هوالمحبوب اصحاب
1. عثمان بن سعيد عمروى (متوفاى سال 257ق.).
2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).
3. حسين بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).
4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).
اين چهار تن نماينده بلافصل امام زمان(ع) بودند كه در ايام غيبت صغرى، پس از شهادت امام حسن عسكرى(ع)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتيب، واسطه ميان امام(ع) وشيعيان ايشان بودند. اين چهار نفر به «نوّاب اربعه» مشهورند.
ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313نفر از يارانش به او پيوسته و نخستين هسته لشكريان امام(ع) را تشكيل مىدهند.
علاوه بر آنان، هزاران نفر در ايام غيبت آن حضرت به اين مقام ارجمند نايل شدهاند كه بر ديگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند.
همچنين افراد بسيارى در ايام غيبت به محضرش شرفياب گشته و از عناياتش بهرهمند شدهاند كه در اين جا به نام برخى از آنان اشاره مىگردد:
1. اسماعيل بن حسن هرقلى.
2. سيد محمد بن عباس جبل عاملى.
3. سيد عطوه علوى حسنى.
4. اميراسحاق استرآبادى.
5. ابوالحسين بن ابى بغل.
6. شريف عمر بن حمزه.
7. ابوراجح حمامى.
8. شيخ حر عاملى.
9. مقدس اردبيلى.
10. محمد تقى مجلسى.
11. ميرزا محمد استرآبادى.
12. علامه بحر العلوم.
13. شيخ حسين آل رحيم.
14. ابوالقاسم بن ابى جليس.
15. ابو عبداللَّه كندى.
16. ابو عبداللَّه جنيدى.
17. محمد بن محمد كلينى.
18. محمد بن ابراهيم بن مهزيار.
19. محمد بن اسحاق قمى.
20. محمد بن شاذان نيشابورى. ادامه دارد...
...:. ياران نور .:...
مدیر انجمن: شورای نظارت

-
- پست: 444
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
- محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
- سپاسهای ارسالی: 3080 بار
- سپاسهای دریافتی: 1425 بار
Re: ...:. ياران نور .:...
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری

-
- پست: 444
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
- محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
- سپاسهای ارسالی: 3080 بار
- سپاسهای دریافتی: 1425 بار
Re: ...:. ياران نور .:...
هوالمحبوب
آگاهى و شناخت ياران
از ويژگيهاى آنان، اوج آگاهى و عمق دانايى و درايت آنهاست دلهاشان به نور معرفت درخشنده و نور باران است. به راهى كه مى روند يقين كامل داشته لذا همچون كنيزى كه از مولاى خود اطاعت مى كند، از امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ فرمانبردارى مى نمايند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«ورجال كانّ قلوبهم زبر الحديد، لا يشوبها شك في ذات اللّه أشد من الحجر . . . هم أطوع له من الأُمّة لسيّدها كالمصابيح . . . كانّ قلوبهم القناديل»
مردانى كه دلهاشان بسان پاره ى آهن است. در ايمانشان به خدا و وعده ى او ذرّه اى ترديد ندارند و باور آنان از كوه سخت تر است . . . ايشان در فرمانبردارى از سالار خويش مطيع تر از كنيز نسبت به مولاى خود مى باشند. آنان بسان چراغهاى روشنگرند . . . دلهايشان بسان مشعلهاى پر نور است.
زيبا و ژرفترين توصيف براى يارن آن حضرت را در اين سخن زيبا مى توان ديد كه مى فرمايد:
هرگز قلب آنان به ذره اى از شك آلوده نمى شود. و اين مقامى فراتر از فهم و دركهاست. ادامه دارد ...
