خطبه های حضرت علی (ع)
مدیر انجمن: شورای نظارت
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 132
[13] از خطبه هائی است که امام ايراد فرموده و در آن پند و اندرز مي دهد و
تشويق به بي اعتنائی به زرق و برق دنيا مي کند [14] ستايش مي نمايم خداوند را
بر آنچه گرفته و بخشيده و بر نعمتهايی که عطا کرده و آزمونهائی که
مقرر داشته خداوندی که از هر چيز مخفی و پنهان آگاه است 000 و در
باطن همه چيز حضور دارد . [1] همو که به آنچه درسينه ها نهفته است آگاهی
دارد و چشمهای خيانت گر را مي بيند [2] گواهی ميدهم که معبودی جز او نيست
و اينکه محمد ( ص ) برگزيده و برانگيخته اوست [3] آنچنان شهادتی که
درون و برون و قلب و زبان در آن هماهنگ باشند . [4] قسمتی ديگر از اين
خطبه که در آن مردم را اندرز ميدهد [5] به خدا سوگند اين را که مي گويم يک
حقيقت جدی است نه شوخی واقعيت است نه دروغ مرگ را مي گويم که بانک
خود را بگوش [ همگان ] رسانده [6] و به سرعت همه را ميراند انبوه
زندگان هرگز تو را فريب ندهد [ و از خويشتن غافل نسازند ] [7] با اينکه
افرادی پيش از خويش را به چشم ديدی همانها که ثروتها را جمع آوری
کردند و از فقر و بيچارگی وحشت داشتند [8] و به واسطه آرزوهای طولانی خويش
را در امان دانستند مرگ را دور مي پنداشتند ديدی مرگ چسان آنان را
فراگرفت [9] و از وطنشان بيرون راند و از جايگاه امنشان برگرفت و بر
چوبهای تابوت حملشان کرد [10] در حالی که مردم او را دست به دست مي کردند
بر دوش گرفته و با سرانگشت خويش نگاهش ميداشتند [ و گويا از گرفتن
آن با تمام دست خود نفرت و وحشت داشتند ] [11] مگر نديدی همانها که
آرزوهاشان درازبود و قصرهای محکم بنا کردند و اموال فراوانی جمع
3 نمودند [12] چگونه خانه هاشان قبرشان شد و آنچه جمع کرده بودند نابود گرديد ؟
اموالشان بدست وارثان افتاد [13] و همسرانشان به ازدواج ديگران در
آمدند . نه هرگز ميتوانندچيزی بر حسنات خود بيفزايند . و نه از گناه
توبه کنند [14] کسی که جامه تقوا را بر قلبش بپوشاند کارهای نيکش آشکار
گردد و عملش وسيله پيروزي اش شود [15] پس در بدست آوردن بهره های
تقوا فرصت را غنيمت شمريد و برای وصل به بهشت جاويدان عملی شايسته
آن انجام دهيد چه اينکه دنيا برای سکونت هميشگی شما خلق نگرديده [16] بلکه
آن را در گذرگاه شما ساخته اند تا اعمال صالح را به عنوان زاد و توشه
در مسير سرای ديگر از آن فراهم سازيد . [17] پس با عجله آماده کوچ کردن
باشيد و مرکبها را برای حرکت مهيا کنيد .
