فتاوای عجیب اهل سنت

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

در این تاپیک برآنیم که برخی از فتاوای عجیب و غریب اهل سنت را بیان کنیم ( از مدارک اهل سنت ).

نکته : هدف ما تنها بیان نکات تاریک فقه اهل سنت است . فقهی که از اهل بیت علیهم السلام جدا شده و به نا کجا رفته است .

در ضمن ، اصلا نمی گوییم که تمامی اهل سنت ، حتما این فتاوا را انجام می دهند بلکه فقط می خواهیم ذهن اهل سنت را در مورد این فتاوا روشن کنیم.

---
فتاوای عجیب از فقه حنفی :

ابوحنیفه فتوا داده است که اگر کسی زنی را برای امری به کار بگیرد ( استیجار کند ) و یا برای انجام عمل زنا ، وی را به کار بگیرد ، بر وی حدی نیست .


* ابن قدامه حنبلی در " المغنی " ج 10 ص 194 می گوید :

"( فصل ) وإذا استأجر امرأة لعمل شئ فزنى بها أو استأجرها ليزني بها ...... وقال أبو حنيفة لا حد عليهما في هذه المواضع لأن ملكه لمنفعتها شبهة دارئة للحد ولا يحد بوطئ امرأة هو مالك لها "


* ابن نجیم مصری ( فقیه حنفی ) در " البحر الرائق " ج 5 ص 30 می گوید :

"قوله : ( وبالزنا بمستأجرة ) أي لا يجب الحد بوطئ من استأجرها ليزني بها عند أبي حنيفة "


* ابن حزم آندلسی در " المُحَلّی " ج 11 ص 250 می گوید :

"قال أبو محمد رحمه الله : قد ذهب إلى هذا أبو حنيفة ولم ير الزنا إلا ما كان مطارفة وأما ما كان فيه عطاء أو استئجار فليس زنا ولا حد فيه ، وقال أبو يوسف . ومحمد . وأبو ثور "



* خطیب بغدادی در " تاریخ بغداد " ج 13 ص 410 از قول ابی بکر بن عیاش به نوه ابوحنیفه می گوید :

"كم من فرج حرام أباحه جدك ؟ "

یعنی : چه ناموسهای حرامی که بوسیله فتوای جد تو مباح شد .


* خطیب بغدادی در " تاریخ بغداد " ج 13 ص 410 و ابن حبان در " کتاب المجروحین " ج 3 ص 72 و ابن الدمیاطی در " ذیل تاریخ بغداد " ج 2 ص 84 از قول "هدبه بن عبدالوهاب " می گویند :

"فكم من فرج محصنة عفيف *** أحل حرامها بأبي حنيفة ؟ "

یعنی : چه ناموسهای عفیفه ای که حرمت تجاوز به آنان ، به فتوای ابوحنیفه حلال شد .
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

فتاوای عجیب از فقه حنفی (2)

 [COLOR=black]*حلال بودن نبیذ در مذهب حنفی :  

 [COLOR=black]علمای عامه در کتب حدیثی خود از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل کرده اند که عصاره خرما همان خمر ( شراب ) است .   

 [COLOR=black]" [COLOR=blue]إن من العنب خمرا ، [COLOR=red]وإن من التمر خمرا ، وإن من العسل خمرا ، وإن من البر خمرا ، وإن من الشعير   "   

 [COLOR=purple]منابع :  

 [COLOR=green]سنن ترمذی ج 4 ص 297 ح 1872  
 [COLOR=green]سنن ابی داود ج 3 ص 326 ح 3676  
 [COLOR=green]سنن ابن ماجه ج 2 ص 1121 ح 3379  
 [COLOR=green]سنن دارقطنی ج 4 ص 253 ح 36 – 37 – 38  
 [COLOR=green]فتح الباری ج 10 ص 46  

 [COLOR=#000000]همگان نیز می دانند که شرب خمر ( و آنچه مسکر است ) بر اساس شرع اسلام ، حرام است .  

  " ان کل مسکر حرام " ( هر چیزی مست کننده ای حرام است )  

 [COLOR=green]حاشیه رد المختار - ابن عابدین حنفی - ج 3 ص 715  


 [COLOR=black]ولی بر خلاف سنت رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم ) ، جناب ابی حنیفه ( رئیس مذهب حنفیه ) گفته اند که نبیذ ( عصاره خرما ) حلال است .  

