خطبه های حضرت علی (ع)

مدیر انجمن: شورای نظارت

ارسال پست
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 121
[3] از خطبه هائی است که امام ( ع ) ايراد فرموده پس از ليله الهرير
يکی از ياران امام ( ع ) بپاخواست و گفت : تو ما را از مسأله
حکميت نهی کردی سپس به آن امر فرمودی ما نفهميديم کدام يک از اين
دو دستور صحيح است ؟ امام ( ع ) [ از اين سخن ناراحت شد ] و دستها
را به هم زد سپس فرمود : [4] اين جزای کسی است که بيعت را ترک کند و
پيمان را بشکند بخدا سوگند هنگامی که شما را دستور به جهاد [ با
لشکر معاويه ] دادم [5] شما را وادار به کاری کردم که خوشايندتان نبود
ولی خداوند خيرتان را در آن قرار داده بود اگر شما در برابر اين دستور
تسليم شده بوديد به هنگامی که در مسير حق گام برمي داشتيد رهبرتان بودم
[6] و اگر منحرف مي شديد شما را به راه بازمي گرداندم و اگر خودداری
مي کرديد کسانی را به جای شما مي گماردم و به هر حال برای من اطمينان
بخش بود [7] اما [ افسوس که شما هرگز تسليم فرمان من نبوديد ] من با
کمک چه کسی بجنگم ؟ و به که اعتماد کنم ؟ [ عجبا ] من مي خواهم به
وسيله شما بيماريها را مداوا کنم اما شما خود درد منيد من
به کسی مي مانم که بخواهد خار را به وسيله خار بيرون آورد [8] با اينکه
مي داند خار همانند خار است . بارخدايا طبيبان اين درد جانگزا خسته
شده اند [9] بازوی توانای رادمردان در کشيدن آب همت از چاه وجود اين مردم
که دائما فروکش مي کند ناتوان گرديده [10] کجايند مردمی که به اسلام دعوت
شدند و پذيرفتند ؟ قرآن را تلاوت کردند و آن چنانکه بايد آن را
شناختند ؟ [11] به سوی جهاد برانگيخته شدند و عاشقانه همچون عشق ناقه
به فرزندانش به سوی آن به راه افتادند ؟ غلاف شمشيرها را کنار
انداختند [12] و گرداگرد زمين را گروه گروه و صف به صف احاطه کردند ؟
[13] بعضی شهيد گشتند و برخی نجات يافتند ؟ هيچگاه از زنده ماندن کسی در
ميدان جنگ شاد نمي شدند و در مرگ شهداء نيازی به تسليت نداشتند .
[1] براثر گريه [ از خوف خدا ] چشمانشان ناراحت بود و از زيادی روزه
شکمها از غذا تهی [2] دعاهای بسيار لبهايشان را خشک و شب زنده داری
چهره هاشان را دگرگون کرده بود [3] و غبار خشوع بر چهره هاشان نشسته بود [ در
ميدان جهاد همچون شير مي غريدند و بهنگام شب با خدا رازو نياز داشتند ]
آنها برادران من بودند که رفتند بر ما شايسته است تشنه ملاقاتشان
باشيم [4] و از فراقشان انگشت حسرت به داندان بگزيم . شيطان راههای
خويش را برای شما آسان جلوه مي دهد [5] و ميخواهد پيمان دين شما را گره
گره بگشايد و بجای جمعيت و هم آهنگی تفرقه [6] و بوسيله تفرقه فتنه
برقرار سازد . بنابراين از وسوسه ها و فريبهای او روی بگردانيد [7] کسی که
به شما نصيحت را هديه کند آن را بپذيريد و قبول کنيد و آن را در درون
وجود خود نگهداری نمائيد .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 117
[9] سخنی است که امام ( ع ) ايراد فرموده بخيلان را سرزنش مي کند [10] نه
اموال خود را در راه آن کس که به شما داده بذل مي کنيد و نه جانها را
در راه کسی که آنها را آفريده به خطر مي افکنيد . [11] دوست داريد مردم به
خاطر خدا شما را گرامی دارند اما خودتان خدا را در منفعت رساندن به
