رفتار حضرت زهرا سلام الله علیها با فرزندان

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

رفتار حضرت زهرا سلام الله علیها با فرزندان

پست توسط قهرمان علقمه »

 تصویر 
 عقيقه دادن و گفتن اذان در گوش نوزاد 


عقيقه (قربانى كه در واقع مى‏توان آن را بيمه سلامتى شمرد) و صدقه از مستحباتى است كه در اسلام، تأكيد زيادى بر آن شده است.

نقل شده است كه فاطمه (س) هرگاه صاحب فرزندى مى‏شد، براى او گوسفتندى عقيقه مى‏داد، سپس روز هفتم، سر او را مى‏تراشيد و برابر وزن موهاى او نقره صدقه داده، براى قابله و همسايه‏ها هديه مى‏فرستاد و ديگران را در شادى خود سهيم مى‏كرد.(1)

يكى ديگر از سنتهاى جارى در زندگى صديقه‏ى كبرى (س) گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ فرزند بود.

آن حضرت بخوبى مى‏دانست كه بايد كودك را از همان لحظات اول زندگى با كلماتى چون اللَّه، محمد، نماز... آشنا كرد كه اين آشنايى، به يقين در جهت‏گيرى تمايلات روحى او به ملكوت اعلى اثر خواهد گذاشت.



منبع :

1ـ بحارالانوار، ج 43، ص 257.
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: رفتار حضرت زهرا سلام الله علیها با فرزندان

پست توسط قهرمان علقمه »

 تصویر 
 توجه به نيازهاى كودكان 


يكى از عوامل مؤثر در سلامت و نشاط روحى و جسمى فرزند، تغذيه و بهداشت است. تأمين اينگونه نيازها كه جسم و روح كودك را آرام و آسوده نگه مى‏دارد،

سلامتى و صلابت روح او را تا پايان عمر تضمين مى‏كند. ناهنجاريهاى فراوانى كه در انسانهاى بزرگ ديده مى‏شود، بنوعى ريشه در نيازهاى اين دوره از زندگى آنها دارد.

علاوه بر اين، نبايد از تأثيرگذارى متقابل روح و جسم غافل بود. بى‏شك، يك جسم بيمار، روح را پژمرده و بى‏نشاط مى‏سازد، همانگونه كه روح افسرده، موجب اخلال در فعاليتهاى بدن مى‏گردد.

بارها در تاريخ خوانده‏ايم كه گاه، فاطمه‏ى زهرا (س) شكم فرزندان را به قيمت گرسنگى خود، سير مى‏كرد.

زمانى كه مسلمانان به علت كمبود آب، سخت در مضيقه بودند، فاطمه، حسن و حسين (ع) را نزد پيامبر برد و عرض كرد اى رسول خدا! فرزندان من خردسالند و تحمل تشنگى در توان آنها نيست. پيامبر كه نگرانى دخترش را در اين رابطه، بجا و بموقع ديد، زبان مباركش را در دهان حسن و حسين قرار داد و با تر كردن دهان آنها، حضرت زهرا را از نگرانى درآورد و آن دو طفل كوچك را نيز از تشنگى مفرط نجات داد.(1)

عطوفت و مهر مادرى در حضرت زهرا (س) بقدرى بود كه در لحظات پايانى عمر خود، سخت نگران حال فرزندانش بود. شايد بيشترين نگرانى آن حضرت براى محروميت آنها از مادر بود، زيرا او مى‏دانست كه پس از شهادتش، هيچكس نمى‏تواند مهر و محبت مادرى را نسبت به آنها داشته باشد.

فاطمه زهرا (س) براى اينكه فرزندانش از اين نعمت بزرگ يعنى محبت مادرانه، كاملاً محروم نمانند، به حضرت على (ع) پيشنهاد كرد و از ايشان خواست كه پس از او، كسى را به همسرى انتخاب كند، كه بتواند از عهده‏ى اين مهم برآيد. (2)

پس از رحلت رسول گرامى (ص)، مقدارى از غمهاى حضرت زهرا (س) به محروميت فرزندانش از محبت پيامبر (ص)، مربوط مى‏شد و گاهى با قلبى سوزان، خطاب به فرزندانش چنين مى‏گفت: كجا رفت پدرتان (پيامبر) كه شما را عزيز مى‏داشت؟ او شما را بر دوش خود سوار مى‏كرد و به شما مهربانى مى‏نمود.

