بنا ساختن ، بر مزار پيغمبران ...( چرا ؟ )...

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

بنا ساختن ، بر مزار پيغمبران ...( چرا ؟ )...

پست توسط MAHDIYAR »

[align=center]بسم الله الرحمن الرحیم  


برخى از مسلمانان در تحريم ساختن بناء بر آرامگاه ، رواياتى را دستاويز خود قرار مى دهند كه انشاء الله به بررسی دو نمونه از مهمترين آنها می پردازیم:

از اميرالمومنين على (ع ) روايت مى كنند كه آن حضرت فرمود:

 پيامبر خدا در تشييع جنازه اى ، رو به اصحاب خود كرد و فرمود:

چه كسى حاضر است كه به مدينه رود و تمام بتها را بشكند

و همه گورها را با زمين هموار سازد و كليه عكسها و صورتهاى كشيده شده را از بين ببرد؟

يكى از اصحاب پاسخ داد: من اى رسول خدا، آن مرد به مدينه رفت ولى از ترس ‍ مردم كارى انجام نداد و ديرى نپاييد كه بازگشت .

پس ، على رو به پيامبر خدا كرد و گفت : من مى روم اى رسول خدا. و پيامبر فرمود: اى على تو برو.

على در اجراى دستور پيغمبر رفت و پس از مدتى بازگشت و گفت : اى رسول خدا، من رفتم و تمامى بتها را شكستم ،

و همه گورها را با زمين هموار نمودم ، و هر چه تصوير بود از ميان برداشتم . (1)
 


اين حديث به صورتهاى مختلف در كتابهاى حديث آمده كه ما كاملترين آنها را نقل كرديم .

ايرادهاى حديث ياد شده

اولا بايد بگوييم كه پيامبر اسلام - بر اساس رواياتى كه نقل شده و سپس به آنها خواهيم پرداخت - مزار مادرش را زيارت كرده و بر سر قبر او گريسته و همراهان خود

را نيز به گريه انداخته بود؛ در صورتى كه حضرتش شش ساله بود كه مادرش را در مدينه از دست داد، و پس از گذشت بيش از چهل سال و به هنگام مهاجرتش از مكه

به مدينه به زيارت قبر مادرش توفيق يافته بود و پس از اين مدت نشانه قبر مادرش همچنان آشكار بود؛ وگرنه نمى توانست آن را شناسايى كند.

اكنون اين سوال مطرح است كه اگر حكم اسلام هموار ساختن قبور با زمين است ، پس چرا پيغمبر اسلام دستور نداد تا مزار مادرش را با زمين هموار كنند و نشانه

آن را بردارند.

(ادامه دارد . . . )


--------------------------------------------------

1- مسند احمد، ج 1، ص 87، 89، 96، 110، 128، 139، 145، 150؛ مسند طيالسی و ح 96 و 155
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

ثانيا بعد از اينكه گروهى از مردم مدينه اسلام آوردند، رسول خدا(ص ) معصب بن عمير را براى تعليم احكامى كه تابه آن روز به حضرتش

ابلاغ شد بود، به همراه ايشان به مدينه فرستاد.

و آنگاه كه مردم مدينه براى انجام حج بيرون شدند، مسلمانان آنها، در محل عقبه گرد آمدند و پنهانى با رسول خدا(ص ) بيعت نمودند.

و اين در حالى بود كه هنوز اسلام در مدينه كاملا انتشار نيافته بود، تا اينكه پيامبر خدا(ص ) به مدينه هجرت كرد و پس از سه روز يا بيشتر، على (ع ) هم به او پيوست

كه داستان ورود او به مدينه نيز مشهور است .

رسول خدا(ص ) پس از اينكه در مدينه با قبايل يهود (بنى قريطه و بنى النضير و بنى قينقاع ) پيمان دو جانبه منعقد ساخت ، دايره نفوذ و حكومتش ‍ را آرام آرام در

مدينه گسترش داد و بتدريج اهالى مدينه به اسلام گرويدند.