 [COLOR=purple]منابع :  

 [COLOR=green]شرح معانی الآثار ج 4 ص 222  
 [COLOR=green]تبیین الحقایق ج 6 ص 45  
 [COLOR=green]شرح فتح القدیر ج 8 ص 161  
 [COLOR=green]اللباب ج 2 ص 107  
 [COLOR=green]حلیه العلماء ج 8 ص 95  
 [COLOR=green]الوجیز ج 2 ص 181  

 [COLOR=black]المحلی ج 7 ص 492 ( ابن حزم می گوید : و لا خلاف عن [COLOR=red]ابی حنیفه فی ان نقیع الدوشات عنده حلال و ان اسکر ، و کذلک نقیع الرب و ان اسکر ، و الدوشات من التمر ، و الرب من العنب .)   

 [COLOR=black]ابن حزم در المحلی ج 11 ص 373 می گوید : " قال أبو محمد : [COLOR=red]أباح أبو حنيفة شرب نقيع الزبيب إذا طبخ . وشرب نقيع التمر إذا طبخ . وشرب عصير العنب إذا طبخ حتى يذهب ثلثاه وإن أسكر كل ذلك فهو عنده حلال ... "   

 [COLOR=black]ابن عبدالبر در " الاستذکار " ج8 ص 19 ( باب ما یکره ان ینبذ جمیعا ) می گوید :  
 [COLOR=black]"قال أبو عمر[COLOR=red] رد أبو حنيفة هذه الآثار برأيه وقال لا بأس بشرب الخليطين من الأشربة البسر والتمر والزبيب والتمر وكل ما لو طبخ على الانفراد حل كذلك إذا طبخ مع غيره وهو قول أبي يوسف الآخر "   
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

فقه مالکی [HR]<!-- / icon and title --><!-- message -->
این بار به بیان برخی مطالب از فقه مالکی می پردازیم .

"فتاوای عجیب از فقه مالکی "

جناب مالک بن انس نیز از جرگه مفتیان باسواد (!) اهل سنت هستند که لقب " امام " را دریافت کرده اند (!).

ایشان فتاوای جالبی دارند که بیان می کنم :

"[FONT=times new roman][COLOR=black]پاک بودن و حلال بودن گوشت سگ در مذهب مالکی :  

[FONT=times new roman][COLOR=black]خداوند متعال در سه آيه از قرآن ( 173 بقره، و 3 مائده، و 115 ـ نحل) مردار و خون و گوشت خوك را از خوردنيهاى حرام اعلام فر موده است.  

[FONT=times new roman][COLOR=black]در سخن رسول خد(ص) خوك در كنار سگ نجس معرّفي شده و ظرفى كه دهان سگ و خوك به آن رسيده باشد بايد هفت مرتبه شسته و خاك مالى شود([COLOR=red]كتاب الأمّ - إمام شافعى ج1 ص 19  


[FONT=times new roman][COLOR=purple]ولی با این وجود ، جناب مالک بن انس ( رئیس فرقه مالکی ) فرموده اند که آب دهان سگ پاک است و ظرف دهان خورده سگ پاک است و آب نیخ خورده آنان هم پاک است و می توان با آن وضو گرفت !!!!!  

[FONT=times new roman][COLOR=black]منابع :  

[FONT=times new roman][COLOR=green]المبسوط ج 1 ص 48  

[FONT=times new roman][COLOR=green]المحلی ج 1 ص 113  

[FONT=times new roman][COLOR=green]المجموع ج 2 ص 580  

[FONT=times new roman][COLOR=green]فتح المعین ص 13  

[FONT=times new roman][COLOR=green]شرح الخرشی ج 1 ص 118  

[FONT=times new roman][COLOR=green]عمده القاری ج 3 ص 39  

[FONT=times new roman][COLOR=green]بدایع الصنایع ج 1ص 64  

[FONT=times new roman][COLOR=green]نیل الاوطار ج 1 ص 43  


[FONT=times new roman][COLOR=black]در کتاب " المدونه الکبری " ( کتاب جناب مالک ) ج 1 ص 5 آمده است :  

[FONT=times new roman][COLOR=black]" وقال مالك في الاناء يكون فيه الماء يلغ فيه الكلب قال قال مالك ان توضأ به وصلى أجزأه "  
[FONT=times new roman][COLOR=black]"وقال مالك ان ولغ الكلب في إناء فيه لبن فلا بأس بأن يؤكل ذلك اللبن "   "

یعنی : مالک گفته است که در ظرف آبی که دهان سگ به آن خورده است ، با آن آب می توان وضو گرفت و نماز خواند !!!!

