سوال در مورد ايه 18 سوره زخرف
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 1
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۴ تیر ۱۳۸۷, ۳:۰۲ ب.ظ
سوال در مورد ايه 18 سوره زخرف
چرا خداوند در این ایه دو ویژگی پرورش در میان زینتها و عدم پاسخگویی صحیح در هنگام خصومتها را دو ویژگی منفی برای زنان نام برده است که نسبت دادن موجودی با این ویژگیها به خود را توهین به خداوند میداند؟و همچنین این ویژگیها را نشانه پایینتر بودن جنس زن نسبت به مرد میداند چنانکه در ایه قبل میگوید پسران را برای خود و دختران را برای خدامیدانند؟

-
- پست: 2218
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۰۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3085 بار
- سپاسهای دریافتی: 5884 بار
- تماس:
به نام خدا
با سلام و عرض خوشامد خدمت دوست گرامی
در بررسی آیات قرآنی توجه به فضای آیاتی که یک آیه در میان آنها واقع شده است بسیار مهم است . آیه مد نظر شما در بین آیاتی قرار دارد که خداوند با مشرکین احتجاج می نماید .
و در این احتجاج ، به مشرکین می گوید در عین اینکه شما عقیده دارید زنان پست هستند و هنگامی که دختر دار می شوید چنان خشمگین می شوید ،
حال با این فرض و عقیده ای که دارید ، این موجودِ به نظر خودتان بد را ، به خدای کامل متعال نسبت می دهید ؟؟؟ و آنچه به نظرتان بهتر است (پسر) را برای خودتان بر می دارید ؟!!
این نهایت بی انصافی است ؟! (دقت کنید که خداوند با فرض خود آنها جلو می آید و اگر غیر این راهی بر می گزید ، بی انصافی آنها ثابت نمی شد)
پس در این آیات خداوند به جنس خاصی توهین نمی کند و برای خودش توهین نمی شمارد ، بلکه این عقیده و عمل مشرکین را توهین آمیز می داند .
( که ادمی هرچیزی را خوب می پندارد برای خود بخواهد و هرچیزی را بد می داند برای دیگری)
اما نکته بعدی که به ظرافت در آیات به آن اشاره شده است : بیان ویژگی های خلقت زن است . واین نوعی بیان غیر مستقیم است . چون ویژگی آیات در اینجا و جاهای دیگر فقط یک موضوع نیست.
یعنی مثلا اینجا فقط تحدی نمی کند با مشرکین ، بلکه جنبه آموزشی نیز برای سایر مخاطبین دارد . چنانکه بیان می دارد که زن در زینت و ناز و نعمت پرورش می یابد (و زیور از نیازهای او قرار داده شده)
و نیز از دیگر ویژگی های او این است که در جدال ها و خصام نمی تواند منظور خود را دقیق تبیین کند و این به دلیل برتری قوه شفقت و عطوفت او بر قوه تعقل او است .
نه اینکه عقلش ضعیف است ! بلکه قوه عطوفتش برتری دارد ... (دقت کنید)
یعنی اینکه اگر در جدل و مشاجره ای قرار گیرد به سختی می تواند منظور خود را بیان کند ، و یا اگر در جدالی به عنوان قاضی قرار بگیرد تصمیم گیری صحیح برای او مشکل است .
این چنین مسائلی که نوعا نقص و عدم کمال جنس بشر را می رساند (چه زن و چه مرد) ، انتساب آنها به خدا کار خطایی است که در اینجا قرآن به دلیل ادعای مشرکین طبیعتا فقط زنان را مثال زده
وگرنه اگر مردان نیز با نقص های عدیده ای که دارند به خدا نسبت داده می شدند بازهم چنین اشکالی بر آن وارد بود .
لذا اینجا اصلا قصد مقایسه بین زن و مرد نیست ، بلکه در بحثی که با مشرکین بود و آنها چنین برتری های بی حدی برای مردان قائل بودند و زنان را نقص محض می دانستند ،
خداوند انتساب هر نوع نقصی را به خود رد می کند ؛ اما در قالب همان نقصی که خود آنها قبول داشتند و با مثال قابل فهم برای مشرکین این امر تبین شد .
و به این معنی نیست که نقص بشری در هر زمینه ای فقط منحصر به همین مثالی است که خداوند بیان فرموده است . بلکه در هر آیه بنابر مقتضای فضای آن چنین بیانی می آید .