كجا رفت جد بزرگوارتان كه از همه به شما مهربانتر بود، آن‏گونه كه نمى‏گذاشت شما بر روز زمين راه برويد و هميشه شما را در آغوش خود داشت؟ آه كه ديگر او را نمى‏بينم كه شما را بر دوش گرفته باشد.(3)



منبع :

1ـ مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 394.
2ـ مناقب ابن شهرآشوب، ص 362.
3ـ بحارالانوار، ج 43، ص 181- مناقب، ج 3، ص 362.
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: رفتار حضرت زهرا سلام الله علیها با فرزندان

پست توسط قهرمان علقمه »

 تصویر 


 استفاده از جاذبه شعر در تربيت كودكان 

شكى نيست كه لالائيهاى دوره كودكى جاذبه خاصى همراه با حلاوت فراموش‏نشدنى در ذهن انسان داشته و در تقويت و تثبيت ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى و حتى ارائه الگو و اسوه شخصيتى مى‏تواند، نقش خطير ايفا نمايد، بنابراين حضرت زهراى مرضيه اين عنصر تربيتى را با استفاده از ذوق شعرى خويش به بهترين وجهى به كار گرفت و اشعار سرشار ار مضامين بلند را در ساعات بازى بچه‏ها مى‏خواند كه آنها را سرگرم و هم مفاهيم والاى ارزشى را بر فرزندانش تلقين مى‏كرد.

به عنوان نمونه خطاب به امام حسن مجتبى عليه‏السلام مى‏فرمود:


شعر

اشبه اباك يا حسن -و اخلع عن الحلق الرسن
و اعبد الها ذالمنن -و لا توال ذا الاحسن


يعنى اى حسن جان همچون پدرت- على عليه‏السلام باش و ريسمان را از اطراف حق بردار.

2- خداوند صاحب نعمتها را پرستش كن و با افراد كينه‏توز دوستى مكن.

در جاى ديگر خطاب به امام حسين عليه‏السلام اين سروده را مى‏خواندند:


شعر

انت شبيه بابى -لست شبيها بعلى

عزيز دلم- تو به پدرم رسول‏اللَّه شباهت دارى شبيه پدرت على عليه‏السلام نيستى.

در حالى كه حضرت زهرإ؛ ّّ (سلام‏اللَّه‏عليها) اين شعر را خطاب به امام حسين عليه‏السلام مى‏خواندند و با او بازى مى‏كردند حضرت على عليه‏السلام شنيدند و تبسم كردند. (1)



منبع :

1ـ بحارالانوار ج 43 ص 286.- مناقب ابن شهرآشوب ج 3 ص 389. كتاب عوالم ج 11 ص 619.
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: رفتار حضرت زهرا سلام الله علیها با فرزندان

پست توسط قهرمان علقمه »

 تصویر  ارج نهادن به شخصيت فرزندان  

دانشمندان روانشناس مى‏گويند: تربيت‏كننده بايد شخصيت كودك را پرورش دهد و اعتماد به نفس را به او تلقين كند. او را بزرگ نفس و با شخصيت بار بياورد.

مربى اگر به كودك احترام نگذاشت و او را كوچك شمرد و شخصيت او را خرد كرد، طبعا ترسو و بى‏شخصيت بار مى‏آيد و خودش را زبون و بى‏ارزش مى‏پندارد.

هنگامى كه بزرگ شد خودش را كوچكتر از آن مى‏داند كه به كارهاى بزرگ اقدام كند. چنين فردى در اجتماع منشأ اثر واقع نخواهد شد و به آسانى زير بار ذلت خواهد رفت. اما اگر خودش را بزرگ و باشخصيت دانست، به كارهاى پست، تن نمى‏دهد و زير بار خوارى و ذلت نمى‏رود. اين شخصيت نفسانى تا حدودى، به تربيت خانوادگى و روحيات پدر و مادر بستگى دارد.

روانشناسان براى تقويت روحى كودك مطالبى را به تربيت كنندگان توصيه مى‏كنند كه از جمله‏ى آنها موضوعات زير است:

اول- اظهار علاقه و محبت و نوازش كودك. اين موضوعى است كه در درس اول بدان اشاره شد. و گفتيم كه حسن و حسين عليهماالسلام از جهت محبت پدر و مادر و رسول خدا بقدر كافى برخوردار بودند.

دوم- بايد صفات خوب كودك را يادآورى كرد و او را در حضور خودش و ديگران تعريف و توصيف نمود. و بزرگى نفس را به او تلقين كرد.