آگاهى و شناخت ياران
از ويژگيهاى آنان، اوج آگاهى و عمق دانايى و درايت آنهاست دلهاشان به نور معرفت درخشنده و نور باران است. به راهى كه مى روند يقين كامل داشته لذا همچون كنيزى كه از مولاى خود اطاعت مى كند، از امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ فرمانبردارى مى نمايند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«ورجال كانّ قلوبهم زبر الحديد، لا يشوبها شك في ذات اللّه أشد من الحجر . . . هم أطوع له من الأُمّة لسيّدها كالمصابيح . . . كانّ قلوبهم القناديل»
مردانى كه دلهاشان بسان پاره ى آهن است. در ايمانشان به خدا و وعده ى او ذرّه اى ترديد ندارند و باور آنان از كوه سخت تر است . . . ايشان در فرمانبردارى از سالار خويش مطيع تر از كنيز نسبت به مولاى خود مى باشند. آنان بسان چراغهاى روشنگرند . . . دلهايشان بسان مشعلهاى پر نور است.
زيبا و ژرفترين توصيف براى يارن آن حضرت را در اين سخن زيبا مى توان ديد كه مى فرمايد:
هرگز قلب آنان به ذره اى از شك آلوده نمى شود. و اين مقامى فراتر از فهم و دركهاست. ادامه دارد ...
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری

-
- پست: 444
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
- محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
- سپاسهای ارسالی: 3080 بار
- سپاسهای دریافتی: 1425 بار
Re: ...:. ياران نور .:...
هوالمحبوب آمـريـن به معروف و پيكـاركننـدگـان بـا منكــر
رسالت حضرت مهدى و ياران باوفايـش احياء ديـن خـدا و اتمام رسالت انبيا و اوليا و اصلاح زميـن كه ظالمان و فاسدان با بدعت ها و ظلم هايشان روز خاكيان را مبـدل به شب ديجـورى كرده با شراره سـم ستمشان, سيماى سپيده را روشنـى بخشند و نقاب تزوير را از چهره مزوران بركشنـد و رسالتـش را در دو عنـوان سبز بسط در ((قسط)) و ((عدل)) خلاصه گـردانـد.
((يملا الارض قسطـا و عدلا كما ملئت ظلما و جـورا)). سيره رسـول گرامى اسلام و همه معصوميـن(ع) بر امر به معروف و نهى از منكر بود, و از بدو دوران كودكى تا واپسيـن لحظات حيات آن را پاس داشته اند. يعقـوب سراج, خدمت امام صادق(ع) مى رسد در حالـى كه حضرت در كنار گهواره فـرزنـدش حضـرت مـوسـى بـن جعفـر(ع) ايستاده و با او سخـن مى گويد. يعقوب گويد:
مـن نشستم تا امام از سخـن گفتـن با فرزندش فارغ شد, پـس بـرخـاستـم, امـام صـادق(ع) به مـن فـرمـود:
نزديك سرورت بيا و او را سلام گوى. مـن نزديك گهواره رفتـم و به كـودك سلام كردم, امام موسى بـن جعفر(ع) از درون گهواره با زبانى فصيح و گويا سلام را پاسخ گفت فـرمـود:
((اذهب و تغيـر اسم ابنتك التـى سميتها امـس فانه اسـم يبغضه الله)) برو و آن نام را كه ديروز بـر دختـرت نهاده اى تغيير ده زيرا ايـن اسم را خدا دشمـن دارد.
آن گاه امام صادق(ع) فرمود: به دستور فرزندم عمل كـن تـا هـدايت يـابـى. مـن نيز به دستـور آن حضـرت عمل كـردم و نـام ((حميرا)) دختر يك روزه ام را تغيير دادم.))
بنابرايـن, يكى از اوصاف بارز ياران حجت, امر به معروف و نهى از منكـر مـى باشـد. امام صادق(ع) در تفسير آيه ((الذيـن ان مكناهـم فـى الارض اقامـوا الصلاه و آتـوا الزكاه و امـروا بالمعروف و نهو عن المنكـر و لله عاقبه الامـور)). مـى فـرماينـد:
بـراى آل محمـد(ص) مهدى(ع) و اصحـاب او, خـداونـد متعال مشارق و مغارب زميـن را به تصرف آن ها درآورد, و ديـن را آشكار سازد, و خـداونـد متعال به وسيله او و يارانش بدعت ها و باطل را از بيـن مى برد, هم چنان كه سفيهان حق را ميرانده باشند, تا جايى كه اثرى از ظلـم ديده نشـود و امر به معروف و نهى از منكر خـواهنـد نمـود و عاقبت كـارهـا به دست خـداست.