بندگانش اطاعت نمي کنيد [12] از قرارگرفتن در مسکن های گذشتگان عبرت
گيريد [ آنها رفتند شما هم خواهيد رفت ] و از انقطاع و جداشدن از
نزديکترين برادران پند پذيريد .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 123
[15] از سخنانی است که امام ( ع ) ايراد فرموده اين سخن را امام ( ع )
به هنگام نبرد در صفين به اصحاب خويش گفته است . [16] هر کدام از
شما که در صحنه جنگ قوت قلب را در خويش احساس کرد 000 [1] و برادرش
را سست و ترسو يافت به شکرانه اين برتری و شجاعت که به او بخشيده
شده از وی دفاع کند [2] همانگونه که از خويشتن دفاع مي کند چه اينکه اگر
خداوند می خواست [ و شايسته مي ديد ] او را همانند وی مي ساخت . [3] مرگ
به سرعت در طلب شما است نه آنها که ايستادند و نه آنها که فرار
مي کنند [4] هيچکدام از چنگالش رهائی نمي يابند بهترين مرگها کشته شدن [ در
راه خدا ] است . سوگند به آن کس که جان فرزند ابوطالب در اختيار او
است [5] هزار ضربه شمشير بر من آسان تر است تا مرگ در بستر در غير طاعت
پروردگار. [6] قسمت ديگری از اين سخن گويا مي بينم به هنگام فرار همهمه
مي کنيد همچون صدائی که از سوسماران بهنگام ازدحامشان به وجود مي آيد
[7] نه قادر به گرفتن حقی هستيد و نه جلوگيری از ظلم و ستم اين شما و اين
راه راست [8] نجات برای کسی که خود را به ميدان افکند و هلاکت و بدبختی
از آن کسی است که کندی ورزد و توقف کند .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 124
[9] سخنی است که امام در تشويق يارانش به جهاد فرموده : [10] آنها را که زره
به تن دارند پيشاپيش قرار دهيد و آنها که زره ندارند پشت سر آنها
قرار گيرند دندانها را روی هم فشار دهيد [11] که اين کار تاثير شمشير را بر
سر کمتر مي کند و در برابر نيزه ها در پيچ و خم باشيد [12] که در ردکردن
نيزه دشمن موثرتر است زياد به انبوه دشمن خيره نگاه نکنيد تا قلب
شما قويتر و روح شما آرامتر باشد [13] سخن کمتر بگوئيد و صداها را خاموش
کنيد که سستی را بهتر دور مي سازد . از پرچم خود به خوبی نگهبانی کنيد
و آن را متمايل به اين طرف و آن طرف نسازيد [14] و آن را تنها نگذاريد و
جز به دست دلاوران و مدافعان سرسخت نسپاريد [15] زيرا آنان که در حوادث
سخت و مشکل ايستادگی به خرج مي دهند همانها هستند که از پرچمهايشان
پاسداری مي کنند [16] و آن را در دل جميعت خويش نگاه مي دارند و از هر سو و
از پيش و پس مراقب آن هستند 000 [1] نه از آن عقب مي مانند که تسليم
دشمنش سازند و نه از آن پيشی مي گيرند که تنها رهايش کنند [2] هر کس
بايد در برابر حريف خويش بايستد و با برادر همرزمش مواسات کند و
حريف خود را به او وا مگذارد [3] که او در برابر دو حريف قرار گيرد :
حريف خودش و حريف برادرش . بخدا سوگند اگر از شمشير دنيا فرار کنيد
[4] از شمشير آخرت سالم نمي مانيد شما بزرگان عربيد [5] و شرافتمندان برجسته
در فرارغضب و خشم خدا است و ذلت هميشگی و ننگ جاويدان [6] فرارکننده
به عمر خويش نمي افزايد و بين خود و روز مرگش حائلی ايجاد نمي کند
[7] کيست که با سرعت و نشاط با جهاد خويش به سوی خدا برود ؟ همچون تشنه
کامی که به سوی آب مي شتابد ؟ بهشت در سايه نيزه ها است . [8] امروز
