قالَ الإمامُ الصّادقُ - عليه السلام - : حَديثٌ في حَلال وَ حَرام تَأخُذُهُ مِنْ صادِق خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيا وَ ما فيها مِنْ ذَهَب وَفِضَّة.
«الإمام الصّادق - عليه السلام -، ص 143»
امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: سخني را درباره مسائل حلال و حرام و احكام دين خدا، از راست گوي مؤمني دريافت كني; بهتر و ارزشمندتر است از تمام دنيا و ثروت هاي آن.
امام جعفر صادق - عليه السلام - فرمود: همانا خداوند متعال، دوازده هزار جهان آفريده است كه هر يك از آن ها نسبت به آسمان ها و زمين هاي هفت گانه بزرگ تر مي باشد; و من ـ و ديگر ائمّه دوازده گانه ـ از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستيم.
از امام صادق عليه السلام در حديثى طولانى روايت است كه فرمود: خداوند ايمان را بر تمامى اعضاى فرزند آدم واجب ساخت و آن را بر اعضاى او تقسيم و در تمامى آنها پخش نمود. پس هيچ عضوى از اعضاى وى نيست جز اينكه ايمانى بر عهده او نهاده شده كه آن ايمان غير از
ايمانى است كه بر عهده عضو ديگر قرار داده شده است . - سخن امام عليه السلام ادامه دارد تا آنجا كه مى فرمايد:- اما آن ايمانى كه بر قلب واجب گشته ، اقرار نمودن و معرفت يافتن و پيمان بستن و خوشنودى و تسليم در برابر اينكه هيچ معبودى جز الله نيست او يگانه است و شريكى ندارد معبودى
يكتا كه مصاحب و فرزندى ندارد و اينكه محمد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده اوست ، و اقرار نمودن به هر پيامبر با كتابى كه از جانب خداوند آمده است و اين همان اقرار و معرفتى است كه خداوند بر قلب واجب ساخته است و عمل قلب همين است و گفتار خداوند عزوجل كه كافران را كاذب مى
شمرد ((مگر كسى كه به زور و اجبار اظهار كفر نموده در حالى كه دلش به ايمان آرميده است )) ناظر به همين معنا است .
و فرمود: ((هان آگاه باشيد كه دلها با ياد خدا آرام مى گيرد))و فرمود:(( اى پيامبر! اندوهناك مباش از آنانى كه دهانهاشان اظهار ايمان مى كند ولى دلهاشان ايمان نياورده است )) و فرمود: ((اگر آنچه را كه در درونتان است آشكار يا پنهان كنيد خداوند به سبب آن شما را به پاى حساب
مى كشد. پس هر كه را بخواهد مى بخشايد و هر كه را بخواهد عذاب مى كند)) پس اين همان اعتراف و معرفتى است كه خداوند بر قلب واجب ساخته و كار قلب همين است و اين اقرار و معرفت ، به منزله سر ايمان است . و خداوند بر زبان ، گفتن و اقرار نمودن به ايمانى را كه قلب را بر آن
پيمان بسته است را واجب نمود، خداوند تبارك و تعالى گويد: ((و به مردمان نيكى را بگوييد)) و فرمود: ((بگوييد ايمان آورديم به آنكه بر ما و شما فرستاده شد و معبود ما و شما يكى است و ما مطيع فرمانبر او هستيم)) پس اين گفتن و اقرار نمودن همان چيزى است كه خداوند بر زبان
واجب ساخته است و عمل زبان همين است . و خداوند بر گوش واجب ساخت كه از گوش فرا دادن به چيزى كه خداوند آن را حرام نموده است دورى كند و از شنيدن آنچه كه شنيدنش بر او حلال نيست و مورد نهى خداوند عزوجل است خوددارى نمايد و به آنچه كه شنيدنش خداى را خشمگين مى كند
گوش مسپارد خداى عزوجل در اين باره فرموده است :(( و به تحقيق در كتاب بر شما چنين فرستاد كه هر گاه شنيديد كه به آيات خدا كفر ورزيده مى شود و آيات الهى به استهزا گرفته مى شود پس با آن كافران منشينيد تا اينكه به سخن ديگرى بپردازند.))سپس موردى را كه مؤ من از روى
فراموشى در چنين مجلسى نشسته است را استثنا نموده و فرموده : ((و اگر شيطان فراموشت ساخت ، پس از ياد آمدنت با چنين گروه ستمكارى منشين)) و فرمود: ((پس بشارت ده بندگان مرا آنانى كه به سخن گوش فرا مى دهند و از سخن نيكوتر پيروى مى كنند، اينان كسانى هستند كه
خداوند آنان را هدايت فرموده و اينان همان خردمندانند) و فرمود: ((به حقيقت كه مؤ منان رستگارند همانها كه در نمازشان فروتن و همواره از گفتار و كردار بيهوده گريزانند و زكات مال خويش را مى پردازند)) و فرمود: ((آنان هر گاه بيهوده اى را بشنوند از آن دورى مى گزينند))
و فرمود: ((و هر گاه بر بيهوده اى گذر كنند از كنار آن كريمانه مى گذرند)) پس اين همان ايمانى است كه خداوند بر گوش واجب ساخته است كه به آنچه كه بر او حلال نيست گوش ندهد و عمل گوش همين است و اين از ايمان است . و بر چشم واجب ساخت كه به آنچه كه خداوند بر او
حرام نموده نظر نكند و از ديدن آنچه كه ديدنش مورد نهى الهى است خوددارى كند و عمل چشم اين است و اين از ايمان است .