موفق باشید
با سلام و عرض خوشامد خدمت دوست گرامی
در بررسی آیات قرآنی توجه به فضای آیاتی که یک آیه در میان آنها واقع شده است بسیار مهم است . آیه مد نظر شما در بین آیاتی قرار دارد که خداوند با مشرکین احتجاج می نماید .
و در این احتجاج ، به مشرکین می گوید در عین اینکه شما عقیده دارید زنان پست هستند و هنگامی که دختر دار می شوید چنان خشمگین می شوید ،
حال با این فرض و عقیده ای که دارید ، این موجودِ به نظر خودتان بد را ، به خدای کامل متعال نسبت می دهید ؟؟؟ و آنچه به نظرتان بهتر است (پسر) را برای خودتان بر می دارید ؟!!
این نهایت بی انصافی است ؟! (دقت کنید که خداوند با فرض خود آنها جلو می آید و اگر غیر این راهی بر می گزید ، بی انصافی آنها ثابت نمی شد)
پس در این آیات خداوند به جنس خاصی توهین نمی کند و برای خودش توهین نمی شمارد ، بلکه این عقیده و عمل مشرکین را توهین آمیز می داند .
( که ادمی هرچیزی را خوب می پندارد برای خود بخواهد و هرچیزی را بد می داند برای دیگری)
اما نکته بعدی که به ظرافت در آیات به آن اشاره شده است : بیان ویژگی های خلقت زن است . واین نوعی بیان غیر مستقیم است . چون ویژگی آیات در اینجا و جاهای دیگر فقط یک موضوع نیست.
یعنی مثلا اینجا فقط تحدی نمی کند با مشرکین ، بلکه جنبه آموزشی نیز برای سایر مخاطبین دارد . چنانکه بیان می دارد که زن در زینت و ناز و نعمت پرورش می یابد (و زیور از نیازهای او قرار داده شده)
و نیز از دیگر ویژگی های او این است که در جدال ها و خصام نمی تواند منظور خود را دقیق تبیین کند و این به دلیل برتری قوه شفقت و عطوفت او بر قوه تعقل او است .
نه اینکه عقلش ضعیف است ! بلکه قوه عطوفتش برتری دارد ... (دقت کنید)
یعنی اینکه اگر در جدل و مشاجره ای قرار گیرد به سختی می تواند منظور خود را بیان کند ، و یا اگر در جدالی به عنوان قاضی قرار بگیرد تصمیم گیری صحیح برای او مشکل است .
این چنین مسائلی که نوعا نقص و عدم کمال جنس بشر را می رساند (چه زن و چه مرد) ، انتساب آنها به خدا کار خطایی است که در اینجا قرآن به دلیل ادعای مشرکین طبیعتا فقط زنان را مثال زده
وگرنه اگر مردان نیز با نقص های عدیده ای که دارند به خدا نسبت داده می شدند بازهم چنین اشکالی بر آن وارد بود .
لذا اینجا اصلا قصد مقایسه بین زن و مرد نیست ، بلکه در بحثی که با مشرکین بود و آنها چنین برتری های بی حدی برای مردان قائل بودند و زنان را نقص محض می دانستند ،
خداوند انتساب هر نوع نقصی را به خود رد می کند ؛ اما در قالب همان نقصی که خود آنها قبول داشتند و با مثال قابل فهم برای مشرکین این امر تبین شد .
و به این معنی نیست که نقص بشری در هر زمینه ای فقط منحصر به همین مثالی است که خداوند بیان فرموده است . بلکه در هر آیه بنابر مقتضای فضای آن چنین بیانی می آید .
موفق باشید

[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
Re: سوال در مورد ايه 18 سوره زخرف
سلام
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]عده ای از دوستان این آیه را نامفهوم و شبهه ناک دانسته اند. و برخی دیگر قائل اند که خداوند در این آیه دختران را ناتوان و ناچیز معرفی نموده است و موجب تبعیض بین پسر و دختر شده لذا با عدالت خدا ناسازگار است؟!!!
برای فهم صحیح این آیه لازم است کل سوره ی زخرف را از صدر تا ذیلش بررسی کنیم تا بلکه مقصود خداوند رحمان آشکار شود.
[COLOR=#6600ff]1- در برابر خداوند رحمان ، دختران و تمام موجودات ناچیز و هیچ اند.