رسالت حضرت مهدى و ياران باوفايـش احياء ديـن خـدا و اتمام رسالت انبيا و اوليا و اصلاح زميـن كه ظالمان و فاسدان با بدعت ها و ظلم هايشان روز خاكيان را مبـدل به شب ديجـورى كرده با شراره سـم ستمشان, سيماى سپيده را روشنـى بخشند و نقاب تزوير را از چهره مزوران بركشنـد و رسالتـش را در دو عنـوان سبز بسط در ((قسط)) و ((عدل)) خلاصه گـردانـد.
((يملا الارض قسطـا و عدلا كما ملئت ظلما و جـورا)). سيره رسـول گرامى اسلام و همه معصوميـن(ع) بر امر به معروف و نهى از منكر بود, و از بدو دوران كودكى تا واپسيـن لحظات حيات آن را پاس داشته اند. يعقـوب سراج, خدمت امام صادق(ع) مى رسد در حالـى كه حضرت در كنار گهواره فـرزنـدش حضـرت مـوسـى بـن جعفـر(ع) ايستاده و با او سخـن مى گويد. يعقوب گويد:
مـن نشستم تا امام از سخـن گفتـن با فرزندش فارغ شد, پـس بـرخـاستـم, امـام صـادق(ع) به مـن فـرمـود:
نزديك سرورت بيا و او را سلام گوى. مـن نزديك گهواره رفتـم و به كـودك سلام كردم, امام موسى بـن جعفر(ع) از درون گهواره با زبانى فصيح و گويا سلام را پاسخ گفت فـرمـود:
((اذهب و تغيـر اسم ابنتك التـى سميتها امـس فانه اسـم يبغضه الله)) برو و آن نام را كه ديروز بـر دختـرت نهاده اى تغيير ده زيرا ايـن اسم را خدا دشمـن دارد.
آن گاه امام صادق(ع) فرمود: به دستور فرزندم عمل كـن تـا هـدايت يـابـى. مـن نيز به دستـور آن حضـرت عمل كـردم و نـام ((حميرا)) دختر يك روزه ام را تغيير دادم.))
بنابرايـن, يكى از اوصاف بارز ياران حجت, امر به معروف و نهى از منكـر مـى باشـد. امام صادق(ع) در تفسير آيه ((الذيـن ان مكناهـم فـى الارض اقامـوا الصلاه و آتـوا الزكاه و امـروا بالمعروف و نهو عن المنكـر و لله عاقبه الامـور)). مـى فـرماينـد:
بـراى آل محمـد(ص) مهدى(ع) و اصحـاب او, خـداونـد متعال مشارق و مغارب زميـن را به تصرف آن ها درآورد, و ديـن را آشكار سازد, و خـداونـد متعال به وسيله او و يارانش بدعت ها و باطل را از بيـن مى برد, هم چنان كه سفيهان حق را ميرانده باشند, تا جايى كه اثرى از ظلـم ديده نشـود و امر به معروف و نهى از منكر خـواهنـد نمـود و عاقبت كـارهـا به دست خـداست.
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری

-
- پست: 444
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
- محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
- سپاسهای ارسالی: 3080 بار
- سپاسهای دریافتی: 1425 بار
Re: ...:. ياران نور .:...
هوالمحبوب ايمان و اطاعت از رهبرى
امامت و رهبرى, از اركان دين مبيـن اسلام و محـور و اساس همه كارها اعم از عبـادى و غيـرعبـادى است: ((و انه ليعلـم ان محلـى منها محل القطب من الرحا...)) و همه اعمال اعم از فـردى و اجتماعى به نـوعى وابسته به امامت است. لذا ايمان به رهبـرى زمينه سـاز فلاح و رستگـارى مسلمـانان است.