با اين حساب ، چه وقت پيامبر اسلام (ص ) توانسته بود مانند فرمانروايى مطلق و نافذ الكلمه در هنگام تشييع جنازه اى به اميرالمومنين (ع ) فرمان دهد تا به مدينه

رود و همه بتها را بشكند و تمامى گورها را با زمين هموار كند و تمامى صورتها را از ميان ببرد؟


مضافا اينكه در متن خبر خوانديم كه فرستاده نخستين ، به هنگامى كه پيغمبر و اصحابش در تشييع جنازه اى بودند، به مدينه رفت و ترسان ، كارى انجام نداد و

بازگشت و آنگاه رسول خدا(ص ) على (ع ) را فرستاد و او همه آن كارها را بخوبى انجام داد و بازگشت ، و هنوز پيغمبر و يارانش در تشييع همان جنازه بودند،

چنين چيزى چگونه ممكن است ؟

ثالثا در ادامه حديث آمده است كه اميرالمومنين (ع ) به ابوالهياج اسدى فرمود:

من تو را به انجام كارى مامور مى كنم كه پيغمبر خدا(ص ) مرا به آن فرمان داده است كه همه گورها را با خاك يكسان كنم و تمامى بتها را از ميان بردارم . (2)

و پيداست كه چنين ماموريتى را كه امام به ابوالهياج داد، بايد در دوره خلافت و زمامداريش صورت گرفته باشد، نه در زمان انزوا و خانه نشينى .

اما در زمان خلافت آن حضرت ، و پس از آن همه فتوحات در ايام خلافت خلفاى سه گانه پيش از وى ، امام ، ابوالهياج را به كدام شهر از شهرهاى اسلامى فرستاد تا

بتها را بشكند و قبور را با زمين هموار سازد؟ مگر تا آن وقت بتى هم در شهرى باقى مانده بود؟ تا چه رسد به مدينه .

اگر بر فرض ، اين موارد را هم در نظر نگيريم و بپذيريم كه اين دو خبر صحيح است ، اين اخبار مبين فرمان پيغمبر و امام در از بين بردن

آثار گور بت پرستان در سرزمين شركت است
و چه ارتباطى به وجوب خراب كردن قبور مسلمانان ، آن هم در سرزمين اسلامى دارد؟



ادامه دارد . . .


-------------------------------------------------

2- مسند احمد بن حنبل ، ج 1، ص 89، 96
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

حديث ديگرى كه دستاويز برخى از مسلمانان در تحريم ساختن بناء بر آرامگاه است ،

منقول از رسول خدا(ص ) و به قرار ذيل است :

 اللّهم لا تجعل قبرى وثناً ، لعن الله قوماً اتّخذوا قبورَ أنبيائهم مساجد. (3) 

[align=center]يعنى بار خدايا گور مرا بت قرار مده ، خدا لعنت كند مردمى كه گورهاى پيامبرانشان را مسجد قرار دادند. 

همچنين آن حضرت در روايتى ديگر، كسانى كه گورهاى پيامبرانشان را مسجد قرار داده اند، معرفى كرده و فرموده است :

 قاتَل الله اليهود ، اتّخذوا قبور انبيائهم مساجد. (4) 

 يعنى خدا بكشد يهود را كه گورهاى پيامبرانشان را مسجد قرار دادند. 


ايراد بر حديث ياد شده

پس از اينكه بنى اسرائيل از مصر بيرون آمدند و از دريا گذشتند و تيه را پشت سر نهادند و به فلسطين رسيدند، محل عبادت ايشان بيت المقدس ‍ در نظر گرفته شد

و غير از آن جايى براى عبادت نداشتند.

و در زمان سليمان پيغمبر - كه پادشاهى بنى اسرائيل را هم به عهده داشت - كاخى براى آن حضرت ساخته شد كه به آن هيكل سليمان مى گفتند.