[13] از خطبه هائی است که امام ايراد فرموده و در آن پند و اندرز مي دهد و
تشويق به بي اعتنائی به زرق و برق دنيا مي کند [14] ستايش مي نمايم خداوند را
بر آنچه گرفته و بخشيده و بر نعمتهايی که عطا کرده و آزمونهائی که
مقرر داشته خداوندی که از هر چيز مخفی و پنهان آگاه است 000 و در
باطن همه چيز حضور دارد . [1] همو که به آنچه درسينه ها نهفته است آگاهی
دارد و چشمهای خيانت گر را مي بيند [2] گواهی ميدهم که معبودی جز او نيست
و اينکه محمد ( ص ) برگزيده و برانگيخته اوست [3] آنچنان شهادتی که
درون و برون و قلب و زبان در آن هماهنگ باشند . [4] قسمتی ديگر از اين
خطبه که در آن مردم را اندرز ميدهد [5] به خدا سوگند اين را که مي گويم يک
حقيقت جدی است نه شوخی واقعيت است نه دروغ مرگ را مي گويم که بانک
خود را بگوش [ همگان ] رسانده [6] و به سرعت همه را ميراند انبوه
زندگان هرگز تو را فريب ندهد [ و از خويشتن غافل نسازند ] [7] با اينکه
افرادی پيش از خويش را به چشم ديدی همانها که ثروتها را جمع آوری
کردند و از فقر و بيچارگی وحشت داشتند [8] و به واسطه آرزوهای طولانی خويش
را در امان دانستند مرگ را دور مي پنداشتند ديدی مرگ چسان آنان را
فراگرفت [9] و از وطنشان بيرون راند و از جايگاه امنشان برگرفت و بر
چوبهای تابوت حملشان کرد [10] در حالی که مردم او را دست به دست مي کردند
بر دوش گرفته و با سرانگشت خويش نگاهش ميداشتند [ و گويا از گرفتن
آن با تمام دست خود نفرت و وحشت داشتند ] [11] مگر نديدی همانها که
آرزوهاشان درازبود و قصرهای محکم بنا کردند و اموال فراوانی جمع
3 نمودند [12] چگونه خانه هاشان قبرشان شد و آنچه جمع کرده بودند نابود گرديد ؟
اموالشان بدست وارثان افتاد [13] و همسرانشان به ازدواج ديگران در
آمدند . نه هرگز ميتوانندچيزی بر حسنات خود بيفزايند . و نه از گناه
توبه کنند [14] کسی که جامه تقوا را بر قلبش بپوشاند کارهای نيکش آشکار
گردد و عملش وسيله پيروزي اش شود [15] پس در بدست آوردن بهره های
تقوا فرصت را غنيمت شمريد و برای وصل به بهشت جاويدان عملی شايسته
آن انجام دهيد چه اينکه دنيا برای سکونت هميشگی شما خلق نگرديده [16] بلکه
آن را در گذرگاه شما ساخته اند تا اعمال صالح را به عنوان زاد و توشه
در مسير سرای ديگر از آن فراهم سازيد . [17] پس با عجله آماده کوچ کردن
باشيد و مرکبها را برای حرکت مهيا کنيد .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 133
[1] از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده . پيرامون عظمت
خداوند و يادآوری قرآن و پيامبر و اندرز مردم عظمت پروردگار [2] دنيا و
آخرت زمامهای خود را به او سپرده و منقاد اويند و آسمانها و زمينها
کليد های خويش را بدست قدرت وی داده اند [3] صبحگاهان و شامگاهان درختان
سرسبز در برابرش سجده ميکنند [4] و از شاخه های آنها بفرمانش آتش شعله ور
شده و بفرمان او ميوه های رسيده را [ به انسانها ] تقديم ميکنند .
[5] قسمت ديگری از اين خطبه درباره قرآن [6] کتاب خداوند در ميان شما
سخنگوئی است که هيچگاه زبانش از حق گوئی خسته نمي شود [7] و خانه ای است
که پايه هايش هرگز فرو نميريزد و نيرومندی است که يارانش شکست
نميخورند . [8] قسمت ديگر درباره رسول خدا ( ص ) [9] او را پس از يک دوره
فترت بعد از پيامبران گذشته فرستاد بهنگامی که در ميان مذاهب مختلف
نزاع در گرفته بود [10] او را بدنبال آنان فرستاد و وحی را به او ختم کرد
او هم با کسانی که به حق پشت کرده و از آن روی برتافته بودند به جهاد
پرداخت .[11] و نيز قسمت ديگر از اين خطبه . درباره دنيا [12] دنيا منتهای
ديد کوردلان است که در ماورای آن چيزی نمي بينند [13] اما شخص بصير ديدش
در آن نفوذ مي کند و از آن مي گذرد و مي داند که سرای جاويدان در ورای آن
است . بنا براين شخص بصير در دنيا آماده کوچ است . [1] و کوردل چشمش
را به آن دوخته بينايان از آن زاد و توشه برمي گيرند و نابينايان برای
آن زاد و توشه مي اندوزند . [2] قسمت ديگر اندرز به مردم [3] آگاه باشيد در
دنيا چيزی نيست مگر اينکه صاحبش بزودی از آن سير و ملول مي شود [4] جز
حيات و زندگی که انسان در فقدان آن راحتی احساس نمي کند و اين همانند
حکمت و دانش است [5] که حيات قلبهای مرده محسوب مي شود و بينائی برای
چشمهای نابينا است و شنوائی برای گوش های ناشنوا [6] و برای تشنه گان آبی
است گوارا در آن همه سلامت و بي نيازی است . اين کتاب خدا است که
