

واقعا مجموعه خوبی گردآوری شد . (و فکر می کنم فعلا تا همینجا نقل روایات کافی باشه)
با اینکه می دانیم روایات این موضوع بسیار فراتر از اینها ست اما تقریبا تمام مواد لازمی که میشد از آن نتیجه گیری خوبی کرد
گردآوری شد .
چون تعداد روایات بالاست دیگر دسته بندی و نتیجه گیری از هر دسته را در این پست نمی آورم و نتایج کلی را عرض می کنم .
و البته منتظر نتایج ارزشمندی که به ذهن شما نیز رسیده هستم .
در تقسیم بندی ابتدایی دیدیم که نگهداری شکم دو گونه است : کیفی و کمّی .
در روایات دسته سوم ، روش نگهداری شکم نیز آموزش داده شده که نکاتی از آداب نیز همراه آن بوده است .
اما ابتدا عفت را مرور کنیم تا بتوانیم سه حالت بالا را بهتر بفهمیم :
عفت یکی از صفات نفسانی است که شهوت(همان نیروی سرکش ) را مهار می کند .
العفة حصول حالة للنفس تمتنع بها عن غلبة الشهوه (مفردات راغبص351)
و در لغت دیگر عفت را چنین معنی کرده است :
عفت و حیا انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد .
کف عما لا یحل (قاموس اللغه)
از خود معنای عفت هم می توان شاخه های نفوذ آن را فهمید .
یکجا انسان شهوت پرخوری دارد ، و عفت شکم در معنای کمّی در انجا ظهور پیدا می کند .
در جای دیگر شهوتی در میان نیست ، بلکه لایحل (حرام) مطرح است ، و عفت شکم در معنای کیفی ظهور پیدا می کند .
مال حرام (کیفیت) ، کمش هم منع شده و مقدارش مهم نیست .
اگر حتی مالی حلال هم باشد ، زیاد خوردنش منع شده .
پس اگر مالی حرام باشد ، کیفیت بر کمیت می چربد ، یعنی یک لقمه حرام (یا شبهه ناک) هم بخوریم از عفت خارج شده ایم .
پس هم کمیت مهم است و هم کیفیت .
اگر گفته می شود مال حرام نخورید به این معنی نیست که مال حلال را هر چقدر می خواهید بخورید .
کمال اعتدال را در دستورات دینی می بینیم . نه افراط و نه تفریط .
1- نتیجه پرخوری حتی در مال حلال در روایات به خوبی ذکر شده .
2- نتیجه حرام خوری نیز حتی در مقیاس یک لقمه در روایات به خوبی آمده .
3- حتی روش کم خوری نیز در روایاتی که دوستمون امیر سیستانی در بخش دوم آوردند به خوبی آمده .
این نتایجی که گفتم در عین اختصار بود ، و هدفم شرکت افکار متمرکز شما در بحث و پیش بردن آن توسط خود شماست .
مطمئنا نتایجی که شما به آن رسیده اید مفصل تر است و دوست دارم با جزئیات بیشتر از من بیان کنید و روابط علل و معلول را بیشتر بشکافید .
منتظر نظرات شما هستم .