با اين حال قبور انبياى ايشان كجا قرار داشت كه بر آنها نماز بگزارند؟

در حالى كه بيت المقدس و شهر آن همواره مورد بازديد مردم و عرب پيش از عصر پيامبر اسلام (ص ) بوده است .

اما قبور ديگر انبياى ايشان ، مانند قبر ابراهيم خليل و موسى بن عمران ، را ما نديده و نخوانده و نشنيده ايم كه قوم يهود آنها را بت قرار داده باشند.

و به فرض اينكه گورى را بت قرار داده باشند، اين مورد هيچ ربطى به احترام و زيارت قبر ندارد. اين كجا و آن كجا؟

در تمام آنچه پيش از اين آورديم و آنچه بعد از اين مى آوريم ، درباره احاديث رسول خدا(ص ) هيچ ترديدى وجود ندارد و در اين مورد به خدا پناه مى بريم ؛

بلكه سخن درباره راويان احاديث است كه خداوند آنها را از لغزش و اشتباه و فراموشى در امان نداشته است
.
آنچه تا كنون آورديم ، نمونه اى بود از دلايل كسانى كه ساختن بناء را بر قبور خلاف شريعت اسلامى مى دانند. اينك ادله موافقان آن .


ادامه دارد . . .

--------------------------------------------------------

3- مسند احمد، ج 2، ص 246.

4- مسند احمد، ج 2، ص 285
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

آرامگاه ، جايى براى عبادت

موافقان قرار دادن آرامگاههاى پيامبران براى عبادت ، دليل مى آورند كه طواف كنندگان به گرد خانه خدا، به گرد حجر اسماعيل نيز مى گردند و به ديوار آن تبرك مى

جويند و به اتفاق همه علماى اسلامى قبر اسماعيل و مادرش هاجر علیهما السلام در آنجا واقع است .


در سيره ابن هشام و تاريخ طبرى و ابن اثير و ابن كثير آمده است :

[align=center]اسماعيل در كنار ماردش هاجر و در حجر دفن شده است (سخن ابن هشام ).  

و ابن اثير مى نويسد:

[align=center]اسماعيل وصيت كرد كه او را در حجر و در كنار ماردش به خاك بسپارند. (5) 

همچنين ابن سعد در طبقات آورده است :

[align=center]چون اسماعيل به بيست سالگى رسيد، مادرش هاجر در نود سالگى درگذشت و اسماعيل بدن مادرش را در حجر به خاك سپرد.

اسماعيل نيز كه بعد از پدر جهان را بدرود گفت ، در كنار كعبه و در جنب مادرش دفن گرديد.  

و در روايت ديگر آمده است : گور اسماعيل زير ناودان ، ما بين كعبه و ركن ، قرار دارد. (6)

و نيز چكيده سخن كلامى در كتاب الاكتفاء اين است : هاجر و اسماعيل و دخترش نابت در حجر دفن شده اند. (7)

همچنين ابن جبير در سفرنامه اش از قبر اسماعيل و مادرش هاجر چنين ياد كرده است :

[align=center]قبر اسماعيل زير ناودان و در محوطه حجر، و نزديكيهاى ديوار كعبه قرار دارد،

و علامت آن سنگ مرمر كوچكى سبز رنگى است به شكل محراب كه سنگ مرمر سبز رنگ دايره شكلى به آن متصل است

و هر دو بسيار زيبا و جالبند، و در ميان آنها لكه هاى زرد رنگى چون معرق به چشم مى خورد كه خيلى شبيه به ذرات طلايى است كه در ته بوته ذوب چسبيده باشد.

و در كنار قبر اسماعيل و نزديك به ركن عراقى ، قبر مادرش هاجر - رضى الله عنها - واقع است كه علامتش سنگ مرمر سبز رنگى است

به پهناى يك وجب و نيم كه حاجيان با اداى نماز در اين دو جا، به آن تبرك مى جويند و حق هم دارند.