با آن مي توانيد حقايق را ببينيد [7] و با آن سخن گوئيد و به وسيله آن
بشنويد بعضی از آن از بعضی ديگر سخن مي گويد [8] و برخی گواه برخی ديگر
است . درباره خدا سخنی به خلاف نگفته و کسی که با آن مصاحبت کند وی
را از خدا جدا نمي سازد . [9] [ گويا ] ميان خود توافق بر خيانت و
کينه ورزی نموده ايد و همچون مزبله ای که گياه بر آن مي رويد آثارش در ميان
شما ظاهر شده . [10] در دوستی و دلبستگی به آرزوها با هم متفق
شده ايد و در کسب ثروت به دشمنی پرداخته ايد [11] شيطان شما را در
سرگردانی انداخته و غرور برای شما هلاکت به بار آورده خدای را برای خود
و برای شما به ياری مي طلبم
[1] از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده . پيرامون عظمت
خداوند و يادآوری قرآن و پيامبر و اندرز مردم عظمت پروردگار [2] دنيا و
آخرت زمامهای خود را به او سپرده و منقاد اويند و آسمانها و زمينها
کليد های خويش را بدست قدرت وی داده اند [3] صبحگاهان و شامگاهان درختان
سرسبز در برابرش سجده ميکنند [4] و از شاخه های آنها بفرمانش آتش شعله ور
شده و بفرمان او ميوه های رسيده را [ به انسانها ] تقديم ميکنند .
[5] قسمت ديگری از اين خطبه درباره قرآن [6] کتاب خداوند در ميان شما
سخنگوئی است که هيچگاه زبانش از حق گوئی خسته نمي شود [7] و خانه ای است
که پايه هايش هرگز فرو نميريزد و نيرومندی است که يارانش شکست
نميخورند . [8] قسمت ديگر درباره رسول خدا ( ص ) [9] او را پس از يک دوره
فترت بعد از پيامبران گذشته فرستاد بهنگامی که در ميان مذاهب مختلف
نزاع در گرفته بود [10] او را بدنبال آنان فرستاد و وحی را به او ختم کرد
او هم با کسانی که به حق پشت کرده و از آن روی برتافته بودند به جهاد
پرداخت .[11] و نيز قسمت ديگر از اين خطبه . درباره دنيا [12] دنيا منتهای
ديد کوردلان است که در ماورای آن چيزی نمي بينند [13] اما شخص بصير ديدش
در آن نفوذ مي کند و از آن مي گذرد و مي داند که سرای جاويدان در ورای آن
است . بنا براين شخص بصير در دنيا آماده کوچ است . [1] و کوردل چشمش
را به آن دوخته بينايان از آن زاد و توشه برمي گيرند و نابينايان برای
آن زاد و توشه مي اندوزند . [2] قسمت ديگر اندرز به مردم [3] آگاه باشيد در
دنيا چيزی نيست مگر اينکه صاحبش بزودی از آن سير و ملول مي شود [4] جز
حيات و زندگی که انسان در فقدان آن راحتی احساس نمي کند و اين همانند
حکمت و دانش است [5] که حيات قلبهای مرده محسوب مي شود و بينائی برای
چشمهای نابينا است و شنوائی برای گوش های ناشنوا [6] و برای تشنه گان آبی
است گوارا در آن همه سلامت و بي نيازی است . اين کتاب خدا است که
با آن مي توانيد حقايق را ببينيد [7] و با آن سخن گوئيد و به وسيله آن
بشنويد بعضی از آن از بعضی ديگر سخن مي گويد [8] و برخی گواه برخی ديگر
است . درباره خدا سخنی به خلاف نگفته و کسی که با آن مصاحبت کند وی
را از خدا جدا نمي سازد . [9] [ گويا ] ميان خود توافق بر خيانت و
کينه ورزی نموده ايد و همچون مزبله ای که گياه بر آن مي رويد آثارش در ميان
شما ظاهر شده . [10] در دوستی و دلبستگی به آرزوها با هم متفق
شده ايد و در کسب ثروت به دشمنی پرداخته ايد [11] شيطان شما را در
سرگردانی انداخته و غرور برای شما هلاکت به بار آورده خدای را برای خود
و برای شما به ياری مي طلبم
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 134
[12] از سخنانی است که امام ( ع ) فرموده هنگامی که عمر با امام
برای رفتن به جنگ روم مشورت کرد چنين فرمود : [13] خداوند به پيروان اين
دين وعده داده و بر عهده گرفته که اسلام را سربلند و نقاط ضعف آنها را
برطرف سازد . [1] آن کس که آنان را در آن هنگام که اندک بودند ياری کرد
و در آن موقع که در اثر کمی نفرات نمي توانستند از خود دفاع کنند از
آنها دفاع نموده هم او زنده است . هرگز نمي ميرد . [2] ولی تو اگر شخصا به
سوی دشمن حرکت کنی و مغلوب گردی [3] برای شهرهای دوردست مسلمانان پناهی
نمي ماند [ و اگر تو در ميدان جنگ کشته شوی پيش از آن که مردم با
ديگری بيعت کنند ] کسی نيست که به او مراجعه کنند . [4] پس مرد
جنگ آزموده ای را به سوی آنها بفرست و گروهی که مشکلات و سختيهای
جنگ ها را ديده اند و خيرخواه و نصيحت پذيرند با او همراه ساز [5] پس
اگر خداوند پيروزی داد همان است که تو مي خواهی . و اگر نشد تو مدافع
مردم و پناه آنها خواهی بود [ و در سنگر پشت جبهه قرار خواهی داشت ] .