رسول خدا بارها مى‏فرمود: حسن و حسين عليهماالسلام بهترين جوانان اهل بهشتند و پدرشان از آنان بهتر است.(1)

پيغمبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به حسن و حسين مى‏فرمود: شما ريحان خدايى هستيد. (2)

«ابوبكر» مى‏گويد:

پيغمبر روى منبر نشسته بود و حسن عليه‏السلام در پهلويش قرار داشت. گاهى به مردم نگاه مى‏كرد و گاهى به حسن، و مى‏فرمود: فرزندم حسن، آقا و بزرگ است، شايد به بركت او در بين امتم اصلاح شود.(3)

«جابر» مى‏گويد:

روزى داخل خانه‏ى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شدم ديدم حسن و حسين بر پشت آن حضرت سوارند و آن جناب با دست و پا راه مى‏رود و مى‏فرمايد: بهترين شتر، شتر شما است و بهترين سوار شماييد. (4)

«يعلى عامرى» مى‏گويد:

رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) روزى حسين را ديد كه با بچه‏ها بازى مى‏كند، پس دست مباركش را دراز كرد تا او را بگيرد. جسين (عليه‏السلام) به اين طرف و آن طرف مى‏دويد. پيغمبر اكرم با شوخى و تبسم او را در بغل گرفت.

آنگاه يكى از دستهايش را زير چانه‏ى او و دست ديگرش را پشت گردن نهاد و دهان مباركش را بر لبهاى او گذاشته مى‏بوسيد و مى‏فرمود: حسين از من و من از حسينم، هركس او را دوست بدارد خدا را دوست داشته است. حسين فرزند دختر من است.(5)

على بن ابى‏طالب (عليه‏السلام) به حسن و حسين مى‏فرمود: شما پيشواى مردم و بزرگ جوانان اهل بهشتيد و از ارتكاب گناه معصوميد. خدا لعنت كند كسى را كه با شما دشمنى كند. (6)

حضرت فاطمه روزى حسن و حسين را خدمت رسول خدا آورد و عرض كرد: يا رسول‏اللَّه حسن و حسين عليهماالسلام فرزند شما هستند. چيزى به ايشان عطا كن. فرمود: هيبت و سيادت خود را به حسن بخشيدم، و شجاعت وجود خودم را به حسين دادم. (7)

«سلمان فارسى» مى‏گويد:

حسين (عليه‏السلام) را ديدم كه بر زانوى رسول خدا نشسته بود. او را مى‏بوسيد و مى‏فرمود: تو بزرگ و بزرگ‏زاده و امام و پسر امام و پدر امامان هستى. تو حجت، پسر حجت و پدر نه حجت مى‏باشى كه آخرشان قائم است.(8)

آرى پيغمبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) در پرورش شخصيت اولاد زهرا كوشش مى‏كرد و زهرا و على (عليهماالسلام) نيز از همين برنامه متابعت مى‏كردند. هرگز نشد كه كودكان را تحقير كنند و شخصيت آنها را در حضور ديگران كوچك سازند. و ضربه و شكست بر روحشان وارد نمايند. بدين علت، طبعاً بزرگ و آقا تربيت شدند.

روايت شده كه شخصى مرتكب گناهى شد كه مستوجب كيفر بود پس خودش را از رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) پنهان داشت تا گاهى كه حسن و حسين را در بين راه ملاقات نمود، آنان را بر دوش گرفته خدمت رسول خدا مشرف شد عرض كرد: يا رسول‏اللَّه حسن و حسين را شفيع قرار دادم.

پيغمبر اكرم خنديد و فرمود: ترا بخشيدم. سپس به حسن و حسين فرمود: شفاعت شما را قبول كردم. (9)

براى همين عظمت و بزرگى نفس بود كه حسين بن على عليه‏السلام با سپاه مختصرى كه داشت، در مقابل سپاه بيشمار يزيد پايدارى كرد و مردانه جنگ نمود و تن بذلت و خوارى نداد. مى‏فرمود مانند بندگان فرار نمى‏كنم و تسليم خوارى و ذلت نمى‏شوم. (10)

در اثر همين تربيت بود كه زينب كبرى با آن همه مصيباتى كه ديد خود را در قبال دستگاه ستمگر يزيد نباخت و مرعوب آنان واقع نشد و بوسيله‏ى خطابه‏هاى شورانگيزش شهر كوفه و شام را منقلب ساخت و دستگاه جبار و خونخوار يزيديان را رسوا و مفتضح ساخت.



منبع :

1ـ بحار ج 43 ص 264.
2ـ بحار ج 43 ص 281.
3ـ بحار ج 43 ص 305.
4ـ بحار ج 43 ص 285.
5ـ بحار ج 43 ص 271.
7ـ بحار ج 43 ص 263.
8ـ بحار ج 43 ص 295.
9ـ بحار ج 43 ص 318.
10ـ مقتل ابى‏مخنف ص 46.
ارسال پست

بازگشت به “فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)”