راستی گفتار و اخبار هر کس از شجاعتش آزمايش مي شود بخدا سوگند من
به مبارزه با شاميان از آنها به خانه هاشان شايق ترم [9] پروردگارا اگر حق
را رد کردند جماعتشان را هزيمت ده و اتحادشان را به پراکندگی مبدل
ساز و در اثر خطاهاشان آنها را تسليم هلاکت گردان [10] بدانيد دشمنان
شما هرگز از جای خود بدون نيزه های پی در پی که بدنشان را سوراخ کند [11]
آنچنان که نسيم از آن بگذرد و ضربه هائی که سرها را بشکافد و استخوانها
را خرد کند و بازو و قدمها را جدا سازد تکان نمي خورند [12] آنها همچنان
ايستادگی مي کنند تا آنگاه که گروهها پشت سر هم آنان را تيرباران کنند
[13] و گروهی به ياری گروه ديگر با آنها به نبرد پردازند و تا اينکه لشکری
عظيم و بدنبالش لشکر عظيم ديگری آنها را تا شهرهايشان تعقيب کند [14] و
تا اينکه سم اسبهای شما زمين آنها را در هم بکوبند [15] و مسير رفت و آمد
آنها را از هر طرف اشغال کنند [ آری تنها در اين صورت تسليم خواهند
شد ] . [16] شريف رضی مي گويد : الدعق به معنی کوبيدن زمينها با سم
اسبها است و نواحر به معنی متقابل است مي گويند منزلهای فلان
طائفه تتناحر يعنی مقابل هم هستند .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 125
[1] سخنی است که امام ( ع ) ايراد فرموده . در آن هنگام که خوارج مساله
حکميت را انکار کردند . امام ( ع ) فرمود : [2] ما افراد را حکم قرار
نداديم تنها قرآن را به حکميت انتخاب کرديم . ولی اين قرآن خطوطی
است [3] که در ميان جلد پنهان است با زبان سخن نمي گويد و نيازمند به
ترجمان است [4] و تنها انسانها مي توانند از آن سخن بگويند . هنگامی که آن
قوم ما را دعوت کردند که قرآن ميانمان حاکم باشد . [5] ما گروهی نبوديم
که به کتاب خداوند سبحان پشت کرده باشيم . [6] در حاليکه خدای بزرگ
فرموده : اگر در چيزی اختلاف کرديد آن را به خدا و رسولش ارجاع
دهيد [7] ارجاع دادن اختلاف به خدا اين است که کتابش را حاکم
قرار دهيم و ارجاع اختلافات به پيامبرش به اين است که به سنتش
متمسک گرديم [8] هر گاه به راستی کتاب خدا به داوری طلبيده شود ما
سزاوارترين مردم به آن هستيم [ و به حکم قرآن از همه شايسته تر برای
خلافتيم ] [9] و اگر سنت پيامبر حکم گردد ما سزاوارترين و برترين آنها به
سنت او هستيم [ بنابراين در هر حال حق با او است ] 000[10] اما اينکه
ميگوئيد : چرا ميان خود و آنها مدتی در تحکيم قرار داده ايد ؟ [11] تنها
برای اين بود که بيخبران در جستجوی حقيقت بر آيند و آنها که آگاهند
به مشورت پردازند [12] شايد خداوند در اين فاصله کار اين امت را اصلاح کند
و راه تحقيق حق به روی آنها بسته نشود [13] تا در جستجوی حق عجله نکنند و
تسليم نخستين فکر گمراه کننده نگردند . برترين مردم در نزد خدا کسی
است [14] که عمل به حق نزد او محبوبتر از باطل باشد گر چه حق از نفع او
بکاهد و برايش مشکلاتی پيش آورد [15] و باطل برای او منافعی فراهم سازد
چرا حيران و سرگردانيد و چرا شک زده ايد و تسليم شيطان ؟ آماده
شويد برای حرکت [16] به سوی گروهی که از حق روی برگردانده آن را نمي بينند
و به ظلم و جور تشويق شده و حاضر به پذيرفتن عدالت بجای آن