مالک گفته است که اگر دهان سگ به ظرف شیر بخورد ، می توان آن شیر را نوشید .


یک شیرین کاری دیگر :

"  [COLOR=black]در" المدونه الکبری " ص 6 هم آمده است که جناب مالک اجازه داده اند که [COLOR=red]در صورت کم بودن آب برای وضو ، از نجاست سگ می توان وضو گرفت :   

[FONT=times new roman][COLOR=black]" ( قال ) على وابن وهب عن مالك ولا يعجبني الوضوء بفضل الكلب إذا كان الماء قليلا "   "


باز هم فتوایی نوین :

"[FONT=times new roman][COLOR=black]ابن قدامه در " المغنی " ج 1 ص 41 ( باب احکام الماء تقع فیه الحشرات و سور الحیوان ) بیان می دارد که [COLOR=red]جناب مالک فرموده اند که نیم خورده سگ و خوک پاک است و می توان با آن وضو گرفت و اگر پوزه آنان به ظرفی خورد ، خوردن آن غذا اشکالی ندارد  

[FONT=times new roman][COLOR=black]" وقال مالك والأوزاعي وداود : سؤرهما طاهر يتوضأ به ويشرب وإن ولغا في طعام لم يحرم أكله "   "

فتوای مشترک دو امام اهل سنت :

"[FONT=times new roman][COLOR=red]جناب مالک ( رئیس مذهب مالکیه ) و جناب محمد بن ادریس شافعی ( رئیس مذهب شافعیه ) فتوا به حلال بودن ازدواج با محارم داده اند .  

[FONT=times new roman][COLOR=black]ابن قدامه در " المغنی " ج 7 ص 485 ( فصل و یحرم علی الرجل نکاح بنته من الزنا ... ) می گوید :  
[FONT=times new roman][COLOR=black]"( فصل ) [COLOR=purple]ويحرم على الرجل نكاح بنته من الزنا وأخته وبنت ابنه وبنت بنته وبنت أخيه وأخته من الزنا وهو قول عامة الفقهاء ، وقال مالك والشافعي في المشهور من مذهبه يجوز ذلك كله لأنها أجنبية منه ولا تنسب إليه شرعا ولا يجري التوارث بينهما ولا تعتق عليه إذا ملكها ولا تلزمه نفقتها فلم تحرم عليه كسائر الأجانب "    "


جواز لواط با غلام جوان :[img]file:///C:/Documents%20and%20Settings/Ansar/My%20Documents/فتاوای%20عجیب%20اهل%20سنت%20-%20تالار%20گفتمان%20عقاید%20اسلامي_files/167.gif[/img]

جناب مالک ، در منظومه شعر خود بیان کرده اند :

 "و جائــــز نیک الغــلام الامرد ***** و جوزوا للرجل المجرد

هذا اذا کان وحیدا فی السفر ***** و لمیحد انثی تفی الا الذکر "

یعنی :

و جایز است وطی پسر بچه ای که مو در صورتش نروئیده است و این وطی برای مرد مجرد مباح و حلال شمرده اند .


این در صورتی است که مرد در سفر خود تنها باشد و زنی را برای قضای حاجت نیابد و فقط مرد را برای ایفاء این امر پیدا کند .  
توجه : در زبان عربی ، کلمه " نَیک " صریح ترین عبارت در مورد رابطه جنسی می باشد .


در کتاب " مطالع الانوار " در مورد فتوای مالک ، چنین آمده است :

"أنه جوز نيك الغلام ، فلو امتنع كان له رده لأنه عيب "

یعنی : مالک بن انس ، لواط با غلام را جایز می دانست و در صورت مخالفت غلام ( بدبخت ! ) از این عمل ، این عیب محسوب می شود و خیار فسخ لازم می آید و باید غلام را به صاحب اولش برگرداند .

