عفو کنى از کرمت اما من
از اين که تو را گناه کردم چه کنم
با من همه جا رفيق راهى يارب
از درد نگفته ام گواهي يارب
من عبد ذليل و تو خداوند جليل
از من آهى زتو نگاهى يارب
بگذشته گناهم از شماره يارب
جز عف تو نيست راه چاره يارب
من عبد فرارى تو ام يا الله
در باز کن آمدم دوباره يارب
در کوى تو رنج ره نيايد به حساب
جرم من رو سيه نيايد به حساب
سوگند به عفوت که گناه ثقلين
پيش کرمت گنه نيايد به حساب
عمرى به گناه پا فشردم يا رب
بار دل خود به دوش بردم يارب
تو ناز مرا کشيدى و من غافل
سيلي زهواى نفس خوردم يا رب
شاعر : غلامرضا سازگار
عمرم همه را تباه کردم چه کنم
پرونده خود سياه کردم چه کنم
تو عفو کنى از کرمت اما من
از اين که تو را گناه کردم چه کنم
با من همه جا رفيق راهى يارب
از درد نگفته ام گواهي يارب
من عبد ذليل و تو خداوند جليل
از من آهى زتو نگاهى يارب
بگذشته گناهم از شماره يارب
جز عف تو نيست راه چاره يارب
من عبد فرارى تو ام يا الله
در باز کن آمدم دوباره يارب
در کوى تو رنج ره نيايد به حساب
جرم من رو سيه نيايد به حساب
سوگند به عفوت که گناه ثقلين
پيش کرمت گنه نيايد به حساب
عمرى به گناه پا فشردم يا رب
بار دل خود به دوش بردم يارب
تو ناز مرا کشيدى و من غافل
سيلي زهواى نفس خوردم يا رب
شاعر : غلامرضا سازگار

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
الهى
مرده ام من زنده ام كن
فقيرم دولت پاينده ام كن
الهى راه را گم كرده ام من
ازين جويندگى يابنده ام كن
الهى سوختم در آتش جهل
رها از آتش سوزنده ام كن
اگر عمرى گنه كردم الهى
كرم بر عمر باقى مانده ام كن
غلامم سرخط آزادى ام ده
زغفلت برده ام من بنده ام كن
اگر شرمى نكردم از تو يا رب
تو با بخشندگى شرمنده ام كن
به آب رحمتت پاك از سياهى
در اين شام سيه پرونده ام كن
تهى دستم بگير از لطف دستم
زپا افتاده ام پوينده ام كن
غمم از حد گذشته شادى ام بخش
سراپا گريه ام من، خنده ام كن
من «ژوليده» مى گويم به زارى
الهى مرده ام من، زنده ام كن
شاعر : حسن فرح بخشيان (ژوليده نيشابورى)

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
در درگهت
در درگهت، يكى زغلامانم
نام تو، زينتِ لب و دندانم
تو برتر از هرآنچه به وصف آيد
من كمتر از هرآنچه كه مى دانم
ّارى و كريم و خطاپوشى
من صاحب معاصىِ پنهانم
شايد مرا نگاهِ تو گيرد دست
ورنه فريب خورده شيطانم
تو آن خداى خالق و رحمانى
من، بنده حقير و پشيمانم
بگذشته از شماره و حدّ و حصر
اندازه خطا و گناهانم
با اين همه گناه كه من دارم
چون ادّعا كنم كه مسلمانم؟
در چاهِ نفس خويش گرفتارم
از جهل خويش سر به گريبانم
شرمنده ام، زيان زده ام، خامم
من بنده فرارى و ترسانم
خاكم، گِلم، كَفَم، خس و خاشاكم
خارم، خَسَم، فقيرم و نادانم
تا كى به درگهِ كرمت دوزم
اين ديدگان خسته و گريانم
آن كس كه نيست لايقِ احسانت
آن كس كه هست شيفته، من آنم
يك لحظه گر نظر فكنى بر من
يك عمر، سرفرازم و خندانم
سيلابِ خون به چهره زرد من
جارى شده زديده گريانم
چون دل، سراى توست، نه بيگانه
در راه دل نشسته و دربانم
حاشا كه جز تو، ره به دلم يابد
جانم فدايت، اى همه جانانم
شاعر : جواد محدّثى

