تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

مدیر انجمن: شورای نظارت

قفل شده
Bronze
Bronze
پست: 280
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۳:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 794 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط amoonaser »

  رب الحسین علیه  

  بر  

  عاشورایی عزیز : 

  از مطالبتان  تصویر

  معنای ضدیت با وهابیت و نشان دادن عدم اسلامی بودن این فرقه ضاله ، نامش را تقریب نمی گذارند ....  

  می گویند : نقد وهابیت و اثبات اسلامی نبودن آن

در ضمن ، من آن فتوا را از سایت " اهل سنت و جماعت " آوردم و نه وهابیت !!!! حال باز هم می توان با آنها تقریب و وحدت و ... داشت ؟؟!!!!
 

  با اهل خلاف ، در راه نقد وهابیت و مبارزه با شبهات آن ، ظاهرا همسو هستیم ولی این امر دلیل بر تقریب با اهل خلاف نیست !!!!  

(( و البته این امر مستور نماند که وهابیت نیز از خود اهل سنت برخاسته است و از کره مریخ نیامده است .... ابن تیمیه حنبلی بود .... ابن عبدالوهاب حنبلی بود .... ))

  عزیز : بحث اینقدر که شما فکر می کنید ، راحت نیست ! 

  تقریب و وحدت ، داعیه برادری با اهل خلافی را دارند که اصلا با ما برادر نیستند .... 

  گروه ( مدعیان وحدت و برادری با اهل خلاف ) به بهانه مبارزه با وهابیت ، با اهل خلاف به مسامحه پرداخته و عقاید حقه شیعه را تضعیف می نمایند ... 

  این تضعیفات را قبلا بیان کرده ام .... 

 ********************************* 

  از کارهای همین اهالی وحدت این بود که در سال تحویل امسال ( 1388 ) اذان پحش کردند و بدون پخش عبارت " اشهد ان علیا ولی الله " رفتند به سراغ سخنان مقام معظم رهبری . 

  همه شیعیان می دانند که شهادت به ولایت ، از خصوصیات ثابت اذان شیعی است و اینگونه کارها بیشتر از جانب مدعیان برادری با اهل خلاف است تا دیگر شیعیان !


 

[SIZE=200]  علی  

 
جدا شده از خدا

جدا شده از رسول

جدا شده از کتاب

[COLOR=Blue]هر که ز حیدر جداست
 
Iron
Iron
پست: 137
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 166 بار
سپاس‌های دریافتی: 279 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط عاشورايي »

عزيز من شما سخت مي كَيري ، والا مسئله زياد هم سخت نيست . :grin:

سخن ما به شيعيان و اهل سنت اين است :

و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا ، تغتنم أكلهم ، فإنهم صنفان ، إما أخ لك في الدين أو نظير لك في الخلق.

و اين يعني جنكَـ و نزاع نداشتن با يكديكَر ، و زندكَي مسالمت آميز با ديكَران (جه سني جه غير سني ) ، شما عالمي شيعه را بيابيد كه جواز قتل اهل سنت داده باشد يا آنها را نجس بداند مكَر نمي كوييد كه آنها كافر هستند.
برادر من : نحن نعمل بالظاهر و الله يتولى السرائر .

من مي دانم شما و حتى علمايي كه با تقريب مخالفت كرده اند با كليت آن در حقيقت مشكلي نداريد، بلكه در مصاديق و جزئيات و كيفيت تحقق آن با يكديكَر اختلاف نظر داريد ، و اين طبيعي است ، اكَر آنها سر كار بودند هم كساني كه اكنون متولي امر تقريب هستند با اونها مخالفت مي كردند. بس منكر كل آن نشويد ، بلكه بيائيد در مصادق و جزئيات آن با هم بحث كنيم. كه كداميك تقريب است كداميك تقريب نيست، كدام عمل مصداق مسامحه و تضعيف است و كداميك باعث تقويت شيعه مي شود. اكَر معنا را بذيرفتيد تك تك حاضرم مصاديق را بررسي كنيم و آنها را با موازين بسنجيم ، يا به نوعي نقد تقريب كنيم .
Bronze
Bronze
پست: 280
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۳:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 794 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط amoonaser »

 بسم رب الحسین علیه السلام 

 سلام بر شما 

 جناب عاشورایی عزیز : 

 ممنون  تصویر

 خیلی دوست دارم مانند شما خوش بینانه عمل کنم ، ولی عملکرد غلط مدعیان وحدت و برادری با اهل خلاف ؛ عملا همه راهها را بسته است .... 

 اهل خلاف کافر اعتقادی هستند و البته برخی از علما هم بوده اند که قائل به نجاست اهل خلاف بوده اند مانند مرحوم شیخ یوسف بحرانی ( معروف به صاحب حدائق ) ...

***********************

 
و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا ، تغتنم أكلهم ، فإنهم صنفان ، إما أخ لك في الدين أو نظير لك في الخلق.

  
  مستحضر هستید که اهل خلاف ، برادران دینی ما نیستند بلکه برادران دینی ما تنها شیعیان هستند ... زیرا همچنان که آیت الله خمینی فرموده اند : فغیرنا لیسوا باخواننا و ان کانوا مسلمین !!!

************************

 
 بد نیست که سخن مرحوم خویی ( علیه الرحمه ) را مطالعه نمایید ... 


 آیت الله العظمی خویی ( رحمه الله ) در " کتاب الطهاره " ج 2 ص 87 ( در شرح کتاب ) می فرماید : 


 "   فالصحيح الحكم بطهارة جميع المخالفين للشيعة الاثني عشرية واسلامهم ظاهرا بلا فرق في ذلك بين أهل الخلاف وبين غيرهم [COLOR=blue]وإن كان جميعهم في الحقيقة كافرين وهم الذين سميناهم بمسلم الدنيا وكافر الآخرة .    " 

 "    صحیح ،حکم به طهارت و پاکی تمامی مخالفان شیعه 12 امامی و حکم به اسلام ظاهری آنها می باشد . و فرقی میان سنی و دیگر آنها نیست . در حالی که همه آنها در حقیقت کافر هستند و ما آنها را مسلمان در دنیا و کافر در آخرت می دانیم      " 


 یا علی ع 
جدا شده از خدا

جدا شده از رسول

جدا شده از کتاب

[COLOR=Blue]هر که ز حیدر جداست
 
Iron
Iron
پست: 137
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 166 بار
سپاس‌های دریافتی: 279 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط عاشورايي »