[12] از سخنانی است که امام ( ع ) فرموده هنگامی که عمر با امام
برای رفتن به جنگ روم مشورت کرد چنين فرمود : [13] خداوند به پيروان اين
دين وعده داده و بر عهده گرفته که اسلام را سربلند و نقاط ضعف آنها را
برطرف سازد . [1] آن کس که آنان را در آن هنگام که اندک بودند ياری کرد
و در آن موقع که در اثر کمی نفرات نمي توانستند از خود دفاع کنند از
آنها دفاع نموده هم او زنده است . هرگز نمي ميرد . [2] ولی تو اگر شخصا به
سوی دشمن حرکت کنی و مغلوب گردی [3] برای شهرهای دوردست مسلمانان پناهی
نمي ماند [ و اگر تو در ميدان جنگ کشته شوی پيش از آن که مردم با
ديگری بيعت کنند ] کسی نيست که به او مراجعه کنند . [4] پس مرد
جنگ آزموده ای را به سوی آنها بفرست و گروهی که مشکلات و سختيهای
جنگ ها را ديده اند و خيرخواه و نصيحت پذيرند با او همراه ساز [5] پس
اگر خداوند پيروزی داد همان است که تو مي خواهی . و اگر نشد تو مدافع
مردم و پناه آنها خواهی بود [ و در سنگر پشت جبهه قرار خواهی داشت ] .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 135
[6] يکی از سخنانی است که امام ( ع ) فرموده هنگامی که مشاجره ای بين
امام ( ع ) و عثمان درگرفت مغيره ابن اخنس به عثمان گفت من به
جای تو پاسخ گوی او خواهم بود . امام ( ع ) به مغيره فرموده : [7] ای پسر
لعين ابتر و ای درخت بي ريشه و شاخه [8] تو به حساب من مي رسی ؟ بخدا
سوگند خدای به کسی که تو ياورش باشی عزت نمي دهد و کسی که دستش را
بگيری از جای بپانخواهدخاست [9] بيرون شو خدای خير را از تو دور سازد
سپس هر چه مي خواهی کوشش کن خداوند تو را باقی نگذارد اگر از آن چه
مي توانی فروگذار کنی .
[6] يکی از سخنانی است که امام ( ع ) فرموده هنگامی که مشاجره ای بين
امام ( ع ) و عثمان درگرفت مغيره ابن اخنس به عثمان گفت من به
جای تو پاسخ گوی او خواهم بود . امام ( ع ) به مغيره فرموده : [7] ای پسر
لعين ابتر و ای درخت بي ريشه و شاخه [8] تو به حساب من مي رسی ؟ بخدا
سوگند خدای به کسی که تو ياورش باشی عزت نمي دهد و کسی که دستش را
بگيری از جای بپانخواهدخاست [9] بيرون شو خدای خير را از تو دور سازد
سپس هر چه مي خواهی کوشش کن خداوند تو را باقی نگذارد اگر از آن چه
مي توانی فروگذار کنی .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 136
[1] از سخنانی است که امام ( ع ) در مورد بيعت فرموده . [2] بيعت شما با
من بي مطالعه و ناگهانی نبود و کار من و شما يکسان نيست [3] من شما را
برای خدا مي خواهم و شما مرا برای خويشتن . [4] ای مردم به من برای اصلاح
خودتان کمک کنيد . بخدا سوگند داد مظلوم را از ظالم مي گيرم [5] و افسار
ظالم را مي کشم تا وی را به آبخور گاه حق وارد سازم اگر چه مايل به اين
کار نباشد .