یکی از اشکالاتی که امام الحرمین جوینی بر فتاوای مالک گرفته است ، نیز همین جواز بر لواط با غلام است . این اشکالات در کتاب " مغیث الخلق " ص 77 - 78 موجود است .








 
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

 [COLOR=darkslategray]ابن قدامه در " المغنی " ج 11 ص 33 ( کتاب الصید و الذبائح – التسمیه علی الذبیحه معتبره ... ) می گوید :   

 [COLOR=darkslategray]احمد بن حنبل و شافعی گفته اند که بردن نام خداوند در هنگام ذبح مستحب است و اگر عمدا و یا سهوا ترک شود ، موردی ندارد .   

 [COLOR=darkslategray](وعن أحمد انها مستحبة غير واجبة في عمد ولا سهو وبه قال الشافعي لما ذكرنا في الصيد )  
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

 بخاری در صحیح خود ( کتاب التوحید – باب وجود یومئذ ناظره ) از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و اله وسلم ) نقل می کند :

[COLOR=#4f81bd]" انکم سترون ربکم عیانا " ( شما به زودی خدایتان را بدون پرده ( با چشم ) می بینید )  


 ************************************** 

 [COLOR=darkred]قسطلانی ( شارح صحیح بخاری ) در " ارشاد الساری " ج 10 ص 399 می گوید :  

 [COLOR=purple]"عیانا – بکسر العین - من قولک : عاینت الشی عیانا ، اذا رایته بعینک "  
 [COLOR=purple]( عیانا – به کسر عین – یعنی آنگاه که می گویی : چیزی را به وضوح دیدم ، یعنی آن را با چشمانت دیدی )  

 ************************************** 

 [COLOR=darkred]نووی در " شرح صحیح مسلم " ج 3 ص 15 می گوید :  

 [COLOR=blue]" اعلم أن مذهب أهل السنة بأجمعهم أن رؤية الله تعالى ممكنة غير مستحيلة عقلا وأجمعوا أيضا على وقوعها في الآخرة وأن المؤمنين يرون الله تعالى.. "  
 [COLOR=blue]جالب است که جناب نووی بیان می کنند که عقیده کافه اهل سنت ، در این است که دیدن خداوند متعال ممکن است و عقلا غیر ممکن نیست (!!!) و اجماع آنان بر این است که این امر در آخرت اتفاق می افتد .!!!!!!  


 [COLOR=darkred]وی در ادامه اشاره می کند که دیدن خداوند متعال در دنیا هم ممکن است ( و اما رویه الله تعالی فی الدنیا فقد قدمنا انها ممکنه )  

 ************************************** 

 [COLOR=darkred]مشابه کلام فوق را عینی در " عمده القاری " ج 18 ص 172 دارد .  

*********************************************


 [COLOR=darkred]قسطلانی در " ارشاد الساری " ج 10 ص 399 می گوید :   

 [COLOR=green]" ان رویتنا لله تعالی لا شک فیه " ( در اینکه ما خداوند متعال را می بینیم ، هیچ شکی نیست )  

*********************************************

 [COLOR=darkred]ابن حجر عسقلانی در " فتح الباری " ج 13 ص 359 از ابن بطال حکایت می کند :   

 [COLOR=red]" ذهب اهل السنه و جمهور الامه الی جواز رویه الله فی الاخره " ( اهل سنت و جمهور امت اسلامی (!) دیدن خداوند در آخرت را مجاز می دانند )  

 ************************************** 



 [COLOR=darkred]شعرانی در " طبقات " ج 1 ص 44 ، ابن جوزی در " مناقب احمد بن حنبل " ص 434 و شبلنجی در " نورالابصار" ص 248 از قول احمد بن حنبل می گویند :  


 [COLOR=navy]" رأيت رب العزة في المنام فقلت : يا رب ، ما أفضل ما يتقرب به المتقربون إليك ؟ فقال : بكلامي يا أحمد ، فقلت : بفهم أو بغير فهم ؟ قال : بفهم وبغير فهم "  


 [COLOR=navy](جناب احمد بن حنبل در خواب ، خدای تعالی را می بیند و می   
 [COLOR=navy]پرسد : خدای من ! با فضیلت ترین کاری که توسط آن ، بندگان متقرب به سوی تو تقرب می جویند چیست ؟  


 [COLOR=navy]خداوند می فرماید : با کلام من ، ای احمد .   


