خطبه های حضرت علی (ع)

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 142
[6] از سخنانی است که امام ( ع ) درباره نيکی به کسانيکه استحقاق آن را
ندارند فرموده است : [7] برای کسی که نيکی را در غير مورد و در اختيار
غير اهلش قرار مي دهد [8] بهره ای جز ستايش لک يمان و ثناگوئی اشرار و
گفتار [ تملق آميز ] نادانان نيست [9] و اينها نيز تا هنگامی است که به
آنها بخشش مي کند : [ آنها مي گويند ] راستی چه دست سخاوتمندی دارد
در حاليکه از بخشش به آنچه در راه خدا است بخل مي ورزد . [10] موارد
کارهای نيک [11] بنابراين کسی که خداوند به او ثروتی بخشيده بايد پيوند
خويشاوندی را برقرار سازد [ و صله رحم کند ] از ميهمانان [ شايسته ] به
خوبی پذيرائی کند [12] اسيران را آزاد سازد و به فقراء و بدهکاران کمک دهد
[13] و بايد به خاطر رسيدن پاداش الهی در برابر پرداخت حقوق متعلق به
ثروتش و مشکلاتی که در اين راه به او مي رسد شکيبا باشد . [14] چه اين که
بدست آوردن اين خصال نيک موجب شرافت و بزرگی در دنيا و درک فضائل
سرای ديگر خواهد شد . انشاءالله
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 143
[1] از خطبه های امام ( ع ) که درباره طلب باران ايراد فرموده و در آن
توجه داده است که هرگاه باران از مردمی گرفته شد بايد به درگاه رحمت
خداوند استغاثه کنند . [2] آگاه باشيد اين زمينی که شما را در بر مي گيرد
و آسمانی که بر شما سايه مي افکند هر دو مطيع فرمان پروردگار شمايند .
[3] اين دو برکات خود را به شما نه به خاطر ترس و نه برای تقرب به شما
[4] و يا انتظار نيکی از شما مي بخشند بلکه آنها مامور رساندن منفعت به
شما هستند [5] و اطاعت [ فرمان حق ] نموده اند به آنها دستور داده شده که
به مصالح شما قيام نمايند و آنها چنين کردند [6] خداوند بندگان خويش را
به هنگامی که کارهای بد انجام مي دهند با کمبود ميوه ها و جلوگيری از
نزول برکات [7] و بستن در گنجهای خيرات به روی آنان آزمايش مي کند
اين آزمايش به خاطر اين است که توبه کاران توبه کنند و کسيکه بايد
دست از گناه بکشد خودداری [8] و پندپذيران پند گيرند و آنکه از گناه
مي ترسد از انجام کار خلاف بازايستد . خداوند پاک و منزه استغفار را
[9] سبب فراوانی روزی و رحمت بر خلق قرار داده است : چنانکه فرموده
است : از پروردگار خود آمرزش بخواهيد [10] که آمرزنده است برکات
خويش را از آسمان بر شما فرومي بارد و با بخشش ثروت و فرزندان شما
را تقويت مي کند. [11] و باغستانها و نهرهای آب در اختيار شما مي گذارد
رحمت خدای بر آن کس که به استقبال توبه بشتابد [12] از خطاهای خود
پوزش طلبد [ و قبل از پايان زندگی عمل صالح کند ] و بر مرگ پيشی
گيرد . [13] بار خداوندا ما از خانه ها و زير پوششها پس از شنيدن ناله
حيوانات و صدای دلخراش کودکان بيرون آمده ايم [14] با اشتياق به رحمتت و
اميد به فضل و نعمتت [15] و خوف از عذاب و کيفرت به سوی تو شتافته ايم
بار پروردگارا بارانت را بر ما ببار و ما را مايوس برمگردان
000 [1] و با خشک سالی و قحطی ما را هلاک مساز و در اثر اعمال
ناشايسته ای که بي خردان ما انجام داده اند ما را مواخذه مفرما [2] يا ارحم
الراحيمن بارالها ما به سوی تو آمده تا از چيزهائی شکايت به درگاهت
آوريم که از تو پنهان نيست [3] به هنگامی آمده ايم که مشکلات طاقت فرسا
ما را مجبور ساخته [4] خشکسالی و قحطی ما را به اين وضع درآورده و نيازهای
پيچيده ما را خسته کرده و پي درپی فتنه های سخت دامان ما را فروگرفته .