ویژگی های دختران در این آیه ، ناظر بر همین مطلب است که دختران در مقایسه با صفات خداوند ناچیز و هیچ اند . اما در مقایسه با پسران منحصر به فرد ، عالی ، لازم و مفید است.
آیا با صفاتی که در این سوره برای خداوند رحمان ذکر شده است کدام دختر و یا کدام موجود دارای چنین صفاتی است تا بتواند شایستگی رابطه ای نزدیک با خدا را داشته باشد؟
مجمو عه ی صفات خداوند در این سوره: ( خالق آسمانها وزمین است - علیم و آگاه است - عزیزو قادر است - زمین را استراحتگاه و راهوار قرار داده - نازل کننده آب از آسمان است - خالق تمام جفت هاست - اله آسمان و اله زمین است - صاحب عرش است - حکیم است - تبارک - پرخیر و پاینده - است - مالک و فرمانروای آسمانها و زمین است - و...)
در آیات81تا83 همین سوره آمده است: (( ای پیامبر بگو : اگر خدای رحمان را فرزندی- دختر - باشد ، خود ِ من نخستین پرستندگانم و آن دختر را می پرستیدم. منزه است پروردگار آسمانها و زمین و صاحب عرش از آنچه وصف میکنند. پس آنان را رها کن تا به همان سخنان باطل مشغول باشند و بازی کنند تا آن روز را که بدان وعده داده می شوند دیدار کنند.))
2- خداوند رحمان در این آیه- 18- ضمن احتجاج با کسانی که برای او از میان بندگانش جزئی قرار دادند ( آیه 15) به دو ویژگی منحصر به فرد و لازم و ذاتی دختران اشاره میکند. و هرگز مراد خداوند رحمان تحقیر دختران نبوده بلکه مراد اصلی خداوند بیان ناچیز بودن دختران در مقایسه با صفات خودش ، برای مقابله با آن اندیشه ی باطل ، است.
اما آثار منحصر به فرد این دو ویژگی ؛ در باروری ، تحمل و تربیت کودک ، آرایش و تولید زیبایی، ارائه طرحهای ظریف ، نگاه لطیف و ریز بینانه ، پرستاری ، بازوهای حمایتی خانواده و... تجلی پیدا میکنند .
اگر پدر و مادر و برادران به نیازهای عاطفی و زینتی دختران توجه کنند و با آنان لطیفانه و منصفانه - برابر با ظرف وجودی و جسمانی حساسشان - روبرو شوند جامعه اسلامی از انواع بزهکاری های اجتماعی و مفاسد جنسی و مسئله ی حجاب و عفاف به راحتی عبور می کند.
3- لطفا به این آیات توجه کنید ببینید آیا خداوند دختران را پست و حقیر معرفی نموده و نقشی بی مقدار برایشان تدارک دیده :
1- ( طه آیه 40: ای موسی تو را به آغوش مادرت بازگردانیدیم تا چشمش روشن شود و اندوه نخورد.)
2- ( مریم آیه 32: کودک گفت : خداوند مرا نسبت به مادرم - مریم - نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است.)
3- ( قصص آیه 9: همسر فرعون گفت : این کودک - موسی - نور چشم من و تو خواهد بود او را مکشید امید است که ما را سودی دهد یا او را به فرزندی بگیریم.)
4- ( قصص آیه 10: مادر موسی را دل تهی شد ، که اگر دلش را قوی نکرده بودیم تا از مؤمنان باشد ،چیزی نمانده بود که راز را فاش سازد.)
آیا از سراسر این آیات و سراسر قرآن کریم جز حمایت ، تکریم و نقش موثر از دختران چیز دیگری به چشم می خورد .
۴- اگر بگویید که دختران در مقابل عاطفه شدید و میل به زر وزیور منحرف شده اند و دردسر بوجود آورده اند ، توصیه میکنم حتما آیات ( 33تا35) و ( 51تا54) و ( 70-71) همین سوره - زخرف - را به دقت مطالعه کنید.
با تشکر - منتظر نقد و پیشنهادات شما هستم- محسن محولاتي
[External Link Removed for Guests]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]عده ای از دوستان این آیه را نامفهوم و شبهه ناک دانسته اند. و برخی دیگر قائل اند که خداوند در این آیه دختران را ناتوان و ناچیز معرفی نموده است و موجب تبعیض بین پسر و دختر شده لذا با عدالت خدا ناسازگار است؟!!!