هميـن ايمان و اطاعت از رهبرى و پيامبر بـود كه در مدتى بسيار كـم مسلمانان صدر اسلام از حضيض ذلت به اوج عزت رسيدنـد و پـوزه ظالمان و متكبران را به خاك ماليدند چرا كه به فرمان خـدا به آن چه پيامبر مى فرمـود گردن مـى نهادنـد:
((و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكـم عنه فانتهوا)) و بعد از رسـول خدا شيعيان اهل بيت همان عقيـده و ايمان را نسبت به ائمه اطهار داشته و ياران حجت(ع) در بالاتـريـن درجه آن نسبت به امام زمان ـ عليه السلام ـ دارنـد كه ايـن عشق و ايمان در وجـود آن حضرت متمركز گرديده:
((يتمسحـون بسرح الامام عليه السلام يطلبـون بذلك البـركه)) ايـن عشق به امـام است كه سـر از پــا نشناخته براى اطاعت و اجراى فراميـن او شب و روز را نمـى شناسنـد و در راه فرمان بـردارى او از يك كنيز نسبت به مـولايـش مطيع ترانـد و در هنگام خطرات بـراى دفاع از وجـود او جـانشـان را فـدا مـى كننـد:
((و يخفـون به يقـونه باءنفسهم فى الحروب و يكفونه ما يويد... هم اطوع له مـن الامه لسيدها)) از وجـود مبـاركـش و آن چه متعلق به اوست تبـرك و شفـا مـى جـويند:
كيســت كـاشفتـه آن زلــف چـليپا نشود
ديده اى نيست كه بيند تـو و شيـدا نشود
ناز كن ناز كه دل ها همه در بند تو اند
غمزه كن غمزه كه دلبر چو تو پيدا نشود
سر به خاك سر كوى تــو نهد جان از دست
جان چه باشد كه فــداى رخ زيبا نشــود
ايـن عشق و علاقه امام و يارانـش به حدى به هـم گره خورده كه ((آن چه شخص امام بـدان وصف شده اند, آنان نيز به آن تـوصيف گشته اند:
((انهم اذا ساروا الرعب امامهم سيره شهر; هنگامى كه به طرف مكانـى حـركت مـى كننـد, تـرس از آنان پيشاپيـش در دل مـردمان افتـد.)) ((لايكفـون سيـوفهم حتـى يرضـى الله عزوجل; آنان دست از شمشيرهاى خـود در پيكار با دشمنان ديـن باز نمـى گيرند تا آن كه خداى تعالى راضـى شـود.)) ايـن همه به سبب آن است كه ياران مهدى شيعه كاملـى براى مـولاى خـود بـوده و افعال و صفاتشان مطابق افعال و صفات امام عليه السلام مى باشد.
امامت و رهبرى, از اركان دين مبيـن اسلام و محـور و اساس همه كارها اعم از عبـادى و غيـرعبـادى است: ((و انه ليعلـم ان محلـى منها محل القطب من الرحا...)) و همه اعمال اعم از فـردى و اجتماعى به نـوعى وابسته به امامت است. لذا ايمان به رهبـرى زمينه سـاز فلاح و رستگـارى مسلمـانان است.
هميـن ايمان و اطاعت از رهبرى و پيامبر بـود كه در مدتى بسيار كـم مسلمانان صدر اسلام از حضيض ذلت به اوج عزت رسيدنـد و پـوزه ظالمان و متكبران را به خاك ماليدند چرا كه به فرمان خـدا به آن چه پيامبر مى فرمـود گردن مـى نهادنـد:
((و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكـم عنه فانتهوا)) و بعد از رسـول خدا شيعيان اهل بيت همان عقيـده و ايمان را نسبت به ائمه اطهار داشته و ياران حجت(ع) در بالاتـريـن درجه آن نسبت به امام زمان ـ عليه السلام ـ دارنـد كه ايـن عشق و ايمان در وجـود آن حضرت متمركز گرديده:
((يتمسحـون بسرح الامام عليه السلام يطلبـون بذلك البـركه)) ايـن عشق به امـام است كه سـر از پــا نشناخته براى اطاعت و اجراى فراميـن او شب و روز را نمـى شناسنـد و در راه فرمان بـردارى او از يك كنيز نسبت به مـولايـش مطيع ترانـد و در هنگام خطرات بـراى دفاع از وجـود او جـانشـان را فـدا مـى كننـد:
((و يخفـون به يقـونه باءنفسهم فى الحروب و يكفونه ما يويد... هم اطوع له مـن الامه لسيدها)) از وجـود مبـاركـش و آن چه متعلق به اوست تبـرك و شفـا مـى جـويند:
كيســت كـاشفتـه آن زلــف چـليپا نشود
ديده اى نيست كه بيند تـو و شيـدا نشود
ناز كن ناز كه دل ها همه در بند تو اند
غمزه كن غمزه كه دلبر چو تو پيدا نشود
سر به خاك سر كوى تــو نهد جان از دست
جان چه باشد كه فــداى رخ زيبا نشــود
ايـن عشق و علاقه امام و يارانـش به حدى به هـم گره خورده كه ((آن چه شخص امام بـدان وصف شده اند, آنان نيز به آن تـوصيف گشته اند:
((انهم اذا ساروا الرعب امامهم سيره شهر; هنگامى كه به طرف مكانـى حـركت مـى كننـد, تـرس از آنان پيشاپيـش در دل مـردمان افتـد.)) ((لايكفـون سيـوفهم حتـى يرضـى الله عزوجل; آنان دست از شمشيرهاى خـود در پيكار با دشمنان ديـن باز نمـى گيرند تا آن كه خداى تعالى راضـى شـود.)) ايـن همه به سبب آن است كه ياران مهدى شيعه كاملـى براى مـولاى خـود بـوده و افعال و صفاتشان مطابق افعال و صفات امام عليه السلام مى باشد.
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری

-
- پست: 444
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
- محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
- سپاسهای ارسالی: 3080 بار
- سپاسهای دریافتی: 1425 بار
Re: ...:. ياران نور .:...
هوالمحبوب ايمان ياوران مهدى (ع)
ايمـان از مهم تـريـن مـايه هـاى يك انسـان خـداجـــو است. پـايـدارى, شجاعت, رشادت, ايثـار, فـداكارى و... يك انسان مـومـن ريشه در ايمان وى دارد. ياوران مهدى از مـومنانـى هستنـد كه ايمانشـان آن ها را به مرحله اى رسانـده است كه هرگـونه شك و ريبـى در دلشان راه نمـى يابـد.
همان كسانـى كه به نقل روايات در ترنـم روح بخـش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آن ها هم چـون صداى زنبـوران عسل درهـم پيچيده و شب را تا به صبح به راز و نياز با خـداى خويـش مشغولنـد.
و خودخـواهـى ها و منيت ها را در زير آسياب تهجـد سورمه كرده و با آن چشـم دل را روشـن نموده اند. خدا را با معرفت شناخته و ايمان به خـدا در اعماق جانشان نفـوذ كرده است. لذا در راه ايمان و اجراى فراميـن الهى از هيچ مانعى هراس ندارند و از سرزنش هيچ سرزنش كننده اى بيم به دل راه نمى دهند. چنان كه صادق آل محمد(ص) از قرآن كريـم اوصاف آن ها را بيان داشته و به ايمان آن ها و راهشـان سفـارش مـى كننـد:
سليمان بـن هارون مى گويد: به آن جناب عرضه داشتـم بعضى از ايـن عجليان گويند كه شمشير رسول خدا(ص) نزد عبدالله بـن حسـن است! فرمود: به خدا سـوگند, نه او و نه پدرش با هيچ يك از دو چشمانـش آن را نديده, مگر آن كه پدرش آن را نزد حسيـن(ع) ديده باشد, و البته براى صاحب ايـن امر محفـوظ است, پـس, مبادا به راست و چپ روى آورى, كه به خدا سوگند امر روشـن است.
به خدا سوگند اگر اهل آسمان و زمين هم دست شوند كه ايـن امر را از جايگاهى كه خداوند آن را در وى قرار داده بـرطرف سازند نخـواهند تـوانست, و چنان چه همه مردمان كفر ورزنـد تا جايى كه هيچ كـس باقى نماند; همانا خداوند براى ايـن امر كسانى را خـواهد آورد كه او شايستگان آن باشنـد.