[5] پروردگارا از تو تقاضا داريم که ما را نوميد برمگردانی با حزن و اندوه
سخت ما را به خانه بازنفرستی [6] ما را به گناهانمان مواخذه نکنی و ما
را به اعمالمان مقايسه ننمائی [7] پروردگارا باران برکات و رزق و
رحمتت را آن چنان بر ما بفرست که ما و سرزمين های ما همه را فراگيرد
و ما را با آبی نافع و سودمند و رويا ننده سيراب گردان [8] آن چنان که
آن چه را خشک شده باز بروياند و آن چه را مرده زنده گرداند .
[9] آبی بسيار پر نفع بس گياه آور که تپه ها و کوهها را سيراب رودخانه ها
را به راه اندازد [10] درختان را پر برگ و قيمت ها را پائين آورد . تو
بر آن چه بخواهی قادری [ انک علی ما تشاء قدير ]
_________________
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 144
[11] از خطبه های امام ( ع ) که در مورد بعثت انبياء ايراد فرموده است
بعثت پيامبران [12] خداند رسولان خويش را به وسيله وحی که ويژه پيامبرانش
مي باشد مبعوث ساخت و آنان را حجت خويش بر بندگانش قرار داد [13] تا
اينکه بهانه ای در برابر [ خداوند ] در اثر نفرستادن راهنما نداشته
باشند . و به اين ترتيب بندگان را به زبان راستی به سوی حق فراخوانده
[14] آگاه باشيد خداوند پرده از اسرار درون بندگان [ با آزمايش های خود ]
برداشت [15] نه به خاطر اين که او از آن چه انسان ها در درون پنهان
داشته اند و اسراری که فاش نکرده اند بي خبر باشد نه 000 [1] بلکه برای
اين بود که آنان را در معرض امتحان آورد تا کداميک عمل نيکوتر انجام
مي دهند تا پاداش و کيفر مفهوم صحيح داشته باشد [ زيرا تا کسی صفات
درونی را در قالب آشکار کند نه مستحق پاداش است نه مستوجب مجازات ]
[2] برتری اهل بيت پيامبر ( ص ) [3] کجا هستند آنانکه ادعا مي کردند
راسخان در علمند نه ما و اين ادعا را از طريق دروغ و ستم بر ما
عنوان مي کردند [ کجا هستند تا ببينند ] [4] که خداوند ما را برتری داد و
آنان را پست و خوار ساخت به ما عطا کرد و آنها را محروم ما را در
حريم نعمت خويش داخل و آنان را خارج نموده است [5] بوسيله ما درخواست
هدايت مي شود و از منبع وجود ما نابينايان خواستار روشنائی مي گردند .