برای فهم صحیح این آیه لازم است کل سوره ی زخرف را از صدر تا ذیلش بررسی کنیم تا بلکه مقصود خداوند رحمان آشکار شود.
[COLOR=#6600ff]1- در برابر خداوند رحمان ، دختران و تمام موجودات ناچیز و هیچ اند.
ویژگی های دختران در این آیه ، ناظر بر همین مطلب است که دختران در مقایسه با صفات خداوند ناچیز و هیچ اند . اما در مقایسه با پسران منحصر به فرد ، عالی ، لازم و مفید است.
آیا با صفاتی که در این سوره برای خداوند رحمان ذکر شده است کدام دختر و یا کدام موجود دارای چنین صفاتی است تا بتواند شایستگی رابطه ای نزدیک با خدا را داشته باشد؟
مجمو عه ی صفات خداوند در این سوره: ( خالق آسمانها وزمین است - علیم و آگاه است - عزیزو قادر است - زمین را استراحتگاه و راهوار قرار داده - نازل کننده آب از آسمان است - خالق تمام جفت هاست - اله آسمان و اله زمین است - صاحب عرش است - حکیم است - تبارک - پرخیر و پاینده - است - مالک و فرمانروای آسمانها و زمین است - و...)
در آیات81تا83 همین سوره آمده است: (( ای پیامبر بگو : اگر خدای رحمان را فرزندی- دختر - باشد ، خود ِ من نخستین پرستندگانم و آن دختر را می پرستیدم. منزه است پروردگار آسمانها و زمین و صاحب عرش از آنچه وصف میکنند. پس آنان را رها کن تا به همان سخنان باطل مشغول باشند و بازی کنند تا آن روز را که بدان وعده داده می شوند دیدار کنند.))
2- خداوند رحمان در این آیه- 18- ضمن احتجاج با کسانی که برای او از میان بندگانش جزئی قرار دادند ( آیه 15) به دو ویژگی منحصر به فرد و لازم و ذاتی دختران اشاره میکند. و هرگز مراد خداوند رحمان تحقیر دختران نبوده بلکه مراد اصلی خداوند بیان ناچیز بودن دختران در مقایسه با صفات خودش ، برای مقابله با آن اندیشه ی باطل ، است.
اما آثار منحصر به فرد این دو ویژگی ؛ در باروری ، تحمل و تربیت کودک ، آرایش و تولید زیبایی، ارائه طرحهای ظریف ، نگاه لطیف و ریز بینانه ، پرستاری ، بازوهای حمایتی خانواده و... تجلی پیدا میکنند .
اگر پدر و مادر و برادران به نیازهای عاطفی و زینتی دختران توجه کنند و با آنان لطیفانه و منصفانه - برابر با ظرف وجودی و جسمانی حساسشان - روبرو شوند جامعه اسلامی از انواع بزهکاری های اجتماعی و مفاسد جنسی و مسئله ی حجاب و عفاف به راحتی عبور می کند.
3- لطفا به این آیات توجه کنید ببینید آیا خداوند دختران را پست و حقیر معرفی نموده و نقشی بی مقدار برایشان تدارک دیده :
1- ( طه آیه 40: ای موسی تو را به آغوش مادرت بازگردانیدیم تا چشمش روشن شود و اندوه نخورد.)
2- ( مریم آیه 32: کودک گفت : خداوند مرا نسبت به مادرم - مریم - نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است.)
3- ( قصص آیه 9: همسر فرعون گفت : این کودک - موسی - نور چشم من و تو خواهد بود او را مکشید امید است که ما را سودی دهد یا او را به فرزندی بگیریم.)
4- ( قصص آیه 10: مادر موسی را دل تهی شد ، که اگر دلش را قوی نکرده بودیم تا از مؤمنان باشد ،چیزی نمانده بود که راز را فاش سازد.)
آیا از سراسر این آیات و سراسر قرآن کریم جز حمایت ، تکریم و نقش موثر از دختران چیز دیگری به چشم می خورد .
۴- اگر بگویید که دختران در مقابل عاطفه شدید و میل به زر وزیور منحرف شده اند و دردسر بوجود آورده اند ، توصیه میکنم حتما آیات ( 33تا35) و ( 51تا54) و ( 70-71) همین سوره - زخرف - را به دقت مطالعه کنید.
با تشکر - منتظر نقد و پیشنهادات شما هستم- محسن محولاتي
[External Link Removed for Guests]