 [COLOR=navy]ا   [COLOR=navy]یشان می گوید : با درک کلام یا بدون درک کلام شما ؟  

 [COLOR=navy]خداوند می گوید : چه با درک کلام و چه بدون آن !!!! )  

*********************************************

 [COLOR=darkred]جناب آلوسی هم در " تفسیر روح المعانی " ج 9 ص 52 بیان می کند که 3 بار خواب خداوند متعال را دیده اند (!) که دفعه سوم آن در سنه 1246 ه . ق بوده است !!!!  
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

یک فتوای با حال دیگر :

اگر مردی در جنگ با یکی از زنان غنیمتی ( البته قبل از تقسیم غنائم ) زنا کند ، بر وی حدی نیست .

تصویر


تصویر
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

ابن حبان در " کتاب المجروحین " ج 3 ص 65 در ترجمه ابو حنیفه می گوید :

" عن يوسف بن أسباط قال قال أبو حنيفة : لو أدركني رسول الله [FONT=AGA Arabesque]  لأخذ بكثير من قولي وهل الدين الا الرأي الحسن "

یعنی اگر پیامبر را درک می کردم ، پیامبر از کلام من بسیار مطلب یاد می گرفت و آیا دین چیزی غیر از رای و نظر شخصی حَسَن است ؟؟؟؟؟



این مطلب را ابن عدی در " الکامل " ج 7 ص 8 و خطیب بغدادی در " تاریخ بغداد " ج 13 ص 401 و ابن جوزی در " المنتظم " ج 8 ص 134 و ابو حیان توحیدی در " البصائر و الذخائر " ج 5 ص 191 آورده اند .
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

ابن مجاور شیبانی در " تاریخ المستبصر " ج 1 ص 101 این چنین می گوید :

"و هم حنابلة المذهب لان الحنابلة يقولون فيما بينهم: لا يكون الحنبلي حنبليا حتى يبغض عليا سويا "


وی می گوید : در میان حنبلی مذهب ها سخنی است که می گوید : حنبلی ، حنبلی نیست مگر ینکه بغض و دشمنی علی بن ابیطالب ( علیه السلام ) را داشته باشد ........



(( یعنی شرط حنبلی بودن ، داشتن بغض و دشمنی امام علی علیه السلام است ))


و در ادامه هم گفته است :

"و يقال إنّ أوّل من سب أبا تراب بالشام معاوية بن أبي سفيان و صارت عندهم سنة مؤكدة استمروا عليها إلى آخر دولتهم "

و بیان شده است که اولین کسی که ابوتراب ( امام علی علیه السلام ) را در شام سب و فحش داد ، معاویه پسر ابوسفیان بود و این عمل در نزد آنها سنت و متداول شد و تا اخر دولت آنها ادامه داشت .
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

از دوستان خودم سوالی دارم ؟

معمولا دوران بارداری انسانها چقدر است ؟؟

طبیعی ترین حالت 9 ماه است ....

البته 6 ماه هم وجود دارد که بنده چنین شخصی را دیده ام .... وی کاملا سالم بود .

اگر مدت بارداری بیشتر باشد، جنین فاسد می شود و اگر کمتر باشد ، جنین رشد کافی را نخواهد داشت !!!!

========================================

ولی در اهل سنت ، گویا برخی از بزرگان آنها ، از این دوران طبیعی بارداری عدول کرده و کمی بیشتر از حالت طبیعی در رحم بوده اند !!!!!



* مالک بن انس :

در مورد مدت حمل این امام اهل سنت ، که رئیس مذهب مالکیه اهل سنت است ، مدتهای جالبی ذکر شده است .


سیوطی در " تنویر الحوالک " ص 3 چنین می گوید :

"و حملت به امه ثلاث سنین " یعنی مادرش ، مالک بن انس را 3 سال باردار بود .

********************************************

مناوی در " فیض القدیر " ج 1 ص 46 در مورد مالک می گوید :

" و حملت به امه ثلاث سنین "

*********************************************

قرطبی در " تفسیر القرطبی " ج 9 ص 288 چنین می گوید :

" و یذکر عن مالک انه حمل فی بطن امه سنتین و قیل ثلاث سنین "

یعنی از مالک بن انس بیان شده است که وی به مدت 2 سال در رحم مادرش بوده و گفته می شود : 3 سال در رحم بوده است .