خداوند تبارك و تعالى فرمود: ((اى پيامبر! به مؤ منين بگو كه ديدگانشان را از ديدن حرام فرو بندند و عورتهايشان را حفظ كنند)) يعنى ديدگان خود را از ديدن عورتهاى ديگران حفظ كند و به عورت برادر خود نظر نكند و عورت خود را نيز از ديد ديگران محفوظ دارد. و فرمود: ((به
زنان مؤ من بگو ديدگان خود را از ديدن حرام بربندند و عورتهايشان را حفظ كنند)) يعنى ديدگان خود را نگه دارند از اينكه يكى به عورت ديگرى نظر كند و عورت خود را از تيررس ديد ديگران دور نگه دارد.
راوى گويد: حضرت فرمود: هر جايى كه در قرآن كريم سخن از حفظ نمودن عورت آمده است مراد حفظ نمودن عورت از زنا است مگر اين آيه كه مراد، حفظ نمودن از نظر است ، سپس آنچه را كه خداوند بر قلب و ديده و زبان واجب نموده در آيه ديگرى به رشته كشيده است و فرموده : ((نمى
توانيد نهان داريد شهادتى را كه گوشهايتان و ديدگانتان و پوستهايتان بر عليه شما مى دهند)) مراد از جلود (پوستها) در اين آيه ، عورتها و رانها است . و فرمود: ((از آنچه كه به آن علم و آگاهى ندارى پيروى مكن زيرا از هر يك از گوش و ديده و دل پرسيده مى شود)) اين آن چيزى
است كه خداوند بر چشمان واجب ساخته كه اين فرو بستن چشم از حرام ، عمل چشم است و اين از ايمان است . و خداوند بر دو دست واجب ساخت كه آدمى با دو دست خود به سوى حرام روى نياورد و به وسيله آن دو در به جاى آوردن دستور الهى بكوشد كه خداوند بر آن دو امورى را واجب ساخته
است از قبيل پرداخت صدقه و ارتباط با خويشاوندان و جهاد در راه خدا و تهيه و استعمال طهور براى نمازها، پس فرمود: ((اى ايمان آورندگان هر گاه براى نماز بپا خاستيد رويها و دستهايتان را تا مرفقها بشوييد و مسح بر سر بكشيد و پايهايتان را تا برآمدگى روى پا مسح كنيد)) و فرمود:
((پس هر گاه در ميدان كارزار با كافران روبرو شديد گردنهايشان را بزنيد تا آنگاه كه زمين گيرشان سازيد آنگاه بندهاى اسيرانشان را محكم ببنديد پس در برابر آزادى آنان يا منتى بر آنان مى نهيد و يا فديه از ايشان مى ستانيد تا زمانى كه جنگ بارهاى خود را بر زمين نهد)) اين آن چيزى
است كه خداوند بر دو دست واجب نموده زيرا زدن كار دستهاست . و خداوند بر دو پا واجب ساخت كه به وسيله آن دو به سوى هيچ يك از معاصى نشتابى و واجب كرد كه به سوى آنچه كه مورد رضايت الهى است گام بردارى پس فرمود:(( بر روى زمين خرامان و با تكبر گام برندار زيرا تو
هرگز نمى توانى زمين را بشكافى و در بلندى به كوهها نخواهى رسيد) و فرمود: ((و در راه رفتنت ميانه رو باش و آوازت را فرو كش كه ناخوش ترين آوازها آواز خران است ))و درباره شهادت دادن دستها و پاها بر عليه خود و صاحب خود كه چگونه دستور الهى و واجبات او را
ضايع كرده اند فرمود: ((امروز بر دهانهاشان مهر مى نهيم و دستان آنها با ما سخن گويند و پايهاشان به آنچه كه كسب كرده اند گواهى دهند)) پس آنچه كه گفته شد چيزهايى است كه خداوند بر دستها و پاها واجب ساخته و عمل دست و پا همين است و آن از ايمان است . و خداوند بر چهره
واجب ساخت كه در شب و روز در هنگامه نماز براى او به خاك افتد پس فرمود: ((اى ايمان آورندگان ركوع كنيد و سجده كنيد و پروردگارتان را عبادت كنيد و كار خير انجام دهيد باشد كه به رستگارى برسيد)).
اينها كه گفته شد واجبات چهره و دستان و پاهاست و خداوند در جاى ديگرى فرموده است كه : ((سجده گاهها از آن خداست پس با او كس ديگرى را نخوانيد)) راوى مى گويد: حضرت در ادامه فرمود: پس كسى كه خداوند را در حالتى ملاقات كند كه اعضاى خود را حفظ نموده و به واجبات
الهى در مورد هر عضوى از اعضايش وفا كرده خداوند عزوجل را با ايمان كامل ملاقات كرده است و او اهل بهشت است اما كسى كه در مورد واجبى از واجبات خيانت كرده يا از دستور الهى سر باز زده خداوند را با ايمان ناقص ديدار خواهد كرد. و بدانيد كه مؤ منان ، با ايمان كامل به بهشت داخل
مى شوند و كسانى كه در انجام واجبات كوتاهى نموده اند با ايمان ناقص به دوزخ وارد مى گردند.
خوبی آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود، بلکه خیر آن است که دانش تو فراوان، و بردباری تو بزرگ وگران مقدار باشد، و در پرستش پروردگار در میان مردم سرفراز باشی(امام علي(ع))