زيرا محل دفن اين دو بزرگوار، جزء بيت عتيق و كعبه مشرفه است كه بدنهاى مقدس ايشان را در برگرفته ،

و خداوند هميشه آنها را نورانى گردانيده و هر كس را هم كه بر مزار ايشان نماز گزارد خير و بركت ارزانى خواهد فرمود.

اين دو قبر مقدس به اندازه هفت وجب و نيم از يكديگر فاصله دارند. (8) 



-----------------------------------------------

5- در مورد اسماعيل و فرزندانش ر.ك : سيره ابن هشام ، ج 1، ص 6، تاريخ طبرى ، چاپ اروپا، ج 1، ص 352؛ تاريخ ابن اثير، چاپ اروپا ج 1، ص 89؛ تاريخ ابن كثير، ج 1، ص 193؛ معجم البلدان ، واژه حجر.

6- ما روايتهاى سه گانه ابن سعد را به طور فشرده از طبقات ، ج 1، ص 25، آورده ايم .

7- الاكتفاء فى مغازى المصطفى و الثلاثه الخلفاء، تصحيح هنرى ماسه ، چاپ جول كريونل ، الجزاير، 1931، ص 119. كلاعى ، ابو الربيع سليمان بن موسى بن سالم الحميرى در سال 565 قمرى به دنيا آمد و در سال 634 درگذشت .

8- ابن جبير، محمد بن احمد بن جبير الكنانى اندلسى ، در شب شنبه دهم ربيع الاول سال 540 يا 539 به دنيا آمده و در اسكندريه در شب چهار شنبه 27 يا 29 شعبان سال 616 از دنيا رفته است . ابن جبير، اديب وارسته و كامل و شاعرى خوش قريحه و توانا، و جوانمردى خوش برخورد، و از دانشمدان فقه و حديث اندلس بوده است . سفرنامه ابن جبير كتابى است كه در آن از مسافرتش به حج كه مدت دو سال و سه ماه و نيم به طول انجاميده شرحى وافى داده است . اين مسافرت از روز دوشنبه 19 شوال 578 آغاز، و تا روز پنجشنبه 22 محرم سال 581 ادامه داشته است . ابن جبير در اين مسافرت از كشورهاى مصر و سرزمينهاى عرب و عراق و شام و صقليه و غيره ديدن كرده و از شهرهايى كه ديده ، ياد نموده ، و اماكنى را كه در آنجاها فرود آمد، شرح داده است .
آنچه از سفرنامه او در اينجا آورديم ، چاپ سال 1374 مصر است كه با تحقيق دكتر حسين نصار(ص 63) منتشر شده است . شرح حال ابن جبير در مقدمه كتابش آمده است
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
Commander
Commander
پست: 509
تاریخ عضویت: جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 747 بار
سپاس‌های دریافتی: 635 بار

پست توسط MAHDIYAR »

اينها مطالبى بود كه در كتابهاى دانشمندان پيرو مذهب خلفا آمده ،

اما آنچه در اين باره علماى پيرو مذهب اهل بيت نقل كرده اند، در كتابهاى ذيل آمده است :

كافى ، تاليف كلينى (م 329 ق )،

من لا يحضره الفقيه و علل الشرايع ، تاليف شيخ صدوق (م 381 ق )

وافى ، تاليف فيض (م 1089 ق )

و بحار الانوار، تاليف علامه مجلسى (م 1111 ق )


كلينى در كافى آورده است :

قبر اسماعيل و هاجر در حجر قرار دارد... (9)

و نيز آورده است : گور بسيارى از پيامبران خدا در حجر است ... (10)

همچنين : در حجر، و در كنار ركن سوم ، دختران اسماعيل به خاك سپرده شده اند. (11)


و نيز (ابوبكر احمد بن فقيه همدانی) از رسول خدا(ص ) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود:

 هر پيغمبرى كه از جور امتش مى گريخت ، به كعبه پناه مى برد و تا هنگام مرگ در آنجا به عبادت خدا مى پرداخت .