نيستند 000 [1] از کتاب خدا فاصله گرفته اند و از راه راست منحرف
گشته اند . [2] افسوس شما وسيله ای نيستيد که بتوان به آن اعتماد کرد و نه
ياوران عزيز و نيرومندی که بتوان بدامن آنها چنگ زد [3] بد آتش زنه ای
برای افروختن آتش جنگ مي باشيد [ بوسيله شما نمي توان شعله های جهاد
آزادی بخش را با دشمن برافروخت ] اف بر شما باد چقدر ناراحتی از
شما ديدم [4] يک روز با صدای رسا و آشکارا با شما سخن مي گويم . و روز
ديگر مخفيانه و به گونه و آهسته نجوا ولی نه آزادمردان راستگوئی به
هنگام فرياديد [5] و نه برادران مطمئن و رازداری به هنگام نجوا .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 126
[6] از سخنان امام عليه السلام است اين سخن را امام ( ع ) هنگامی فرمود
که رعايت مساوات در عطايای بيت المال مورد ايراد جمعی از خودخواهان
قرار گرفت و آن را بر خلاف سياست دانستند [7] آيا به من دستور مي دهيد
که برای پيروزی خود از جور و ستم در حق کسانيکه بر آنها حکومت ميکنم
استمداد جويم ؟ [8] به خدا سوگند تا عمر من باقی و شب و روز برقرار و
ستارگان آسمان در پی هم طلوع و غروب مي کنند هرگز به چنين کاری دست
نمي زنم . [9] اگر اموال از خودم بود بطور مساوی در ميان آنها تقسيم مي کردم
تا چه رسد به اينکه اين اموال خدا است . [ و متعلق به بيت المال ]
[10] آگاه باشيد . بخشيدن مال در غير موردش تبذير و اسراف است اين کار
ممکن است در دنيا باعث سربلندی انجام دهنده آن شود [11] ولی در آخرت
موجب سرافکندگی وی مي گردد [ احيانا ] در ميان مردم [ دنياپرست ]
گراميش مي نمايد ولی در نزد خداوند خوارش مي سازد [12] هيچکس مال خودش را
در غير راهی که خداوند فرموده مصرف نکرد و به غير اهلش نسپرد جز
اينکه سرانجام خداوند او را از سپاسگزاری آنان محروم ساخت [13] و محبتشان
را متوجه ديگری نمود پس اگر روزی پايش بلغزد و به کمک آنان نيازمند
گردد بدترين رفيق و ملامت کننده ترين دوست خواهند بود
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 128
[9] از کلمات امام ( ع ) است در اين سخن از حوادث عظيمی که در شهر
بصره واقع ميشود پيشگوئی ميکنند [10] ای احنف گويا من او را مي بينم
که با لشکری بدون غبار و سر و صدا [11] و بدون حرکات افسارها و شيهه اسبان
به راه افتاده زمين را زير قدمهای خود همچون قدم شترمرغان گرفته اند .
[12] شريف رضی ره ميگويد : اين سخن اشاره به صاحب زنج ميباشد .[13] سپس
امام ( ع ) فرمود : وای بر کوچه های آباد و خانه های تزئين يافته ای [14] که
بال هائی همانند بال های کرکسان و خرطومهائی همچون خرطومهای پيلان دارند
[ اشاره به بالکن های زيبا و ناودانهای بزرگ قصرها و عمارتهای بصره
است . ] [1] وای بر آنها که برکشتگانشان گريه نميشود و از گمشده اشان
جستجو نميگردد [2] من دنيا را برو افکنده ام و چهره اش را بخاک ماليده ام و
آنرا درست اندازه گرفته ام و با چشم خودش به آن نگريسته ام . [3] قسمت
ديگری از اين کلام درباره ترک های مغول ميباشد . [4] گويا قومی را مي نگرم
که چهره هاشان همچون سپرهای چکش خورده است [5] ديباج و حرير ميپوشند
اسبهای اصيل را يدک ميکشند [6] و آنچنان دستشان در کشتار باز است که
مجروحان از روی بدن کشتگان حرکت مي کنند و فراريان از اسيرشدگان