امامان و پيشوايان از قريش هستند و درخت وجودشان در سرزمين وجود اين
تيره از بني هاشم غرس شده [6] اين مقام درخور ديگران نيست و رهبران ديگر
شايستگی اين مقام را ندارند [7] گمراهان قسمت ديگری از اين خطبه است
دنيا را مقدم داشتند و آخرت را ترک گفتند . آب گوارا و صاف [ لذت
آخرت ] را رها کردند و آبهای پرلجن و متعفن [ هوسرانيهای دنيا ] را
نوشيدند [8] گويا فاسق آنان را مي نگرم که با زشتی همنشين شده و با آن انس
گرفته و آن را موافق طبع خود يافته است [9] آن چنان که به وسيله گناه موی
خويش را سفيد کرده و اخلاق و خوی او به رنگ گناه در آمده است [10] سپس
همچون سيلی خروشان حمله ور شده و آنچه را که غرق مي کند مهم نمي داند و
يا همچون شعله آتشی است که اعتنا ندارد چه چيز را مي سوزاند و
[خاکستر مي کند] [11] کجايند آن عقل ها که از چراغهای هدايت خواستار روشنی
گردند ؟ و کجايند چشمهائی که به مناره ها و نشانه های تقوا دوخته شوند ؟
[12] کجايند آن دلها که به خدا بخشيده شده اند و با يکديگر پيمان اطاعت
خدا را بسته اند ؟ [13] [ ولی افراد پست ] بر متاع پست دنيا ازدحام و برای
به دست آوردن حرام به يکديگر پهلو مي زنند . پرچم بهشت 000 و دوزخ در
ديدگاه آنان برافراشته شده [1] [ اما ] با اين حال روی خود را از بهشت
گردانيده و با کردار خود به آتش روي آور شده اند . [2] پروردگارشان آنها
را به سوی [ سعادت ] فراخوانده [ ولی ] آنها پشت کرده فرار
نموده اند و شيطان آنان را فراخوانده دعوتش را پذيرفته و بسويش
شتابان حرکت کرده اند .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 145
[3] از خطبه های امام ( ع ) که درباره ناپايداری دنيا ايراد فرموده
است دنيای فانی [4] ای مردم شما در اين جهان هدف تيرهای مرگ هستيد
[5] همراه هر جرعه ای اندوهی و در هر لقمه ای امکان گلوگير شدنی است . به
هيچ نعمتی نمي رسيد [6] جز اينکه نعمت ديگری را از دست مي دهيد و روزی
از عمر شما نمي گذرد مگر اينکه يک روز به مرگ نزديکتر مي شويد [7] هرکس
هر بار غذائی مي خورد از آن روزی که برايش تعيين شده به همان مقدار
کاسته مي گردد . [8] و هيچ اثری از او بوجود نمي آيد جز اينکه اثر ديگری از
او مي ميرد چيزی برای او تازه نمي شود [9] جز اينکه تازه ای از او کهنه
مي گردد . و هيچ چيز برای او نمي رويد مگر اينکه چيزی از او درو مي شود
[فرزندی برايش متولد مي شود اما پدری را از دست مي دهد ] [10] اصول و
ريشه های ما درگذشتند و ما که مانده ايم فروع و شاخه های آنهائيم راستی
فروع و شاخه چه بقائی بعد از رفتن ريشه دارد ؟[11] نکوهش از بدعتها [12] قسمت
ديگری از اين خطبه است هيچ بدعتی ايجاد نمي شود مگر اينکه با آن سنتی
متروک مي گردد . بنابراين از بدعت بپرهيزيد و ملازم راه راست و جاده
آشکار باشيد [13] امور اصيل پيشين [ و آئين پاک حق ] که صحت و درستی آن
مورد ترديد نيست برترين امور است و بدعتها بدترين کارها است .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 146
[1] از سخنان امام ( ع ) پس از مشورت عمرابن خطاب در اين که شخصا براي
جنگ با ايران حرکت کند [ بخاطر حفظ موجوديت اسلام و مسلمين ] به او
فرموده است : [2] پيروزی و شکست اين امر [ اسلام ] بستگی به فزونی و
کمی جميعت نداشته [3] اين دين خدا است که آن را پيروز ساخت و سپاه او
است که آن را آماده و ياری کرد تا به آن جا که بايد برسد رسيد [4] و به
هر جا که بايد طلوع کند طلوع نمود از ناحيه خداوند به ما وعده پيروزی
داده شده و مي دانيم خداوند به وعده خود جامه عمل خواهد پوشانيد [5] و سپاه
خويش را ياری خواهد فرمود . موقعيت زمامدار همچون ريسمانی است که
مهره ها را در نظام مي کشد و آنها را جمع کرده ارتباط مي بخشد : [6] اگر
ريسمان از هم بگسلد مهره ها پراکنده مي شوند و هر کدام بجائی خواهد
افتاد و سپس هرگز نتوان همه را جمع آوری نمود [7] و از نو نظام بخشيد .