قبر هود و شعيب و صالح بين زمزم و مقام واقع است و در درون كعبه سيصد تن از پيامبران ،

و بين ركن يمانى و حجرالاسواد هفتاد تن از پيامبران خدا به خاك سپرده شده اند. (12)
 

همچنين موافقان ساختن بناء بر قبور انبيا به اين دليل متوسل مى شوند كه :

قبر رسول خدا(ص ) و ابوبكر و عمر در بنايى سرپوشيده قرار دارد.

و نيز دليل مى آورند كه خداى تعالى فرموده است :

 واتخذوا من مقام ابراهيم مصلى . (بقره / 125).  

و در داستان اصحاب كهف مى فرمايد:

 قال الذين غلبوا على امرهم لنتخذن عليهم مسجدا. يعنى كسانى كه بر حال ايشان آگاهى يافتند گفتند كه بر آنان مسجدى بنا مى كنيم . (كهف / 21) 

وهابيها، مسلمانانى كه قبور انبياء و ائمه و صحابه را زيارت مى كنند، گورپرست و مرده پرست مى نامند،

با توجه به آنچه پيش از اين گفتيم ، بهتر است بگوييم آنها خاتم پيامبران و اصحاب آن حضرت و ديگر پيامبران پيش از او را كه به گرد حج اسماعيل طواف مى كردند

مرده پرست مى نامند. زيرا كه در حجر اسماعيل ، هم گور هاجر قرار دارد و هم گور اسماعيل و فرزندانش و هم آرامگاه بسيارى از پيامبران پيش از وى .

اختلاف احاديث در ساختن بناء بر آرامگاه ، اين چنين به وجود آمده و يا به عبارت بهتر، اختلاف در فهم احاديث منشا بروز چنين اختلافاتى شده است .


پایان
 منبع : معالم المدرستین 


------------------------------------------------

9- فروغ كافى كتاب حج ، باب حج ابراهيم و اسماعيل (ع ) و بنائهما البيت ...، ج 4، ص 210، ح 14، چاپ دارالكتب الاسلاميه ، تهران ، 1391 ق ، من لا يحضره الفقيه ، كتاب الحج ، باب علل الحج ، ج 2، ص 125 - 126، ح 13، چاپ دارالكتب الاسلاميه ، 1390، و باب نكت فى حج الانبياء و المرسلين ، ج 2، ص 149، ح 8؛ وافى ، كتاب الحجر، باب حج ابراهيم و اسماعيل (ع )، ج 8، ص 28؛ بحارالانوار، كتاب النبوه ، باب احوال اولاد ابراهيم (ع ) وازواجه و بناء البيت ، ج 5، ص 143، ح 41 و ج 5، ص 144، ح 54.

10- فروع كافى ، كتاب الحج ، باب حج ابراهيم ، ج 4، ص 210، ح 15؛ بحارالانوار، به نقل از صدوق ، كتاب النبوه باب احوال اولاد ابراهيم ، ج 5، ص 142، ح 40 و باب اخبار اولاد ابراهيم ، ج 5، ص 144، ح 5؛ وافى ، كتاب الحج ، بابا حج ابراهيم ج 8، ص 28.

11- فروع كافى ، كتاب الحج ، باب حج ابراهيم ، ج 4، ص 210، ح 16؛ وافى ، كتاب الحج ، باب حج ابراهيم ، ج 8، ص 28، بحارالانوار، ج 5، ص 144، ح 56.

12- مختصر كتاب البلدان ، ابوبكر احمد بن الفقيه الهمدانى ، چاپ بريل ليدن ، 1302 ق ، ص 17.
فَمَنْ اتبَعَ هُدايَ فَلايَضِلُ وَ لا يَشقَي( طه/123)
ارسال پست

بازگشت به “پیغمبر شناسی”