سلام بر حقيقت
آره داداش ،
آري برادر ،
نعم أخوي ،
اكَر مي خواهيد سخن از واقعيت و حقيقت نفس الأمري داريد ، من هم مي دونم اوني كه شما مي دونيد ، (بزاريد كمي من هم ضد تقريب باشم :grin: ) صحاح و سنن اونها مملو از احاديث تجسيم و خداي سوار بر اسب و عدم قبول عصمت انبياء و حتى شخص مبارك و معصوم بيامبر رو تا اونجا بايين ميارن كه (العياذ بالله) ادم نفهمي ميشه اون وقت بر عمر و ابو بكر رو به كَونه اي ترسيم مي كنند كه قلمبه اي از آسمون افتادند ، حتى خدا هم ازشون اجازه مي كَيره ، جالب هم هست موافقات عمر و وقتي بخوني موافقات خدا هست با عمر ، صحابه ، و ديكَر مسائل ... بقيه اش بماند هر كي بخواد مي تونه اين مباحث رو از كتاب نقش ائمه در احياي دين يا القرآن الكريم و روايات المدرستين هر دو از علامه عسكري دنبال كنه (عمو ناصر عزيز مي دونم كه شما مي دونيد اما براي دوستان ميكَم).

اما قبول كنيد كه اكَر ملاك و معيار ما اين باشد كه حسابمان با كرام الكاتبين است ، ديكَر سنكَـ رو سنكَـ بند نميشه ، ديكَه بسياري از شيعيان هم كه معني ولايت و امامت رو نمي فهمن رو نبايد شيعه ناميد ، ديكَه اون وقت اون مرجع تقليد رو كه شما ازش نام برديد و خيلي از شيعيان اوربا نشين از او تقليد مي كنند رو شايد .... , و بسياري از علما كه در .... تشكيك مي كنند رو بايد ..... اون موقع شايد من هم ... تصویر ( اي واي بر من ).

هي هي :lol:

اره داداش بيا بايين تر ، ما در عالم دنيا هستيم ، قوانين دنيوي داريم ، ظواهر براي ما حجت هست. نحن نحكم بالظاهر ، ما اهل كتاب رو هم باك مي دونيم، هر كي بكَه لا اله الا الله و محمد رسول الله معامله مسلمون باهاش ميشه ، تو قبرستان مسلمونها دفنش مي كنند ، ميشه باهاش ازدواج كرد :) با اهل كتاب هم ميشه ازدواج موقت كرد تصویر

القصة ، ما هم همينو ميكَيم ، بس : و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا ، تغتنم أكلهم ، فإنهم صنفان ، إما أخ لك في الدين أو نظير لك في الخلق. اينو نصب العين قرار بديم ، و كار دنيوي بكنيم ، تا إن شاء الله ظهور آقامون ولي عصر كه يوم تبلى السرائر هست و كل اين بحثها تموم ميشه . خودش هم همون اول انتقام مادرم رو ميكَيره :lol: :lol: بس منتظر بمانيد منتظر :montazer: :montazer:

ولي تا اون موقع ، اونها مسلمون هستند ، انسان هستند ديكه بالاخره بايد باهاشون زندكَي كرد.

حال اكَر اين معنا رو قبول داري بس كليت تقريب رو قبول داريد (كه الحمد لله جنين است) حالا اكَر دوست داريد بياييد در مصاديق و جزئيات آن صحبت كنيم ، يعني تقريب رو نقد رو بررسي كنيم ، اكَر هم دوست نداري ، كه الامر اليكم
من خيلي از آشنايي با شما خوشبخت شدم ، اين تايبك هيج فايده اي نداشته باشه همينكه با شما آشنا شديم و باي شما رو دوباره به اين سايت باز كرد برايمان كافي است.
:montazer:
Bronze
Bronze
پست: 280
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۳:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 794 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط amoonaser »

 بسم رب الحسین علیه السلام 

 سلام بر شما 

 جناب عاشورایی عزیز : 

 ممنون  تصویر

 همچنان که فرمودید و بنده هم عرض کردم ، اگر صحبت از حقیقت و باطن باشد ، اهل خلاف کافر هستند .... 

 ولی بنده هم قبول دارم که آنها در ظاهر مسلمان هستند .... کسی مخالف این امر نیست ... 

 فرمودید : 

 
ديكَه بسياري از شيعيان هم كه معني ولايت و امامت رو نمي فهمن رو نبايد شيعه ناميد
 

 تشیع ظاهری ( همانند اسلام ظاهری اهل خلاف ) یک امر است و اطلاع از جزئیات چیز دیگری است .... 

 کسی نمی گوید : فردی که معنای ولایت را نمی داند ، شیعه نیست .... بلکه شیعه کسی است که شهادت به ولایت بدهد ولو اینکه همانند علما ، از مفاهیم والای ولایت و امامت ، خبر نداشته باشد .... 

 همانند توحید ، که عوام الناس شیعه ، خدا را قبول دارند ولی شاید همانند علمای عظام و بزرگانی مانند شما ، از احادیث ناب در باب توحید و متعلقات توحید خبر نداشته باشند ....  [SIZE=150] اینان شیعه اند و بر اساس نص قران و روایات ، ما با اینان برادر هستیم و نه با مخالفان   ! 



 
هر كي بكَه لا اله الا الله و محمد رسول الله معامله مسلمون باهاش ميشه ، تو قبرستان مسلمونها دفنش مي كنند ، ميشه باهاش ازدواج كرد  تصویر 
 


 بنده هم منکر این مطلب نیستم ولی آیا این مجوزها ، مجوزی هم برای برادری با اهل خلاف است ؟؟؟ یا مجوزی است برای تقریب مذاهب ؟؟؟!!!! 

 فکر نمی کنم صحیح باشد که قوانین کلی را با تخصیص بزنیم آن بدون قرائن قطعی !

که قطعا در تقریب شیعه با مذهب اهل خلاف ، قرائن ، دال بر عدم تقریب و برادری و وحدت و اینگونه واژگان جدید التاسیس است !!!!
 

 حتی اگر در سیره مرحوم بروجردی ( رحمه الله ) هم تفحص نمایید ، هیچوقت این همه مسامحه کاری که مدعیان وحدت کنونی در حال انجام هستند ، دیده نمی شود !!!! 