عرب امروز گرچه از نظر تعداد کم اما با پيوستگی به اسلام فراوان [8] و با
اتحاد و اجتماع و هماهنگی عزيز و قدرتمند است . بنابراين تو همچون
محور آسياب باش و جامعه را بوسيله ی مسلمانان عرب به گردش در آور
[9] و با همکاری آنها در نبرد آتش جنگ را برای دشمنان شعله ور ساز زيرا
اگر شخصا از اين سرزمين خارج شوی [10] عرب از اطراف و اکناف سر از زير
بار فرمانت بيرون خواهد برد [ و آنگاه خواهی يافت ] که [11] آن چه پشت
سر گذاشته ای مهمتر از آن است که در پيش روداری . [12] اگر چشم عجمها فردا
بر تو افتد خواهند گفت : اين اساس و ريشه عرب است [13] اگر قطعش کنيد
راحت مي گرديد و اين فکر آنها را در مبارزه با تو و طمع در نابوديت
حريص تر و سرسخت تر خواهد ساخت . [14] و اين که يادآور شدی . آنها به جنگ
مسلمانان آمده اند و ناراحت هستی [15] خداوند سبحان بيش از تو اين کار
را مکروه مي دارد و او بر تغيير آنچه نمي پسندد تواناتر است 000 [1] و اما
يادآوريت در مورد تعداد زياد سربازان دشمن [ بدان ] که ما در گذشته
در نبرد روی تعداد تکيه نمي کرديم [2] بلکه به ياری و کمک خداوند دست به
مبارزه ميزديم [ و پيروز مي شديم ] .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 147
[3] از خطبه های امام ( ع ) هدف از بعثت پيامبر ( ص ) [4] خداوند محمد
صلی الله عليه و آله و سلم را به حق مبعوث ساخت تا بندگانش را از
پرستش بتها خارج و به عبادت خود دعوت کند [5] و آنها را از زير بار
طاعت شيطان آزاد ساخته به اطاعت خود سوق دهد . [ اين دعوت را ] به
وسيله قرآنی که آن را بيان روشن و استوار گردانيد آغاز نمود [6] تا
بندگانيکه خدای را نمي شناختند پروردگار خويش را بشناسند و همانها
که وی را انکار مي کردند اقرار به او نمايند [7] و تا وجود او را پس از
انکار اثبات کنند . بنابراين خداوند پاک و منزه خود را در کتاب
خويش [8] بدون اينکه وی را ببينند به وسيله آياتی از قدرتش ارائه داده
آنان را از سطوت خويش برحذر داشته [9] و چگونگی نابودی ملت ها و
دورشدنشان وسيله عقوبت ها و کيفرها به آنان ارائه فرموده است . [10]
دورنمای آينده [11] [ آگاه باشيد ] به زودی پس از من زمانی فراخواهد رسيد
که چيزی پنهان تر از حق [12] آشکارتر از باطل فراوان تر از دروغ به خدا و
پيامبرش يافت نخواهد شد : [13] نزد مردم آن زمان کالائی کسادتر از قرآن
يافت نمي شود اگر آن را درست تلاوت و تفسير کنند [14] و کالائی پر خريدارتر
از آن نخواهد بود هرگاه از معنی اصلی تحريف گردد [ و طبق دلخواه
افراد تفسير شود ] و در شهرها چيزی ناشناخته تر از معروف [ نيکها ] [15]
آشناتر از منکر پيدا نخواهد شد . حاملان قرآن آن را کناری افکنده و
حافظانش آنرا فراموش مي کنند 000 [1] در آن روز قرآن و پيروان مکتبش
هر دو از ميان مردم رانده و تبعيد مي شوند و هر دو همگام و مصاحب يک
ديگر و در يک جاده گام مي نهند [2] و کسی پناهشان نمي دهد قرآن و اهلش
در آن روز بين مردمند اما ميان آنها نيستند [3] با آنهايند ولی با آنها
نيستند چه اينکه گمراهی با هدايت هماهنگ نشود [4] گرچه کنار يکديگر
قرار گيرند . مردم در آن روز بر تفرقه و پراکندگی اتحاد کرده و در
اتحاد و يگانگی پراکندگی دارند . [5] گويا اين مردم پيشوايان قرآنند و
قرآن پيشوای آنان نيست [ در اين هنگام ] جز نامی از قرآن نزدشان باقی
نماند [6] و جز خطوط آن چيزی نشناسند از ديرزمان افراد صالح و نيکوکار را
کيفر مي کردند [7] صدق و راستی آنان را افترا و دروغ بر خدا مي ناميدند و در
برابر اعمال نيک کيفر گناه قرار مي دادند . [8] آنان که پيش از شما بودند
در اثر آرزوهای طولانی و پنهان بودن سرآمد زندگی هلاک شدند [9] تا آنکه
مرگشان فرارسيد مرگی که عذرها را رد مي کند و با فرارسيدنش درهای توبه
بسته مي شود [10] و حوادث سخت و مجازاتها با آن فرومي بارد .[11] اندرز به
مردم [12] ای مردم هر کس از خداوند درخواست نصيحت کند [ و اطاعت
اوامرش را بنمايد ] موفق مي شود و آنکس که قول خداوند را دليل و
راهنمای خود قرار دهد به استوارترين راه هدايت يابد . [13] زيرا کسی
که به خدا پناه آورد ايمن گردد و دشمن خداوند همواره خائف است .
