[HIGHLIGHT=#7f7f7f]
[HIGHLIGHT=#7f7f7f]
[HIGHLIGHT=#7f7f7f]
[HIGHLIGHT=#7f7f7f] مناسبت ولادت حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) و امام صادق (ع) اين شعر در وصف قبرستان بقيع اماده كردم و اميدوارم كه استفاده لازم را از
جنتبه چشم خاكيان دارد بقيع
صفاى خلوت افلاكيان دارد بقيع
حصار كعبه را جبريل دربانى
چو موسى و مسيحا پاسبان دارد
چه با شمع و چراغ اين آستان بيگانه است
با مهر و ماه آسمان دارد بقيع
محصولش بظاهر يك نيستان ناله است
چمن گل نيز در آغوش جان دارد بقيع مىتابد بر او خورشيد سوزان حجاز
پر و بال ملائك سايبان دارد
گفت ازگلاب گريه اهل نظر
نهايت چشمه اشك روان دارد بقيع بار امانت گرچه پشت كوه
حمل چنين بار گران دارد بقيع
سروكارش بود با عترت پاك
عنايتبا كم و كيف جهان دارد بقيع
مبارك بقعه را حاجتبنور ماه نيست
دل هر ذره خورشيدى نهان دارد بقيع
ريزد از در و ديوار او گرد ملال
وجب خاكش هزاران داستان دارد
شد ابراهيم قربان حسين فاطمه
حفظ اين امانت را بجان دارد بقيع بنت اسد عباس عم، ام البنين
همسايه عرش آستان دارد بقيع
پناه مجتبى در ظل زين العابدين ارتباط معنوى با قدسيان دارد بقيع
علم نبى و صادق آل رسول خفتهاند آنجا كه عمر جاودان دارد بقيع
بگذشته بر اين ماجرا اما هنوز
هجده ساله زهراى جوان دارد
نميداند چرا يا قرة عين
فصل غم انگير خزان دارد بقيع
اينجا قصه گوى رنجبى پايان
غصه و غم كاروان در كاروان دارد بقيع
بين منبر و محرابى اما بازهم
تو اى انسيه حورا نشان دارد بقيع
مخفى بودن قبر ترا با ما نگفت ...
بكى مهر خموشى بر دهان دارد بقيع؟
كه تنها ميشود با خلوت روحانى
مدينه انتظار ميهمان دارد بقيع كه تاريك است و در بر روى مردم بسته
چون مهدى صاحب زمان دارد
باشد قبضه خاكم در آن وادى «شفق»
ز فيض فاطمه خط امان دارد بقيع