سپـس فـرمـود: آيا نمـى شنـوى كه خـداونـد مـى فرمايد: ((اى كسانـى كه ايمان آورده ايد هر كدام از شماها از ديـن خـود مرتد شـويد پـس به زودى خداوند قومى را كه دوست مى دارد و آن ها نيز خدا را دوست مى دارند و نسبت به مـومنان فروتـن و بر كافران سرافراز و مقتدرند به نصـرت اسلام بـر مـى انگيزد...)) تا آخـر آيه را تلاوت فرمـود و در آيه ديگر فرمود: ((پـس اگر ايـن قوم به آن كفر ورزند, همانا قـومى را كه هرگز به آن كافر نشوند بر آن برگماريم)).
سپـس حضرت فرمود: همانا (اهل) ايـن آيه همان اهل آن آيه مى باشند.)) آيه اى كه امام صادق ـ عليه السلام - آن را تلاوت فـرمـوده انـد اوصاف مـومنانـى كه بـايـد ايـن رسـالت بزرگ را انجـام دهنـد چنيـن بيـان مـى دارد:
1ـ آن ها به خـدا عشق مى ورزند و جز به خشنـودى او نمـى انديشنـد: ((يحبهم و يحبونه
2ـ در برابر برادران دينيشان خاضع و فروتـن هستند: ((اذله على المـومنيـن
3ـ نسبت به كـافـران ستـم گـر و كج انـديـش, سـرسخت, خشـن و سـرافـرازنـد:
((اعزه على الكافرين)); 4ـ براى بسط عدل و اجراى فراميـن الهى همـواره در راه جهاد فـى سبيل الله هستنـد: ((يجـاهـدون فـى سبيل الله)); 5ـــ در جهت نابـودى كافران و برچيدن بساط ستـم گران كوشا و از هيچ ملامتى پروا ندارند: ((و لايخافون لومه لائم)).
ايـن ها همه از اعتقاد به خـدا و ايمان به مقصـد و ميل به هـدف آن ها نشاءت گرفته و از آن ها انسان هايـى ساخته كه در حقيقت علاوه بر قدرت جسمانـى چنان شهامتى دارند كه از شكستـن سنت هاى غلط و مخالف با اكثريتـى كه راه انحراف را پيـش گـرفته انـد, و با تكيه بـر كثـرت عددى خـود ديگـران را به استهزا مى گيرند, پروايـى ندارنـد. بسيارى از افراد را مـى شناسيـم كه صفات ممتازى دارنـد, اما در مقابل غوغاى محيط و هجـوم افكار عوام و اكثـريت هاى منحـرف بسيار محافظه كار, ترسـو, و بـى جرئتند, و زود در مقابل آن ها ميدان را خالى مـى كنند, در حالـى كه براى يك رهبر سازنـده و افرادى كه بـراى پياده كردن افكـار او وارد ميـدان مـى شـونـد, قبل از هـر چيز چنيـن شهامتـى لازم است.
عوام زدگـى, محيطزدگـى, و امثال آن كه همگـى نقطه مقابل ايـن امتياز عالـى روحى هستند, سد راه بيش تر اصلاحات محسوب مى گردند.)) آرى به دست آوردن ايـن امتيازات و موفقيت ها در هر درجه اى كه باشد علاوه بر كوشـش خـود فرد, مرهون فضل خـداوند است كه به هر كـس بخـواهد و شايسته بيند عطا كنـد و حاصل لطف اوست: ((ذلك فضل الله يـوتيه مـن يشـاء)).
ايمـان از مهم تـريـن مـايه هـاى يك انسـان خـداجـــو است. پـايـدارى, شجاعت, رشادت, ايثـار, فـداكارى و... يك انسان مـومـن ريشه در ايمان وى دارد. ياوران مهدى از مـومنانـى هستنـد كه ايمانشـان آن ها را به مرحله اى رسانـده است كه هرگـونه شك و ريبـى در دلشان راه نمـى يابـد.
همان كسانـى كه به نقل روايات در ترنـم روح بخـش تلاوت قرآن و مناجات شبانه آن ها هم چـون صداى زنبـوران عسل درهـم پيچيده و شب را تا به صبح به راز و نياز با خـداى خويـش مشغولنـد.
