به نام خدا با سلام و ادب ،
1-معنی آيه 106 سوره يوسف :
"و اکثر خلق به خدا ايمان نمی آورند مگر اينکه مشرک شوند"؟؟
اصل آيه و ترجمه آن اين است :
وَ مَا يُؤْمِنُ أَكْثرَُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُم مُّشْرِكُون. و بيشترشان به خدا ايمان نياورند بلكه هم چنان مشركند. سوره يوسف / آيه 106 حال اگر سؤالي باقي مانده است مجددا بپرسيد ؟
2-اين سؤالم در مورد يکی از احاديث امام علی(ع) هست .ايشان می فرمايند :
با زنان مشورت نکن!(در کتاب وصيت نامه امام علی(ع) به امام حسن(ع))
هر جوری به اين قضيه نگاه می کنم دليلش رو درک نمی کنم .يعنی مردان با همسرانشان هم نبايد مشورت کنند؟
يعنی اصولا نظر زنان در هيچ امری نبايد پرسيده شود؟
. . در حدیثى که از على(ع) نقل شده است آمده است :
. «ایّاک و مُشاوره النّساء فان رأیهنّ الى أفن و عزمهن الى وهن»؛ از رایزنى با زنان بپرهیز، زیرا رأى آنان سست بوده، در تصمیمگیرى ناتوانند(7)). . و لکن هر دو مسأله با رفع عوامل آن قابل جبران است ؛ لذا در حدیث دیگرى که علامه مجلسى از على(ع) نقل مىکند پس از نقل این سخن:
«ایّاک و مشاوره النساء»؛ ا
ز مشورت با زنان بپرهیزید ، بلافاصله عده ای از زنان استثناء مىشوند
«الاّ من جربت بکمال عقل»(8)؛ مگر زنانى که کمال عقلشان آزموده و اثبات شده است. . در طرف دیگر نیز چه بسیار مردانى باشند که احساساتى یا کم تجربه باشند، مشورت با آنان نیز نافع نیست و چه بسا زیانبار باشد. بر اساس حدیث مذکور نیز امام على(ع) کمال عقل و آگاهى را در مشورت شونده شرط مىداند و زن بودن را مانع جوازمشورت نمىشمارد.
. از طرف دیگر در برخى امور که تخصصى و آشنایى زنان بیشتر است سفارش شده است که با زنان مشورت کنید .
. رسول اکرم(ص) مىفرماید:
«اِئتمروا النساء فى بناتهن»؛ د
ر امور مربوط به دخترانتان با زنان خود مشورت کنید (9) . بالاتر آنکه در قرآن کریم خداوند متعال در برخى مسایل خانوادگى دستور به رایزنى زن و مرد و تبادل افکار آنان داده است «فأن اراد فصالا عن تراض و تشاور فلا جناح علیهما»؛ اگر پدر ومادر بخواهند با رضایت و مشورت یکدیگر فرزندشان را زودتر از دو سال از شیر بازگیرند مرتکب گناهى نشدهاند(10)).
. مقصود از
تشاور، همدلى و همرأیى و مشاوره میان زن و مرد است، و چون مادر چیزهایى از تربیت فرزند مىداند که پدر نمىداند، پس اگر هم فکرى و رایزنى نکنند به زیان فرزند مىانجامد(11)
. در سوره
طلاق نیز درباره هم فکرى و همکارى زن و مرد اشاره شده است،(12)).
. و روایات نقل شده از على(ع) یا سایر روایات اثبات مىکند که مقصود از «بر حذر بودن از زنان خوب» یا «برحذر داشتن از مشورت با زنان» دقت در گفتار و اندیشه هاى
زنان معمولى است و یا زنان هوسباز ، کم خرد ، تبه کار و تهى مغزى که دل به زخارف فریبنده دنیا بسته و چشم از حقایق برتر فرو بستهاند. اما زنانى که از زر و زیور دنیا اعراض کرده و به تعقل پرداختهاند، مانند مردان شایسته مورد مشورت هستند
.. . .. - به اين آيات سوره نساء نگاه کنيد : (12,15,19,20,21,22,23,24,25)
در اين آيات و تمام آيه هايی که خداوند در آن با بنده هاش (به جز پيامبران) صحبت ميکنه هميشه مخاطب جنس مذکر هست.و هيچ آيه اي (دوباره عرض کنم که منظورم آياتی که در آن مخاطب پيامبران هستند نيست) نديدم که با زنها به طور مستقيم صحبت بشه.
