نمیدانم شاید در تورات باشد
مرحوم علامه محمد تقی جعفری مثنوی مولوی را تفسیر کرده اند شاید در تفسیرشان به مرجع هم اشاره کرده باشند
این که نشد جواب !
فرضا كه داستان زايده خيال مولوي باشد ، كه شعر نوعا جنين است
پس می پنداریم این شعر زاییده خیال مولوی است.
که به این نتیجه میرسیم اصلاً همچین داستانی وجود خارجی نداشته
مولوی برای این منظور خود که جناب عاشورایی هم فرمودند اومده و این داستان را ساخته
داستانی که میتوانست ابعاد دیگری داشته باشد و نقش اول آن شخصی بنام حضرت موسی علیه السلام پیامبر اولوالعزم قبل از حضرت محمد صلی الله علیه و اله ، نباشد !!
البته بنده مقصودم همون یک بیت شعر ایشان بود اما لازمه اش این است که ابیات دیگر هم بررسی شوند.
منظوری که مولوی میخواسته به خواننده القا کنه همون عبارت معروفی که در برخی اقشار جامعه رواج داره هست "دلت پاک باشه" !
یعنی شما هر چیزی که دلت میخواد بگو مهم نیست فقط دلت پاک باشه کافیه خدا به دل نگاه میکنه.
مثلا کفر بگو به مقدسات توهین بکن هیچ اشکالی نداره فقط دلت پاک باشه ، نماز نخون روزه هم نگیر دلت پاک باشه کفایت میکنه خدا به دل نگاه میکنه.
ما درون را بنگریم و حال را :
این برام سواله که اصلاً مگه رفتارهای یک شخص از چه چیزی سرچشمه میگیره ؟
آیا ظاهر با باطن متفاوت است ؟ یعنی وقتی میبینیم کسی در عمل کارهای زشتی انجام میده میگیم عیبی نداره دلش پاکه ؟
طرف میره دزدی میکنه بعد میگه من توی دلم اینجوری نیست ادم خوبی هستم اهل ادم کشی نیستم
ایا این ملاکه ؟
اگه ملاک دل افراد هست ، پس اصلاً خدا چرا نبی را مبعوث کرد ؟ هر کی هر کاری بخواد میتونه بکنه خدا دلش را میبینه.
مثلا پیامبر صلی الله علیه و اله به افرادی که تذکر میدادن در مواردی که اشتباه میکردند باید از جانب خدا مورد عتاب قرار میگرفتند
خدا باید میگفت چرا به بنده من چیزی یاد دادی یا اینکه چرا از اون عمل نهی کردی این بنده من است من هر طوری بخواهم باهاش رفتار میکنم !
پس با این موضوع فلسفه نبی زیر سوال میره.
شخصیت حضرت موسی علیه السلام در این شعر از یک ادم معمولی و متدین هم پایین تر اومده چون به اون چوپان عتاب کرده که چرا این حرفها را میزنی
و این شعر رسماً داره میگه خدا به موسی میگه به تو ربطی نداره من دل بنده را میبینم ، تو برای وصل کردن امدی
یعنی کاری به این کارها نداشته باش و نباید کسی را از ما جدا کنی و لو اینکه کار خلافی کرده باشد !
نکته جالبتر اینجاست :
هیچ و اداب و ترتیبی مجو
هر میخواهد دل تنگت بگو
یعنی اداب و ترتیب نمیخواد اینهمه دعا و توسل و زیارت که از جانب خدا اومده همه کشکه تو هر جور دلت میخواد رفتار کن
اگه هیچ اداب و ترتیبی نمخواد پس این همه روایات ادعیه و زیارات چیه ؟
ما در باب اداب در دینمون مفصل دستورات اخلاقی داریم حتی اداب عبادت و زیارت ائمه علیهم السلام که باب بسیار گسترده ای دارد.
یعنی چی هر چه میخواد دل تنگت بگو !! تازه هیچ اداب و ترتیبی هم نمیخواد داشته باشی فقط بگو ، هر چی میخوای بگو قبوله
البته من این نظر مولوی را از دید خودش درست میدونم چون علمای اهل سنت هم برای تنزیه و تقدیس عمر و ابوبکر حتی روایاتی جعل کردند که
مقام و شخصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله را بشدت پایین اوردند تا هم سطح خلفا بشه و بگن خلفا هم مثل پیامبر عمل کردند و کار بدی نبوده
حتی در برخی از نقلهای جعلی که دارند خلفا مقامشون بالاتر است و پیامبر صلی الله علیه و اله در مقابل انها حیا میکند و برخی کارها را انجام نمیدهد !!
مولوی هم شاید بخاطر تاسی به هم کیشانش برای اینکه روایاتی که در صحاح سته دارند مبنی بر اینکه خداوند دست و پا دارد و روز قیامت روی تخت مینشنید
شبهای جمعه با خرش میاد پایین با مردم کشتی میگیرد و...
در این شعر خواسته بگه اشکالی نداره برای خدا جسمیت قائل بشیم کمااینکه چوپان این کار را کرد و خدا به موسی گفت هیچی بهش نگو !!
دوستان بد نیست بعضی وقتها کمی فکر کنیم ببینیم این صحبتی که داریم میکنیم یا دفاعی که انجام میدیم کجا را اباد میکنه و چه جایی را ویران !
ما برای تنزیه و تقدیس مولوی که بگیم شعرش بسیار خوب و پنداموز هست حاضریم مقام حضرت موسی نبی علیه السلام را پایین بیاوریم به گونه ای که اخر بگوید
من اشتباه کردم خدا گفت هر میخواهد دلت بگو هیچ ادابی را هم مجو !
اگر اینطور باشد عصمت ایشون هم زیر سوال میرود
چون دوباره اگر بخواهد به کسی تذکر بدهد مثلا شخصی دزدی کند و... هنگام تذکر دادن دزد بگوید تو برای وصل کردن امدی به من کاری نداشته باش
من توی دلم خدا دارم و دوسش دارم خدا هم به دل من نگام میکنه !
خب این نبی به چه دردی میخوره ؟
تازه اشتباه هم که کرده پس دیگه همه بهش میگن یادته به چوپان چی گفتی ؟ اشتباه کردی
پس حتماً الان هم داری به ما میگی اشتباهه.
با این دید اصلاً فلسفه وجودی نبی زیر سوال میره.
دوستان کمی واقع بین تر باشید اینقدر همه چیز را تمثیل و مثل و ... نپندارید
این همه شعر زیبا هست این همه شاعر بلند مرتبه داریم
لزومی نداره سراغ کسانی بریم که ...
به هر حال باید سعی کنیم در مورد مسائل منطقی برخورد کنیم نه تعصبی .
به خاطر یک شاعر مقام نبی را پایین نیاوریم !!
اینو بدونید مولوی معصوم نبوده ولی نبی و امام معصوم هستند و اشتباهی ازشون سر نمیزنه !
اینکه قبول کنیم مولوی اشتباه کرده خیلی بهتر از این است که مُصر باشیم که نه درست گفته و حضرت موسی اشتباه کرده !
حرف من فقط همینه.
در مورد عنوان تاپیک هم بالا عرض کردم این شعر با معارف ما سازگار نیست
اعمال ما از کجا سرچشمه میگیره ؟ ایا از چیزی غیر از دل و ذهن و نیت ماست ؟
پس هر کی دلش پاک باشه باید ظاهر و اعمالش هم پاک و اراسته با شریعت باشه.
چون این دو از هم جداشدنی نیستند ، این دل انسان است که اعمال او را رقم میزند !
امیدوارم متوجه منظورم شده باشید.
با تشکر
یا زهرا