وی در ادامه در دفاع از این مدتهای بارداری ، از قول ابن عربی می گوید :

" نقل بعض المتساهلين من المالكيين أن أكثر الحمل تسعة أشهر و هذا ما لم ينطق به قط إلا هالكي "

یعنی بعضي از متساهلين از مالكي ها مي گويند كه مدت بارداري نبايد بيش از نه ماه طول بكشد و جز افراد هالك و بدبخت، اينچنين حرفي نمي زنند.

********************************************

در منابع دیگر اهل سنت هم چنین کلماتی امده است :

ذهبي از جماعتي از اهل سنت نقل مي كند:

حملت بمالك امه ثلاث سنين

مالك، سه سال تمام، در رحم مادر خود بود.

این مطلب در "تاريخ الاسلام " ذهبي ج11 ص319 و " العبر في خبر من غبر " ذهبي ج1 ص210 و " الوفيات الاعيان "إبن خلّكان ج4 ص137 آمده است .

ذهبي در" سير اعلام النبلاء " ج8 ص55 از واقدري نقل ميكند:

حملت به سنتين

آقاي مالك دو سال در رحم مادر خود بود.

_____________________________________________

قاضي عياض كه از استوانه هاي علمي اهل سنت مالكي است، كتابي در فضائل آقاي مالك و علماي مذهب خود دارد به نام " ترتيب المدارك " و در آن ج1، ص111 بر اين قضيه صراحت دارد:

حملت به أمه ثلاث سنين

مالك، سه سال تمام، در رحم مادر خود بود.

========================================

جزيري صاحب كتاب" الفقه علي المذاهب الأربعة و مذهب اهل البيت " در ج‏4 ص622 مي گويد:

أقل مدة الحمل عند الشافعية ستة أشهر كغيرهم‏ و أكثرها أربع سنين‏

أقل مدت حمل، كمتر از شش ماه نخواهد بود و اكثر مدت حمل، چهار سال است.

ايشان در همان کتاب ج‏4 ص624 مي گويد:

عند الحنابلة أكثرها فهي أربع سنين، وفاقا للشافعية و خلافا للحنفية القائلين: إنها سنتان و المالكية القائلين: أنها خمس سنين.

آقايان شافعي ها، مانند حنبلي ها، معتقدند كه دوران بارداري، حداكثر چهارسال است، ولي حنفي ها معتقدند كه دو سال است. مالكي ها معتقدند كه پنج سال است.



ابن قدامه مقدسي كه از استوانه هاي فقهي حنابله است در " المغني " ج9 ص116 مي گويد:


مذاهب اربعه اهل سنت بر اين عقيده هستند:

أقصي مدة الحمل أربع سنين، به قال الشافعي و هو المشهور عن مالك و روي عن أحمد أن أقصى مدته سنتان و ... ، و قال الليث أقصاه ثلاث سنين حملت مولاة لعمر بن عبد الله ثلاث سنين. قال عباد بن العوام خمس سنين و عن الزهري قال قد تحمل المرأة ست سنين و سبع سنين.

حداكثر دوران بارداري، چهار سال است. آقاي شافعي هم بر اين نظريه است. آقاي مالك هم اين نظريه را گفته است. آقاي احمد بن حنبل گفته است كه حداكثر دوران بارداري دو سال است. ... . آقاي ليث گفته است كه حداكثر دوران حمل، سه سال است؛ زيرا آقاي عمر بن عبدالله، كنيزي داشته كه سه سال در رحم مادرش بود. آقاي عبّاد بن عوام مي گويد حداكثر دوران حمل، پنج سال است. آقاي زُهري مي گويد بچه مي تواند شش يا هفت سال در رحم مادر بماند.


ابن عبد البر در كتاب " الإستذكار " ج7 ص110 همين تعابير را دارد و نقل مي كند:

فمالك يجعله خمس سنين و من أصحابه من يجعله إلى سبع سنين.

آقاي مالك، فتوا داده است كه بچه مي تواند تا پنج سال در رحم مادر بماند. بعضي از علماي مالكي، تا هفت سال را گفته اند.