 
ولي تا اون موقع ، اونها مسلمون هستند ، انسان هستند ديكه بالاخره بايد باهاشون زندكَي كرد.
 

 شاید کلام برخی از بزرگان ، راهگشای درک برخی مطالب باشد : 

 علامه مجلسی ( علیه الرحمه ) در " بحار الانوار " ج 8 ص 367 - 368 مطلبیبیان می کند به نقل از رساله " حقائق الایمان " تالیف ستاره آسمان فقاهتتشیع ، شهید ثانی علیه الرحمه ، که می فرماید : 

 "    قدعرفت مما تقدم أن التصديق بإمامة الأئمة عليهم السلام من أصول الايمان عندالطائفة من الامامية كما هو معلوم مذهبهم ضرورة ، وصرح بنقله المحققالطوسي رحمه الله عنهم فيما تقدم ولا ريب أن الشئ يعدم بعدم أصله الذي هوجزؤه كما نحن فيه ، فيلزم الحكم بكفر من لم يتحقق له التصديق المذكور وإنأقر بالشهادتين ،  

 وأنه مناف أيضا للحكم بإسلام من لم يصدق بإمامة الأئمة الاثني عشر عليهم السلام .....   وأماالجواب فبالمنع من المنافاة بين الحكمين وذلك لأنا نحكم بأن من لم يتحققله التصديق المذكور كافر في نفس الامر ، والحكم بإسلامه إنما هو في الظاهر، فموضوع الحكمين مختلف فلا منافاة .  

 ثم قال : المراد بالحكم بإسلامه ظاهراصحة ترتب كثير من الأحكام الشرعية على ذلك ، والحاصل أن الشارع جعلا لاقرار بالشهادتين علامة على صحة إجراء أكثر الأحكام الشرعية على المقركحل مناكحته والحكم بطهارته وحقن دمه وماله وغير ذلك من الأحكام المذكورةفي كتب الفروع ، وكأن الحكمة في ذلك هو التخفيف عن المؤمنين لمسيس الحاجةإلى مخالطتهم في أكثر الأزمنة والأمكنة   " 


 "  
 ازآنچه گذشت دانستى كه تصديق به امامت امامان عليهم السلام نزد اين طائفه ازاماميه از اصول ايمان است چنان كه ضرورى مذهب آنان است ، و محقق طوسى رحمهالله ( در آنچه گذشت ) به نقل آن از آنان تصريح نمود .  

 و شك نيست كه چيزى كه جزء چيز ديگرىاست با از ميان رفتن اصل آن از ميان مى رود مانند مسأله مورد بحث ما ، ازاين رو لازم مى آيد حكم به كفر كسى كه تصديق مذكور ( تصديق به امامت )براى وى محقق نگرديده باشد گرچه به شهادتين اقرار داشته باشد . . .  

 برخى گفته اند : اين حكم منافات دارد با اين كه شما مى گوييد اقرار كننده به شهادتين مسلمان است و كافر نيست . 

 پاسخ آن است كه منافاتى ميان اين دوحكم نيست . زيرا ما حكم مى كنيم كه آن كس كه تصديق مذكور را ندارد در نفس الامر كافر است و در ظاهر مسلمان است . بنابر اين موضوع اين دو حكم مختلف است و منافاتى در ميان نيست . 

  - سپس گفته است : - مراد از اين كه ظاهرا مسلمان است آن است كه بيشتر احكام شرعى بر آن مترتب است .  

 حاصل آن كه : [HIGHLIGHT=#00b050][HIGHLIGHT=#92d050]شارع اقرار به شهادتين را نشانه صحت اجراى اكثر احكام شرعى بر اقرار كننده قرار داده  
 
مانند حلال بودن ازدواج با او ، پاك بودن او ، حفظ خون و مال او و ديگر احكامی كه در كتابهاى فقهى وارد است . [HIGHLIGHT=#ffff00]

و گويى حكمت آن سبك ساختن تكليف مؤمنان است. . . 
 
  " 



 علامه بزرگوار ، محمد باقر مجلسی ( رحمه الله ) در " بحار الانوار " ج 8 ص 369 می فرماید : 

 ويظهر من بعض الأخبار ، بل من كثير منهاأنهم في الدنيا - أيضا - في حكم الكفار ، لكن لما علم الله أن أئمة الجور و أتباعهم يستولون على الشيعة وهم يبتلون بمعاشرتهم ولا يمكنهم الاجتناب عنهم وترك معاشرتهم ومخالطتهم ومناكحتهم أجرى الله عليهم حكم الإسلام توسعة


  و از برخى اخبار بلكه از بسيارى از آنها آشكار مى شود كه دشمنان على عليه السلام در دنيا نيز در حكم كفارند ،ولى چون خداوند مى دانست كه پيشوايان جور و پيروانشان بر شيعه مسلط می شوند و شيعيان مبتلاى به معاشرت با آنانند و اجتناب از آنان و ترك معاشرت و آميزش و ازدواج با آنان امكان پذير نيست [HIGHLIGHT=#ffff00]خداوند براى توسعه بر شيعه حكم اسلام را بر آنان جارى ساخته   




 
القصة ، ما هم همينو ميكَيم ، بس : و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا ، تغتنمأكلهم ، فإنهم صنفان ، إما أخ لك في الدين أو نظير لك في الخلق. اينو نصبالعين قرار بديم ، و كار دنيوي بكنيم
 

 بزرگوار ! 

 نمی دانم که هدف از تکرار این جملات چیست !!!  

 بنده در تاپیک قبلی عرض کردم که اهل خلاف ، برادر دینی ما نیستند ... لذا بر اساس همین جملات امیرالمومنین ( علیه السلام ) آنها در صنف دوم هستند : نظیر لک فی الخلق ! 

 معامله رفتاری ما با آنان نیز همانند معامله رفتاری با دیگران است .... اگر بحث حفظ حرمت و احترام است ، که واژه های " وحدت و تقریب و برادری " معنا ندارد .... اگر هم بحث مطالب دیگر است ، وظیفه ما مراجعه به عقاید شیعه و فقه شیعه است ..... 




 
حال اكَر اين معنا رو قبول داري بس كليت تقريب رو قبول داريد (كه الحمدلله جنين است) حالا اكَر دوست داريد بياييد در مصاديق و جزئيات آنصحبت كنيم ، يعني تقريب رو نقد رو بررسي كنيم
 


 دوست گرامی : همچنان که عرض کردم ، قبول داشتن مصادیق فقهی برای اهل خلاف ، مجوزی برای قبول داشتن وحدت و تقریب و .... نیست !!!! 