سزاوار نيست [14] آن کس که عظمت خدايرا شناخت خود را بزرگ بشمرد بلکه
بزرگی و عظمت آنان که از مقام بزرگ خدا آگاه مي شوند در اين است که
در برابرش متواضع [15] و سلامت آنان که از قدرت نامحدود او آگاهند اين
است که در برابرش تسليم گردند . [16] بنابراين از حق فرار نکنيد آن گونه
که انسان سالم از گر و تندرست از بيمار فرار مي کند [17] آگاه باشيد
هيچ گاه راه حق را نخواهيد شناخت مگر اينکه آنها که آن را ترک
گفته اند بشناسيد . [1] و هرگز به پيمان قرآن وفادار نخواهيد بود مگر
اينکه از کسی که آن پيمان را شکسته است آگاه باشيد [2] و هرگز به آن
تمسک نخواهيد جست مگر اينکه به کسی که آن را دور انداخته پی ببريد .
و [اين آگاهيها ] از اهلش بخواهيد [3] زيرا آنها زندگی علم و مرگ جهلند
آنهايند که حکمشان شما را از علمشان [4] سکوتشان شما را از منطقشان و
ظاهرشان از باطنشان آگاهی مي دهد . [5] اينان نه با دين مخالفت مي کنند و
نه در آن اختلاف دارند بنابراين دين در ميان آنان گواهی است صادق و
ساکتی است سخنگو .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 148
[6] از سخنان امام ( ع ) که در مورد اهل بصره و طلحه و زبير فرموده .[7] هر
کدام از آن دو [ طلحه و زبير ] اميد دارد که زمامداری و حکومت به
دست او افتد و آن را به سوی خود مي کشد نه بسوی رفيقش [8] آنها نه به
رشته ای از رشته های محکم الهی چنگ زده اند و نه بوسيله ای به او نزديک
شده اند [9] هر کدام بار کينه رفيق خويش را بدوش مي کشد و بزودی پرده از
روی آن برداشته مي شود . [10] به خدا سوگند اگر به آنچه مي خواهند برسند اين
يکی جان ديگری را مي گيرد و آن يکی اين را از ميان مي برد [11] گروهی طغيانگر
و فتنه انگيز بپا خواسته اند پس آنها که حقايق را به خاطر خدا آشکار
مي سازند کجايند ؟ در حاليکه سنت پيامبر برايشان بيان شده [12] و اخبار
[امروز] را قبلا به آنان گفته اند . برای هر گمراهی علت و سببی است و
برای عهدشکنی بهانه ای [13] بخدا سوگند من همچون کسی نخواهم بود که صدای
بر سر و سينه کوبيدن و ندای مخبر مرگ را بشنود و چشمهای گريان را به
بيند اما عبرت نگيرد
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 149
[1] از سخنان امام ( ع ) که قبل از مرگ خويش فرموده [2] ای مردم هر کس
از آنچه فرار مي کند [ مرگ ] در همان حال فرار آن را ملاقات خواهد کرد
اجل سرآمد زندگی و پايان حيات [3] و فرار از آن رسيدن به آن خواهد بود
چه روزهائی که من به بحث و کنجکاوی از اسرار و حقيقت اين امر
[اجل ] پرداختم [4] ولی خداوند جز اخفای آن را نخواست . هيهات علمی است
پنهان و مربوط به عالم غيب [5] اما وصيت من اين است که : هيچ چيز را
شريک خدا قرار ندهيد [ و جز خدا را نپرستيد ] و درباره محمد ( ص )
اين است که [6] سنت و شريعت او را ضايع مگردانيد اين دو ستون محکم را
بر پا داريد و اين دو چراغ پرفروغ را فروزان نگهداريد [7] و مادام که از
حق منحرف نگشته ايد هيچ نقش و مذمتی نخواهيد داشت برای هر کس به
اندازه توانائيش وظيفه ئی تعيين [8] و به افراد جاهل و نادان تخفيف داده
شده است پروردگاری رحيم دينی استوار و امام و پيشوائی آگاه داريد .