[1] از سخنانی است که امام ( ع ) در مورد بيعت فرموده . [2] بيعت شما با
من بي مطالعه و ناگهانی نبود و کار من و شما يکسان نيست [3] من شما را
برای خدا مي خواهم و شما مرا برای خويشتن . [4] ای مردم به من برای اصلاح
خودتان کمک کنيد . بخدا سوگند داد مظلوم را از ظالم مي گيرم [5] و افسار
ظالم را مي کشم تا وی را به آبخور گاه حق وارد سازم اگر چه مايل به اين
کار نباشد .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 137
[6] سخنی است که امام ( ع ) درباره بيعت طلحه و زبير فرموده [7] بخدا
سوگند هيچ ايراد منطقی بر من نداشتند انصاف را بين من و خود مراعات
ننمودند [ و کسی را به داوری نطلبيدند ] [8] آنها حقی را مطالبه مي کنند
که خود ترکش کرده اند و انتقام خونی را مي خواهند که خود ريخته اند اگر
من در ريختن اين خون شريکشان بودم [9] آنها نيز از آن سهمی دارند و اگر
خودشان تنها اين خون را ريخته اند اين انتقام را بايد از خود بگيرند .
[10] نخستين مرحله عدالت برای آنان آن است که خود را محکوم کنند من
بينائی خويش را به همراه دارم [11] چيزی را بر کسی مشتبه نکرده ام و چيزی
بر من نيز مشتبه نشده است . آنها گروهی سرکش و ستمگرند که بعضی از
بستگان پيامبر و همسر او را با خود همراه کردند . [12] و کار را بر مردم
مشتبه ساختند با اين که حقيقت امر روشن است و باطل از ريشه کنده شده
[1] و زبانش از حرکت بر ضد حق افتاده به خدا سوگند حوضی برايشان از
آب پر سازم که تنها خود بتوانم آبش را بکشم [2] از آن سيراب برنگردند و
پس از آن ديگر آب ننوشند [ مفهوم اين ضرب المثل آن است که : نقشه ای
برای آنها طرح کنم که راه فرار از آن را نداشته باشند ] . [3] قسمت ديگر
از اين سخن همچون شتران و گوسفندان که به فرزندان خود روی آورند به
سوی من روی آورديد . می گفتيد : [4] بيعت بيعت من دستم را مي بستم و
شما آن را مي گشوديد من آن را از شما برمي گرفتم شما به سوی خود
مي کشيديد . [5] بار خدايا آن دو [ طلحه و زبير ] از من بريدند و به من
ستم نمودند بيعتم را شکستند و مردم را بر من شوراندند [6] خداوندا بيعتی
را که از مردم مي گيرند بي فرجام کن و کارهائی را که ترتيب داده اند
استحکام نبخش و آنها را به آرزوهائی که برای آن دست و پا مي کنند
مرسان [7] من پيش از جنگ از آنها خواستم که بازگردند و انتظار بازگشتشان
را مي کشيدم ولی آنها پشت پا به نعمت زدند و دست رد بر سينه عافيت
گذاردند
[6] سخنی است که امام ( ع ) درباره بيعت طلحه و زبير فرموده [7] بخدا
سوگند هيچ ايراد منطقی بر من نداشتند انصاف را بين من و خود مراعات
ننمودند [ و کسی را به داوری نطلبيدند ] [8] آنها حقی را مطالبه مي کنند
که خود ترکش کرده اند و انتقام خونی را مي خواهند که خود ريخته اند اگر
من در ريختن اين خون شريکشان بودم [9] آنها نيز از آن سهمی دارند و اگر
خودشان تنها اين خون را ريخته اند اين انتقام را بايد از خود بگيرند .