 ما بر اساس روایت 73 فرقه ، تنها 1 فرقه را ناجیه می دانیم و ما بقی را مخلّد در آتش و قطعا " لا یستوی اصحاب النار و اصحاب الجنه " ؛ پس برادری با دیگر فرق اسلامی معنا ندارد !!!!! 


 بنده اصل تقریب را قبول ندارم و لذا مصادیق آن نیز مردود خواهد بود ( در نظر حقیر ) ....  

 ***************************************************************************************************************************** 

 بنده خواهشی دارم .... 

 خوشحال می شوم که احادیث و روایات دوستانی که مدعی وحدت و تقریب و برادری با اهل خلاف هستند را مشاهده کنم .... 

 بهتر است که مجموعه این آیات و روایات بیان شود و ما هم نقد خود را بر این مطالب بیان نماییم و نتیجه گیری هم بماند به عهده وجدان بیدار خواننده !!!! 



((  در ضمن ، آشنایی با اساتیدی مانند [HIGHLIGHT=#ffff00]  و [HIGHLIGHT=#ffff00]جناب دیوانه   و [HIGHLIGHT=#ffff00]سالار   و [HIGHLIGHT=#92d050]دیگر   ، باعث افتخار حقیر می باشد ... انشاءالله که بتوانیم در کنار یکدیگر ، از اهل بیت ( علیهم السلام ) در مقابل شبهه اندازان دفاع نماییم  ))


 موفق باشید 

[SIZE=200] یا علی ع 


 
جدا شده از خدا

جدا شده از رسول

جدا شده از کتاب

[COLOR=Blue]هر که ز حیدر جداست
 
Iron
Iron
پست: 137
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 166 بار
سپاس‌های دریافتی: 279 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط عاشورايي »

عمو ناصر عزيز
تا موقعي كه معنا و مفهوم وحدت و تقريب نزد شما مشخص نشه ، نقل آيات و روايات و وقايع تاريخي هيج سودي نخواهد داشت. جسارتا (حد اقل با ملاكهايي كه ما داريم و تا الان بر سر آن به توافق رسيديم) حرفهاي شما تناقضي آشكار دارد !!!

كليات فرمايشات فوق جنابعالي به جز قسمت آخر كه منكر تقريب و برادري شديد مورد تأييد ماست (بنده خودم قبل از شما عرض كرده بودم البته فرمايشات شما مزين به كلام علماست) ، شما خود مي فرماييد اهل سنت، (به حسب ظاهر) مسلمان هستند و قابل احترام، اما بعد منكر تقريب مي شويد ؟! خب ما (بنده و جناب ديوانه 110) عرض كرده بوديم كه معناي تقريب همين است . اصلا اكَر اين نباشد بس جه معنايي خواهد داشت.

معنا و مفهوم تقريب نزد ما (مويدن تقريب) كاملا مشخص است، جند تابيك هم مفصلا به بيان آن اختصاص داشت (بنده از معاني موجود در ذهنم عرض كردم، جناب ديوانه 110 از كلام بزركَان و علما) اما واقعا معنايي كه نزد شماست هنوز (حد اقل براي ما) نامعلوم است ، آخر بس تعريف تقريب جيست؟ ما اول بدانيم بعد آن را تاييد يا رد كنيم.

جسارتا شما معنا و مفهومي كه حدود و ثغور آن مشخص نيست رو رد مي كنيد و مخالف آن مي شويد و دائم به آن حمله مي كنيد، باور كنيد بنده به جد عرض مي كنم ، من هنوز تعريف شما از تقريب رو متوجه نشدم ، بس لطفا در اولين بستي كه قرار مي دهيد وحدت ، تقريب ، و برادري ميان مسلمانان را تعريف فرماييد. (بيشنهاد مي كنم تعريفي ارائه دهيد كه حداقل مخالف سخنان خود نباشد). تا برسيم به اول قصه .

منتظر تعريف شما از تقريب هستم.
(برخي از دوستان فرموده بودند كه بستهاي بلند باعث ملالت آنها و عدم قرآئت بست خواهد شد، لذا بنده تصميم كَرفتم كه من بعد تا حد الامكان كوتاه و موجز عرايض خود را ارائه دهم كه هم وقت دوستان كَرفته نشود و هم ملال آور نباشد)
Bronze
Bronze
پست: 280
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۳:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 794 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط amoonaser »

  رب الحسين عليه  

  بر  

  عاشورايي عزيز : 
تصویر  

  کار بر عکس شده است ... 
تصویر  

  اصلا تقريب و وحدت و برادري با اهل خلاف را اصل و بيخ و بن قبول ندارم که حال شما از من مي خواهيد که تعريف خود از انها را بيان نمايم !!!!! 

  عرض کردم که بنابر آيات و روايات صريح ، ما هيچگونه تقريب و وحدتي با اهل خلاف نداريم !!!! 

  بايد عرض کنم که تناقض در کلام کساني پيدا مي شود که از طرفي مي گويند که با اهل خلاف اختلاف داريم و از طرف ديگر مي خواهند با انان برادر باشند ( و اين خلاف آيات و روايات است ) .... و در آخر سر هم به آنان مرگ می فرستند ( زیرا اهل خلاف ولایت فقیه را قبول ندارند )  

  شما از کلام حقير بد برداشت کرده ايد که بنده تقريب را قبول دارم !!! 
تصویر  

  به اسلام ظاهري اهل خلاف اذعان مي کنم ولي داعيه برادري با آنها را ندارم !!!! اين نه تنها کلام حقير نيست ، بلکه بزرگان و اساطين شيعه نيز چنين کلامي دارند و اصل اعتقاد شيعه در اين است ..... 

  بر اساس تعاريف غلط و مفاهيم نادرستي که در اذهان القا شده است ، ما اصل برادري با اهل خلاف را ثابت مي دانيم و سپس به دنبال توجيه آن مي گرديم !!! 

  حالي که جريان بر عکس است ..... 

  برادري و وحدت با اهل خلاف مردود است و مدعيان صحت آن بايد ادله متقن اقامه نمايند ..... 

 ***************************************************************************************************************************** 

  آقاي تسخيري که برخي وي را آيت الله (!) مي دانند ، سخني دارد که نشان از عدم دقت وي دارد . 