من ديروز رهبر و همراه شما بودم [9] امروز مايه عبرت شمايم و فردا از شما
جدا خواهم شد خداوند من و شما را مشمول رحمت خويش گرداند .[10] اگر من
از اين ضربت در اين لغزشگاه [ دنيا ] نجات يابم [ شما به مقصود خود
رسيد ه ايد ] [11] و اگر گامها بلغزد و از اين جهان رخت بربندم ما نيز
[مانند ديگران ] در سايه شاخه ها و مسير وزش بادها و زير سايه ابرهای
متراکم آسمان [12] که پراکنده شدند و آثارشان در روی زمين محو شد خواهيم
بود [13] من از همسايگان شما بودم که چند روزی در کنار شما زيستم و به زودی
از من جسدی بی روح و ساکن [14] پس از آن همه حرکات و خاموش پس از آن
همه گفتار بازخواهدماند [ هم اکنون ] بايد سکوت من [15] بي حرکتی دست و پا
و چشمها و اندامم موجب پند و اندرز و موعظه شما گردد زيرا اين حالت
برای کسانی که بخواهند عبرت گيرند از هر منطق رسا 000 [1] و گفتار موثر
عبرت انگيزتر است . وداع و خداحافظی من با شما وداع و خداحافظی کسی
است که آماده ملاقات پروردگار است [2] فردا ارزش ايام زندگی مرا به
خوبی خواهيد دانست و مکنونات خاطر و ناراحتی درونيم برايتان آشکار
خواهد شد [3] و پس از آنکه جای مرا خالی ديديد و ديگری بجای من نشست
کاملا مرا خواهيد شناخت
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 150
[4] از خطبه های امام ( ع ) که در آن از حوادث آينده پيشگوئی کرده و
گروهی از اهل ضلال را توصيف مي کند [5] همچنان به چپ و راست متمايل
مي شوند و در ضلالت و گمراهی گام مي نهند و جاده های مستقيم هدايت را
رها مي سازند [6] درباره آنچه بايد باشد و مهيا است عجله مکنيد و آن چه
را فردا مي آيد دور مشمريد [7] چه اين که بسيارند افرادی که برای چيزی
عجله مي کند که اگر به دست آورند [ پشيمان شده ] و دوست دارند هرگز
به آن نرسيده بودند : و چه امروز به فردا نزديک است . [8] ای جمعيت
اکنون هنگام رسيدن آن فتنه هائی است که به شما وعده داده شده [9] و نزديکی
طلوع آن چه بر شما مجهول و مبهم است بدانيد آن کس از ما [ مهدی ما ]
که آن فتنه ها را دريابد با چراغی روشن گر در آن گام مي نهد [10] و بر همان
سيره و روش صالحان [ پيامبر و ائمه ( ع ) ] رفتار مي کند تا گره ها را
بگشايد [11] بردگان و ملتهای اسير را آزاد سازد جمعيتهای گمراه و ستمگر را
پراکنده و حقجويان پراکنده را گرد هم آورد . [12] و اين رهبر [ سالها ] در
پنهانی از مردم به سر مي برد آن چنان که پي جويان اثر قدمش را نبينند
گرچه بسيار در يافتن اثرش جستجو کنند . [13] سپس گروهی برای درهم کوبيدن
فتنه ها مهيا مي گردند هم چون مهيا شدن شمشير به دست تير گر . چشم