حتی در آياتی که در مورد حجاب بانوان هست نوشته به زنانتان بگوئيد...
اين باعث ميشه اين احساس رو داشته باشم که خداوند قران رو فقط برای آقايون نازل کرده
به لينك زير مراجعه فرماييد:
چرا در قرآن مرد ها بيشتر مورد خطاب هستند؟ . 4-چرا در قران در مورد ولايت امام علی (ع) که انقدر موضوع مهمی هست و اتحاد مسلمانان هم به همين امر بستگی داره به طور واضح صحبتی نشده ولی مثلاً داستان حضرت يوسف (ع) يا بقيه پيامبران که همه مسلمونا ميدونند و در موردش اتفاق نظر دارند انقدر کامل و واضح اومده؟
..
.
. الف: قرآن کتابی است که به بیان کلیات می پردازد نه جزئیات، اصل امامت به صراحت در قرآن ذکر شده است اما جزئیات و مصادیق آن به خاطر مصالحی به صراحت نیامده است .
. بسیاری از مسائل هستند که در جهان اسلام اختلافات دامنه داری را ایجاد کرده اند در حالی که قرآن به آنان اشاره ای نکرده است. مثلاً در معرفی خدا که از معرفی حضرت امیر بالاتر و والا تر است بگونه ای عمل نکرده است که اختلاف بین مسلمانان بوجود نیاید مثلا آیا اصلاً خداوند صفت دارد یا ندارد؟ و اگر فرضاً دارد متحد با ذات است یا نه؟ و آیا ممکن است خدا جسم و مکان داشته باشد؟ کلام خدا و اراده خدا حادث است یا نه؟ و... اینها مباحثی است که اختلافات زیادی را در بین مسلمانان موجب گشته است، حال آیا می شود اشکال کرد که چرا قرآن اینها را بگونه ای واضح ننوشت که مردم در آن اختلاف نکنند. در حالیکه با تدبر در قرآن همة این مسائل و حتی امامت امیرالمؤمنین علیه السلام قابل اثبات است.
از طرفي آيا جزئيات احكام مثل جزئيات نماز و روزه و حج و ... در قرآن بطور صريح آمده است ؟
. .
.ب: اگر فرضاً در قرآن اسم امام را هم تعیین می کرد از کجا که اختلاف دیگری بین مسلمانان ایجاد نمی گشت، واز کجا معلوم که به انکار اصل دین منجر نمی شد و اگر قرآن می فرماید:
"انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون" یکی از معانی آن این است که قرآن بگونه ای طراحی شده است که هم راه هدایت را برای حقیقت جویان تبیین می نماید و هم این تبیین را بگونه ای به انجام می رساند که از آسیب دیگران در امان باشد و زمینه را برای تحریف فراهم نسازد و ما معتقدیم که جای دادن آیات مربوط به اهل بیت عليهم السلام در بین آیات دیگرتوسط پیامبر(ص) درهمین راستا قابل ارزیابی است.
... ج: اگر در قرآن اسم امام می آمد هیچ بعید نبود و این امکان کاملاً قابل طرح بود که عده ای که دارای تشکیلات به هم پیوسته و منظمی بوده اند، توطئه چیده و بگویند که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم در آخرین لحظات حیات خود فرموده که این آیه باید نسخ گردد و مثلاً انتخاب خلیفه به شورا واگذار شده است و صلاحیت حضرت امیر (ع) از طرف خداوند سلب گردیده است.
. د: ممکن است گفته شود: اگر در قرآن اسم امام می آمد ریشه اختلاف می خشکید چون قابل تصور نیست که مسلمانان صدر اسلام بر خلاف متن قرآن عمل بکنند.
.
.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
7) نهجالبلاغه، نامه 31.
8 ) (علامه مجلسى، بحارالانوار، ج103؛ طهران: المکتبة الاسلامیة، ، ص 253).
9 ) (نهج الفصاحه مترجم: ابوالقاسم پاینده، تهران: سازمان چاپ وانتشارات جاویدان، چاپ نهم، 1354، ص 2، ح 7).
10) (سوره بقره، آیه 233
11) (ر.ک: رجب نژاد، محمدرضا؛ خرد زیبا (بررسىشبهه نقصان عقل) تهران: انتشارات عابد، بهار 80، ص 91).
12) (سوره طلاق، آیه 6
13) (علامه جعفرى، زن از دیدگاه امام على(ع)، تنظیم و تلخیص، محمدرضا جوادى،تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1378، ص 51).
14) همان، ص 104