نووي در " المجموع" ج1 ص114 ميگويد:

محمد بن عجلان مي گويد من بيش از سه سال در رحم مادر بودم. از ابوبكر بن شاذان نقل مي كنند كه مي گويند محمد بن عجلان چنين است و فلان آقا دوسال و ديگري سه سال و ديگري پنج سال ماند.

=====================================


قرطبي در " تفسیر القرطبی " ج9 ص288 نقل مي كند كه ضحاك مي گويد:

وضعتني أمي و قد حملت بي في بطنها سنتين، فولدتني و قد خرجت سني. مالك أنه حمل به في بطن أمه سنتين و قيل: ثلاث سنين. و يقال: إن محمد بن عجلان مكث في بطن أمه ثلاث سنين و هو يضطرب اضطرابا شديدا، فشق بطنها و أخرج و قد نبتت أسنانه ... . هرم بن حيان بقي في بطن أمه أربع سنين. عباد بن العوام: ولدت جارة لنا لأربع سنين غلاما شعره إلى منكبيه، فمر به طير، فقال: كش.


مادر من، دو سال به من حامله بود و وقتي بدنيا آمدم، [COLOR=red]دندان هاي من روئيده بود. مالك دو يا سه سال در رحم مادر بوده است. محمد بن عجلان سه سال در رحم مادر بوده است و اضطراب داشته و دست و پا مي زده است در رحم مادر و شكم مادر را پاره كرد و بيرون آمد در حاليكه دندان هايش روئيده بود. آقاي هرم بن حيان چهار سال در شكم مادر بوده است. عباد بن عوام ميگويد: كنيزي داشتيم كه چهار سال به يك كودك باردار بود و وقتي بدنيا آمد، موهايش تا پشت شانه هايش مي رسيد و وقتي بدنيا آمد، پرنده اي از كنارش رد شد و اين بچه به آن پرنده گفت: كيش. 


این مطلب در کتبی مانند " أضواء البيان " شنقيطي ج2 ص228 و " الاستذكار "إبن عبد البر ج7 ص170 و " حاشية رد المحتار " ابن عابدین ج3 ص230 نیز آمده است .


آقاي سيد سابق كه از فقهاي معاصر است و برخي معتقدند او از شخصيت هايي است كه موجب إحياء دين و شريعت است، در كتاب " فقه السنة " ( که كتاب درسي دانشگاه هاي كشورهاي خليج فارسي است ) ج3 ص650 مي گويد:

در قانوني كه در كشورهايي عربي تصويب شد، در ماده 42 قانون خانواده، براي دوران بارداري، حداكثر دوران بارداري را 270 روز (9 ماه) معين كردند.

====================================

در كتاب محاكم قضايي مصر، قانون شماره 25، مصوب 1929 و همچنين ماده 15 آورده اند كه در مصر، تعدادي از زنان فاسد بودند كه فرزندان نامشروع خود را به افراد ثروتمند و مرده نسبت مي دادند. ولي چون فقهاي شيعه، حداكثر دوران بارداري را نه ماه آورده اند، در اين ماده، مطابق فقه اماميه، حداكثر دوران بارداري، نه ماه الي يك سال است.
Moderator
Moderator
پست: 2025
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: آذربایجان
سپاس‌های ارسالی: 2903 بار
سپاس‌های دریافتی: 3754 بار

Re: فتاوای عجیب اهل سنت

پست توسط قهرمان علقمه »

زنا چیست ؟؟؟

شاید سوال پیش بیاید که اصلا زنا کردن چیست !!!!!

در سنن ابی داوود ج 2 ص 346 در روایت شماره 4428 و در سنن نسایی ج 4 ص 276 ذیل روایت شماره 7164 چنین امده است :

" قال : فهل تدری ما الزنا ؟

قال : نعم ، اتیت منها حرما ما یاتی الرجل من امراته حلالا "

یعنی : آیا می دانی زنا چیست ؟

گفت : بله . یعنی بهره بردن از زن به صورت حرام ، آنچنان که مرد از زنش ( به صورت حلال ) بهره می برد .

==========================================

در تحریم رنا همین بس که :


" ولا تقربوا الزنا انه کان فاحشه و ساء سبیلا " اسراء 32

" الزانية والزاني فاجلدوا كل واحد منهما مئة جلدة ولا تأخذكم بهما رأفة في دين الله إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر وليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين " نور 2

==========================================

حال بد نیست که سیری در کتب اهل سنت داشته باشیم .