[10] نخستين مرحله عدالت برای آنان آن است که خود را محکوم کنند من
بينائی خويش را به همراه دارم [11] چيزی را بر کسی مشتبه نکرده ام و چيزی
بر من نيز مشتبه نشده است . آنها گروهی سرکش و ستمگرند که بعضی از
بستگان پيامبر و همسر او را با خود همراه کردند . [12] و کار را بر مردم
مشتبه ساختند با اين که حقيقت امر روشن است و باطل از ريشه کنده شده
[1] و زبانش از حرکت بر ضد حق افتاده به خدا سوگند حوضی برايشان از
آب پر سازم که تنها خود بتوانم آبش را بکشم [2] از آن سيراب برنگردند و
پس از آن ديگر آب ننوشند [ مفهوم اين ضرب المثل آن است که : نقشه ای
برای آنها طرح کنم که راه فرار از آن را نداشته باشند ] . [3] قسمت ديگر
از اين سخن همچون شتران و گوسفندان که به فرزندان خود روی آورند به
سوی من روی آورديد . می گفتيد : [4] بيعت بيعت من دستم را مي بستم و
شما آن را مي گشوديد من آن را از شما برمي گرفتم شما به سوی خود
مي کشيديد . [5] بار خدايا آن دو [ طلحه و زبير ] از من بريدند و به من
ستم نمودند بيعتم را شکستند و مردم را بر من شوراندند [6] خداوندا بيعتی
را که از مردم مي گيرند بي فرجام کن و کارهائی را که ترتيب داده اند
استحکام نبخش و آنها را به آرزوهائی که برای آن دست و پا مي کنند
مرسان [7] من پيش از جنگ از آنها خواستم که بازگردند و انتظار بازگشتشان
را مي کشيدم ولی آنها پشت پا به نعمت زدند و دست رد بر سينه عافيت
گذاردند
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 138
[8] يکی از خطبه های امام که به حوادث مهم آينده اشاره مي کند [9] او
خواسته ها را تحت الشعاع هدايت الهی قرار مي دهد هنگاميکه مردم هدايت
را تحت الشعاع خواسته های خويش قرار دهند [10] و آن هنگام که مردم قرآن را
به رای و خواسته های خود تفسير کنند او آراء و نظرات را از قرآن
مي گيرد و تابع آن مي سازد . [11] قسمت ديگری از اين خطبه جنگ همچون شيری
خشمگين که دندانهايش آشکار شده به شما روی آورد [12] پستانهايش پر از شير
است نوشيدنش شيرين و سرانجامش تلخ آگاه باشيد فردا فردائی که
مرکز حوادث است 000 [1] کسی بر شما حکومت خواهد کرد که از غير خاندان
حکومتها است او عمال و رؤسای حکومتها را بر اعمال بدشان کيفر خواهد
داد [2] زمين ميوه های دلش [ طلا و نقره ها و معادنش ] را برای او خارج
خواهد ساخت کليدهايش را تسليم وی خواهد نمود [3] آن وقت عدالت گستری و
روش پيامبر در عدالت را به شما نشان خواهد داد و کتاب و سنت که
پيش از او مرده اند زنده خواهد ساخت . [4] قسمت ديگر از اين خطبه گويا
او را مي بينم که ندا را از شام بلند کند پرچمهايش را در اطراف کوفه
به اهتزاز درآورد [5] و همانند شتران خشمگين به سوی آن رومي آورد زمين را
با سرها فرش مي کند [6] دهانش باز گام هايش سنگين جولان او وسيع [7] و صولت
او عظيم است . به خدا سوگند شما را در اطراف زمين پراکنده سازد [8] تا
آنجا که جز تعداد کمی . از شما همچون بقايای سرمه در چشم باقی نماند
اين وضع همچنان ادامه دارد [9] تا آنگاه که عقل و فکر از دست رفته عرب
بازگردد پس بايد همچنان ملازم سنن جاودانه اسلام [10] و آثار آشکار و
اطلاعات گذشته نزديکی که ميراث نبوت بر آن قرار دارد باشيد . [11] آگاه
باشيد شيطان راههای خويش برايتان آسان جلوه مي دهد تا از او پيروی
کنيد .