کمترند . [7] هنگاميکه سخن به اينجا رسيد يکی از اصحاب گفت ای
اميرمؤمنان از غيب سخن ميگوئی و به علم غيب آشنائی ؟ امام ( ع )
خنديد و به آن مرد که از طائفه بني کلب بود فرمود : [8] ای برادر کلبی
اين علم غيب نيست اين فراگرفته ای است از عالمی [ پيامبر ] [9] علم
غيب تنها علم قيامت است و آنچه خداوند سبحان در اين آيه برشمرده
است که : [10] آگاهی به وقت قيام قيامت نزد او است او باران را نازل
مي کند و از آن چه در عالم جنين است با خبر است [11] و کسی نمي داند که
فردا چه کار خواهد کرد و کسی نمي داند که در کدام سرزمين از دنيا
ميرود . [12] پس خدای سبحان از آنچه در رحمهاست پسر يا دختر
زشت يا زيبا [13] سخاوتمند يا بخيل سعادتمند يا شقی و آن کسی که آتشگيره
آتش است [14] و يا در بهشت همسايه و دوست پيامبران است از همه اينها
آگاه است . اين است آن علم غيبی که غير از خدا کس نمي داند [15] و جز
اينها علمی است که خداوند به پيامبرش تعليم کرده و او به من آموخته
است و برايم دعا نمود که خدا آنرا در سينه ام جای دهد و اعضاء وجوارحم
را از آن مالامال سازد .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 129
[1] از خطبه هائی است که امام ( ع ) درباره مقياسها ايراد کرده
نيکان شما چه شدند ؟ [2] ای بندگان خدا شما و آنچه مورد علاقه شما از اين
دنياست مهمانهائی هستيد در مدتی معين [3] و بدهکارانی هستيد مورد مطالبه
سرآمدی کوتاه داريد و اعمالتان همگی محفوخ است چه بسيارند کوشش
کنندگانی که به جائی نرسيدند [4] و زحمتکشانی که زيان کردند در زمانی واقع
شده ايد که خير و نيکی جز عقب ماندگی چيزی ببار نمي آورد [5] و شر و بدی
عامل پيشروی است و شيطان جز طمع در هلاکت مردم کاری ندارد [6] پس
اکنون زمانی است که وسائل پيشرفت شيطان قوی شده نيرنگ و فريبش
همگانی گشته [7] و بدست آوردن شکار برايش آسان شده است به هر سو که
مي خواهی نگاه کن [8] آيا جز فقيری که با فقر دست و پنجه نرم مي کند يا
ثروتمندی که نعمت خدا را به کفران تبديل کرده [9] يا بخيلی که با بخل
ورزيدن در اداء حقوق الهی ثروت فراوانی گردآورده و يا متمردی که گويا
گوشش از شنيدن پند و اندرزها کر است [10] آيا شخص ديگری جز اينها مي بينی
؟ کجا هستند خوبان شما صالحان آزادمردان و سخاوتمندان شما ؟ کجايند
همانها که در کسب و کارشان با ورع بودند [11] در مذهب و رفتار خود از
بديها دوری می جستند مگر همه آنها از اين دنيای پس ت [12] و از اين زندگی
پر از مشکلات کوچ نکردند ؟ مگر نه اين است که شما وارث انسانهای
بي ارزشی شده ايد [13] که لبها جز به مذمت آنها حرکت نمي کند تا مقام آنها
کوچک شمرده شود [14] و برای هميشه فراموش گردند . فانا لله و انا اليه
راجعون . مفاسد آشکار شده نه انکارکننده و تغييردهنده ای پيدا
مي شود [15] و نه بازدارنده ای به چشم مي خورد آيا با اين وضع مي خواهيد در
دار قدس خدا و جوار رحمتش قرار گيريد [16] و عزيزترين اوليايش باشيد
هيهات خدای را درباره بهشت جاويدانش نمي توان فريفت 000 [1] و جز با
اطاعتش رضايتش را نتوان به دست آورد نفرين خدا بر آنان باد که امر به
معروف مي کنند و خود آن را ترک مي نمايند و نهی از منکر مي کنند و خود
مرتکب آن مي شوند .
