
« در شهادت صادق آل محمد (ص) »
زين ماتمي كه چشم ملايك ز خون ، ترست *** گويا عزاي صادق آل پيمبرست
يا رب چه روي داده، كزين سوگ جانگداز *** خلقي پريش خاطر و ، دلها پر آذرست
مُلك و مَلك به ناله و افغان و اشك و آه *** چون داغدار ، حضرت موسي بن جعفرست
خون مي رود ز فرط غم از چشم شيعيان *** زيرا كه قلب عالم امكان مكدرست
منصور، شاد گشت ز قتل خديو دين *** اما به خُلد ، غمزده زهراي اطهرست
او گرچه كشت خسرو دين را ولي به دهر *** نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست
تن در نداد بر ستم و ، اين كلام نغز *** بر پيروان حق و عدالت مقررست
آزاد مرد ، تن به زبوني نمي دهد *** مرگ از حيات در نظر مرد خوشترست
تنها نه اشكبار چشم صفا زين عزا بود *** دلهاي شيعيان همه از غم مكدرست