[8] يکی از خطبه های امام که به حوادث مهم آينده اشاره مي کند [9] او
خواسته ها را تحت الشعاع هدايت الهی قرار مي دهد هنگاميکه مردم هدايت
را تحت الشعاع خواسته های خويش قرار دهند [10] و آن هنگام که مردم قرآن را
به رای و خواسته های خود تفسير کنند او آراء و نظرات را از قرآن
مي گيرد و تابع آن مي سازد . [11] قسمت ديگری از اين خطبه جنگ همچون شيری
خشمگين که دندانهايش آشکار شده به شما روی آورد [12] پستانهايش پر از شير
است نوشيدنش شيرين و سرانجامش تلخ آگاه باشيد فردا فردائی که
مرکز حوادث است 000 [1] کسی بر شما حکومت خواهد کرد که از غير خاندان
حکومتها است او عمال و رؤسای حکومتها را بر اعمال بدشان کيفر خواهد
داد [2] زمين ميوه های دلش [ طلا و نقره ها و معادنش ] را برای او خارج
خواهد ساخت کليدهايش را تسليم وی خواهد نمود [3] آن وقت عدالت گستری و
روش پيامبر در عدالت را به شما نشان خواهد داد و کتاب و سنت که
پيش از او مرده اند زنده خواهد ساخت . [4] قسمت ديگر از اين خطبه گويا
او را مي بينم که ندا را از شام بلند کند پرچمهايش را در اطراف کوفه
به اهتزاز درآورد [5] و همانند شتران خشمگين به سوی آن رومي آورد زمين را
با سرها فرش مي کند [6] دهانش باز گام هايش سنگين جولان او وسيع [7] و صولت
او عظيم است . به خدا سوگند شما را در اطراف زمين پراکنده سازد [8] تا
آنجا که جز تعداد کمی . از شما همچون بقايای سرمه در چشم باقی نماند
اين وضع همچنان ادامه دارد [9] تا آنگاه که عقل و فکر از دست رفته عرب
بازگردد پس بايد همچنان ملازم سنن جاودانه اسلام [10] و آثار آشکار و
اطلاعات گذشته نزديکی که ميراث نبوت بر آن قرار دارد باشيد . [11] آگاه
باشيد شيطان راههای خويش برايتان آسان جلوه مي دهد تا از او پيروی
کنيد .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 139
[12] سخنی است که امام ( ع ) هنگام شوری فرموده [13] هيچ کس سريعتر از من به
اجابت دعوت حق صله رحم احسان و بخشش فراوان نشتافته است [14] پس سخنم
را بشنويد و گفته هايم را حفظ کنيد ممکن است بعد از امروز [15] در مورد اين
امر [ خلافت ] با چشم های خود ببينيد که شمشيرها از نيام بيرون آمده .
و به پيمانها خيانت شده است [16] تا آنجا که بعضی از شما امام و پيشوای
گمراهان و پيرو جاهلان خواهيد گشت
[12] سخنی است که امام ( ع ) هنگام شوری فرموده [13] هيچ کس سريعتر از من به
اجابت دعوت حق صله رحم احسان و بخشش فراوان نشتافته است [14] پس سخنم
را بشنويد و گفته هايم را حفظ کنيد ممکن است بعد از امروز [15] در مورد اين
امر [ خلافت ] با چشم های خود ببينيد که شمشيرها از نيام بيرون آمده .
و به پيمانها خيانت شده است [16] تا آنجا که بعضی از شما امام و پيشوای
گمراهان و پيرو جاهلان خواهيد گشت
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 140
[1] از سخنانی است که امام در مورد نهی از غيبت مردم فرموده [2] سزاوار
است کسانی که از عيوبی پاکند و از آلودگی به گناهان سالمند [3] به
گنهکاران و اهل معصيت ترحم کنند همواره در سپاس و شکر خداوند باشند
[4] و اين سپاس آنان را از پرداختن به عيبجوئی ديگران مانع گردد .چرا
و چگونه آن عيبجو عيب برادر خويش را مي گيرد و او را به بلائی که
گرفتار شده است سرزنش مي کند ؟ [5] مگر به ياد ستر و پوششی که خداوند بر
گناهان او افکنده نيفتاده ؟ و توجه ندارد که خداوند بر بزرگتر از
گناهی که بر ديگران عيب مي گيرد در مورد او پوشش افکنده است ؟ [6] چگونه
ديگری را بر گناهی مذمت مي کند که خود همانند آن را مرتکب شده ؟ و
اگر به آن آلوده نشده [7] [ شايد ] معصيت ديگری کرده که از آن بزرگتر
است [8] به خدا سوگند حتی اگر خداوند را در گناهان بزرگ عصيان نکرده و
تنها گناه صغيره انجام داده همين جراتش بر عيبجوئی مردم گناه بزرگتری
است [9] ای بنده خدا در عيب و مذمت هيچکس بر گناهش عجله مکن شايد
خداوند او را آمرزيده باشد . [10] و نيز بر گناه کوچکی که خود انجام
داده ای ايمن مباش شايد به خاطر آن کيفر بينی بنابراين هر کدام از شما
که از عيب ديگران آگاه است [11] به خاطر آنچه از عيب خود مي داند بايد از
عيبجوئی ديگران خودداری کند و شکر و سپاس اين موهبت که او از اين
عيوب پاک است وی را مشغول دارد .