  در سال 85 در مصاحبه با روزنامه کيهان گفته است: 

 "ما در 90 درصد زندگي و شريعت و عقيده مشترک هستيم. اين 10 درصد هم اجتهادي و قابل قبول و طبيعي است. اين عاقلانه نيست که 90 درصد مشترکاتمان را رها کنيم و بر 10 درصد اختلافات پافشاري کنيم!

 ([HIGHLIGHT=#ffff00]روزنامه کيهان مورخ 3 اسفند 1385  ) 


  از چنين شخصي ، چه انتظاري بايد داشت ؟؟؟ 

  با اهل سنت در جزيي ترين مسائل اختلاف دارد ..... از توحيد و نبوت و معاد گرفته تا عدل و امامت ( که در نزد اهل سنت مردود است ) ..... از وضو گرفتن و نماز خواندن گرفته تا قياس اهل خلاف در احکام و استحسان و غبره !!!!! 

  مکان امامت و ولايت و مسائلي همچون شهادت بي بي مظلومه ( سلام الله عليها ) و تبري از خلفاي غاصب و لعن آنان و ....؛ تنها 10 درصد از کل اختلافات است ؟؟؟؟!!!! 


  بر اساس روايات شيعه ، راه نجات و رستگاري در عدم پيروي از اهل خلاف است ( ما خالف العامه ففيه الرشاد ) ، پس چگونه ما با آنان اشتراکات فراوان داشت طوری که 90 % اعتقادات ما با آنان یکی می باشد !!!!

(( نمی دانم سخن اهل بیت را قبول کنم یا سخن آقای تسخیری را !!! 
تصویر  )


حتی آیت الله خمینی در " الرسائل " ج 2 ص 73 چنین عبارتی دارند :

" [HIGHLIGHT=#00b050]و ان الحق و الرشد فی موافقته و مخالفتهم   " یعنی [HIGHLIGHT=#ffff00]حق و رشد ( رستگاری ) در موافقت با کتاب الله و مخالفت با عامه  [HIGHLIGHT=#ffff00]  .
 


*********************

  مرد آيا نمي داند که شايد اين حرفها براي عوام الناس زيبا باشد ولي براي متخصصين در امر شيعه و سني ، حرفي خنده دار است !!!!!! 


  مجلسی ( علیه الرحمه ) دقیقا مخالف حرف آقای تسخیری کلام می گوید و اذعان دارند : " و من نظر فی [COLOR=#c00000]اختلاف الشیعه و اهل الخلاف فی اکثر الامور التی توفرت الدواعی علی نقلها مع کثره حاجه الناس الیها .....   " )( بحار الانوار ج 31 ص 132 ) 


  اشتراکات را بر اساس اشتراک لفظي يگذاريم ، پس ما با اهل کتاب هم اشتراکات زيادي داريم .... آنها هم خدا را قبول دارند و پيامبري را هم قبول دارند و معادي را هم قبول دارند و .... 

  اهل سنت داراي جسم است ولي خداوند شيعه ، قابل تجسيم نيست ... 

  اهل خلاف بسيار مضحک است و نبوت شيعه داراي معاني والاي اعتقادي .... 

  قص علي هذا !


****************************************************************************************

گفته است که این اختلافات طبیعی و قابل قبول هستند ..... 
تصویر

 ما می گوییم سلّمنا که فقط 10 درصد با اهل خلاف اختلاف داریم. ولی سوال من این است آیا واقعا این اختلافات "طبیعی و قابل قبول" هستند ؟؟!!! 

 مثلا ما اختلاف بر سر ولایت اهل بیت علیهم السلام، امامت دوازده معصوم، شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و ... داریم. آیا اعتقاد و یا عدم اعتقاد به این مسائل علی السویة و قابل قبول می باشد. !!!!؟؟؟ 

  
 ***************************************************************************************************************************** 

 
شما خود مي فرماييد اهل سنت، (به حسب ظاهر) مسلمان هستند و قابل احترام، اما بعد منكر تقريب مي شويد ؟!
 


  اين است که شما براي خود يک امري را ثابت گرفته ايد و حال بر روي آن مانور مي دهيد .... 

  اهل خلاف داراي اسلام ظاهري هستند چه ارتباطي به داعيه وحدت و برادري با انان دارد ؟؟؟؟ 

  چه اساسي چنين ترجيجي داده ايد ؟؟؟ ترجيح بلا مرجح از لحاظ علمي مردود است ..... 

  اين در حالي است که نص آيات و روايات ، اصل مدعيات شما را مردود مي دانند .... 


 ***************************************************************************************************************************** 

  عرض کردم و باز هم عرض مي کنم که اصلا واژه تقريب و وحدت و برادري با اهل خلاف ، مردود هستند و تعريفي ندارند .... 

  اينکه امري اعتباري براي خود تعريف نماييم ..... و اين اعتبارات اگر مخالف قرآن و سنت نبوي و اهل بيت باشند ، قطعا مردود اند ..... 


 ***************************************************************************************************************************** 

 
خب ما (بنده و جناب ديوانه 110) عرض كرده بوديم كه معناي تقريب همين است . اصلا اكَر اين نباشد بس جه معنايي خواهد داشت. 
 
 

  عرض مي کنم که تعريف شما از تقريبي که مد نظر شماست ، بر اساس مدلول کلام شما يعني اسلام ظاهري و .... ؛ مردود اند ! 

  در شرح روايت 73 فرقه ( که گويا خيلي مورد علاقه اهالي وحدت و تقريب نيست ) عرض کرديم که وقتي 1 فرقه از ميان ما بقي فرق ، ناجيه مي باشد و کلامش صحيح است و بهشتي مي باشد پس هرگونه نزديکي و تقريب و وحدت ميان اهل نجات و اهل آتش مردود است !!!!!  (   لا یستوی اصحاب النار و اصحاب الجنه


 ***************************************************************************************************************************** 

  در اينجا مطرح است : 

  عرض کردم که منظور از عدد 73 در اين روايت ، نشان از کثرت است .... 