و خودخـواهـى ها و منيت ها را در زير آسياب تهجـد سورمه كرده و با آن چشـم دل را روشـن نموده اند. خدا را با معرفت شناخته و ايمان به خـدا در اعماق جانشان نفـوذ كرده است. لذا در راه ايمان و اجراى فراميـن الهى از هيچ مانعى هراس ندارند و از سرزنش هيچ سرزنش كننده اى بيم به دل راه نمى دهند. چنان كه صادق آل محمد(ص) از قرآن كريـم اوصاف آن ها را بيان داشته و به ايمان آن ها و راهشـان سفـارش مـى كننـد:
سليمان بـن هارون مى گويد: به آن جناب عرضه داشتـم بعضى از ايـن عجليان گويند كه شمشير رسول خدا(ص) نزد عبدالله بـن حسـن است! فرمود: به خدا سـوگند, نه او و نه پدرش با هيچ يك از دو چشمانـش آن را نديده, مگر آن كه پدرش آن را نزد حسيـن(ع) ديده باشد, و البته براى صاحب ايـن امر محفـوظ است, پـس, مبادا به راست و چپ روى آورى, كه به خدا سوگند امر روشـن است.
به خدا سوگند اگر اهل آسمان و زمين هم دست شوند كه ايـن امر را از جايگاهى كه خداوند آن را در وى قرار داده بـرطرف سازند نخـواهند تـوانست, و چنان چه همه مردمان كفر ورزنـد تا جايى كه هيچ كـس باقى نماند; همانا خداوند براى ايـن امر كسانى را خـواهد آورد كه او شايستگان آن باشنـد.
سپـس فـرمـود: آيا نمـى شنـوى كه خـداونـد مـى فرمايد: ((اى كسانـى كه ايمان آورده ايد هر كدام از شماها از ديـن خـود مرتد شـويد پـس به زودى خداوند قومى را كه دوست مى دارد و آن ها نيز خدا را دوست مى دارند و نسبت به مـومنان فروتـن و بر كافران سرافراز و مقتدرند به نصـرت اسلام بـر مـى انگيزد...)) تا آخـر آيه را تلاوت فرمـود و در آيه ديگر فرمود: ((پـس اگر ايـن قوم به آن كفر ورزند, همانا قـومى را كه هرگز به آن كافر نشوند بر آن برگماريم)).
سپـس حضرت فرمود: همانا (اهل) ايـن آيه همان اهل آن آيه مى باشند.)) آيه اى كه امام صادق ـ عليه السلام - آن را تلاوت فـرمـوده انـد اوصاف مـومنانـى كه بـايـد ايـن رسـالت بزرگ را انجـام دهنـد چنيـن بيـان مـى دارد:
1ـ آن ها به خـدا عشق مى ورزند و جز به خشنـودى او نمـى انديشنـد: ((يحبهم و يحبونه
2ـ در برابر برادران دينيشان خاضع و فروتـن هستند: ((اذله على المـومنيـن
3ـ نسبت به كـافـران ستـم گـر و كج انـديـش, سـرسخت, خشـن و سـرافـرازنـد:
((اعزه على الكافرين)); 4ـ براى بسط عدل و اجراى فراميـن الهى همـواره در راه جهاد فـى سبيل الله هستنـد: ((يجـاهـدون فـى سبيل الله)); 5ـــ در جهت نابـودى كافران و برچيدن بساط ستـم گران كوشا و از هيچ ملامتى پروا ندارند: ((و لايخافون لومه لائم)).
ايـن ها همه از اعتقاد به خـدا و ايمان به مقصـد و ميل به هـدف آن ها نشاءت گرفته و از آن ها انسان هايـى ساخته كه در حقيقت علاوه بر قدرت جسمانـى چنان شهامتى دارند كه از شكستـن سنت هاى غلط و مخالف با اكثريتـى كه راه انحراف را پيـش گـرفته انـد, و با تكيه بـر كثـرت عددى خـود ديگـران را به استهزا مى گيرند, پروايـى ندارنـد. بسيارى از افراد را مـى شناسيـم كه صفات ممتازى دارنـد, اما در مقابل غوغاى محيط و هجـوم افكار عوام و اكثـريت هاى منحـرف بسيار محافظه كار, ترسـو, و بـى جرئتند, و زود در مقابل آن ها ميدان را خالى مـى كنند, در حالـى كه براى يك رهبر سازنـده و افرادى كه بـراى پياده كردن افكـار او وارد ميـدان مـى شـونـد, قبل از هـر چيز چنيـن شهامتـى لازم است.