[1] از سخنانی است که امام در مورد نهی از غيبت مردم فرموده [2] سزاوار
است کسانی که از عيوبی پاکند و از آلودگی به گناهان سالمند [3] به
گنهکاران و اهل معصيت ترحم کنند همواره در سپاس و شکر خداوند باشند
[4] و اين سپاس آنان را از پرداختن به عيبجوئی ديگران مانع گردد .چرا
و چگونه آن عيبجو عيب برادر خويش را مي گيرد و او را به بلائی که
گرفتار شده است سرزنش مي کند ؟ [5] مگر به ياد ستر و پوششی که خداوند بر
گناهان او افکنده نيفتاده ؟ و توجه ندارد که خداوند بر بزرگتر از
گناهی که بر ديگران عيب مي گيرد در مورد او پوشش افکنده است ؟ [6] چگونه
ديگری را بر گناهی مذمت مي کند که خود همانند آن را مرتکب شده ؟ و
اگر به آن آلوده نشده [7] [ شايد ] معصيت ديگری کرده که از آن بزرگتر
است [8] به خدا سوگند حتی اگر خداوند را در گناهان بزرگ عصيان نکرده و
تنها گناه صغيره انجام داده همين جراتش بر عيبجوئی مردم گناه بزرگتری
است [9] ای بنده خدا در عيب و مذمت هيچکس بر گناهش عجله مکن شايد
خداوند او را آمرزيده باشد . [10] و نيز بر گناه کوچکی که خود انجام
داده ای ايمن مباش شايد به خاطر آن کيفر بينی بنابراين هر کدام از شما
که از عيب ديگران آگاه است [11] به خاطر آنچه از عيب خود مي داند بايد از
عيبجوئی ديگران خودداری کند و شکر و سپاس اين موهبت که او از اين
عيوب پاک است وی را مشغول دارد .
-
- پست: 1002
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 350 بار
- سپاسهای دریافتی: 389 بار
خطبه 141
[12] از سخنان امام ( ع ) که در آن از شنيدن غيبت نهی کرده و به راه
شناخت حق از باطل اشاره نموده است [13] ای مردم آن کس که از برادرش
اطمينان و استقامت در دين و درستی راه و رسم را مشاهده کند [1] بايد به
سخنانی که اين و آن درباره او مي گويند گوش فراندهد آگاه باشيد گاهی
تيرانداز تيرش به خطا مي رود [ و حدس و گمان مردم گاهی نادرست است ]
[2] سخن باطل فراوان گفته مي شود ولی سخنهای باطل نابود خواهد شد و
خداوند شنوا و گواه است . [3] بدانيد بين حق و باطل بيش از چهار انگشت
فاصله نيست [4] از امام عليه السلام درباره اين سخن پرسش شد انگشتانش
را کنار هم گذارد و ميان گوش و چشم خود قرار داد سپس فرمود : [5] باطل
آن است که بگوئی شنيدم و حق آن است که بگوئی ديدم
[12] از سخنان امام ( ع ) که در آن از شنيدن غيبت نهی کرده و به راه
شناخت حق از باطل اشاره نموده است [13] ای مردم آن کس که از برادرش
اطمينان و استقامت در دين و درستی راه و رسم را مشاهده کند [1] بايد به
سخنانی که اين و آن درباره او مي گويند گوش فراندهد آگاه باشيد گاهی
تيرانداز تيرش به خطا مي رود [ و حدس و گمان مردم گاهی نادرست است ]
[2] سخن باطل فراوان گفته مي شود ولی سخنهای باطل نابود خواهد شد و
خداوند شنوا و گواه است . [3] بدانيد بين حق و باطل بيش از چهار انگشت
فاصله نيست [4] از امام عليه السلام درباره اين سخن پرسش شد انگشتانش
را کنار هم گذارد و ميان گوش و چشم خود قرار داد سپس فرمود : [5] باطل
آن است که بگوئی شنيدم و حق آن است که بگوئی ديدم