-
- پست: 2025
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
- محل اقامت: آذربایجان
- سپاسهای ارسالی: 2903 بار
- سپاسهای دریافتی: 3754 بار
Re: \\\\\\*** مناجات ***\\\\\\
بارالها توبه كردم
خم شدم از بار عصيان، بارالها توبه كردم
گشتم از كرده پشيمان، بارالها توبه كردم
نفس، سركش; حرص، غالب; فكر، اندك; وهم، افزون
رفته ام دنبال شيطان، بارالها توبه كردم
رطب و يابس را نوشتى در كتاب خويش، قرآن
گر نخواندم بنده قرآن، بارالها توبه كردم
انبيا و اوليا گفتند هر خوب و بدى را
گر نمودم ترك آنان، بارالها توبه كردم
در اصول و در فروع دين اگر اهمال كردم
برخلاف حكم و فرمان، بارالها توبه كردم
گر به نفس خود ستم كردم و يا بر بندگانت
مى كنم من بعد جبران، بارالها توبه كردم
گر كه كردم ترك بيعت، اى خدا، معذور دارم
يا شكستم عهد و پيمان، بارالها توبه كردم
گر زدم بر خلق تهمت يا كه هستم اهل غيبت
يا كه بودم اهل بهتان، بارالها توبه كردم
از غرور و كبر، نافرمانيى گر سر زد از من
مست بودم، قول رندان، بارالها توبه كردم
بايدم برتر شوم من از مَلَك، امّا نگشتم
بل شدم بدتر زحيوان، بارالها توبه كردم
از در دربار شاهى گر شدستم من فرارى
آمدم با آه و افغان، بارالها توبه كردم
كاروان از پيش رفته، بار من افتاده در گل
مانده تنها در بيابان، بار الها توبه كردم
عذر بدتر از گناه است، از كه گريم وز كه نالم
خود شدم از اهل عصيان بارالها توبه كردم
راه بنمودى نرفتم، امر فرمودى نكردم
هستم از كرده پشيمان، بارالها توبه كردم
گر گنهكار و پليدم يا خطاكار و كثيفم
گويم اينك از دل و جان، بارالها توبه كردم
بارالها بنده «مفتون» را به اين جرم و گنه ها
عفو كن بر شاه مردان، بارالها توبه كردم
شاعر : مفتون همدانى[/COLOR
خم شدم از بار عصيان، بارالها توبه كردم
گشتم از كرده پشيمان، بارالها توبه كردم
نفس، سركش; حرص، غالب; فكر، اندك; وهم، افزون
رفته ام دنبال شيطان، بارالها توبه كردم
رطب و يابس را نوشتى در كتاب خويش، قرآن
گر نخواندم بنده قرآن، بارالها توبه كردم
انبيا و اوليا گفتند هر خوب و بدى را
گر نمودم ترك آنان، بارالها توبه كردم
در اصول و در فروع دين اگر اهمال كردم
برخلاف حكم و فرمان، بارالها توبه كردم
گر به نفس خود ستم كردم و يا بر بندگانت
مى كنم من بعد جبران، بارالها توبه كردم
گر كه كردم ترك بيعت، اى خدا، معذور دارم
يا شكستم عهد و پيمان، بارالها توبه كردم
گر زدم بر خلق تهمت يا كه هستم اهل غيبت
يا كه بودم اهل بهتان، بارالها توبه كردم
از غرور و كبر، نافرمانيى گر سر زد از من
مست بودم، قول رندان، بارالها توبه كردم
بايدم برتر شوم من از مَلَك، امّا نگشتم
بل شدم بدتر زحيوان، بارالها توبه كردم
از در دربار شاهى گر شدستم من فرارى
آمدم با آه و افغان، بارالها توبه كردم
كاروان از پيش رفته، بار من افتاده در گل
مانده تنها در بيابان، بار الها توبه كردم
عذر بدتر از گناه است، از كه گريم وز كه نالم
خود شدم از اهل عصيان بارالها توبه كردم
راه بنمودى نرفتم، امر فرمودى نكردم
هستم از كرده پشيمان، بارالها توبه كردم
گر گنهكار و پليدم يا خطاكار و كثيفم
گويم اينك از دل و جان، بارالها توبه كردم
بارالها بنده «مفتون» را به اين جرم و گنه ها
عفو كن بر شاه مردان، بارالها توبه كردم
شاعر : مفتون همدانى[/COLOR