اينان با قرآن روشنی مي گيرد [14] و معانی آياتش به گوش آنان افکنده مي شود
و شامگاهان و صبح گاهان را جام حکمت و معارف الهی سيراب مي گرداند
[1] قمست ديگری از اين خطبه درباره دشمنان گمراه پيامبر صلی الله عليه و
آله و سلم و گروهی ضعيف الايمان و مسلمانان راستين .[2] [ گروه اول ] مدت های
طولانی به آنها مهلت داده شد تا رسوائی را به سر حد نهائی برسانند و
مستحق دگرگونی [ نعمتهای خدا ] گردند [3] تا اجل آنها به سر رسيد . گروهی
[ از ضعيف الايمانها ] به خاطر راحتی به اين فتنه ها پيوستند و دست از
مبارزه در راه حق کشيدند [ اما مسلمانان راستين مقاومت لازم به خرج
دادند ] [4] و بر خداوند در صبر و استقامتشان منتی نگذاردند و جانبازی
در راه حق را بزرگ نشمردند [5] تا آنکه فرمان خدا آزمايش را به سر آورد
[6] [ اين گروه مبارز ] آگاهی و بينائی خويش را بر شمشيرهای خود حمل
کردند و به امر واعظ و پنددهنده خود [ پيامبر صلی الله عليه و آله و
سلم ] به پرستش پروردگار خويش پرداختند . [7] تا آن که خداوند پيامبرش
را به سوی خويش فراخواند . گروهی به قهقرا برگشتند [8] و اختلاف و
پراکندگی آنها را هلاک ساخت و تکيه بر غير خدا کردند و با غير
خويشاوندان [ اهل بيت پيامبر ] پيوند برقرار نمودند [9] و از وسيله ای که
فرمان داشتند به آن مودت ورزند کناره گرفتند و بناء و اساس [ولايت
و رهبری جامعه ی اسلامی را از محل خويش برداشته ] [10] در غير آن نصب کردند
. [ اينان ] معادن تمام خطاهايند و درهای همه گمراهان و عقيده مندان
باطلند [11] آنها در حيرت و سرگردانی غوطه ور شدند و در مستی و نادانی
ديوانه وار بر روش آل فرعون فرورفتند : [12] گروهی تنها به دنيا
پرداختند و به آن تکيه کردند و يا آشکارا از دين جدا گشتند .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 151
[13] از خطبه های امام عليه السلام که در آن مردم را از فتنه ها برحذر مي دارد
خدا و پيامبرش [14] خدای را مي ستايم و از او بر اعمالی که موجب طرد و منع
شيطان است کمک مي جويم [15] و برای مصونيت از گرفتاری در دامها و
فريب های شيطان از او ياری مي طلبم و گواهی مي دهم که جز خداوند يکتا
معبودی نيست . و شهادت مي دهم که محمد ( ص ) [1] بنده و فرستاده
برگزيده و انتخاب شده او است . در فضل و برتری همتائی ندارد و جبران
فقدان وی نگردد . [2] شهرهای جهان به وجود او روشن گشت بعد از آن که
گمراهی وحشتناکی همه جا را فراگرفته بود و جهل بر افکار غالب و
قساوت و سنگدلی بر دلها مسلط گشته بود [3] و مردم حرام را حلال مي شمردند .