سُبکی در کتاب " طبقات الشافعیه الکبری " ج 5 ص 136 ( دارالنشر : هجر للطباعه و النشر و التوزیع - 1413 ه ؛ ط 2 ؛ التحقیق : د . محمود محمد الطناحی و د . عبدالفتاح محمد الحلو ) در ترجمه " عبد القاهر بن طاهر بن محمد التميمي " چنین می گوید :


" الإمام الكبير الأستاذ أبو منصور البغدادي

إمام عظيم القدر جليل المحل كثير العلم حبر لا يساجل في الفقه وأصوله والفرائض والحساب وعلم الكلام

اشتهر اسمه وبعد صيته وحمل عنه العلم أكثر أهل خراسان .......

وقال جبريل قال شيخ الإسلام أبو عثمان الصابوني كان من أئمة الأصول وصدور الإسلام بإجماع أهل الفضل والتحصيل بديع الترتيب غريب التأليف والتهذيب تراه الجلة صدرا مقدما وتدعوه الأئمة إماما مفخما ومن خراب نيسابور اضطرار مثله إلى مفارقتها
"

وی در این کتاب ، عبدالقاهر بن طاهر را بسیار ستوده است ....

در منقبت این فرد ( عبدالقاهر بن طاهر ) همین بس که ذهبی وی را با لفظ " امام " ستوده است .

" ذهبی در تاریخ اسلام ج 29 ص 195 در ترجمه وی می گوید :

ابو منصور البغدادی - احد الائمه


یا در ج 29 ص 266 می گوید :

الاستاذ ابو منصور البغدادی . مات باسفرایین . و کان احد الفقها ء . "


جال چنین فرد موثق و مورد اطیمنانی در اهل سنت ، فتوای جالبی دارد .


(( تذکر : وی از علمای شافعی مذهب بوده است ))


سُبکی در " طبقات الشافعیه الکبری " ج 5 ص 143 چنین می گوید :


"
 
و من الفوائد عنه
.
.
.
وقال في كتاب الوطء التام من لف ذكره بحريرة وأولجه في فرج ولم ينزل لا غسل عليه ولا حد على الأصح إن كان في حرام ولا يفسد به شيء من العبادات "

یعنی :

" یعنی در کتاب الوطء ( در مورد جماع ) گفته است : اگر مردی آلتش را در پارچه ای بپیچد سپس با زنی نزدیکی کند و منی اش را داحل رحم نریزد ، نه غسل بر او واجب می شود و نه حد زنا ؛ ولو نزدیکی از راه حرام باشد ، و ضرری به عباداتش هم نمی زند "


==========================================

ابن نجیم در " البحر الرائق " ج 3 ص 16 ( دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، الطبعة : الثانية ) و ج 3 ص 26 ( دار النشر : منشورات محمد علي بيضون - دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان ، الطبعه : الأولى 1418 - 1997 م) چنین می گوید :

(( تذکر : ابن نجیم از علمای حنفی مذهب می باشد ))


" وفي مِعْرَاجِ الدِّرَايَةِ وَلَوْ اسْتَدْخَلَتْ ذَكَرَ الْحِمَارِ أو ذَكَرًا مَقْطُوعًا يَفْسُدُ حَجُّهَا بِالْإِجْمَاعِ وَلَوْ لَفَّ ذَكَرَهُ بِخِرْقَةٍ وَأَدْخَلَهُ إنْ وَجَدَ حَرَارَةَ الْفَرْجِ وَاللَّذَّةَ يَفْسُدُ وَإِلَّا فَلَا انْتَهَى "

یعنی : "
در معارج الدرایه امده است : اگر زنی ، آلت خر ( الاغ ) یا آلتی بریده شده را در فرج خود داخل نماید ، اجماع بر بطلان حج وی می باشد .

و اگر مردی آلت خود را با پارچه ای پیچید و با زنی نزدیکی کرد ، پس اگر احساس لذت کند و حرارت و گرمای درون را لمس کند ، حج او باطل می شود وگرنه ضرری نخواهد داشت
"
 
ارسال پست

بازگشت به “وهابیت”