عوام زدگـى, محيطزدگـى, و امثال آن كه همگـى نقطه مقابل ايـن امتياز عالـى روحى هستند, سد راه بيش تر اصلاحات محسوب مى گردند.)) آرى به دست آوردن ايـن امتيازات و موفقيت ها در هر درجه اى كه باشد علاوه بر كوشـش خـود فرد, مرهون فضل خـداوند است كه به هر كـس بخـواهد و شايسته بيند عطا كنـد و حاصل لطف اوست: ((ذلك فضل الله يـوتيه مـن يشـاء)).
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری

-
- پست: 444
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷, ۳:۵۷ ب.ظ
- محل اقامت: خیلی دور ، خیلی نزدیک
- سپاسهای ارسالی: 3080 بار
- سپاسهای دریافتی: 1425 بار
Re: ...:. ياران نور .:...
هوالمحبوب تواضع و فروتنى ياران
آنان قهرمانانى فروتن، متواضع و برخوردار از ارزش اخلاقى و انسانى اند و هرگز مغرور و مست قدرت نمى شوند. آنها به مقام والاى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آنگونه كه شايسته و بايسته است اعتقاد دارند; تا آنجا كه نه تنها از وجود گرانمايه ى آنحضرت بهره مى برند; بلكه از زين مركب او نيز به افتخار تبرّك مى جويند و آن را مسّ مى كنند.
آنان بسان فداكارانى هوشيار، بر گرد آن سرچشمه ى بركات و والاييها و ارزشها حلقه مى زنند و جان خويش را در همه ى فراز و نشيبها و ميدانهاى جهاد و پيكار، سپر بلاى جان گرامى او مى سازند و دستورات و خواسته هايش را لبّيك مى گويند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«كانّ على خيولهم العقبان يتمسّحون بسرج الامام يطلبون بذلك البركة ويحفّون به، يقون بأنفسهم في الحروب ويكفونه ما يريد» .
چابك بسان عقاب بر مركبهاى خويش سوارند و در عشق به حضرت چنانند كه زين مركب او را براى تبرّك جستن مسح مى كنند و بر گرد يار حلقه مى زنند و در فراز و نشيبها و پيكارها او را بسان جان شيرين با همه ى وجود محافظت مى كنند و هر دستورى دهد او را بسنده اند و به انجام رساننده.
منبع:[External Link Removed for Guests]
آنان قهرمانانى فروتن، متواضع و برخوردار از ارزش اخلاقى و انسانى اند و هرگز مغرور و مست قدرت نمى شوند. آنها به مقام والاى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آنگونه كه شايسته و بايسته است اعتقاد دارند; تا آنجا كه نه تنها از وجود گرانمايه ى آنحضرت بهره مى برند; بلكه از زين مركب او نيز به افتخار تبرّك مى جويند و آن را مسّ مى كنند.
آنان بسان فداكارانى هوشيار، بر گرد آن سرچشمه ى بركات و والاييها و ارزشها حلقه مى زنند و جان خويش را در همه ى فراز و نشيبها و ميدانهاى جهاد و پيكار، سپر بلاى جان گرامى او مى سازند و دستورات و خواسته هايش را لبّيك مى گويند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«كانّ على خيولهم العقبان يتمسّحون بسرج الامام يطلبون بذلك البركة ويحفّون به، يقون بأنفسهم في الحروب ويكفونه ما يريد» .
چابك بسان عقاب بر مركبهاى خويش سوارند و در عشق به حضرت چنانند كه زين مركب او را براى تبرّك جستن مسح مى كنند و بر گرد يار حلقه مى زنند و در فراز و نشيبها و پيكارها او را بسان جان شيرين با همه ى وجود محافظت مى كنند و هر دستورى دهد او را بسنده اند و به انجام رساننده.
منبع:[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری
جنبش مبارزه با صهیونیزم ، اومانیسم و فراماسونری