 [HIGHLIGHT=#ffff00]اگر اسلام ظاهري ( مانند اسلام اهل خلاف ) سبب تقريب و وحدت مي شود ؛ پس چرا با وهابيون وحدت و تقريب نداشته باشيم ؟؟  


 [HIGHLIGHT=#00b050]وهابي ها هم ظاهرا اسلام دارند ..... وهابي ها هم از همين فرقه هاي منشعب شده است اسلام هستند ..... فقه وهابي ها هم حنبلي است ( از 4 فقه اهل خلاف ) ... پس چرا با وهابي ها وحدت نداشته باشيم ؟؟؟ چرا از ميان اين همه فرقه هاي اهل خلاف ، فقط با 4 فرقه وحدت و تقريب داشته باشيم و ما بقي را بيخيال شويم ؟؟؟؟    تصویر  

 ***************************************************************************************************************************** 

  گرامی : 

  نه تنها داعیه برادری با اهل خلاف ندارم ، بلکه از این قبیل مدعیات هم بیزاری می جویم و خود را بری از این حرفها می دانم .... 

  بیان کردم که تقریب و برادری با اهل خلاف ؛ با روایت 73 فرقه ، به راحتی مردود می شود ( و البته روایات در این امر بسیارند .... فعلا همین یکی کفایت می کند ) ... 

  تقاضا دارم که مدعیان وحدت و برادری با اهل خلاف ؛ آیات و روایات خود را که صراحت بر تقریب و وحدت و برادری با اهل خلاف دارد را بیان نمایند  .

 ***************************************************************************************************************************** 

  انتها هم عرض می کنم : 

  هیچیک از دوستان نتوانسته اند که توجیهی مناسب برای سخنان آیت الله خمینی بیان نمایند .... 

 [HIGHLIGHT=#92d050]ایشان به صراحت بیان می کنند که اهل خلاف برادر ما نیستند .... و نه تنها اهل خلاف ، بلکه هیچ مسلمان غیر شیعه ای ، برادر ما نمی باشد  .... 



  باشید  

[SIZE=200]  علی  


 
جدا شده از خدا

جدا شده از رسول

جدا شده از کتاب

[COLOR=Blue]هر که ز حیدر جداست
 
Iron
Iron
پست: 137
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 166 بار
سپاس‌های دریافتی: 279 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط عاشورايي »

برادر من چرا بحث را بي خود كش مي دهيد ، جرا كار عبث مي كنيد ، بنده عرض كردم كه تعريفي براي تقريب ارائه دهيد يعني معنا و مفهومي كه در ذهن شما از تقريب وجود دارد (حال حقيقت باشد يا مجاز ، حق باشد يا باطل ، آن را تأييد مي كنيد يا نفي) را بفرماييد تا درباره صحت و سقم آن به كَفتكَو بنشينيم.يعني وازه تقريب براي شما هيج مفهوم و معنايي ندارد ؟؟؟
اكَر دارد بفرماييد كه ما هم از نظر شما مطلع شويم ، اكَر هم ندارد يعني شما اصلا معنا و مفهوم تقريب را نمي دانيد و كاملا براي شما مجهول است ، بس چرا درباره چيزي كه نمي دانيد و اصلا نزد شما معنايي و مفهومي ندارد سخن مي كَوييد و آن را رد مي كنيد. واقعا در تعجبم ، مكَر شما مي دانيد اون چيه؟ اين كار جاهلان است از شما واقعا عجيب است.
اين مثل اين مي ماند كه مثلا شخصي اصطلاحي را نام ببرد مثلا بكَويد "هايب " بعد من بدون اينكه اصلا بدانم اين يعني چه؟ و منظور كَوينده از اين اصطلاح چيست؟ و اين لفظ چه معنا و مفهومي دارد؟ دائم منكر وجود آن شوم ، بكَويم نه غلط است ، صحت ندارد ، وجود ندارد ، يا مثلا بكَويم اري وجود دارد ، چنين و چنان ، خب مردم به من مي خندند ...

بنده عرض مي كنم كه همين روايتي كه شما مكررا نقل مي كنيد و مي بنداريد كه مورد علاقه اهالي تقريب نيست (و ان امتی ستفرق بعدی ... الحديث) نص (امتي) دارد ، يعني اهل سنت و تمام فرقه هاي منشعب از اسلام ، بخواهيم يا نخواهيم ، حسب كلام خود بيامبر عظيم شأن جزو امت اسلامي هستند ، اما خب در نار و جهنم هستند (البته بيامبر سخن از خلود آنها نياوردند حال عمو ناصر عزيز اين خلود آنها را از كجا اورده اند نمي دانم؟ جون ما در دنيا مستضعف هم فراوان داريم و صرفا معاندين مخلد هستند).
و همينكه اونها رو جزو امت محمد (ص) بدانيم و مسلمان يعني عرض و جان و مال آنها نزد ما محترم است، و اين يعني تقريب. تقريب يعني برقراري صلح و صفا ميان مسلمانان و عدم قتل آنها توسط يكديكَر ، اكَر معنايي غير از اين داريد بفرماييد. و اكَر اصلا نمي دانيد چيست ، جسارتا چكَونه درباره آن نظر مي دهيد. آن را به اهلش واكذاريد. (جسارتا حرفهاي شما باعث شد اينچنين موضع بكَيرم ، قصد توهين نداشتم)
Bronze
Bronze
پست: 280
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶, ۳:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 303 بار
سپاس‌های دریافتی: 794 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط amoonaser »

  رب الحسین علیه  

  بر  

  عاشورایی عزیز :  تصویر

 
برادر من چرا بحث را بي خود كش مي دهيد ، جرا كار عبث مي كنيد
 

  شما تقاضا دارم که کمی آرام باشید و مطالب را دقیقا مطالعه نمایید تا نیازی به تکرار مکررات نباشد ..... 
تصویر  

  بنده عبث نیست ؛ بلکه بنده مطالبی را بیان می کنم که مدعیان تقریب معمولا آنها را بدون پاسخ صحیح می گذارند و لهذا اصل مطالب را بیخیال می شوند ....


هنوز جوابی برای سخنان آیت الله خمینی در نفی برادری با اهل خلاف ، بیان نفرموده اید !!!!!
 
****************************************************************************************

 
بنده عرض كردم كه تعريفي براي تقريب ارائه دهيد يعني معنا و مفهومي كه درذهن شما از تقريب وجود دارد (حال حقيقت باشد يا مجاز ، حق باشد يا باطل ،آن را تأييد مي كنيد يا نفي) را بفرماييد تا درباره صحت و سقم آن بهكَفتكَو بنشينيم.يعني وازه تقريب براي شما هيج مفهوم و معنايي ندارد ؟؟؟
 

  گویا متوچه کلام من نمی شوید ... 

