(( مرگ ))

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
New Member
New Member
پست: 17
تاریخ عضویت: جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸, ۴:۴۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11 بار
سپاس‌های دریافتی: 56 بار

(( مرگ ))

پست توسط دل افروز »

   

اي داد از اين پيكر پوسيده و ناپاك...................فرياد از اين قامت بنيان شده بر خاك

زين سودن و فرسوده شدن سود چه حاصل........جز ماندن و گنديدن از اين بود چه حاصل

زين خوردن و خوابيدن و بيهوده دميدن................آخر چه شود جز به دل خاك خزيدن

اين بازي ديرين زمان هم بسرآيد.........................اين چرخه بياسايد و دور دگر آيد

تاكي چو گلي تازه و آسوده زنقصي..................همپاي نسيم خوش نوروز به رقصي

آيا نرسد در پس اين دوره خزاني.؟.................... در عاريت نازش خود چند بماني؟

باز آفت باد است و نگون شاخه برگست............گر نوح شوي آخر اين قاعده مرگست

اي تن كه بجز پرده ديباج نديدي...............بنگر كه چسان محنت از اين خاك كشيدي؟

بنگر چه شدي اي تن مستانه و مغرور..............بگسستي و پاشيده شدي در شكم گور

شد مائده مور و مگس قامت موزون................شد غايت آن چامه خوش ناله محزون

شد جاي حريري كفن ساده قبايت..................وز گرد جهان زير لحد جاي و سرايت

چون قطره باران هله اي روح سمائي......................در بستر آلوده تن خفته چرائي؟

برقد تو اين جامه نه اندازه كه تنگست...............هر لحظه درآن نوش ز آشام شرنگست

واحسرتم از آنكه چو از پاي بماندي...................پادر گل تن گشته و بر جاي بماندي

بي رنگ چو شد پرتو ايمان وجودت....................از دست بدادي همه آنچه كه بودت

بر باد چرا رفته زدين طاعت و تمكين؟...............از ياد چرا رفته به در خفته مسكين

آن آه دل زار يتيمان كه شنيده؟.......................آن ديده پر كوكب شب سوز كه ديده؟

در جمع دل آشفته كه راهيست بلا را.....................آئيد و در اين جمله بجوئيد خدا را

منزلگه يارست به غايت گذر از دل.......................نابرده ره دل نشود واصل منزل

اي خفته چو هنگام سفر نامده برخيز...................برخيزو در اين دارفنا بار گنه ريز

اين حكم الهيست نه از قال و نه قيلست..................جانها بخود آئيد كه آواز رحيلست







 
ارسال پست

بازگشت به “شعر”