و دانشمندان را تحقير مي کردند و بدون آئين الهی زندگی کرده و در حال
کفر و بی دينی جان مي سپردند . [4] از فتنه ها برحذر باشيد . [5] هم اکنون شما ای
گروه عرب اهداف بلاهائی هستيد که نزديک شده از مستی نعمت ها
بپرهيزيد [6] و از بلاهائی که کيفر اعمال شما است برحذر باشيد . در
گرد و غبار پيش آمدها که به درستی واقع را نمي توان ديد [7] و در فتنه های
درهم پيچيده به هنگام تولد نوزاد فتنه و آشکارشدن باطن آن و برقراری
قطب [8] و مدار آسيای آن با کنجکاوی و بصيرت قدم برداريد فتنه هائی که کم
کم از مراحل ناپيدا شروع و به درجات شديد و روشن منتهی مي گردد [9] رشد آن
هم چون رشد جوانان و آثاری که بر پيکرها وارد مي سازد هم چون آثار
سنگ های سخت و محکم است . ستم کاران آن را طبق پيمانها از يکديگر به
ارث مي برند [10] نخستين آنان رهبر آخرين و آخرينشان پيرو نخستين است .
[11] اينان در بدست آوردن دنيای پست بر هم سبقت مي جويند و همچون سگان به
جان مرداری بدبو مي افتند [12] طولی نمي کشد که تابع از متبوع و رهبر از پيرو
بيزاری مي جويد اينها با بغض و کينه از هم جدا مي شوند [13] و به هنگام
ملاقات يکديگر را لعن و نفرين مي کنند . سپس فتنه ای اضطراب آور شکننده
و نابودکننده آغاز خواهد شد [14] [ در اين موقع ] قلبهائی پس از استواری
مي لغزند [15] و مردانی پس از درستی و سلامت گمراه مي گردند افکار به هنگام
هجوم اين فتنه پراکنده : و عقائد پس از آشکارشدنش مشتبه مي شوند .[16] آن
کسی که به مقابله اش برخيزد پشتش را مي شکند و کسی که در فرونشاندنش
تلاش کند [17] وی را در هم مي کوبد در اين ميان فتنه جويان همچون گورخران
يکديگر را گاز ميگيرند و رشته های سعادت و آئين واقعی که محکم شده
لرزان مي گردد. [1] و چهره واقعی امر ناپيدا مي ماند . حکمت و دانش فروکش
مي کند ستمگران به سخن مي آيند [ و زمام را بدست مي گيرند ] [2] باديه نشينان
را با پيش در آمدش در هم کوبد و با سينه و سخت ترين نيرويش آنها را
له مي سازد [3] تنهايان و پيادگان در غبار آن گم مي شوند و سواران در ميان
راهش نابود گردند [4] با تلخی و سرسختی وارد شود و خونهای تازه و خالص
را مي دوشد . نشانه های دين را خراب مي کند [5] و يقين را از بين مي برد
افراد زيرک و عاقل از آن بگريزند [6] و افراد پليد در تدبير آن بکوشند آن
فتنه بسيار پر رعد و برق است و پر مشقت در آن پيوند خويشاوندی قطع
گردد [7] و از اسلام جدائی حاصل شود . آنچنان شديد است که تندرستانش
بيمار و کوچ کنندگانش مقيمند [8] قسمت ديگری از اين خطبه است در ميان
آنها کشته ای هست که خونش به هدر رفته و افراد ترسانی که طالب
امانند [9] با سوگندها آنها را فريب مي دهند و با تظاهر به ايمان آنها را
گول مي زنند سعی کنيد شما پرچم فتنه ها و نشانه بدعتها نباشيد [10] آن چه را
که پيوند جماعت گره خورده و ارکان اطاعت بر آن نباشد رها مسازيد
[11] مظلوم بر خداوند وارد شويد بهتر از آن است که ظالم بر او وارد شويد
[نه تن به ستم بدهيد و نه ستم کنيد و اگر ناچار شويد ستم بکشيد بهتر از
آن است که ستم کنيد ] [12] از گام نهادن به راههای شيطان و سرزمين های ستم
بپرهيزيد و لقمه حرام وارد شکم خويش نسازيد [13] زيرا شما زير نظر کسی
هستيد که گناه را بر شما تحريم و راههای طاعت را برای شما آسان
ساخته است .
ارسال پست

بازگشت به “نهج البلاغه”