  گرامی : بنده عرض کردم که اصلا تقریبی بین شیعه و اهل خلاف قائل نیستم تا بخواهم برای آن تعریفی قائل شود ... 

  عین عبارت بنده است :  

 
    [HIGHLIGHT=#ffff00]بنده اصلا تقريب و وحدت و برادري با اهل خلاف را اصل و بيخ و بن قبول ندارم که حال شما از من مي خواهيد که تعريف خود از انها را بيان نمايم !!!!! 

بنده عرض کردم که بنابر آيات و روايات صريح ، ما هيچگونه تقريب و وحدتي با اهل خلاف نداريم !!!! 
 


 
  می گویم که قرابتی بین شیعه و اهل خلاف نیست و تمامی حرفهای مدعیان وحدت ، برداشتهای شخصی از مطالب است !!!!

***************************************************************************************

 
 
اكَر هم ندارد يعني شما اصلا معنا و مفهوم تقريب را نمي دانيد و كاملابراي شما مجهول است ، بس چرا درباره چيزي كه نمي دانيد و اصلا نزد شمامعنايي و مفهومي ندارد سخن مي كَوييد و آن را رد مي كنيد. واقعا در تعجبم، مكَر شما مي دانيد اون چيه؟ اين كار جاهلان است از شما واقعا عجيب است.
 


  عرض می کنم : نَر است ! شما می فرمایید : بدوش !!!  تصویر


  بین شیعه و اهل خلاف ، از ساخته های ذهن شما و دیگر همفکران مدعی وحدت است و هیچ منبع روایی و قرآنی آن را تایید نمی کند !!!!! 


 
و ان امتی ستفرق بعدی ... الحديث) نص (امتي) دارد ، يعني اهل سنت و تمامفرقه هاي منشعب از اسلام ، بخواهيم يا نخواهيم ، حسب كلام خود بيامبر عظيمشأن جزو امت اسلامي هستند
 


  در حرفهای بنده دقت نفرمودید ... 

  بنده گفتم که جزء امت اسلامی نیستند .... بنده عرض کردم که آنها در ظاهر اسلام دارند ؛ و معلوم است که احکام معامله با مسلمانان بر آنها ساری و جاری است .... 

  می گویم که صدر و ذیل روایت دلیل بر آن است که در بین این فرقه های منشعب شده از اسلام ، تنها 1 فرقه اهل نجات است و لذا قرابت و نزدیکی میان فرقه اهل نجات با فرقه های گمراه وجود ندارد .... 


 " [HIGHLIGHT=#00b050]لا یستوی اصحاب النار و اصحاب   " .... در روایت آمده است که منظور از " اصحاب الجنه " یعنی کسانی که ولایت امیرالمومنین ( علیه السلام ) را قبول داشته باشند ... و "ا اصحاب النار " یعنی : من سخط الولایه و نقض العهد و قاتله بعدی .... 

****************************************************************************************

 
اما خب در نار و جهنم هستند (البته بيامبر سخن از خلود آنها نياوردند حال عمو ناصر عزيز اين خلود آنها را از كجا اورده اند نمي دانم؟
 


  مطلبی غیر از فحوای روایت بیان نکردم . یعنی آنچه گفته ام برداشتی است که روایت متضمن آن است ... این برداشت بنده ، به تنهایی نبوده است . 

 [HIGHLIGHT=#ffc000]مرحوم مولی صالح   در " شرح اصول کافی " ج 1 ص 57 چنین می گوید : 


 " (والمذاهب المستشنعة) هي اثنان وسبعون لقوله (صلى الله عليه وآله) " ستفترق أمتى على ثلاث وسبعين فرقة الناجية منها واحدة " (التي قد استوفت شرائط الكفر والشرك كلها) [HIGHLIGHT=#ffff00]لأن أصحاب هذه المذاهب مخلدون في النار كما يقتضيه الحديث المذكور وغيره  "

...... شاید ایشان هم مانند حقیر ، بد برداشت کرده اند ؟؟!!!!! 



 [HIGHLIGHT=#ffc000]مرحوم سید بن طاووس   همین برداشت را از روایت دارند و لذا بعد از بیان روایت 73 فرقه ، در کتاب " الطرائف " ص 431 چنین می فرمایند : 

 "  ومن أعظم طرائف المسلمين أنهم شهدوا جميعا ان نبيهم أراد عند وفاته أن يكتب لهم كتابا لا يضلون بعده أبدا ، وان عمر بن الخطاب كان سبب منعه من ذلك وسبب ضلال من ضل من أمته وسبب اختلافهم وسفك الدماء بينهم وتلف الاموال واختلاف     الشريعة [HIGHLIGHT=#ffff00]وهلاك اثنين وسبعين فرقة من أصل فرق الاسلام وسبب خلود من يخلد في النار منهم  ، ومع هذا كله فان أكثرهم أطاع عمر ابن الخطاب الذي قد شهدوا عليه بهذه الاحوال في الخلافة وعظموه ، وكفروا بعد ذلك من يطعن فيه وهم من جملة الطاعنين ، وضللوا من يذمه وهم من جملة الذامين ، وتبرأوا ممن يقبح ذكره وهم من جملة المقبحين .   " 


  این برداشت شخصی نبوده بلکه از فحوای روایت ، چنین مطلبی نمایان است ..... 

 **************************************************************************************************************************** 

 
جون ما در دنيا مستضعف هم فراوان داريم و صرفا معاندين مخلد هستند).
 

  نفی ما عدا نکردم .... بحث مستضعفین کاملا مقبول است و البته تعریف مستضعفین معلوم است !! 

 (( تعریف مستضعف و مستضعفین در روایات آمده است و لذا برای فهم بهتر این مطلب و داخل نکردن اجتهادهای شخصی ، باید به روایات مراجعه نمود )) 

 **************************************************************************************************************************** 


 
و همينكه اونها رو جزو امت محمد (ص) بدانيم و مسلمان يعني عرض و جان و مال آنها نزد ما محترم است
 

  فقه شیعه را تکرار نفرمایید ....  

***************************************************************************************

 
و اين يعني تقريب. تقريب يعني برقراري صلح و صفا ميان مسلمانان و عدم قتل آنها توسط يكديكَر
 

  شما معنای تقریب در فرهنگ تقریبی ها و وحدتی را نمی دانید !!!