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 130
[2] از سخنانی است که امام ( ع ) ايراد فرموده اين سخن را امام ( ع )
هنگامی به ابوذر فرمود که به ربذه تبعيد مي شد و به آن سو حرکت مي کرد
[3] ای ابوذر تو به خاطر خدا خشم گرفتی و غضب کردی پس به همان کس
که برايش غضب نمودی اميدوار باش . اين مردم از تو بر دنيايشان
ترسيدند [4] و تو از آنها بر دينت پس آنچه را که آنها برايش در وحشتند
به خودشان واگذار [5] و از آنچه مي ترسی آنها گرفتارش شوند [ کيفر الهی ]
فرار کن چه محتاجند به آنچه از آن منعشان مي کردی [6] و چه بي نيازی از آنچه
تو را منع مي کردند و به زودی خواهی يافت که پيروزی برای کيست و چه
کسی بيشتر مورد حسد قرار مي گيرد . [7] اگر درهای آسمانها و زمين به روی
بنده ای بسته شده باشد اما او از خدای بترسد . [8] خداوند راهی برای او
خواهد گشود آرامش خويش را تنها در حق جستجو کن و غير از باطل چيزی
تو را به وحشت نيفکند [9] اگر دنيايشان را مي پذيرفتی دوستت داشتند و اگر
سهمی از آن را به خود اختصاص مي دادی [ و با آنها کنار مي آمدی ] دست
از تو بر مي داشتند
-
پست: 1002
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 350 بار
سپاس‌های دریافتی: 389 بار

پست توسط HRG »

خطبه 131
[10] از سخنانی است که امام ( ع ) فرموده در اين سخن علت اصرار خويش
را در امر حکومت بر مردم بيان مي کند و صفات يک پيشوای دادگر را
تشريح مي نمايد . [11] ای روحهای پراختلاف و ای قلبهای پراکنده شما که
بدنهايتان حاضر [12] و عقلهايتان پنهان است من شما را به سوی حق مي کشانم
ولی همچون گوسفندانی که از غرش شير فرارکند مي گريزيد 000 [1] هيهات که
من با کمک شما بتوانم تاريکی را از چهره عدالت بزدايم [2] و يا کجی حق
را راست نمايم . پروردگارا تو ميدانی آنچه ما انجام داديم نه برای
اين بود که ملک و سلطنتی بدست آوريم [3] و نه برای اينکه از متاع پست
دنيا چيزی تهيه کنيم [4] بلکه بخاطر اين بود که نشانه های از بين رفته
دينت را باز گردانيم و صلح و مسالمت را در شهرهايت آشکار سازيم تا
بندگان ستمديده ات در ايمنی قرار گيرند [5] و قوانين و مقرراتی که بدست
فراموشی سپرده شده بار ديگر عملی گردد . بار خدايا من نخستين کسی
هستم که به سوی تو بازگشته [6] و ندای تو را شنيده و پاسخ گفته ام هيچکس
جز پيامبر ( ص ) در نماز بر من سبقت نگرفت [ و نخستين نمازگزار در
اسلام بعد از او من هستم ] . [7] شما مي دانيد آنکس که بر نواميس ،خونها
[8] ،کنائم ،احکام و امامت مسلمانان حکومت مي کند نبايد بخيل باشد تا در
جمع آوری اموال آنان برای خويش حرص ورزد . [9] و نبايد جاهل و نادان
باشد که با جهلش آنان را گمراه کند و نه جفاکار تا پيوند های آنها را
از هم بگسلد [10] و به نيازهای آنها پاسخ نگويد و نه ستمکار که در اموال و
ثروت آنان حيف و ميل نمايد و گروهی را بر گروه ديگر مقدم دارد : [11] و
نه رشوه گير در قضاوت تا حقوق را از بين ببرد و در رساندن حق به
صاحبانش کوتاهی ورزد . [12] و نه آنکس که سنت پيامبر را تعطيل کند و
بدين سبب امت را به هلاکت بيفکند [ اينها هيچکدام لايق مقام ولايت و
سرپرستی مسلمانان نيستند ] .
ارسال پست

بازگشت به “نهج البلاغه”