و البته تقریب از ریشه " ق ر ب " در معنای مخالف بعد ( به ضم باء ) می باشد و از آن اراده " نزدیک - نزدیکی " می شود

(( ( قرب ) القُرْبُ نقيضُ البُعْدِ قَرُبَ الشيءُ بالضم يَقْرُبُ قُرْباً وقُرْباناً وقِرْباناً أَي دَنا فهو قريبٌ الواحد والاثنان والجميع في ذلك سواء ))

حال نمی دانم معنای " صلح و صفا " از کجای این کلمه برداشت می شود !!!!!


عملکرد تقربیون ( مانند نمونه ای که از عملکرد آقای تسخیری بیان کردم ) دقیقا نشان دهنده نیت و هدف آنان بر این مدعاست .


 
  ضمن ؛ این خصایصی که فرمودید را می توان اجرا نمود بدون اینکه مدعی وحدت و برادری با اهل خلاف بود .... آیا ممکن نیست ؟؟!!!!

 ****************************************************************************************

 
اكَر معنايي غير از اين داريد بفرماييد. و اكَر اصلا نمي دانيد چيست ،جسارتا چكَونه درباره آن نظر مي دهيد. آن را به اهلش واكذاريد.
 


  هم تکرار سوال ...... 

 [HIGHLIGHT=#ffc000]بنده اصلا تقریب را قبول ندارم ..... پس بزرگواری نمایید و شمایی که " اهل " هستید ، بر اساس آیات و روایات برای بنده " نا اهل " اثبات نمایید که تقریب و وحدت و برادری با اهل خلاف از منظر شیعه مورد تایید است !!!!!!  


 
جسارتا حرفهاي شما باعث شد اينچنين موضع بكَيرم ، قصد توهين نداشتم
 

  عزیز من : 

  بحث اهالی وحدت ، معمولا به چنین جملات و حاشیه هایی می کشد .... من به این رویه عادت دارم .... امیدوارم که با آیات و روایات صحیح ، بتوانید برای حقیر ، تقریب و وحدت و برادری با اهل خلاف را اثبات نمایید .... 


   

  علی  
  
جدا شده از خدا

جدا شده از رسول

جدا شده از کتاب

[COLOR=Blue]هر که ز حیدر جداست
 
Iron
Iron
پست: 137
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۴۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 166 بار
سپاس‌های دریافتی: 279 بار

Re: تقريب يا وحدت مسلمانان ، آري يا خير ؟

پست توسط عاشورايي »

با سلام مجدد
عمو ناصر عزيز
واقعا از شما توقع نداشتم ، شما نظر مثبت من درباره خدوتون رو تغيير داديد ، يك مسئله بسيار بسيار بسيار ساده و بيش با افتاده رو داريد منكر مي شويد ، البته موقعي كه با وجداني بحث مي كرديد راحت داشتيم به نتيجه مي رسيديم اما وقتي متوجه شدي كه نتيجه بحث برخلاف عقيده شما خواهد بود ، همه جيز را منكر شديد. شما فكر مي كنيد با اطاله كلام و بازي با الفاظ و رنكَـ و لعاب دادن به آنها مي توانيد حقيقت را بنهان كنيد؟!
برادر من ، در برابر حقيقت سر تعظيم فرود آور ، تا وجدان بيدار شما نابود نشود.

آخر عزيز من براي جند بار ازتون درخواست كنم ، تعريفي براي تقريب ارائه دهيد ، و شما مدام طرفه مي رويد ، واقعا مصداق يتشبث بكل حشيش شديد ، مكَر من كَفتم آن را قبول كنيد يا قبول نكنيد ، من كَفتم تعريفي براي آن ارائه دهيد.

مثالي مي زنم : اهل سنت معتقد به "عدالت صحابه " هستند ، بنده عرض مي كنم منظور شما از عدالت صحابه جيست ؟ اونها مي كَويند مثلا : هر شخصي كه بيامبر را در حالي كه مسلماني درك كرده باشد صحابه است و اين افراد مرتكب كَناهان كبيره نمي شوند و بر صغيره ها اصرار نمي ورزند ، و همه آنها بهشتي هستند . خب بنده هم با يقين تمام مي كَويم : خير قبول ندارم. شايد شخص ديكَري بكَويد ، صحابه به كسي مي كَويند كه با بيامبر بوده و تا آخر عمر از او اطاعت كرد و به اوامر و نواهي آن را عمل مي كرد ، خب بنده مي كَويم ، آري عدالت صحابه مورد بذيرش است.
كاري كه شما الان داريد مي كنيد ، اين است كه هنوز صحابه و عدالت را تعريف نكرديد و مدام آن را اثبات يا نفي مي كنيد. واقعا منظور شما از تقريب هنوز مشخص نيست. اما به آن حمله مي كنيد و توقع داريد مفهومي كه براي خودتون هم مشخص نيست را ما قبول كنيم !!!!!!!!!!

اما واقعا عرض مي كنم ، بنده در اين تايبك قصد جستجو و تبيين حقايق داشتم ، و خوشحال شدم كه شما هم وارد بحث شديد ، جون فكر مي كردم بحث علمي مي كنيد ، اما شما اولويات يك بحث عملي را هم رعايت نكرديد ، لذا اكَر مي خواهيد اينجنين بحث را ادامه دهيد بنده از بحث با شما منصرف مي شوم، جون به صراحت عرض مي كنم ، شما رو صاحب اين اهليت نمي بينم ، برايم هم فرقي نمي كند كه دوستان جه فكري درباره من مي كنند ، شايد برخي بكَويند عاشورايي كم اورده ، ولي واقعا بنده به دنبال اين حرفها نيستم و برايم مهم نيست.

كسي كه از اول اين بحث را دنبال كرده باشد راحت مي تواند تشخيص بدهد كه حق با كيست. مسوليت حرفهايي رو هم كه زديد و متأسفانه همواره به دين و اهل بيت نسبت مي داديد با خودتان (بنده هميشه سعي كردم ، نظر شخصي ارائه دهم اما متأسفانه شما هميشه عقيده خود را به دين و مذهب منتسب مي كنيد ، اين قدر هم مطمئن نباشيد كه عقايدتان صحيح باشد)

اما مهمترين نتيجه اي كه بنده از اين مباحثه كَرفتم اين است كه اعتقادم به تقريب و وحدت بيشتر شد ، جون در مخالفان آن جيزي جز وهم و خيال و باطل نديدم.
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
قفل شده

بازگشت به “دیگر گفتگو ها”